
در ژرفای تاریخ بشریت، همواره رشتهای از نور امید و انتظار، تاریکیهای یأس و پریشانی را شکافته و انسان را در سیر تحول و تطور فراز و فرود تاریخ با تمام پیدا و پنهای تاریک و روشنای آینده تاریخ و سرنوشتش به پیش رانده است.
باوری ریشهدار و آسمانی که در جانها و اندیشهها خانه کرده، امروز بیش از هر زمان روشن و آشکارند؛ باور به ظهور منجی، مصلحی جهانی که روزی ظلمتکده جهان را به نور عدل و داد روشن خواهد کرد. این انتظار، تنها یک آرزوی ساده نیست؛ بلکه فلسفهای حیاتبخش، آینهای بر بازتاب مفاهیم و بلندای مکتب مقاومت و چشماندازی روشن برای فردایی متفاوت است.
از اعماق اسطورههای اقوام کهن، مانند نوید «سوشیانت» در آیین زرتشت، تا نبوتهای پیامبران ابراهیمی درباره «منجی آخرالزمان»، این اندیشه چون رودی خروشان، در بستر تاریخ تمدنها جاری بوده است. اما این دین مبین اسلام است که با شفافیت و جامعیتی بینظیر، این مفهوم را به کمال رسانده و آن را به عنوان اصلی مسلم و اعتقادی در قلب باورهای خود جای داده است.
اعتقاد به مهدی موعود(عج)، آن مصلح عدالتگستری که از تبار پیامبر خاتم(ص) است، تنها یک پیشبینی نیست؛ بلکه وعدهی حتمی خداوند به مستضعفان زمین است. وعدهای که جهانِ در انتظار را از رکود و ناامیدی میرهاند و به تکاپو وامیدارد.
جهان امروز، با همه ادعاهای پیشرفت، در باتلاقی از آشوب دستوپا میزند. آتش جنگها و کشتارهای بیرحمانه، سایه شوم استعمار نوین و بهرهکشی از ملتها، شکافهای عمیق طبقاتی، فروپاشی خانوادهها و بحرانهای هویتی، تصویری است که بشر مدرن از خود به نمایش گذاشته است.
در چنین جهانی که صلح به رؤیایی دور بدل شده و «انسانیت» در زیر چرخهای سودجویی و قدرتطلبی لگدمال میشود، ندا و نوید ظهور منجی، همچون نسیم حیاتبخش، جانها را طراوت میبخشد.
تَفَلسُف؛ ژرفنای اندیشیده، چیستی و ماهیت فلسفه حکومت جهانی حضرت مهدی(عج)، بر محور «قسط» و «عدل» میچرخد؛ عدالتی همهجانبه که تنها به اقتصاد و سیاست محدود نمیشود، بلکه تعادلی در همه ابعاد فردی، اجتماعی و معنوی زندگی انسان است.

مهدی موعود(عج)؛ با احیای فطرت پاک انسانی، امنیت را نه با زرادخانههای اتمی، که با برقراری صلحی حقیقی و برادری میان تمامی ملل و اقوام برقرار میسازد. صلحی که ریشه در شناخت حقیقت و دوستی با یکدیگر دارد، نه ترس از تخریب متقابل.
در این میان، انقلاب اسلامی ایران، به عنوان نهضتی مبتنی بر احیای مفاهیم ناب دینی، کوشیده است تا زمینه شناخت و آمادگی برای این آینده موعود را فراهم سازد. این انقلاب، با جریانسازی مفاهیمِ شعائر و فرائض اسلام، تلاش کرده نسلی را تربیت کند که نه تنها منتظر مصلح باشد، که خود، «منتظر» صالحی باشد؛ انسانی که سبک زندگی، اخلاق، تفکر و اقداماتش، همسو با ارزشهای حکومت عدل مهدوی است. فرهنگ مهدویت، فرهنگی پویا و مسئولیتآفرین است.
