دینداری در عصر مدرن، بهویژه برای نسل جوانی که در معرض طوفان اطلاعات و رسانههای گوناگون قرار دارد، با چالشها و پرسشهای جدیدی روبرو است. تفاوتهای بیننسلی، تغییر در سبک زندگی، شبهات اعتقادی و نحوه مواجهه نهادهای دینی با این تغییرات، از جمله موضوعاتی است که نیازمند واکاوی دقیق توسط کارشناسان خبره است.
ایکنا همزمان با گرامیداشت هفته جوان، به بررسی ابعاد مختلف دینداری نسل جدید، تفاوتهای آن با نسلهای گذشته و آسیبشناسی وضعیت فرهنگی موجود در گفتوگو با حجتالاسلام علی آقابابا، استاد حوزه و دانشگاه و کارشناس امور دینی و تربیتی پرداخته است. در ادامه مشروح این گفتوگو را با هم میخوانیم.
ایکنا - به عنوان اولین سوال و با توجه به تجربیات شما در ارتباط با قشر دانشجو و طلبه، اگر بخواهیم دینداری جوانان نسل امروز (نسل Z و جدید) را توصیف کنیم، چه تفاوت بنیادینی با دینداری نسلهای گذشته مشاهده میکنید؟ آیا با یک دگردیسی کامل مواجهیم؟
نمیتوانیم چشم خود را بر واقعیات ببندیم. قطعاً و یقیناً یکسری اتفاقات و تغییرات ملموس در حوزه فرهنگی بین نسل گذشته و نسل فعلی رخ داده است. انکار این تفاوتها پاک کردن صورت مسئله است. این تفاوت ظاهری و فرهنگی را قبول داریم و میبینیم.
اما نکته بسیار مهم و حیاتی که نباید از آن غافل شد، لایههای عمیقتر این ماجراست. امروز دشمن با تمام قوا، با تمام امکانات تکنولوژیک و امپراتوری رسانهای خود در حال تلاش در عرصه فرهنگی است. حجم تبلیغات ضد دینی، شبههافکنیها و تلاش برای سکولار کردن ذهن جوانان در تاریخ بیسابقه است. اما با وجود این بمباران سنگین، ما چه میبینیم؟ شاهدیم که نسل جدید، حتی همینهایی که شاید ظاهرشان متفاوت باشد، به خاطر آن «فطرت پاک» و آن ذات الهی که در وجودشان به ودیعه نهاده شده، همچنان متدین هستند.
بنابراین، اگر بخواهم تفاوت بنیادین را ریشهیابی کنم، باید بگویم تفاوت را در «ریشه» و «ذات» نمیبینیم. تفاوت در شدت هجمه دشمن است. دشمن کار ضد دینی و ضد فرهنگی انجام میدهد، اما چون ذات جوان ما پاک است، همچنان گرایش به سمت دین، معنویت و خدا در آنها موج میزند. دلهای این جوانان بسیار آماده است. تجربه بنده در دانشگاه و حوزه نشان داده که وقتی با زبان خوش، منطق و استدلال با آنها صحبت میشود و به سوالاتشان پاسخ داده میشود، آمادگی پذیرش حق در آنها بسیار بالاست. پس تفاوت بنیادین و ریشهای به معنای اینکه بگوییم ماهیت این نسل تغییر کرده، خیر؛ چنین چیزی نمیبینم. تفاوت در اتمسفر و فضای پیرامونی است، نه در خمیرمایه وجودی جوانان ما.
ایکنا - در تحلیل دینداری جوانان، برخی معتقدند که «باورهای» دینی تغییر کرده و برخی دیگر بر این باورند که «شیوه زیست دینی» متحول شده است. تحلیل جنابعالی چیست؟ آیا اصول اعتقادی دستخوش تغییر شده یا سبک زندگی مومنانه؟
اعتقاد راسخ بنده این است که تحول اصلی در «شیوه زیست دینی» رخ داده است، نه در اصل باور. ببینید، زمین همان زمین است؛ یعنی بستر وجودی انسان و نیاز او به خدا ثابت است. اما زمانه تغییر کرده و مقتضیات زمان، شکل بروز دینداری را تغییر داده است. باور به توحید، عدالت، خوبی و بدی، در نهاد جوانان ما وجود دارد. اما آنچه چالش ایجاد کرده، نحوه ارائه و نحوه زیستن با این دین در دنیای مدرن است. باید راجع به دین، زیباتر، قشنگتر و هنرمندانهتر با فرزندانمان صحبت کنیم.
