
به قلم فرح موسی، استاد دانشگاه و رئیس مرکز اسلامی پژوهشها و مطالعات قرآنی لبنان
آنچه سوره اسراء در مورد فساد بنیاسرائیل ـ دو بار ـ ارائه میدهد، ناگزیر حقایق و پیامدهایی را در رابطه با حال و آینده امت اسلامی آشکار خواهد کرد. این بدان دلیل است که آیات در سفر بین مکه و مدینه نازل شدهاند و بافت مکی آنها، وقایعی را در چارچوب نزول آنها پیشبینی میکند. کافی است جنبههای زبانی و بلاغی حرف شرط «اذا» و فعل ماضی را در نظر بگیریم تا معنای آینده این وقایع ـ و نه گذشته ـ را بفهمیم.
این آیات قرآنی امت اسلامی را مخاطب قرار میدهند و وجود و حیات آن را از طریق سفر پیامبر از مسجدالحرام به مسجدالاقصی تثبیت میکنند. فرمان الهی که پیامی برای بنیاسرائیل بود، بر مرکزیت مسجد برای مسلمانان تأکید میکند، نه برای بنیاسرائیل. جای تعجب نیست که این فرمان قبلاً در کتب مقدس ذکر شده بود.
همانطور که مشاهده میکنیم، وعده اول هیچ اشارهای به مسجد نمیکند. از سیاق آیات روشن میشود که وعده اول دلالت بر ورود به مسجد دارد، شاید به عنوان پیامدی از رستاخیز اول بندگان مؤمن، با توجه به درگیریهایی که با بنیاسرائیل در مدینه و خیبر رخ داد. این درگیریها منجر به پیروزی آشکار و ورود مسالمتآمیز به مسجدالحرام شد، نه با زور، آنطور که برخی مفسران ادعا کردهاند.
بنابراین، پرسه زدن برای مسجد نبود، زیرا بندگان فرستاده شده خداوند در مساجد پرسه نمیزنند. شما از قبل معنای رستاخیز را میدانید و اینکه فقط میتواند یک عمل الهی باشد. هرگز از نظر شما دور نمانده است که «رستاخیزکننده» یکی از نامهای خداست. معنای همه اینها این است که رستاخیز فقط برای بندگان مؤمن است.
وعده آخرت برای روشن کردن آنچه در وعده اول ناگفته مانده بود، آمد و مسجد را به مرکز نابودی بنیاسرائیل کافر تبدیل کرد. این امر ما را وادار میکند که با این رویداد از موضع ایمان و تلاش همذاتپنداری کنیم، نه اینکه خود و ذهن خود را در بحثهای مربوط به معراج و صحبتهای اهل آسمان غرق کنیم، در حالی که این سوره مبارکه میخواهد ما معراج را در زمین درک کنیم. این سوره ما را به سفری حقیقی از ایمان و بندگی در زمین فرا میخواند، همانطور که در کلام خداوند متعال آمده است: «أسرى بعبده..».
اگر بحث در مورد معراج ضروری است، پس بگذارید این امت اول و مهمتر از همه در مساجد پروردگارش سفر کند تا در آنچه از نظر علم، عمل و تلاش برای خود جستجو میکند، در بندگی معنا پیدا کند! معراج با تسبیح و برکات آغاز شده و ادامه پیدا میکند و با دیدن نشانهها به پایان میرسد. چه معنایی دارد که امتی تسبیح و برکات را رها کند، نماز پیامبرش(ص) با پیامبران در سرزمین مقدس را نادیده بگیرد و از هدایتی که پروردگارش به عنوان جهت نمازگزاردن برایش مقدر کرده است، منحرف شود.
این آیات راه را برای وعده آخرت هموار کردند، به طوری که خداوند متعال میفرماید: «ثم رددنا لكم الكرة عليهم» گذشت زمان، تقویت و بسیج نیروها نشان میدهد که این پیروزی دوم برای آنها در آخرت، از نظر قدرت، تعداد و تجهیزات، مانند پیروزی اول نخواهد بود. علاوه بر این، اهمیت مسجد و نقش محوری آن در این وقایع را برجسته میکند.
اگر معراج رخ داد تا خداوند مؤمنان را در رکاب پیامبران گرد هم آورد، پس حاوی راهنمایی برای راز احیای امت از طریق هدایت اسلام نیز هست و آن را به بهترین امتی که برای بشریت پدید آمده است، تبدیل میکند. این امر در آیات آشکار است که برکات زمین و آسمان، فرستاده شدن رهبران و هدایت برای همه بشریت - همه اینها از مسجدالحرام سرچشمه گرفته و همچنان سرچشمه خواهد گرفت، همانطور که خداوند متعال میفرماید: «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ.» و این نمیتواند جز از طریق اهلش که اولیای او هستند، باشد. چنانکه خداوند متعال میفرماید: «إن أولياؤه إلا المتقون.»
