کد خبر: 4328341
تاریخ انتشار : ۲۳ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۱۷
مدرس دانشگاه فردوسی مشهد:

هتک حرمت مصحف شریف به دلیل آگاهی دشمن از تمدن‌سازی قرآن است

قرآن رسالت خود را اعلام کرده است که آمده‌ام تا تمدن جدیدی را پایه‌گذاری کنم. تمدن‌هایی که پیش از این بوده‌اند، در گمراهی به سر برده‌اند؛ شاید خود را متمدن نمایش می‌دهند، اما در جاهلیت نوین به سر می‌برند. لذا آن هنگام که ماهیت واقعی آنها فاش شود، آن را برنتافته و درصدد حذف افشاکننده آن برمی‌آیند.

قرآن‌سوزی حاصل بی‌نتیجه ماندن نقشه‌های دشمن در تسلط بر مسلمیندر پی حوادث تلخ چند شب اخیر که با جولان آشوبگران و گروه‌های تروریستی داعشی‌صفت و با ناامن کردن شهرها، تخریب اماکن عمومی از جمله تعدادی از مساجد کشور و بقاع متبرکه روی داد، در این بین با هتک حرمت، مصاحف شریف نیز در آتش کینه‌توزی دشمنان ایران سوخت.
 
طی این چند روز با تعدادی از پژوهشگران، کارشناسان و مدرسان قرآن گفت‌و‌گوهایی ترتیب داده‌ایم که محمدصادق علمی، عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد یکی از این افراد است که تحلیل خود را درباره وقایع اخیر ارائه داد که در ادامه متن گفت‌وگوی خبرنگار ایکنا با این مدرس دانشگاه را می‌خوانیم؛
 
ایکنا ـ مهمترین انگیزه‌ای که موجب شده تا عناصر ضد یکپارچگی ایران به سراغ حذف فیزیکی قرآن کریم و به آتش کشیدن اماکن مقدس بروند، چه می‌تواند باشد؟ 
 
قرآن رسالت خود را اعلام کرده است که آمده‌ام تا تمدن جدیدی را پایه‌گذاری کنم. تمدن‌هایی که پیش از این بوده‌اند، در گمراهی به سر برده‌اند؛ شاید خود را متمدن نمایش می‌دهند، اما در جاهلیت نوین به سر می‌برند. همچنانکه آیه دوم سوره مبارکه جمعه در این باره می‌فرماید: «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‏ ضَلالٍ مُبينٍ» لذا آن هنگام که ماهیت واقعی آنها  فاش شود، لذا آن را برنتافته و درصدد حذف افشاکننده آن برمی‌آیند.
 
همچنین در مقطعی به سر می‌بریم که بین دو رویداد مهم دینی است؛ از یک سو مراسم معنوی اعتکاف را با توفیق بسیار چشمگیر برگزار کردیم که استقبال پُرشوری از آن به ویژه از سوی نوجوانان و جوانان صورت گرفت و از سوی دیگر در آستانه مبعث رسول اکرم(ص) قرار داریم که در اصل روز تولد قرآن است. این دو موضوع و پرداخت پُررنگ و فرهنگ‌ساز آن برای دشمنان دین بسیار دردناک بوده و طبیعی است که آشکارا به خصومت با آن بپردازند.
 
آیا برای دشمنان سهل و ساده نبود که تنها به فکر تخریب تأسیسات، اموال و تجهیزات نظام باشند؟ و آنها را از مساجد، بقاع متبرکه که ساختار و شمایلی متفاوت دارند، مجزا کنند؟ یک جریان برنامه‌ریزی شده است که حتی سهوی بودن این اتفاق را نیز کاملاً رد می‌کند، چون در آن صورت یک یا چند نفر از افراد اجتماع به تخریب و به آتش کشیدن یک مسجد و چند مصحف روی می‌آوردند، ولی در آنِ واحد شاهد بودیم که متأسفانه در اقصی نقاط کشور چنین حوادث تلخی روی داد.
 
باید به این نکته توجه داشته باشید که قرآن در طی اعصار گوناگون از حرمت و احترام خاصی از سوی طیف‌های گوناگون مردم حتی آنهایی که آن را قبول نداشته نیز برخوردار بوده است. حتی این افراد نیز به قرآن نه به عنوان یک معجزه الهی بلکه به عنوان یک رساله علمی نگاه می‌کنند که طی سالیان متمادی به دفعات با رجوع به آن، در پی مکاشفات علمی و پژوهشی خود بوده‌اند. حتی اگر چنین موضعی نیز وجود نداشته باشد از آنجا که قرآن کتاب مقدس نزدیک به دومیلیارد نفر از مردم جهان است، لذا عقلانی باید به آن احترام قائل بود. اینکه اینگونه مورد هتاکی قرار گرفته به نظر نشان از ترس و واهمه دشمن دارد!
 
خصومت دشمنان با قرآن دیرینه است. با مطالعه تاریخ حتی به شکل اجمالی می‌توان به این مهم دست یافت که آنها در ادوار گوناگون از هر حربه‌ای برای ضربه زدن به اصالت و جایگاه قرآن به عنوان نسخه شفابخش انسان‌ها استفاده کردند و راه‌های گوناگونی را در رسیدن به این هدف آزموده‌اند که همگی آنها با شکست روبرو شده است. 
 
ایکنا ـ به نمونه‌ای از تلاش جبهه کفر برای عدم تأثیرگذاری کلام قرآن در میان مردم اشاره کنید.
 