انسان منتظر، شهروندی منفعل نیست که تنها در گوشهای بنشیند و آرزو کند. او خود، پیشگام عدالتخواهی، مبارزه با فساد، ترویج معارف ناب و ایجاد جامعهای بر اساس اخلاق و تقواست. او میداند که ظهور، وعدهای الهیو تحقق آن در پسِ پشتِ آمادگی معنوی بشریت است.
به مناسبت فرخنده میلاد مسعود حضرت بقیهالله الاعظم(عج)، که خود نویدبخش بزرگترین تحول تاریخ است، خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) بر آن شد تا با واکاوی عمیقتر جایگاه تبیین مفهوم «مهدویت» در فلسفه و گفتمان فرهنگی انقلاب اسلامی، به گفتوگویی تخصصی با ابراهیم آقابابایی؛ مدیر فرهنگی بنیاد حضرت مهدی(عج) استان تهران و از اندیشمندان و پژوهشگران حوزۀ مهدویت، بنشیند.
آنچه در پی میآید، مروری بر دیدگاههای این کارشناس درباره نسبت انقلاب اسلامی با آرمانهای حکومت جهانی مهدی موعود(عج)؛ نقش «فرهنگ انتظار» در تربیت «انسان منتظر»، نسل امروز و راههای نهادینهسازی این معارف حیاتبخش در جهان پرآشوب کنونی است.
حاصل این گفتوگوی متفاوت، بیپرده، صریح، تاریخی، تطبیقی و تبیینی با ابراهیم آقابابایی؛ مدیر فرهنگی بنیاد حضرت مهدی(عج) استان تهران و از اندیشمندان و پژوهشگران حوزۀ مهدویت مهمان چشمهای شما است.
ایکنا: جناب آقابابایی، فلسفه انتظار برای ظهور منجی، چه در دین هدایتگر مبین اسلام و چه در دیگر ادیان الهی، حتی پیش از ظهور و بروز مفهوم دین در تمدنهای کهن وجود داشته است. از آنجایی که دین اسلام را خاتم و اکمل تمامی ادیان میدانیم، بیتردید روایت ما در حوزه «فلسفه انتظار» بر بلندای مسئله «فرهنگ مهدویتم قرار میگیرد. آنچه که ساحت دلدادگی به آن بلندنام است، متأسفانه به دلیل فقر کالبد انسانی، دیدارش برای ما میسر نمیشود؛ زیرا او حاضر و ناظر است. شاید از دید ما که به آن معرفت نرسیدهایم، معنا در لفافه قرار گرفتن در به سر بردن انتظار تعریف میشود. به همین سبب است که مدعی هستیم معرفتِ مولفه درکِ «مهدویت» با گفتمان فرهنگی انقلاب اسلامی گره خورده است؛ چه در تاریخ 47 ساله اخیر و چه از خرداد 1342 تا بهمن 1357، که نهال انقلاب کاشته شد و امروز که به درختی تناور، تنومند و پرمیوه بدل شده است، همگی ما بر بلندای یک معنا و آن هم «فرهنگ مهدویت» همقول و همروایت هستیم. برای آغاز این گفتوگو، ابتدا از زبان شما نگاهی کلان به این تار و پود تنیده شده فرهنگ مهدویت، فلسفه انتظار و انسانِ منتظر، در ایرانی اسلامی داشته باشیم.
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا لازم است به واژه «مهدویت راستین» اشاره کنم. پرسش اصلی اینجاست که وقتی از «مهدویت» نام میبریم، مقصودمان کدام «مهدویتم است؟ زیرا بسیاری از گروهها و افراد، چه در داخل و چه در خارج، درباره مهدویت بحث میکنند و هر کدام، برداشتهای خاص خود را دارند. اجازه میخواهم مهدویت را از زبان بنیانگذار و معمار کبیر انقلاب اسلامی تعریف کنم تا نظر حضرت امام(ره) را در این مورد مشاهده کنیم. این گفتوگو را از اینجا شروع میکنم.
