
سلما آرام؛ دانشآموخته دکتری علوم قرآن و حدیث
حلول ماه شعبان، نه صرفاً آغاز یک مقطع تقویمی، بلکه گشایشی در افق وجودی انسان است؛ افقی که او را میان «اکنون ناتمام» و «آینده موعود» قرار میدهد. شعبان، ماه زیستن در این فاصله آگاهانه است؛ فاصلهای که در آن، انسان نه به آنچه هست قانع میشود و نه از آنچه باید باشد غافل میماند. این ماه فرصتی برای بازاندیشی، تزکیه و جهتیابی است؛ فرصتی برای فاصله گرفتن از غفلت و بازشناسی جایگاه خویش در مسیر بندگی و کمال.
در منطق دینی، زمان صرفاً ظرف رویدادها نیست، بلکه حامل معنا و جهت است. همانطور که در قرآن آمده است: «وَالْعَدَدُ مِنَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» (توبه/۳۶)، زمان، نه تنها گذر، بلکه وسیلهای برای رشد، هدایت و بازشناسی حقیقت است. شعبان، زمانِ جهتدار است؛ زمانی که به سوی غایت میل میکند و نسبت آن با پیامبر اکرم(ص) و حضرت مهدی(عج)، آن را به پلی میان «کمال تحققیافته» و «کمال موعود» بدل میسازد. انسانی که در این پیوستار معنا زندگی میکند، ناگزیر است جایگاه وجودی خویش را بازتعریف کند: آیا صرفاً تماشاگر تاریخ است یا کنشگری مسئول در افق آینده؟
انتظار در شعبان، حالتی روانشناختی یا احساسی نیست؛ بلکه آموزهای وجودشناختی است. منتظر کسی است که آینده را به اکنون فرا میخواند و براساس آن، شیوه بودن و انتخابهای خویش را سامان میدهد. همانگونه که امام صادق(ع) فرمودند: «منتظر واقعی کسی است که دلش آماده شود و اعمالش مطابق حق باشد». انتظار، شکل خاصی از زیستن است؛ زیستنی که در آن انسان پیشاپیش به حقیقتی متعالی متعهد میشود، حتی اگر تحقق بیرونی آن به تأخیر افتد.
دعاهای شعبانیه، جلوهای از این آگاهی و بندگیاند. در این دعاها، انسان نه از موضع مالکیت یا طلبکاری، بلکه از موضع فقر ذاتی و ناتمامی وجودی با خدا سخن میگوید: «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ» (بقره/۱۸۶). این فقر نشانه ضعف نیست، بلکه امکان گشودگی به سوی مطلق است. انسان، دقیقاً در لحظهای که محدودیت خویش را میپذیرد، ظرفیت تعالی مییابد و به افق کمال نزدیک میشود. دعا در این ماه نه از سر اضطرار، بلکه از سر معرفت است؛ گفتوگویی عاشقانه میان بنده و پروردگار، که مسیر رسیدن به خدا از شناخت فقر ذاتی خود میگذرد و کرامت انسان در همین آگاهی ریشه دارد.
شعبان، ماه بازاندیشی در مفهوم ولایت نیز هست؛ نه بهمثابه پیوندی صرفاً عاطفی، بلکه بهعنوان ساختاری معنابخش زندگی فردی و تاریخی. ولایت، پذیرش هدایت مستمر و مسئولیت انسانی است؛ هدایت به سوی جهانی که هنوز نیامده، اما باید برای آن زیست. محبت اهل بیت(ع)، اگر به تبعیت و اصلاح سبک زندگی منجر نشود، به احساس صرف تقلیل مییابد. این ماه فرصتی است برای بازخوانی نسبت ما با ارزشهایی چون عدالت، صبر، رحمت و امید؛ ارزشهایی که بدون آنها، انتظار به تأخیر افتادن معناست.
شعبان، ماه پیامبر رحمت و تولد امید است. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «شعبان ماهی است که بسیاری از مردم نسبت به آن غفلت دارند؛ ماهی است که اعمال انسان تا رمضان بالا برده میشود». این روایت، شعبان را ماه سنجش اعمال و اصلاح مسیر زندگی معرفی میکند و انسان را به بازاندیشی و اصلاح نفس فرا میخواند. میلاد امام مهدی(عج)، این ماه را از یک مقطع زمانی به یک افق تاریخی تبدیل میکند. انسان در این ماه با الگویی عینی از «انسان کامل» مواجه میشود؛ انسانی که در اوج عبودیت، به نهایت انسانیت میرسد.
از این منظر، شعبان تنها مقدمهای برای رمضان نیست؛ بلکه ماه خودآگاهی تاریخی انسان مؤمن است. انسانی که درمییابد ایمان، تنها تعلق به گذشته مقدس نیست، بلکه تعهدی فعال و آگاهانه نسبت به آینده معناست. شعبان، تمرین زیستن در افق امید است؛ امیدی ریشهدار در آگاهی، مسئولیت و انتخاب. انسانی که میخواهد در جهان امروز، نشانی از آسمان باشد و پیش از اصلاح جهان، خود را اصلاح کند و پیش از طلب عدالت بیرونی، به عدالت درونی برسد.
انتهای پیام