شیعه در طول تاریخ هماره در مضیقه و تنگنا بوده است، اما این تنگنا بر اساس شرایط زمان و حکومت گاه شدیدتر و گاه خفیفتر میشد. در این میان امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) بیش از همه در مضیقه بودند؛ به طوری که ایشان را در پادگانی نظامی در اطراف بغداد «دارالخلافه عباسی» زندانی کرده بودند و شیعیان بهسختی امکان ملاقات با ایشان را داشتهاند. از اینرو برای حل مشکلات معرفتی، کلامی و فقهی خود به مکاتباتی مخفیانه با پیشوایان خود دست یازیدند. شیعیان ایران در این میان به فعالیت بسیاری پرداختهاند و از مراکز مختلفی مانند قم، ری، نیشابور و اهواز با پیشوایان خود مکاتبه داشتهاند از طریق نائبان و افراد مورد وثوق امامان(ع) مانند علی بن ابراهیم بن مهزیار.
در آستانه شهادت یازدهمین پیشوای شیعیان حضرت امام حسن عسکری(ع) در این زمینه گروه معارف ایکنا با حجتالاسلام و المسلمین
احسان جعفریپور، پژوهشگر تاریخ اسلام و نویسنده مقالهای با عنوان
«مکاتبههای ساکنان ایران با امام حسن عسکری(ع)» به گفتگو نشسته است که مشروح آن را در ادامه میخوانیم.
ایکنا – در مطلع کلام، به تاریخ حضور تشیع در ایران و وضعیت شیعیان در دوران امام حسن عسکری(ع) اشارهای بفرمایید.
تراکم و کیفیت حضور شیعه، در سرزمینی که امروزه بنام ایران میشناسیم تا تبدیل شدن به شکل و کیفیت امروزی، هماره در حال تغییر و تحول بوده است و مراکز مختلفی از ایران با تراکمهای متفاوت در طول تاریخ به عنوان مرکز تشیع شناخته شدهاند، در بعضی شهرها مانند نیشابور اهل سنت بیش از شیعیان وجود داشتهاند؛ اما در کنار یکدیگر همزیستی داشتند(به عنوان مثال؛ کسانی که به استقبال امام رضا(ع) آمدند همه شیعه نبودند بلکه تعداد قابل توجهی اهل سنت بودند) در برخی شهرها مانند ری، به برکت وجود امامزاگانی مانند عبدالعظیم حسنی(ع)، نیمی شیعه و نیمی سنی بودند و در این میان قم و آوه(قریهای میان قم و ساوه که با حمله مغول از میان رفت) مراکز اصلی حضور و تراکم جمعیتی شیعیان بودند. قم از زمان مهاجرت و تبعید قبیله اشعری در زمان حجاج بن یوسف ثقفی در قرن نخست هجری، تبدیل به مرکز جمعیتی شیعیان شد و این تغییرات به مرور زمان از ایران، چهرهای شیعی و یا محب اهل بیت(ع) ترسیم کرده است.
از نشانههای همزیستی اهل سنت و شیعه در شهرهایی مانند ری و نیشابور، وجود سؤالات کلامی در نامههایی است که بنابر نقلها به محضر امام(ع) نوشته میشد؛ مانند سؤال درباره «جسمانیت خداوند» و یا پرسش در رابطه با «حدوث و قدم قرآن» که نشان از مواجهه شیعیان با دیگر مذاهب و دغدغههای فکری و کلامی روز جامعه اسلامی دارد؛ اما در شهر قم محتوای نامهها غالبا فقهی بودهاند؛ زیرا علاوه بر وجود اکثریت شیعهمذهب، علمای بزرگ و اصحاب ائمه(ع) در آنجا حضور داشتند و سؤالاتی را که ایشان و نواب امام(ع) پاسخی برای آن نداشتند، با نامهای از محضر امام(ع) طلب میکردند.