مشکل اینجاست که نتوانستهایم «زیست دینی» را متناسب با سلیقه و زبان نسل جدید بهروزرسانی کنیم. باید روی این زیست دینی کار کنیم. اینجاست که ابزارهایی مانند هنر، رسانه و جلوههای بصری اهمیت پیدا میکنند. باید بتوانیم دین را که ذاتا زیباست، در قالبی زیبا به جوان معرفی کنیم. اگر جوان ما احساس میکند دینداری با شادی، پیشرفت یا با زیبایی منافات دارد، ایراد از دین نیست، ایراد از نحوه معرفی ما و شیوه زیست دینی است که ترسیم کردهایم. بنابراین باور همان باور است، اما لباسی که بر تن این باور میکنیم و نحوه تعامل اجتماعی دیندارانه باید بازتعریف و جذابسازی شود.
ایکنا - بحث «شکاف نسلی» یا «گسست فکری» یکی از مباحث داغ جامعهشناسی دین در ایران است. شما این تفاوتها را تا چه حد طبیعی و ناشی از اقتضائات سن و سال میدانید و تا چه حد آن را نشانه یک گسست عمیق فکری تلقی میکنید؟
قائل بر این هستیم که مقداری گسست فکری ایجاد شده است؛ این را نمیشود انکار کرد. اما بخش عمدهای از این تفاوتها، طبیعی و نسلی است. هر نسلی زبان و ادبیات خاص خود را دارد. اما آنچه در میدان عمل و در کف جامعه با آن روبرو هستیم، نشان میدهد که این تفاوتها بیشتر جنبه طبیعی دارد تا اینکه نشاندهنده یک بریدگی کامل و گسست فکری عمیق از مبانی باشد. میخواهم این ادعا را برای شما ثابت کنم. دلیل من حضور جوانان در صحنههای حساس است. با وجود همه تبلیغات شوم و سیاهی که دشمن در پیش گرفته، جوانان متدین هستند. شما نگاه کنید به طول تاریخ؛ هیچگاه به اندازه امروز دشمن علیه دین فعالیت نکرده است؛ اما خروجی چه بوده؟
هنوز هم جوانان نجابت، حیا، غیرت و صداقت ذاتی خود را دارند. نمونههای میدانی زیادی داریم. هر جا اتفاقی برای کشور میافتد، هر جا سیل یا زلزلهای پیش میآید، هر جا نیاز به حضور در عرصههای جهادی است، هر جا بحث امنیت کشور مطرح است، همین جوانان دهه هفتادی و هشتادی هستند که در میدان حاضر میشوند. بخش اصلی حضور در عرصههای علمی، گروههای جهادی، امنیت مرزها و شهرها مربوط به جوانان است. اگر گسست فکری عمیق و ریشهای وجود داشت، نباید شاهد این حجم از فداکاری و حضور میبودیم. بنابراین باید دقت کنیم که بخش زیادی از آنچه به عنوان فاصله میبینیم، اقتضای تغییر زمان و تفاوت نسلی است، نه اینکه جوان ما از ریشه با تفکر دینی و ملی خود خداحافظی کرده باشد.
ایکنا - یکی از اصطلاحاتی که این روزها زیاد شنیده میشود، «دینداری شخصیشده» است. منظور دقیق از این نوع دینداری چیست و چه شاخصههایی دارد؟
این سوال بسیار مهمی است. منظور از دینداری شخصیشده، دقیقاً جدا شدن از منابع اصیل و مفسران حقیقی دین است. وقتی از «اصل دین» غافل شویم و از شاخصهایی که خداوند و اولیای دین قرار دادهاند – مثل مراجع عظام تقلید، علمای ربانی و کارشناسان دینشناس – فاصله بگیریم، دینداری متأسفانه به سمت «سلیقهای شدن» یا همان شخصیشدن میرود. در این حالت، هر کس برای خودش یک تفسیری از دین ارائه میدهد. میگوید «من دلم پاک است، همین کافیست» یا «من این بخش از دین را قبول دارم و آن بخش را نه». این خطرناک است چون دین یک منظومه به هم پیوسته است.