برای پاسخ به این پرسش به آیه 26 سوره مبارکه فصلت اشاره می‌کنم که می‌فرماید: «وَ قالَ الَّذينَ کَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فيهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ»؛ از همان ابتدای رسالت پیامبر(ص) تاکنون تمام تلاش دشمنان اسلام بر این اساس بوده است تا نگذارند آحاد مردم کلام قرآن را به گونه تأثیرگذار بشنوند. گفته شده است، زمانی که پیامبر(ص) قرآن را در مسجدالحرام می‌خواند؛ مشرکان با ایجاد سر و صدا مانع رسیدن صدای قرآن می‌شدند. این اتفاق به اشکال مختلف در ادوار گوناگون تکرار شد؛ شبهه‌افکنی کرده و با استفاده از ابزار گوناگون سعی در منحرف کردن حواس مردم از آنچه قرآن به‌حق درباره آن سخن رانده، داشتند. 
 
شاید بیان این نکته کمی سنگین بوده و حتی برای اهالی قرآن نیز برخورنده باشد، اما در این شرایط خطیر بگذارید به آن هم بپردازم و به این واسطه حجت را بر همگان تمام کنم. متأسفانه در جریان رویدادهای قرآنی شاهد هستیم که تمرکز بر برخی از مباحث همچون مسائل فنی از قبیل توجه بیش از حد به تجوید، صوت و لحن و وسواسی که معمولاً در رویدادهای قرآنی از جمله مسابقات قرآن بر روی آن وجود دارد، موجب می‌شود که حواس‌ها از اصل قرآن پرت شده و به فرعیات متوجه شود، این امر نیز خود مصداقی از همان کاری است که مانع از درک درست قرآن و مفاهیم آن شده و به این طریق ناخواسته به منویات دشمن جامه عمل پوشانده می‌شود.
 
ایکنا ـ در این موقعیت وظیفه ما به ویژه جامعه قرآنی چیست؟ این پرسش را از آن جهت طرح می‌کنیم که معمولاً موضع اتخاذ شده منفعلانه است و تنها به تجمع یا صدور بیانیه اعتراضی منتهی می‌شود.
 
چند سال پیش در جریان بروز اتفاقی مشابه، برخی از دوستان همین پرسش را داشتند که ما نیز باید مقابله به مثل داشته باشیم. شخصاً نسبت به انجام چنین اقدامی سخت مخالفت کردم، چون ما حق نداریم مثلاً به سراغ کتب مقدس ادیان دیگر رفته و چون قرآن ما را به آتش کشیدند آنها را مورد بی‌احترامی قرار دهیم؛ حتی مجاز به این کار در مورد کُتُب تحریف شده آنها نیز نیستیم، چرا که از جمله دلایلش آن است که به این واسطه موضع ما بسیار ضعیف به نظر برسد. باید در چنین شرایطی معرفت خود را بیش از پیش در مورد قرآن بالا ببریم. باید اهدافی که قرآن برای ما تبیین و مشخص کرده است دنبال کرده و در جهت تحقق آن کوشا باشیم.
 
دشمن بیشتر از هر زمان دیگری از نادانی ما نسبت به قرآن و آموزه‌های قرآنی در جهت رسیدن به مطامع شوم خود، سود می‌برد. این موضعی است که جبهه استکبار و استبداد از قرون گذشته با توسل به آن سعی در به بندگی و بردگی کشیدن ابنای بشری داشته است، در حالیکه قرآن و توجه به آموزه‌های آن قادر است، خط بطلانی بر این تفکر و پایان یافتن استیلای مستکبران بر مستضعفان عالم باشد.
 
ایکنا ـ برای تقریب ذهن بیشتر، مثالی از خود قرآن می‌زنید؟
 
توجه شما را به آیه 120 سوره «اعراف» جلب می‌کنم که می‌فرماید: «وَ أُلْقِی السَّحَرَةُ ساجِدينَ» این آیه اشاره دارد به ماجرای حضور چند ساحره به همراه حضرت موسی(ع) در نزد فرعون که چون حضرت موسی(ع) عصایش را بر روی زمین انداخت و اژدهایی شد که مارهای ساحران را بلعید، ساحران به سجده افتاده و به خدای موسی ایمان آوردند. فرعون به ایشان می‌گوید که به چه حقی به خدای موسی(ع) ایمان آوردید، در حالی که من هنوز به شما اجازه چنین کاری نداده‌ام! مشاهده می‌کنید که مستکبران حتی در مورد اینکه مردم چه دین و اعتقادی را برای خود برگزینند خود را ذی‌حق دانسته و در مورد شخصی‌ترین مسئله هر انسانی نیز به خود اجازه می‌دهند که تعیین تکلیف کنند.
 
طبیعی است که وقتی سلاح بُرنده‌ای همچون قرآن در پی روشنگری آحاد مردم و به ویژه ستمدیدگان و مستضعفان جهان برآمده و به آنها این امر را گوشزد می‌کند که مبادا فرمانبر ظالمان باشید، اتخاذ چنین موضعی از جانب ایشان قابل هضم نباشد و درصدد حذف آن حتی به شکل فیزیکی برآیند.
 
نزدیک به پنج دهه پیش نیز مسلمانان ایرانی با تبعیت از آموزه‌های قرآن دم از استقلال و آزادی زدند و بر‌این اساس بر عمر طولانی استیلا و حکمرانی مستکبران بر سرزمین اسلامی خود پایان دادند و نتیجه آن شد که طی این مدت آنها لحظه‌ای از دشمنی با این ملت آرام ننشسته و درصدد محو آموزه‌های روشنگرانه قرآن برآمدند که البته هیچگاه این امر تحقق نیافته و نخواهد یافت و دشمنی آنها با اسلام و قرآن جز رسوایی  و زبونی برای آنها نتیجه‌ای دربرنخواهد داشت.
 
انتهای پیام
خبرنگار:
امیر سجاد دبیریان
دبیر:
صدیقه صادقین
captcha