حضرت امام(ره) در ارتباط با موضوع مهدویت میفرمایند: «انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت(عج) ارواحنا فداه است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهاد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.» دقت کنید؛ عباراتی که حضرت امام(ره) به کار میبرند، تنها شامل مسلمانان نمیشود، بلکه جهانیان را نیز در برمیگیرد. پس بنیانگذار انقلاب اسلامی انقلاب اسلامی ایران را نقطه شروع انقلاب حضرت حجت(عج) میدانستند.

بعد باید واژه «انتظار» را وام بگیریم. وقتی میگوییم همه در انتظار ظهور حضرت هستند، باید ببینیم معنی انتظار چیست تا مهدویت راستین برای ما تعریف شود. باز هم از حضرت امام(ره) برای شما در این رابطه نقل میکنم. امام خمینی(ره) میفرمایند: «ما همه انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند.» از همین فرمایش امام(ره) متوجه این موضوع میشویم که هر کسی مدعی است که منتظر ظهور حضرت است، باید تلاش کند، کوشش کند و باید خدمتی ارائه دهد تا در حقیقت منتظر واقعی شود.
البته در روایات صحیح و متقن نیز شاهد هستیم که اصولاً وقتی از انتظار فرج صحبت میشود، آن را عملی عبادی میدانند؛ یعنی از آن تعبیر به حرکت میشود. همانطور که امام صادق(ع) فرمودند: «برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.» حضرت نمیفرماید فقط عمل، بلکه عمل عبادت را حرکت تعبیر میفرمایند. یا در جای دیگر امام میفرمایند: «افضل العباد بعد المعرفة انتظار الفرج.» یعنی بعد از معرفت به خداوند تبارک و تعالی، انتظار فرج آنقدر اهمیت دارد که امام معصوم(ع) آن را در گام دوم قرار میدهند.
پس با چنین مستندهایی متوجه میشویم که از اصل و اساس، «انتظار» یک عمل عبادی است؛ یعنی یک حرکت، نه به معنایی که بعضیها در «مهدویت انحرافی» آن را از سکون یاد میکنند و از یک «مهدویت خاموش» صحبت میکنند که متأسفانه به آن دامن میزنند.
به عبارتی، موضوع «مهدویت» را جدای از بحث حاکمیت و به ویژه حاکمیت دینی میدانند. در حالی که امام ما در انقلاب اسلامی، تأثیری که بر مهدویت راستین گذاشتند، با عبارتها و رهنمودهایی که دادند و با عملکردی که برای جامعه ما ارائه کردند، در حقیقت مردم را به سوی «مهدویت راستین» رهنمون ساختند.

برای اینکه این مسئله تقویت شود، باز از صحبتهای حضرت امام(ره) وام میگیرم. امام خمینی(ره) تاکید و بارها اشاره داشتنهاند که اینطور نیست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان(عج) هستیم، بنشینیم در خانههایمان و بگوییم عجل علی فرجه. فرج باید با کار شما تعجیل شود. شما باید زمینه را برای آمدن حضرت حجت(عج) فراهم کنید و فراهم کردن آن شرایط این است که مسلمانان را با هم مجتمع کنید. همه با هم بشویم و در سایه تحقق اینمهم؛ انشاءالله حضرت ظهور خواهند فرمود.
در یک کلام، اگر بخواهیم به عمق این پرسش که نسبت انقلاب اسلامی با مهدویت در چیست؟ به شکل خلاصه و مختصر اشاره کنیم، باید عنوان کرد: نخست آنکه؛ باید بگوییم که «مهدویت»، آرمان انقلاب اسلامی است. اگر دقت بفرمایید، مقام معظم رهبری در «بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی» به شکل دقیق به این موضوع اشاره میفرمایند که ما باید به آن سمت و سو حرکت کنیم. پس همه باید بدانیم که «مهدویت»، آرمان انقلاب اسلامی است.