اما یک نکته ظریف وجود دارد که نباید اشتباه گرفته شود. برخی فکر میکنند دینداری شخصیشده یعنی افراد دیگر در مجامع دینی حاضر نمیشوند و دین را کنج خانه بردهاند. نه، لزوماً اینطور نیست. حتی افرادی که شاید نقدهایی هم داشته باشند، در ایام اعتکاف، در شبهای ماه مبارک رمضان، در شبهای قدر و در دستههای عزاداری محرم حضور پیدا میکنند و التزام به دین وجود دارد.
دشمن مدتهاست القا میکند که مردم بیدین شدهاند و از دین عبور کردهاند؛ نباید در زمین دشمن بازی کنیم. بله، خطر تفسیر به رأی وجود دارد، اما نباید حضور مردم را نادیده گرفت. راهکار مقابله با شخصیشدنِ غلطِ دین، طرد کردن جوانان نیست؛ بلکه باید تبلیغ دین را بیشتر، منطقیتر و جذابتر کنیم. اگر دین را صحیح و از سرچشمه زلال آن به جوان برسانیم، او نیازی نمیبیند که برای خودش دین جدیدی بسازد. باید جاذبه را بالا ببریم تا جوانان جذب قرائت صحیح و اصولی از دین شوند، نه قرائتهای مندرآوردی.
ایکنا - اصطلاح دیگری با عنوان «دینداری سیال» مطرح است. آیا این سیالیت به معنای حق انتخابگری در دین است؟ مرز بین تحقیق در دین و التقاط چیست؟
اسلام دین جمود نیست و به تفکر اهمیت میدهد. دین به ما حق انتخاب میدهد، اما در کجا؟ در «اصول دین». اسلام میگوید: آقا! خانم! در اصول دین (توحید، نبوت، عدل، امامت و معاد) تقلید جایز نیست؛ باید تحقیق کنید. باید با عقل و درایت خود به این نتیجه برسی که خدا یکی است و پیامبر فرستاده اوست. اینجا حق انتخاب و تحقیق وجود دارد.
اما این انتخابگری به این معنا نیست که ما دچار نسبیتگرایی شویم. اینطور نیست که شخص بگوید «خب حالا من تحقیق کردم، امروز دلم میخواهد مسیحی باشم یا زرتشتی باشم.» نه، خداوند مسیر حق را مشخص کرده است. قرآن کریم در سوره مبارکه آلعمران میفرماید: «إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ» (همانا دین نزد خدا اسلام است).
انتخابگری یعنی تو آزادی که با عقل خود حقانیت را بیابی و وقتی حق را یافتی، باید در برابر آن تسلیم باشی. سیال بودن اگر به معنای پویایی در فهم و اجتهاد باشد، خوب است؛ اما اگر به معنای این باشد که هر روز رنگ عوض کنیم و ملغمهای از ادیان مختلف درست کنیم، این دیگر دینداری نیست، این سرگردانی است. جوان ما حق دارد بپرسد، حق دارد تحقیق کند و وظیفه ماست که پاسخ قانعکننده دهیم تا او با انتخاب آگاهانه به اسلام برسد، نه با اجبار.
ایکنا - این نوع نگاه نسل جدید به دین، چه فرصتها و چه چالشهایی را برای نهادهای دینی(مثل مساجد، هیئات و آموزش و پرورش) ایجاد میکند؟
باید هنر این را داشته باشیم که «تهدید» را به «فرصت» تبدیل کنیم. چالش اصلی این است که زبان نسل جدید تغییر کرده و دیگر با روشهای سنتیِ صرف نمیتوان آنها را اقناع کرد. اما فرصت کجاست؟ فرصت اینجاست که این نسل، پرسشگر است. باید از این روحیه پرسشگری استفاده کنیم. مساجد باید پوستاندازی کنند و آنقدر جذابیت بصری و محتوایی داشته باشند که جوانان به سمت آنها کشیده شوند. مسجد فقط جای نماز خواندن و رفتن نیست؛ باید کانون حیات اجتماعی و فرهنگی جوان باشد.