این معنای دعای حضرت ابراهیم(ع) است: «رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ.» و حقیقت این است: این تمایل و خواسته معنایی جز برهم زدن ثبات امت اسلام و کشاندن آن با قلب، روح، جوهره وجودش، جهت ایمانش، منزلگاه ابدیتش و نقطه شروع سفر شبانه و معراجش به سوی رسیدن به حس نیکی در زمین و آسمان ندارد.
بیشک، کوتاهترین مسیر به سوی آسمان، مسیر مسجدالحرام و مسجدالاقصی است. این راه تسبیح، محل جمع شدن نعمتها و راهی برای مشاهده آیات الهی است. این امر مستلزم تحول در علم، عمل و تلاش است تا معراج به واقعیتی در زمین و آسمان، وجودی ملموس و جاودان، ستایش و مبارزه، و بندگی خداوند متعال تبدیل شود. هیچ فایدهای ندارد که مسیرها را تغییر دهیم و معراج را از معنای آن تهی کنیم، آن را به ستایشی پوچ تقلیل دهیم و تعلق، ایمان و جهاد را تحریف کنیم.
امت ما، در وضعیت آشفته زمان ولید بن عبدالملک و عبدالله بن زبیر، در اعمال حج خود اختلاف نظر داشت و معراج پیامبر را از نظر دور داشت. حج مروانیان در بیت المقدس بود، در حالی که حج زبیریان در کعبه بود! بنابراین، حج به موضوع بندگی حاکمان تبدیل شد و معراج به موضوع جدایی بین زمین و آسمان و موضوع خونریزی در صحنهای اماکن مقدس. ما همچنان اختلافات دوری مساجد از نمازگزارانشان را به ارث میبریم که منجر به تحریف همه چیز از هدف اصلی آن میشود و به دشمن اجازه میدهد تا در استکبار و استبداد خود پیروز شود، مردم سرزمین را بکشد و اماکن مقدس را هتک حرمت کند.
در واقع، امت اسلامی محور و پایه بوده و هست و بنیاسرائیل همچنان به فساد در زمین ادامه میدهند، نه تنها به عنوان یک قوم، نسل و فرزندان، بلکه به عنوان یک روش، یک دیدگاه و یک ایدئولوژی آشفته در امور دینی و دنیوی خود. برخی از آنها بر اساس قومیت و برخی دیگر بر اساس بیعت به هم وابستهاند. همه توافقات که تحت عنوان صلح و عادیسازی از آنها نام برده میشود، در واقع بیعت با بنیاسرائیل هستند، چه توسط اعراب و چه دیگران. همانطور که خداوند متعال فرموده است: «ومن يتولهم منكم فإنه منهم.»

در پایان، میگوییم که سوره اسراء به دلیل ساختار دستوری، بلاغت و سیاق منحصر به فرد خود، این حقایق را آشکار میکند و نشان میدهد که اهل قرآن، کسانی هستند که به سوی بنیاسرائیل فرستاده شدهاند. در اینجا میپرسیم: آیا کسی میتواند تصور کند که مسجدالحرام در تحولات جهانی و آزادسازی قدس شریک نباشد؟ قبلهای که خداوند متعال برای رسول خود و مؤمنان برگزیده و آن را راهنمایی برای همه بشریت قرار داده است، از مسیر خود منحرف نمیشود و خواستار تداوم نعمتها و مشاهده مجدد آیات الهی است.
امت اسلامی باید تلاش کنند تا با پیروی از پیامبر خود بین مسجدالحرام و مسجدالاقصی، راه معراج را ادامه دهند، زیرا این امر پیشنیاز هرگونه مشاهده واقعی آیات خدا، چه در زمین و چه در آسمان، بوده و خواهد بود. شاید این راز ارتباط بین نشانههای پس از وعده آخرت و ذکر قرآن کریم در سوره اسراء باشد که اهمیت رستاخیز را برای اهل آن نشان میدهد و به کسانی اشاره دارد که از هر سرزمینی پس از آنکه آن را به ملتهایی تقسیم کردند تا فلسطین را اشغال کنند، دسته دسته آمدند. بر شما پوشیده نیست که تحقیر این قوم از قبل محقق شده است.
همانطور که خداوند متعال فرمود: «ليسوءوا وجوهكم..» بندگان خدا باید راه معراج را دنبال کنند تا این پروژه شیطانی و تمام دسیسههای آن را خنثی کنند. از این نگرشی که داریم نتیجه میگیریم که مسجدالحرام مرکز رویدادها و تحولات و محور ادیان جهانی است.
مسجدالحرام اولین مسجد در هستی و آخرین مسجد ماندگاری است که شامل نعمتها و هدایتها میشود. گواه کافی بر این امر، اجماع همه مسلمانان بر این است که رستاخیز در آخرت از مسجدالحرام، بین حجر الاسود و مقام ابراهیم، با فریاد «انا بقیة الله» خواهد بود. آیا در دنیا جز شنیدن این فریاد، چیزی باقی مانده است تا شیپورهای فتنه و اختلاف خاموش شود و دنیا در روز فتح برابر شود روزی که ایمان کافران سودی به حالشان ندارد و به آنها مهلت داده نمیشود؟
انتهای پیام