نکته دوم که بسیار مهم است، آنکه اصولاً روح انقلاب اسلامی از «مهدویت» سرچشمه و برگرفته شده است. یعنی از اصل و اساس انقلاب به وقوع پیوست تا زمینههای لازم برای ظهور حضرت فراهم شود؛ منتها با مقاومت، با کار کردن و با تلاش کردن. این نیز یکی از نکتههای بسیار مهم است که امام خمینی(ره) در فرمایشهای خود بر آن تأکید داشتند.
ایکنا- از قضا جناب آقابابایی میخواهم از همین صحبت شما وام بگیرم. با توجه به ارجاعهای بسیار مختلف و متعددی که شما به بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی؛ حضرت امام خمینی(ره) داشتید، امروز میدانیم تفکر و سایه این چتر زیبای سبز اسلام ناب محمدی(ص) و معارف و مبانی آن، فارغ از آنکه در جای جای جهان فردی ممکن است به دین اسلام نگرویده باشد و در ساحت دینی دیگری زیست خود را سپری کند، اما این تشنگی به ظهور منجی برای برقراری عئل، داد، قسط و انصاف را احساس میکنیم. از آن جوش و خروش همدلی دانشجویان در اروپا یا آمریکا تا نامهای که مقام معظم رهبری خطاب به بیداری اسلامی مرمان حقطلب و آزادیخواه جهان مینویسند! اینها همان معرفتی است که در ساحت همین «مهدویت راستین» که به آن اشاره داشتید نشات میگیرد. اما مسئله مهم و حیاتی آن است که امروز ما با نسلی مواجه هستیم که بخشی از تأثیرگذاری بر آنها، شوربختانه و تلخکامانه، البته که نه آگاهانه از سوی آنها؛ بلکه ناخودآگاه، اما ذیل سمپاشیهای معاندان و حاسدان این آب و خاکِ نظام مقدس انقلابی و فرهنگ اسلامی-ایرانی قرار دارد. برای تبیین بنیانهای «مهدویت» و روایت آن در گفتمان انقلاب برای نسل جوان، باید چگونه سخن گفت که نخست ما را دریابند و سپس، عامل به آنچه میگوییم باشند؟
اگر ما با وجود آنکه در دیگر ادیان نیز شاهد تعریف و حضوری از «منجی» با متر و معیار آن ادیان هستیم؛ اما باز با تمام وجود و ایمان، معتقد به این مهم هستیم که در گام نخست؛ حضرت حجت(عج)، منجی عالم بشریت هستند، پس نگاه، کردار و گفتار ما با تمام باورمندان به ظهور یک «منجی» نه تنها برای یک قوم، که عالم بشریت؛ باید از اصل و اساس دارای وجوه تمایزیو اثباتی خود باشد.
ببینید این پُرواضح است که منجی ادیان دیگر، مشخص نیست. معلوم نیست، کیست! منجی ما شیعیان معلوم است. میدانیم چه کسی است. میدانیم حضرت کجا به دنیا آمدند. پدر بزرگوارشان کیست. مادر بزرگوارشان کیست. در «غیبت صغری» بودند. برای آنکه دشمنان میخواستند چراغ پرفروغ امامت را خاموش کنند، بنا به مشیت خداوند تعالی، ایشان به «غیبت کبری» رفتند. امام ما حاضر هستند، اما ما نمیتوانیم ایشان را ببینیم. بنابراین این ذات نهایی دستور خداوند است که فلسفه دریافتی و ادراکی خود را دارد.