ایکنا - در زمان امام حسن عسکری(ع) شیعیان خصوصا در ایران چقدر در ابراز عقیده، آزادی داشتند و در مورد نقش اجتماعی و سیاسی آنان نیز بفرمایید.
بهطور کلی در زمان ائمه اطهار(ع) به علت سختگیریهای حکومتی، شیعیان اغلب در تقیه زندگی میکردند و مقدار این تقیه و پنهانکاری مذهبی به مقدار سختگیری حاکم و خلیفه وقت بستگی داشت، به عنوان مثال؛ در زمان
مهدی عباسی(خلافت از 158 تا 169، همزمان با دورهای از امامت امام کاظم(ع)) که پس از پدر خود
ابوجعفر منصور(خلافت از 136 تا 158) خلافت را برعهده داشت، سختگیری کمتری بوده و آزادی نسبی برای شیعیان وجود داشته است. اما در زمان امام هادی(ع) و در دوران خلافت متوکل عباسی(خلافت از 218 تا 227) سختگیری برشیعیان اوج گرفت و در زمان امام حسن عسکری(ع) که با حکومت سه خلیفه بنیعباس مقارن بود (254 تا 263) و در دوران خلفایی چون معتز(خلافت از252 تا 255) و معتمد(خلاف از 256 تا 279) این سختگیریها و نظارتها به دلیل آگاهی نسبت به روایات شیعه و انتظار آنها برای امام دوازدهم بر ایشان و امام(ع) به اوج رسیده و ارتباط شیعیان با ایشان تقریبا غیرممکن شد (مگر در اوایل حکومت معتز که اندک افرادی به حضور امام(ع) میتوانستند برسند و ما روایاتی که از حضور افراد نزد ایشان داریم اغلب متعلق به این دوره هستند؛ گرچه متأسفانه این روایات تاریخمند نیستند، اما میتوان حدس زد متعلق به این دوران باشند) و تنها به شکل مخفیانه مکاتباتی میان امام و شیعیان انجام میشد. در رابطه با فعالیت سیاسی شیعیان نیز باید گفت؛ در اغلب مواقع اگر فعالیتی داشتهاند در پرده
تقیه اتفاق میافتاد؛ مانند وزارت
علی بن یقطین صحابی امام کاظم(ع) در دربار هارونالرشید که با فرمان امام(ع) و در جهت رعایت حال شیعیان انجام پذیرفت.
ایکنا – با توجه به نامهها و پرسشهای فقهی از امام(ع) درباره وضعیت فقه شیعی در دوران امام حسن عسکری(ع) توضیح بفرمایید و بیان کنید که آیا اجتهاد وجود داشته یا صرف نقل روایت بوده است؟
اجتهاد به معنای امروزی به صورت گسترده در آن زمان میان شیعیان وجود نداشته است (برخلاف اهل سنت که پس از وفات پیامبر(ص) به اجتهاد روی آوردند و مجتهدین و فقهای بزرگ بسیاری داشتند)، آنها در زمان حیات ائمه(ع) کمتر نیاز به اجتهاد میدیدند و در احکام متکی به اقوال ایشان بودهاند و البته ائمه(ع)، افرادی را مانند یونس بن عبدالرحمن، زراره و در زمان امام عسکری(ع) نیز نواب خود را به عنوان افراد مورد وثوق معرفی میکردند تا افراد احکام خویش را از آنها بپرسند و آنها نیز در احکام آنچه از امام(ع) به عنوان شارع مقدس شنیده بودند را نقل میکردند و در صورت بروز مسائل جدید به نحوی از امام(ع) حکم آن را جویا میشدند.
