
ادبیات رضوی، جلوهگاه تلاقی عشق زمینی به انسانی الهی و حکمت آسمانی است. این شاخه از ادبیات دینی، تنها روایتگر زندگی و زمانه آن امام همام نیست؛ بلکه ترسیمگر جغرافیای دلهایی است که در مسیر سلوک، کاروانِ قافله عشق او شدهاند. از قصیدههای پرشور و مرثیههای سوزناک شاعران کهن پارسیگو تا نثرهای شاعرانه و داستانهای عمیق معاصر، همگی گواهی میدهند که کرامت، علم، حکمت و سیمای ملکوتی آن حضرت، منبعی بیپایان برای آفرینش ادبی بوده است.
اهمیت ادبیات دینی و به تبع آن، ادبیات رضوی، در این است که میکوشد مفاهیم متعالی و قدسی را در قالب کلمات بشری و در چارچوب زیباییشناسی هنری بگنجاند و آنها را به کام دل و ذهن مخاطب بنشاند. این ادبیات، پلی است میان عقل و عشق، تاریخ و اسطوره، حقیقت و خیال، که میتواند ژرفترین معارف را در دسترسترین و ماندگارترین شکل ممکن منتقل کند.
اما خلق آثار فاخر در این عرصه، بیچالش نیست. بزرگترین آن، حفظ تعادل میان «صدق تاریخی» و «خلاقیت ادبی» است. چگونه میتوان در توصیف شخصیتی که قدسیت دارد، از دامِ ابتذال و سطحینگری دور ماند؟ چگونه میتوان بدون ورود به حریم قداست، عمق همچون شهادتی را به تصویر کشید؟ چگونه میتوان از نمادها و استعارهها بهره گرفت، بدون آنکه از حقیقت فاصله گرفت؟ اینها پرسشهای همیشگی پیش روی هر نویسنده و شاعر متعهدی در این وادی است.
در این مسیر پرپیچوخم، برخی آثار درخشان چون چراغی راهگشا میدرخشند. کتاب «پنجشنبه فیروزهای» اثر سارا عرفانی، از نمونههای موفق ادبیات داستانی معاصر است که با نثری روان، تصویری و آکنده از حساسیت ادبی، موفق شده است زندگی و فضایل امام رضا(ع) را نه در قالب متنی تاریخی، که در هیئت روایتی داستانی و جذاب ارائه دهد. این اثر نشان میدهد که چگونه میتوان با بهرهگیری از عناصر داستانپردازی مدرن، احترام به تاریخ و سیره معصومان(ع) را حفظ کرد و اثری خلق کرد که هم برای مخاطب عام جذاب باشد و هم عمقی معنوی را منتقل کند.
«سارا عرفانی» از جمله نویسندگان جوانی است که در مدت زمان کوتاهی با خلق آثاری حائز اهمیت، جوایز متعددی را از آن خود کرده است. او که در داستاننویسی اعتقادی به خطکشیهای جنسیتی ندارد، فعالیت جدی خود را با رمان «لبخند مسیح» (برنده جشنواره بانوی فرهنگ) آغاز کرد و سپس با آثاری چون «پنجشنبه فیروزهای» (برگزیده جشنواره کتاب سال رضوی) و «دختر ماه» (برنده جشنواره رضوی) به چهرهای شناختهشده در عرصه ادبیات داستانی دینی تبدیل شد.
آنچه در ادامه از خاطر شما میگذرد، گفتوگوی ایکنا با این نویسنده بیحاشیه در سالروز میلاد هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت، حضرت امام رضا(ع) است که به خوبی میداند از دنیای نویسندگی چه میخواهد و در زوایای پنهان تاریخ دینی به دنبال راهکاری برای مسائل امروز بشر است.

ایکنا - ابتدا درباره رمان «دختر ماه»؛ اثری از شما در حوزه ادبیات رضوی درباره خواهر امام رضا(ع)؛ حضرت معصومه(س) وارد گفتوگو شویم. این اثر برخلاف بسیاری از زندگینامههای مستند تاریخی، یک زندگینامه داستانی است که به خوبی از عنصر داستان در پیشبرد روایت تاریخی بهره برده است. استفاده از عنصر تخیل در نگارش این رمان چه جایگاهی داشت و چه میزان از روایت مستند و چه میزان براساس تخیل شخص شما در نهایی شدن و شکل گرفتن این اثر دخیل بوده است؟
برای نوشتن رمان «دختر ماه» تحقیقات بسیاری را پشت سر گذاشتم. با توجه به اینکه اطلاعات کمی درباره حضرت معصومه(س) وجود داشت و قصد داشتم یک داستان بلند و رمان از زندگی ایشان بنویسم، سعی کردم هیچ روایتی به اتفاقات اصلی اضافه نکنم. اما با صداقت عنوان میکنم که برای بسط ماجراهایی که در تاریخ و منابع تاریخی وجود داشت، از تخیل استفاده نکردم. اگر تخیلی در میان بوده؛ بیشتر برای گسترش صحنهپردازی و خلق یک فضای داستانی به کار رفت.