اما وقتی میخواهیم این موضوع را به یک جوان منتقل کنیم، باید به شیوهای باشد تا او بداند که جهان فعلی پُر از آشوب است. پُر از بحرانهایی است که در گوشه و کنار دنیا اتفاق میافتد. اتفاقهایی که همه آنها نشات گرفته از فتنهافکنیهایی است که طرف جبهه استکبار جهانی که به دقت و با دانش کافی مشغول بازی و مقابله با ارزشهای انسانی است؛ عامل آنها است. پس بخش مهمی از رسالت رفتاری، گفتاری و کرداری ما با همین روش، گویش ومنش استدلالی برای مخاطبان هدف خود، یعنی نسل نوجوان و به ویژه جوان امروز، مشخص و معین میشود.
با همین مولفهها و شواهد عینی؛ قابل لمس، رصد، تحقیق و استناد؛ میتوانیم به جوان از حقیقت راستین فلسفه انتظارو مهدویت بگوییم. چگونه؟ توضیح میدهم!
ما در دنیا و جهان خاکی که مشغول تجربه زیستن در آن هستیم، برای نظم آن نظام، سازمانی به عنوان «سازمان ملل» تاسیس کردهایم. سازمانی که در آنجا با ایجاد قوانین، این نظم لازم را برای کل جهان بشریت تقریر میکنند. اما با وجود تمام ادعای آن سازمان بر تنظیم نظم جهانی، شاهدیم که به راحتی یک رژیم خودساخته چون رژیم صهیونی؛ هزاران هزار کودک را جلوی چشم هزاران هزار انسان، جلوی چشم تمام رسانههای دنیا میکشد؛ شدیدترین اهانتها را به مردم فلسطین روا میدارد، در غزه آن جنایتها را مرتکب میشود، اما هیچ اتفاقی در دنیا نمیافتد؟!

همین دست از اتفاقها که مربوط به تاریخ معاصر جهان زیست ما و در مقابل دیدگان تمام مردم جهان به وقوع پیوسته است نشان میدهد که آنها(نظام سازمان ملل متحد) نمیتوانند نجاتبخش انسانها باشند. پس باید به جوان بگوییم که امیدمان باید یک «انسان الهی» باشد. انسانی که مثل بقیه ائمه(ع) و پیامبران از سوی خداوند منصوب شده است. تاریخ را بایر برای جوان امروز بگوییم؛ آنکه نقش حضرت ابراهیم(ع) در تاریخ چیست، نقش پیامبر عظیمالشان ما در تاریخ چیست. باید این روایتها را تحلیل کنیم. با مرور تاریخ برای نسل جوان؛ آنها به سستی ادعاهای برقراری نظم جهانی توسط سازمان ملل متحد که علتالعلل تشکیل آن همین مهم است، به وضوح پِی خواهند برد.
این کلام را با صدای بلند میگویم که «انقلاب اسلامی»؛ برجستهترین و بارزترین نمونه دستاورد مردمان منتظر واقعی است. اما برای اثبات این مدعا ابتدا باید برای جوان امروزی که مخاطب ما است تشریح کنیم که در چه وضعیتی زندگی میکردیم؟ کجا بودیم؟ متأسفانه کمتر به این پرداخته میشود که رژیم گذشته، یک رژیم طاغوتی و ظالم بوده است. از همین روی و برای برداشتن طاغوت، برقراری عدالت و مساوارت بود که مردم همه همدل شدند تا ظلم را بردارند؛ شرایط برداشتن ظلم، مهیا کردن بستز ظهور امام خمینی(ره) بود. همین مسئله در نگاهی وسیع به عظمت جهان اثیری و زندگی ما بر این کره خاکی جاری و ساری است. چون هدف ظهور حضرت مهدی(عج) زدودن ظلم و گستراندن عدالت در جهان است.
برای جوان امروز با زبان و نگاه او باید گفت که انقلاب اسلامی ایران، این زمینهسازی را انجام داد. از کجا؟ به واسطه فرمایش خداوند در آیات قرآن که وعده برقراری عدالت، مساوات و برداشتن ظلم در جهان را داده است.