ایکنا - این نامهها و مکاتبات منقول از امام حسن عسکری(ع) و اصحابشان تا چه حد مورد وثوق بوده و فرامین موجود در آنها در رابطه با مسائل فقهی تا چه اندازه مورد توجه و استفاده فقها واقع شده است؟ آیا نسخهای از این نامهها موجود است؟
ابتدا درباره نامهها توضیح بدهم، این نامهها اغلب به صورت مخفیانه و خیلی کوتاه و مختصر(در دو سه خط) و تنها در پاسخ به پرسشها(که در مقالهای که با موضوع این نامهها نوشتهایم ثابت کردهایم که نامه منقول از امام عسکری(ع) به پدر شیخ صدوق و اشاره در آن نامه به فرزندشان صحیح به نظر نمیرسد) و نه آنگونه که برخی گفتهاند به دست عثمان بن سعید بلکه به دست شخص حضرت نوشته شدهاند. فقها در این رابطه نظرات مختلفی دارند و شرایطی برای پذیرفتن و حکم دادن براساس آنها داشتهاند و آنهایی را که اولا سند محکمی نداشتهاند و ثانیا با برخی اصول مسلم فقهی و احادیث موثق در تعارض بودهاند را ضعیف شمرده و نپذیرفتهاند. در رابطه با نسخه فیزیکی باقیمانده از این نامهها باید بگویم که حداقل من گزارشی در اینباره ندیدهام و هر اطلاعی که ما از این نامهها و محتوای آنها داریم از طریق روایات منقول است و نه نسخ فیزیکی.
ایکنا – دوران حیات امام حسن عسکری(ع) در زمان نهضت ترجمه و بیتالحکمه عباسی قرار داشت و روایتی نیز از مواجهه غیرمستقیم ایشان با یعقوب کندی نقل شده است و در برخی مکاتبات نیز نهی از جدالهای کلامی مشاهده میشود؛ با این اوصاف چه برداشتی از موضع امام(ع) در قبال علوم عقلی مانند کلام و فلسفه میتوان داشت؟
با توجه به تنگنای شدید و سختگیریهایی که ایشان در آن قرار داشتهاند (همانطور که خود فرمودند؛ در هیچکدام از پدرانشان سابقه نداشته) و عدم نشستن ایشان بر کرسی تدریس در این مسئله نمیتوان با قاطعیت اظهار نظر کرد. مسئلهای که روایت مواجهه با کندی نقل میکند، نیت او برای نوشتن کتابی در نقد قرآن است که امام(ع) با واسطه یکی از شاگردان او متوجه شده و به او یادآور میشود که ممکن است منظور قرآن، آنی نباشد که تو بدان انتقاد داری و کندی به فکر فرو رفته و از تألیف آن پشیمان میشود، چنانچه مشاهده میشود این روایت در صورت صحت نیز موضعی در مقابل علوم عقلی بیان نمیکند.
در رابطه با نهی مندرج در محتوای یکی از نامهها از مداخله در مباحث کلامی باید گفت؛ در اصل این نهی از جهت تقیه و حفظ جان شیعیان بوده است. ما در آن زمان میبینیم که فردی به راحتی براثر یک ابراز عقیده کلامی، کافر و مهدورالدم شناخته میشد؛ مانند ماجرای محنت قرآن که در دعوا بر سر حدوث یا قدم قرآن افراد زیادی از اهل حدیث کشته شدند؛ پس امام(ع) در این فضای غیرمنطقی و پرتعصب تا حدامکان از دخالت در اینگونه مجادلات که مذموم و بیفایده بودند؛ مانند آنچه منظور نظر آیه 4 سوره غافر است که میفرماید: «مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ» نهی کردند، گرچه در برخی مسائل به اقتضای همزیستی با اهل سنت ناچار به ورود بودند و یکسری سؤالات در زمینه توحید مانند تجسیم و صورت خداوند از امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) پرسیدند.
ایکنا – در انتها در رابطه با برخی روایاتی که جعفر کذاب را از ادعای امامت مبری دانسته و او را کسی معرفی میکند که خود را پوششی برای امام زمان(عج) معرفی میکنند، توضیحی بفرمایید.
با توجه به جمیع روایات در رابطه با او که اموال امام حسن عسکری(ع) را تصاحب میکند و اقدامات دیگری که انجام میدهد این روایات به نظر نادرست میآیند.
انتهای پیام