کد خبر: 4330151
تاریخ انتشار : ۰۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۳۳
آجرلو تبیین کرد

«شورای صلح غزه»؛ تلاش ترامپ برای احیای استعمار با هزینه دیگران

کارشناس مسائل غرب آسیا، با تشریح ابعاد تشکیل «شورای صلح غزه» توسط ترامپ گفت: این طرح در راستای تضعیف‌ حقوق بین‌الملل و بازگشت به رویکرد قدرت‌محور قرن ۱۹ است و اگرچه خلع سلاح حماس هدف نهایی آن است اما با مقاومت هویت فلسطینی و عدم اشتیاق کشورها برای اعزام نیرو مواجه خواهد شد.

حسین آجرلو، مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین‌المللی ابرار معاصر

آغاز رسمی مرحله دوم طرح صلح دونالد ترامپ برای غزه، با محوریت تشکیل «شورای صلح» با پذیرش قريب ۲۰ کشور، امضای منشور آن و انتصاب یک کمیته تکنوکرات برای اداره موقت این منطقه، تحولات جدیدی را در معادلات آتش‌بس رقم زده است. در حالی که خبرها از توافق بر سر اسامی اعضای کمیته اداره غزه حکایت دارد، ترامپ با شعار «صلح از طریق قدرت» و تأکید بر خلع سلاح کامل حماس، تلاش دارد نقش خود را به عنوان رئیس این شورا برای نظارت بر بازسازی و تأمین امنیت این منطقه تثبیت کند.

با این وجود، اجرای طرح ۲۰ ماده‌ای ترامپ که منجر به آتش‌بس در ۱۰ اکتبر شد با موانع و واکنش‌های متنوعی روبروست؛ از تدوین منشور نهایی شورا و تردید کشورها در اعزام نیروهای تثبیت‌کننده گرفته تا مخالفت حماس با پیشنهاد شورای صلح که آن را بازگشت به دوران قیمومیت و استعمار توصیف می‌کند. اکنون در سایه این تنش‌ها و ابهامات، این سوال اساسی مطرح است که آیا این ابتکار عمل می‌تواند با حمایت بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، راهکاری برای پایان دادن به رنج مردم غزه و آینده‌ی سیاسی این منطقه باشد یا خیر؟

تغییر ماهیت طرح از نظامی به سیاسی و جایگزینی تکنوکرات‌ها

در این راستا حسین آجرلو، مدیرگروه غرب آسیا و شمال آفریقای مؤسسه بین‌المللی ابرار معاصر و کارشناس مسائل غرب آسیا، در گفت‌وگو با ایکنا، در خصوص تشکیل «شورای صلح غزه» توسط دونالد ترامپ اظهار کرد: در آتش‌بس غزه چند مرحله پیش‌بینی شده بود. تبادل برخی از اسرا و اجساد و استقرار نیروها در مناطق مشخص (منطقه زرد و آبی) در گام اول آغاز شده تا به نوعی ساختار امنیتی را شکل دهند. گام دوم جز بحث نظامی ـ امنیتی، بحث سیاسی دارد که طبق طرح ترامپ، اداره امور غزه باید از دست نیروهای حماس خارج و به نیروهای تکنوکرات و نیروهای بین‌المللی سپرده شود. 

وی افزود: در همین راستا، «شورای صلح غزه» در حال تشکیل است تا کشورهایی که خواهان کمک و حمایت هستند، در این فرایند وارد شوند. به نظر می‌رسد ترامپ با بین‌المللی کردن این طرح و ورود کشورهای اسلامی، غیراسلامی و تمام بازیگران منطقه، تلاش دارد حمایت بین‌المللی از طرح خود را جذب کند و فرآیند را از حالت صرفاً نظامی به حالت سیاسی ـ امنیتی تغییر دهد.

ضدنهادگرایی ترامپ و تلاش برای نهادهای مطیع

این کارشناس مسائل غرب آسیا با بیان اینکه ترامپ با ایده «صلح از طریق زور» و ایجاد شوراهای این‌چنینی، سعی می‌کند وجهه دموکراتیک خود را نمایش دهد و حتی برخی گمانه‌ها حکایت از جایگزینی شورا به جای سازمان ملل دارد، گفت: یکی از ویژگی‌های بارز ترامپ «ضد نهادگرایی» است؛ آمریکا از سازمان بهداشت جهانی و یونسکو خارج شده و نهادهایی را که در طول تاریخ از فلسطینیان حمایت کرده‌اند (مانند یونیفل در جنوب لبنان) تضعیف می‌کند. ترامپ در حال از بین بردن روند چندجانبه‌گرایی است و دنبال نهادی چون شورای صلح غزه است که کاملاً در اختیار و فرمان او باشد یعنی او نهادی کاملا مطیع می‌خواهد و در ادامه نیز بعید نیست که سوریه و لبنان را به شورای صلح اضافه کند، در حالی که سازمان ملل متحد به دلیل وجود بازیگرانی مثل چین و روسیه در شورای امنیت، همیشه مطابق میل و منافع آمریکا عمل نمی‌کند.

آجرلو افزود: از نظر روانشناسی، ترامپ دوست دارد کارها به نام او ثبت شود. در این طرح هم هر کشورهایی که وارد می‌شوند باید یک میلیارد دلار کمک کنند؛ یعنی او می‌خواهد طرح‌هایش را با نام خودش اما با هزینه کشورهای دیگر پیش ببرد، چیزی که در سازمان ملل پیش‌بینی نشده است به همین دلیل او به دنبال نهادهای جایگزین و متکی به خود است.