در آموزش و پرورش نیز چالش بزرگی داریم. ذهن بچههای ما پر از سوالات دینی و فرهنگی است. اگر معلم دینی، مربی پرورشی یا روحانی مدرسه نتواند به این سوالات پاسخ درخور و منطقی بدهد، این یک تهدید است. اما اگر پاسخ داده شود، ایمان این نسل از ایمان نسلهای قبل که شاید تحقیقی نبود، محکمتر خواهد شد. واقعاً باید در عرصه تبلیغ دین کار شود. نهادهای دینی ما باید به روز شوند. باید از ابزار روز استفاده کنند و این چالش را به عنوان سکویی برای ارتقای سطح دینی جامعه ببینند.
ایکنا - در دینداری جوانان امروز، به نظر میرسد «تجربههای شخصی و احساسی» جایگاه پررنگتری نسبت به «التزام خشک به احکام و مناسک» پیدا کرده است. تحلیل شما چیست و چگونه میتوان تعادل را برقرار کرد؟
این گرایش به معنویت احساسی وجود دارد. باید در فضای رسانه و آموزش، «فلسفه احکام» را تبیین کنیم. جوان امروز دنبال «چرا» میگردد. نمیتوان فقط گفت «انجام بده چون خدا گفته»؛ البته که برای مؤمن همین کافیست، اما برای جذب و تثبیت، باید حکمتها را گفت.
امروزه حدود ۹۰ درصد از احکام دین، حکمتهایشان از لحاظ پزشکی، علمی و روانشناسی ثابت شده است. چرا روزه میگیریم؟ چرا نماز حرکات فیزیکی خاصی دارد؟ چرا شراب حرام است؟ علم امروز برای اینها پاسخهای شگفتانگیزی یافته است. باید تولید محتوا را به این سمت ببریم؛ فیلم بسازیم، مستند بسازیم، کلیپهای کوتاه بسازیم که نشان دهد این احکام فقط برای آخرت نیست، بلکه برای سلامت جسم و روان شما در همین دنیاست. اگر جوان بفهمد که این حکم شرعی، ضامن سلامتی اوست، تجربه احساسی او با التزام عملی گره میخورد. من باز هم تاکید میکنم روی نقش آموزش و پرورش؛ کتب درسی و شیوههای تدریس ما باید مملو از این تبیینهای علمی و عقلانی باشد تا شکاف بین احساس و حکم شرعی پر شود.
ایکنا - آیا میتوان گفت جوانان امروز بیشتر به «معنا و روح دین» توجه دارند تا «شکل و پوسته دین»؟
متاسفانه یا خوشبختانه این اتفاق افتاده است. میگویم متاسفانه چون گاهی غفلت از شکل دین (مثل مناسک) باعث از دست رفتن محتوا هم میشود. به خاطر کار گسترده رسانهای دشمن و اینکه میدان دست آنهاست، معناگرایی بدون فرم ترویج میشود.
سوال شما خیلی قشنگ و دقیق است. بله، معنای دین بیشتر مورد توجه است. جوان میگوید «مهم انسانیت است»، «مهم کمک به همنوع است.» اینها همان روح دین است. باید به فرزندانمان آموزش دهیم که روح دین مهم است، اما این روح نیاز به کالبد دارد. نماز، صورت دین است که آن معنای بندگی را حفظ میکند. اگر لیوان (شکل) بشکند، آب (معنا) هم میریزد. هنر ما باید این باشد که پیوند ناگسستنی بین «ظاهر» و «باطن» دین را برای جوان جا بیندازیم.