در حقیقت امام خمینی(ره) آمد و ما را از ظلمت به سوی نور هدایت کرد. آن ظلمت و تاریکی که در آن زمان (طاغوت) وجود داشت، کسی جرئت نمیکرد کتابی را به آسانی بخواند. اختناق بود و بسیاری از مولفههایی که برای رژیمهای طاغوتی و ظالم وجود دارد. انقلاب اسلامی آمد و این زمینه را فراهم کرد و مردم را یک مرحله جلوتر برد. مهمترین اقدام انقلاب اسلامی، دادن آگاهی به مردم بود.
نکته دوم و بسیار مهم بعدی در همکلامی با جوان برای به اقناع رساندن او درباره اهمیت چرایی و فلسفه تحقق انقلاب اسلامی؛ هدف مهم آن، یعنی گام برداشتن در مسیر مبارزه با طاغوت و برقراری عدالت تا انشاالله تحقق آن هدف غایی و نهایی که مهیا ساختن فضای ظهور منجی عالم بشریت است، پاسخ به این پرسش است که چرا مردم ایران برای انقلاب به دنبال امام خمینی(ره) آمدند؟ امام را به چه عنوان میشناختند؟ آیا امام را فقط به عنوان یک رهبر انقلابی میشناختند؟ در پاسخ به این پرسشها با قاطعیت باید گفت خیر! آنها امام عظیمالشان انقلاب را به عنوان نائب امام زمان(عج) میشناختند. از همین روی و به واسطه این تفکر بود که به دنبال امام(ره) آمدند.

ایکنا- جناب بابایی؛ بحث در این آن و گاه، بسیار رنگ و بوی فلسفی با عمقِ ژرفکاویِ مفاهیم بیان شده از زبان شما در چیستی شکلگیری انقلاب؛ ماهیت حرکت انقلابی مردم ایران و نیز چرایی انتخاب حضرت امام خمینی(ره) به عنوان رهبر و جلودار مسیر تحقق خواستههای خود در به زیر کشیدن طاغوت و برقراری عدل، مساوات و تجلی شکوه وعده داده شده شعائر و فرایض دینِ هدایتگر و مبین اسلام، در دفاع از مظلوم و ایستادن برابر ظالم به خود گرفت. اگر ممکن است چه در مواجهه با نسل جوان کشورمان که محور اصلی صحبتهای شما به ویژه در این فراز آخر که کلام خود را به سمت آنها چرحاندید؛ چه برای قاطبه مخاطبان ایکنا؛ فهوا و کُنه روایت و مطلوب نگاهتان را در بر همآمیختن زُلف روایت «فرهنگ انتظار» در آفتاب «مهدویت راستین» تا تحقق انقلاب اسلامی برای زمینهسازی جهت ظهور منجی عالم بشیرت را با روایتی سادهتر بیان بفرمایید تا جامعیت کلام شما را همگان تا عمق معنا دریابند؟!
از همینجا و به واسطه این گفتوگو، خطاب به جوانان عزیز کشورمان، میخواهم عرض کنم که اگر تنها در یک جمله بخواهیم بگوییم که امام خمینی(رضوانالله علیه) برای انقلاب ما چه کرد، باید بگوییم «فتحالفتوح» امام، تحول در انسانها بود. این همان هدف بلندی است که خداوند تعالی برای ظهور ترسیم کرده؛ یعنی تحقق آن مهم را بر عهده و وظیفه امام زمان(عج) قرار داده آن است که ایشان با حضور و ظهورشان دست به تحول انسانها و تجلی واقعی معنیا انسانیت در عالم هستی بزنند. جهان را پر از عدالت نمایند و ظلم را در جهان بخشکانند.