موانع اجرایی: خلع سلاح و نیروهای بین‌المللی

مدیرگروه غرب آسیای مؤسسه ابرار معاصر با اشاره به اینکه مرحله دوم مستلزم استقرار نیروی بین‌المللی تثبیت‌کننده در غزه برای حمایت از پلیس فلسطین و وادار کردن اسرائیل به عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغالی و توافق جامع خلع سلاح حماس است در پاسخ به این سؤال که آیا این موضوع عملیاتی است یا صرفاً نمایشی، تصریح کرد: بحث خلع سلاح، چه در جنوب لبنان و چه حماس، یکی از اهداف اصلی طرح‌های صهیونیستی ـ آمریکایی است یعنی از گذشته دنبال این موضوع بوده‌اند و هدف نهایی آنها در غزه در کنار سایر اهداف چون تصرف و کنترل سرزمینی نیز خلع سلاح حماس است موضوعی که در منشور صلح ترامپ قید شده اما اگر نیروهای بین‌المللی واقعاً به عنوان حافظ صلح وارد شوند و این ماموریت را دنبال کنند، با طرح ترامپ سازگار نخواهند بود، چرا که طرح ترامپ مبتنی بر منافع صهیونیست‌ها و آمریکاست و با فلسطینیان اصطکاک پیدا می‌کند. 

وی ادامه داد: مردم فلسطین حتی بدون حماس نیز به دنبال تقویت هویت فلسطینی خود هستند و حضور هر نیرویی را که در جهت منافع دشمن باشد، قبول نخواهند کرد. به همین دلیل، برخلاف شورای سیاسی صلح، تاکنون اشتیاقی برای ورود نیروی نظامی به منطقه دیده نمی‌شود و اکثرا آن را رد کردند به دلیل اینکه درگیری‌های احتمالی در این زمینه وجود دارد. این گام، نقطه آزمون واقعی طرح ترامپ است که مشخص می‌کند آیا او می‌تواند موفق شود یا خیر.

صلح از طریق قدرت؛ بازگشت به دوران استعمار و تضعیف حقوق بین‌الملل

آجرلو در پاسخ به این سوال که آیا این طرح بازگشت به دوران قیمومیت و استعماری است یا آغاز تاریخ جدید در خاورمیانه، بیان کرد: قطعاً نوع برخورد ترامپ با عرصه سیاست بین‌الملل دو ویژگی دارد: تضعیف حقوق بین‌الملل و حرکت بر اساس قدرت محض. حقوق بین‌الملل دستاورد بشری در قرن بیستم بود که توانست با گسترش حقوق بین‌الملل در بخش‌های مختلف و بر اساس حکمرانی قوانین، هنجارها و حقوق بین‌الملل شکل بگیرد اما ترامپ به رویکردهای قرن ۱۸ و ۱۹؛ قدرت‌طلبی و حرکت براساس قدرت، بازگشته است.

وی تأکید کرد: ترامپ در حال فاصله گرفتن از قرن بیستم است که دنیا بنا داشت براساس حکمرانی قانون پیش رود اگرچه بعضا نقدهایی نیز برآن وارد بود. این رویکرد اگر هم در کوتاه‌مدت مدیریت شود، در بلندمدت تبدیل به بحران جهانی می‌شود، باعث افزایش سطح رقابت‌ها، از بین رفتن و تضعیف ائتلاف‌ها و گسترش بی‌ثباتی و جنگ‌ها خواهد شد. شورای صلح غزه و اینک گرینلند آزمون کشورها در حفظ حقوق بین‌الملل است.

آجرلو تأکید کرد: کشورها هرچه از حقوق بین‌الملل و حاکمیت قانون در عرصه بین‌المللی فاصله بگیرند، قطعا باعث گسترش بی‌ثباتی و جنگ‌ها بین قدرت‌ها تبدیل می‌شوند‌؛ وضعیتی که در جهان این روزها شاهد هستیم.

آزمونی برای هوشمندی کشورهای منطقه در مقابل ریل‌گذاری آمریکا

وی با اشاره به وضعیت کشورهای عضو این شورا به کشورهای اسلامی هشدار داد و گفت: این شورا براساس نوع رویکرد ترامپ است و آن عکس مشهور از تشکیل شورا که ترامپ در مرکز آن قرار دارد و خود را به عنوان رهبر جهان، نه با رویکرد چندجانبه‌گرایی بلکه به نوعی رویکرد «بند واگنی» نشان می‌دهد؛ جایی که او خود را لوکوموتیو و دیگران را واگن می‌بیند. این نشانه تضعیف روابط بین‌الملل و بازگشت به رویکرد استعمار با نقاب نمایشی و شکل‌دهی الگوهایی ‌مبتنی بر نمایش و نه مبتنی بر همکاری چندجانبه است.

آجرلو در پایان تأکید کرد: کشورهای عربی و اسلامی عضو شورا، باید بسیار آگاهانه رفتار کنند. اگر این کشورها بتوانند حضور خود را به یک حرکت دسته‌جمعی جهت حفظ منافع خود تبدیل کنند، شاید امیدی وجود داشته باشد اما با رویکرد فعلی ترامپ، این امر بعید به نظر می‌رسد و روند فعلی زمینه‌ساز به هم خوردن توازن‌ها و درگیری‌های بیشتر است.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیرا باباجهد انصاری
دبیر:
مهدی مخبری
captcha