ایکنا - آمارهایی وجود دارد که نشاندهنده کاهش مشارکت در برخی مناسک رسمی دینی است. این پدیده را چگونه باید تفسیر کرد؟
در اینجا باید خیلی صریح صحبت کنم. کاهش مشارکت در برخی مناسک، معلول چند علت است. اولین علت، کار ضد فرهنگی دشمن است که شبانهروز روی ذهن جوان کار میکند تا او را از مجالس دینی دلسرد کند. اما علت دوم که شاید مهمتر باشد، کمکاری متولیان دینی است؛ در روشهای جذب ضعیف عمل کردهایم.
علت سوم، عملکرد بد برخی از مسئولین است. وقتی جوانی میبیند فلان مسئول که ادعای دینداری دارد، عملکردش با عدالت و صداقت همخوانی ندارد، ناخودآگاه نسبت به مناسک دینی هم دلسرد میشود. این را باید بپذیریم. دینداری مردم متاسفانه گاهی به عملکرد مسئولین گره میخورد. عملکرد بد اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی برخی مدیران، باعث کاهش مشارکت میشود. پس ما نباید فقط جوان را متهم کنیم؛ باید عملکرد خودمان و مسئولین را هم نقد و اصلاح کنیم.
ایکنا - با وجود این کاهش ظاهری، چه نشانههایی وجود دارد که بتوانیم از یک «معنویت پنهان» در میان جوانان سخن بگوییم؟
نشانهها بسیار زیاد و امیدوارکننده است. چون بعضاً برای سخنرانی به زندانها میروم و با قشرهای آسیبدیده صحبت میکنم، چیزهایی میبینم که حیرتانگیز است. میبینم شخصی که شاید جرم کرده و ظاهرش هیچ نشانی از دینداری ندارد، واقعاً یک عِرق مذهبی و دینی قوی دارد. در خلوت خود با خدا مناجات میکند.
نشانههای دیگر را در جامعه ببینید؛ در ایام اعتکاف مساجد پر از دهه هشتادیهاست. در شبهای قدر، خیابانها پر از جوانانی است که قرآن به سر گرفتهاند. در راهپیمایی اربعین، سیل عظیم جوانان را میبینید. اینها نشان میدهد که دین در لایههای پنهان وجودی این افراد زنده است. عبادتهای پنهانی، کمکهای مومنانه بیسروصدا، اشک ریختن برای اهلبیت (ع)؛ اینها یعنی معنویت پنهان وجود دارد و فقط منتظر تلنگری است تا شکوفا شود.
ایکنا - به عنوان سوال پایانی، شبکههای اجتماعی و فضای مجازی چه تاثیری بر شیوه مواجهه جوانان با مفاهیم دینی گذاشتهاند و وظیفه ما در این فضا چیست؟
قطعاً و یقیناً شبکههای اجتماعی اثرگذارترین فاکتور در عصر حاضر هستند. جنگ امروز، جنگ ترکیبی (Hybrid War) و جنگ شناختی (Cognitive War) است. زمین بازی این جنگ کجاست؟ فضای مجازی و رسانه. قاعده این جنگ مشخص است: «اگر روایت نکنید، روایت میشوید». اگر در فضای رسانه فعالانه شرکت نکنیم، اگر عزیزانمان، دینمان، قهرمانانمان و ارزشهایمان را درست معرفی نکنیم، دشمن وارد صحنه میشود و آنچه میخواهد را معرفی میکند. دشمن جای شهید و جلاد را عوض میکند. دشمن دین را وارونه و خشن جلوه میدهد.
بنابراین باید نسبت به شبکههای اجتماعی واقعاً کار کنیم. حضور منفعلانه فایده ندارد؛ باید حضور فعال، تهاجمی و هنرمندانه داشته باشیم. طلاب، دانشجویان، اساتید و همه دلسوزان باید سواد رسانهای خود را بالا ببرند و در این فضا به جهاد تبیین بپردازند. نباید فضا را خالی کنیم. اگر میدان را خالی کنیم، دشمن ذهن جوان ما را تسخیر میکند؛ اما اگر باشیم و روشنگری کنیم، با توجه به همان فطرت پاکی که عرض کردم، قطعاً پیروز میدان خواهیم بود.
انتهای پیام