بیاییم به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه شد که مردم برای تحقق و به بار نشستن هدف بلند انقلاب خود به سراغ امام(ره) رفتند؟ پاسخ این پرسش را خود مردم در شعارهای خود میدادند، جائی که همه یکصدا میگفتند: «نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه». شعارانقلابی برآمده از شور و شعور است؛ پس آنها برقراری عدالت را زیر پرچم نهضت و مکتب عاشورا و حماسه کربلای حسینی میجستند. در این مسیر انقلابی؛ تحقق آن خواسته و به زیر کشیدن طاغوت را تنها در اراده و نگاه و نظر امام خمینی(ره) میدیدند.
همین امروز، در زمانه حاضر، طی همین روزهای اخیر و بعد از التهابهای دیماه یا «جنگ 12 روزه» همه مردم با حضور گسترده در صفوف دشمنشکن خود در راهپیماییها و یا حضور در مسجدها چه میگویند؟ میگویند: «خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی، از نهضت خمینی محافظت بفرما.»
پس اینها نه حرف من؛ که نظر مردم ایران است که آن را در قالب شعار بازتاب میدهند. پیام این شعارها چیست؟ با تاملی ساده؛ نه حتی ژرف و تحلیلی، میتوان دریافت که ملت ایران در قالب همین شعارها میخواهند بگویند این نهضت و این انقلاب، زمینهساز حکومت حضرت مهدی(عج) است. بنابراین ما باید به جوانهای خود یادآوری کنیم؛ کجا بودیم و امروز کجا هستیم.
ایکنا- پیش از پایان گفتوگو جناب آقابابائی؛ باتوجه به لزوم مطرح کردن نگاه آیندهپژوهانه در پس مباحث مطرح شده؛ شما را با همین نگاه مورد پرسش قرار میدهم. امروز بیش از هر زمانی نیازمند ثبات، تقویت و استمرار انقلاب اسلامی ایران با تمامی مولفههای مطرح شده تا رسیدن به آن وعده موعود، یعنی ظهور منجی عالم بشریت برای تثبیت آنچه انقلاب اسلامی بر پایه آن بنیان نهاده شده است هستیم. به ویژه در مواجهه با نسل امروز و از آن مهمتر برای نسلهای فردا، متعهد به این روشنگری آیندهپژوهانه هستیم که نقش بنیادین فرهنگ مهدوی و به ویژه آن «مهدویت راستین» که بارها در خلال این گفتوگو به آن اشاره داشتید، در گفتمان انقلاب اسلامی به ویژه در سالهای پیش رو چیست؟ منظورم آن چشماندازی است که شما ترسیم میکنید؟ آن چشمانداز ما را به سوی کدام قله رهنون است؟
اجازه میخواهم در تشریح این چشمانداز نیز بار دیگر رجوعی به یکی از سخنان مهم رهبر عزیزمان داشته باشم. زیرا وقتی از من برای این گفتوگو دعوت شد با خود گفتم چه کسانی جز بنیانگذار انقلاب و رهبر معظم امروز آن میتوانند این چشمانداز را ترسیم کنند؟
رهبری فرزانه انقلاب میفرمایند: «انقلاب، پرچم عزت این ملت است و ملت این پرچم را در دست استوار خود نگه خواهد داشت و به فضل پروردگار، تسلیم امام زمان(عج) خواهد کرد.» این آینده انقلاب از زبان رهبر عزیزمان است. یعنی گفتمان آینده ما که استمرار همان جریان مهدویت و همان آرمانی است که از آن سخن گفتیم و میخواهیم به آن نقطه آرمانی برسیم، همین است.
مجموعه حاکمان ما؛ دولت، مجلس، قوه قضائیه، ازهمه مهمتر و بالاتر، خود مردم؛ همه و همه، باید وظیفهای در ارتباط با ایجاد عدالت، از خانوادهاش گرفته تا جامعه را بر خود فرض و اجرای آن را واجب بداند. باید مثل تمامی روزهای این تاریخ 47 ساله بشکوه انقلاب اسلامی، همه با هم باشیم تا به فضل، امید و برکت پروردگار عالم به تدریج این زمینهها برای عدالت فراهم شود و به قول رهبر عزیز، پرچم را به دست صاحبامر(عج) بسپاریم.