به صداقت این مهم را بیان میکنم که برای من فاقد ارزش بود که زندگی ایشان را با حوادث غیرمستند و داستانی بنویسم و وقت مخاطب را با حوادثی تخیلی بگیرم. شاید تلخ باشد اما باید بگویم در حد دو صفحه از زندگی حضرت معصومه(س) منبع تاریخی وجود دارد.
ایکنا - یکی از سوالات تکراری از نویسندگان رمانهای تاریخی، مسئله دسترسی به منابع تاریخی و مستند است. درباره حضرت معصومه(س) این موضوع پررنگتر میشود. با توجه به روایت صادقانه شما باید پرسید به چه منابعی اتکا کردید؟
دسترسی به اخبار و منابع تاریخی بسیار دشوار است. از دو کتاب «عیون اخبار الرضا(ع)» و «الارشاد» استفاده کردم. واقعیت این بود که اطلاعات بسیار اندک بود؛ شاید در حد یک صفحه یا دو صفحه! منابع دیگری را نیز مطالعه کردم و سعی کردم با آوردن اتفاقات تاریخی مربوط به امام رضا(ع)، امام موسی کاظم(ع) و امام جواد(ع) که حضرت معصومه(س) نیز در این جریانات حضور داشتند، داستان را بسط و گسترش بیشتری دهم.
ایکنا - در حوزه رمان جوان و نوجوان به عنوان مخاطبان هدف شما، سالهاست شاهد پرفروش بودن ژانرهای غربی با شخصیتهایی مثل «مرد عنکبوتی»، «فروزن» و «بِنتِن» هستیم. با وجود شخصیتهای تاریخی، دینی و ملی فراوان، چرا خوراک فکری مناسب برای این قشر تولید نمیشود و به نظر شما چرا نویسندگان ما به این سمت نمیروند؟
یکی از مهمترین دلایل، سختی کار است. وقتی منابع خوبی در اختیار نداریم و کارشناسان تاریخی یا در دسترس نیستند یا به دشواری وقت خود را در اختیار نویسندگان میگذارند، انگیزه نویسنده کاهش پیدا میکند. به شخصه به دشواری توانستم با چند کارشناس تاریخی گفتوگو بگیرم. وقتی دستمان خالی است، به سراغ داستانهای تخیلی میرویم.
البته نوشتن درباره حضرت معصومه(س) برای من دلنشین بود، اما با توجه به سختیهای کار، نویسندگان یا باید ارادت خاصی به این موضوعات داشته باشند یا از سمت نهادهای دولتی و حکومتی حمایت شوند.
برای نوشتن از چنین شخصیتهایی باید از سمت نهادهای مربوطه تدبیر ویژهای اندیشیده شود؛ اتاق فکر تشکیل شود و کارشناسانی در کنار نویسندگان قرار داده شوند تا سوالاتشان را پاسخ دهند. متأسفانه جای چنین اقداماتی خالی است و این باعث میشود نویسندگان به سمت داستانهای تخیلی بروند. این در حالی است که ما شخصیتهای بزرگی داریم و ارائه کارهای ضعیف شایسته نیست. حتی در ژانرهای تخیلی و وحشت نیز آثارمان آنقدر ضعیف است که توان رقابت با کارهای ترجمهای را ندارند.

ایکنا - درباره شخصیتهای کربلا، صدر اسلام و زنان صدر اسلام نیز آثار پرشماری نداریم و اغلب آثار محدود موجود، خالی از خلاقیت و عناصر داستانی هستند. شما به توجه به آنکه در این حوزه دستی گرم در حوزه نگارش دارید دلیل این امر را چه میدانید؟
صادقانه باید گفت این مشکل وجود دارد. آثار اغلب نویسندگان ما فاقد خلاقیت است. نویسندگان باید طرحی نو دراندازند. زمان روایت داستان خطی معمولی گذشته است. باید ببینیم میخواهیم چه بنویسیم، چه الگویی قرار است بسازیم و چرا جوانان و نوجوانان ما باید چنین آثاری را بخوانند.
به عنوان نمونه چرا با وجود ائمه معصومین(ع) و شهدای مدافع حرم، برای نوجوانان الگوسازی نمیکنیم؟ چرا «مرد عنکبوتی» و نظایری از این قهرمانان پوشالی باید الگوی نوجوان مسلمان ایرانی باشد؟
بخشی از این امر به خود نویسنده بازمیگردد، اما بخش بزرگتر آن به نهادهای دولتی و حکومتی مربوط میشود که کار ویژهای انجام نمیدهند و تنها به فکر بیلان کاری و گزارش هستند. آنها میگویند امسال ۳۰ کتاب منتشر کردهایم، اما کسی بررسی نمیکند که این کتابها چقدر تأثیرگذار بودهاند یا به عنوان نمونه شهدای مدافع حرم تا چه میزان در آنها معرفی شدهاند. این نهادها اتاق فکری ندارند که به این موضوع بیندیشند که به جای هزینه کردن برای ۴۰ کتاب بیهوده، بودجه را صرف چند کتاب پرمحتوا کنند.
نویسندگان اگر دلسوز باشند و دغدغه داشته باشند، خود به سمت قهرمانسازی دینی و ملی میروند و اگر نداشته باشند، به دنبال دغدغههای شخصی خود خواهند رفت.
ایکنا - ادبیات دینی هنوز آنطور که باید مورد توجه نویسندگان به ویژه نویسندگان نسل سوم و جوان قرار نگرفته است. بسیاری از نشانههای مذهبی که مورد توجه مردم هستند، دستمایه نویسندگان قرار نمیگیرند. برخی نویسندگان شبهروشنفکر معتقدند رمان؛ قالبی مدرن است و نمیتوان از آن برای مفاهیم سنتی استفاده کرد. نظر شما در این زمینه چیست؟
این آسیب وجود دارد. برخی نویسندگان حسابکتاب میکنند که اگر داستان دینی بنویسند، طیف وسیعی از مخاطب را از دست میدهند و شاید به واقع هم همینطور باشد. بعضی از رمانهای دینی آنقدر پیامهای گلدرشت و کلیشهای به مخاطب میدهند که دلزدگی ایجاد میکنند یا به شدت ضعیف هستند.
زمان آن رسیده که بتوانیم تعادل منطقی بین تکنیک قوی و محتوای دینی ایجاد کنیم. برایم جالب بود که چند نفر از منتقدان کتاب «پنجشنبه فیروزهای» در جلسات اذعان کردند که این رمان پلی بین رمان مدرن و رمان مذهبی زده است. البته به نظرم هنوز در ابتدای راه هستیم. اما در قدم اول، باید بتوانیم مخاطب را نسبت به این گونه ادبی خوشبین کنیم تا حس منفی نداشته باشد.

ایکنا - در طول نگارش رمان «پنجشنبه فیروزهای» درحوزه رمان رضوی و ادبیات مرتبط با امام رضا(ع) و پس از آن، آیا تجربه شیرین و قابل توجهی برایتان پیش آمد؟
خاطره جالب من، بازخوردهای نوجوانان و دختران ۱۲ ساله به بالا نسبت به کتاب بود؛ بازخوردهای دلنشینی که نشان میداد بچهها با کتاب ارتباط برقرار کردهاند. اما ای کاش در توزیع کتاب اتفاقات بهتری رخ میداد؛ در مدارس با تخفیفهای بیشتری کتاب توزیع میشد و در جشنها و مراسم مختلف بیشتر مورد توجه قرار میگرفت. ای کاش تمهیداتی اندیشیده شود که کتاب بیشتر خوانده شود و تأثیری که نویسنده مدنظر دارد، اتفاق بیفتد. اگر ناشر یا نهادهای دیگری مانند آستان مقدس حضرت معصومه(س) برای این جریان تدبیری بیندیشند، بسیار بهتر است.
متأسفانه برای کتاب «دختر ماه» تا مدتها کتاب در فروشگاههای جمکران و آستان مقدس در قم نبود و حتی بعد از این همه مدت، تازه نقدی از سوی آستان مقدس حضرت معصومه(س) بر آن نوشته شده است. این کمکاریها حیف است. به عنوان نویسنده وظیفه خود را انجام دادهام، اما متأسفانه برخی دوستان نسبت به کتاب و نویسنده کملطفی میکنند.
ایکنا - با توجه به محدود بودن تعداد آثار داستانی رضوی و عدم اقبال برخی نویسندگان به این حوزه، به نظر شما راهکار چیست؟
بخشی از این کاستی به خود نویسندگان بازمیگردد که پرداختن به چنین موضوعاتی را برای خود به دغدغهای جدی تبدیل نکردهاند. اما بخش دیگر آن به ضعف مدیران و مجموعههای فرهنگی از جمله آستان قدس رضوی در حمایت و هدایت تولید آثار فاخر رضوی مربوط میشود.