ایکنا- و دراین روز عزیز؛ روز مسرور، پُرنور و برکت میلاد منجی عالم بشریت، حضرت قائم، حجت الهی، مهدی موعود(عج) نکتهای برای حرف، سخن و روایت پایانی دارید که بیان آن را لازم میدانید؟ اگر هست، شنواییم.
خطابم به جوانان عزیز ایران عزیز، متحد، منسجم، انقلابی و اسلامی است که این را بدانیم، بدانید و همگان بدانند که تمام فعالیت، هم و غم، نهایت کوشش و تلاش دشمنان ما؛ همه آنهای که مانع ظهور هستند و اجازه نمیدهند زمینهسازی برای حضور حضرتشان انجام شود؛ آن است که «امید» را از جامعه بگیرند. توجه خود را بر این مهم باید بسیار ئ بسیار و بسیار افزایش دهیم.
اعتقاد من بر آن است که «ناامیدی»، سوخت اصلی ماشین جنگی دشمنان و «امید»، پادزهر آن است. تمام فعالان اجتماعی-فرهنگی، با هر اعتقادی که دارند، باید امید را به جامعه تزریق کنند.
جوانان عزیز، در همان ماههای نخست انقلاب که دشمنان این نظام انقلابیو اسلامی که به درستی معنا و مفهومِ کلام، «دشمنان بشریت» هستند، همقسم شدند و جنگ هشت سالهای را به ما تحمیل کردند که ما اسم آن را با افتخار «دفاع مقدس» گذاشتهایم.
نخست آنکه؛ با توجه به همان تجربه و بَر مدار و زبان خواهش تاکید میکنم که آگاه باشیم و توجه کنیم که همان جوانهایی که در جامعه ما بودند، همان جوانهایی که تحت تأثیر روحِ حضرت امام(ره) و انوار قدسی ایشان قرار گرفته بودند، به جبههها رفتند. صفها تا خط مقدم نبرد را پُر کردند و اجازه ندادند یک وجب از خاک ما به دست دشمن بیفتد. تحقق این مهم، چنان دستاورد بزرگی است که عظمت تحقق و بیان آن را با هیچ زبان و قلمی نمیتوان گفت و نوشت!

دو دیگر آنکه؛ در کنار اهمیت و الزام دیدن و روایت پیشرفتهای انسانی؛ اما بیاییم، پیشرفتهای دیگر را ببینیم. ما در همان ایام دفاع مقدس، حتی بریاایجاد مانع برابر دشمن و پیشروی آنها حتی سیمخاردار نداشتیم و باید آن را وارد میکردیم. حالا امروز، تنها لحظهای به جایگاهِ شکوه و قدرت ایران در منطقه و جهان بنگریم و ببینیم کجا هستیم؟ این پیشرفت همان تعریف بنیادین و تبیینی «انقلاب اسلامی» است.
همه ما در «جنگ 12 روزه» شاهد بودیم که ایران ما از نقطهای که حتی برای ورود دشمن به آب و خاک وطنمان در سالهای حماسهسازی هشت ساله دفاع مقدس مجبور به خریدن سیمخاردار بود؛ امروز به جایی رسیده است که به موشکهای نقطهزن با بُرد بیش از هزارکیلومتر دست یافته است. همه این توفیقها؛ دستاورد مهم جوانان با ایمان خودمان در همین سرزمینِ جان، ایرانِ قهرمان است.
کشور ما برای اولینبار پس از 80 سال جنایت رژیم صهیونی که از جمله رژیمهای مانع ظهور در دنیای فعلی است؛ در نهایت قدرت و صلابت با آن به مقابله پرداخت و این امنیت را نه فقط برای ایران، بلکه برای بسیاری از مسلمانان ایجاد کرد.
انتهای پیام