بسیار دغدغه داستان دینی دارم و معتقدم در این زمینه خلأ داریم؛ یعنی داستانهای خوبی که شعار ندهند، کلیشهای نباشند و مخاطب را دلزده نکنند، کم داریم و فکر میکنم جای این نوع ادبیات در جامعه ادبیمان خالی است.
ایکنا - برای خلق آثار فاخر در حوزه ادبیات رضوی چه پیشنهادی دارید؟
ضروری است که تولید آثار رضوی به نویسندگان و هنرمندان خلاق و صاحبنظر برونسپاری شود. اتکا به روشهای سنتی یا سفارشی در تولید آثار فرهنگی، به ویژه در حوزه ادبیات داستانی، ثمربخش نیست و نمیتواند به خلق آثار فاخر و ماندگار منجر شود.
نهادها و متولیان امور میتوانند برای جبران خلأهای تولید آثار قابل دفاع رضوی، نویسندگان خوب را به خدمت بگیرند. این مسئله نباید محدود به خلق یک اثر سفارشی شود. ضعف کارهای سفارشی این است که دغدغهای برای تولید خلاقانه آنها وجود ندارد یا به دلیل زمان اندک، خروجی ضعیفی دارند و این تصور را ایجاد کرده که مخاطب به سمت کارهای سفارشی نرود. حتی با بررسی خلأهای تولید یک اثر خوب، میتوان تولید آثار را به نویسندگان غیرایرانی هم سفارش داد و نباید به تولید آثار ضعیف بسنده کرد.

ایکنا - اگر بخواهید به مهمترین چالش حوزه نگارش داستاننویسی در عرصه مباحث دینی بپردازید به چه نکته یا نکاتی اشاره میکنید و چگونه میتوان بر آن غلبه کرد؟
از مهمترین چالشها، خطر کلیشهای شدن و تکراری بودن است. همیشه باید به این فکر باشیم که از کلیشهها فاصله بگیریم، زیرا مخاطب امروز سختپسند است. نویسندگان این حوزه باید با خلاقیت و نوآوری، از پرداختن به موضوعات کلیشهای پرهیز کنند و با نگاهی نو به مفاهیم دینی، مخاطبان را جذب کنند.
همچنین نویسنده داستان دینی باید مخاطب خود را به خوبی بشناسد و با توجه به علایق و نیازهای او، داستان را خلق کند. برای مثال، داستان نوجوان با داستان بزرگسال باید تفاوت داشته باشد.
ایکنا - چگونه میتوان تعادلی بین محتوا و تکنیک در داستانهای دینی ایجاد کرد؟
این امر مستلزم ظرافت و دقت نظر فراوانی از سوی نویسنده است. نویسنده باید به خوبی درک کند که هدف از داستاننویسی دینی، تنها انتقال پیام و مفاهیم دینی نیست، بلکه خلق یک اثر هنری جذاب و خواندنی نیز هست. برای رسیدن به این هدف، نویسنده باید از یک سو تسلط عمیقی بر مضمون و محتوای داستان داشته باشد و از سوی دیگر، با استفاده از تکنیکهای داستاننویسی، جذابیت لازم را ایجاد کند.
متأسفانه ما نتوانستهایم داستان دینی را به درستی تعریف و تبیین کنیم، تا جایی که حتی مخاطب مذهبی هم گاهی موضع میگیرد. این نشاندهنده ضعف داستانهای گذشته است و باید این وضعیت تغییر کند. در داستاننویسی دینی نباید فقط قشر مذهبی را مخاطب خود بدانیم، بلکه باید همه مخاطبان را در نظر بگیریم.
ایکنا - در پایان این گفتوگو، آیا توصیهای برای نهادهای متولی دارید؟
باید برای خلق یک کتاب خوب هزینه کرد و صبور بود. نهادها باید با دید وسیعتر و خلاقانهتر عمل کنند. به جای اینکه موضوعی را در زمان کم به نویسنده تحمیل کنند، باید به نویسندگان خوشفکر و جوان مهلت دهند تا اثر خوبی خلق شود.
این حوزه (ادبیات رضوی) از ادبیات، ظرفیتهای فراوانی برای ترویج و تعمیق فرهنگ دینی دارد و لازم است نهادهای فرهنگی با حمایت از نویسندگان و فراهم کردن زمینه تولید آثار فاخر، به رونق داستاننویسی دینی کمک کنند.
انتهای پیام