
به گزارش ایکنا، ترجمه فارسی کتاب «خوانشی دوباره از قرآن با تکیه بر مطالعات دوره متأخر باستان»، (Rethinking the Qur'an in Late Antiquity) اثر جان ریکاردو آی. هوان کول (Juan Ricardo I. Cole)، قرآنپژوه برجسته و عضو انجمن بینالمللی قرآنپژوهی (IQSA)، وارد مرحله بازخوانی نهایی و تطبیق علمی با متن اصلی شده است. این کتاب از آثار برجسته در پیوند دادن مطالعات قرآن با پارادایم «دوران باستان متأخر» بهشمار میآید.
سرویس اندیشه ایکنا بهمنظور بررسی ابعاد علمی و اهمیت کتاب و نیز آشنایی با رویکرد مترجم در انتقال یکی از آثار شاخص قرآنپژوهی معاصر به زبان فارسی، گفتوگویی با محمد پارسائیان، مترجم کتاب و عضو هیئت جهاددانشگاهی و مدیر مرکز مطالعات میانرشتهای قرآن کریم، انجام داده است. در این گفتوگو به سراغ انگیزههای ترجمه اثری رفتیم که به گفته مترجم پرده از بخش فراموششده از تاریخ برمیدارد؛ برههای مهجور که به تاریخ صدر اسلام منتهی میشود و کمتر مورد توجه مستشرقان و تاریخنگاران قرار گرفته است. پارسائیان معتقد است نویسنده این کتاب کوشیده با نگاهی تازه، این فضای مغفولمانده تاریخی را روشن و بازخوانی کند.
بازخوانی دوباره قرآن در افق «باستان متأخر»
محمد پارسائیان، با اشاره به جایگاه نظری کتاب بیان کرد: این اثر بر یک مدعای دوطرفه استوار است؛ از یک سو نشان میدهد که فهم تاریخی قرآن بدون توجه به افق «باستان متأخر» ناقص میماند و از سوی دیگر، استدلال میکند که خود مطالعات باستان متأخر نیز بدون وارد کردن قرآن، تصویری ناتمام و اروپامحور از این دوره ارائه میدهد. به تعبیر نویسنده، همانقدر که فهم تاریخمندانه قرآن به این حوزه نیاز دارد، این حوزه نیز به قرآن نیازمند است.

نقد روایت غربمحور از تاریخ
وی افزود: بخش قابل توجهی از تاریخنگاری باستان متأخر براساس شهرهای بزرگ امپراتوری روم شرقی و نخبگان باسواد شهری شکل گرفته است؛ شهرهایی مانند قسطنطنیه، انطاکیه، اسکندریه یا اورشلیم. این تمرکز، ناخواسته به شکلگیری نوعی روایت غربمحور انجامیده که حاشیههای روستایی، مناطق مرزی و فضاهای بهاصطلاح «غیرکلاسیک» را از میدان تحلیل بیرون گذاشته است. کتاب هوان کول دقیقا این نقطه کور را نشانه میگیرد.
عضو هیئت علمی جهاددانشگاهی با تأکید بر بسط افق جغرافیایی پژوهش گفت: در این کتاب، پیشنهاد میشود که بهجای محور شرقی _غربیِ متعارفِ مدیترانهای، محور شمال– جنوبی از صنعا تا غزه نیز جدی گرفته شود؛ مسیری که نهفقط راه تجارت، بلکه مسیر انتقال ایدهها، باورها و منازعات دینی بوده است. در چنین افقی، حجاز دیگر حاشیه خاموش تاریخ نیست، بلکه بخشی فعال از جهان متأخر باستان بهشمار میآید.
پارسائیان ادامه داد: نویسنده نشان میدهد که منازعات قرآنی درباره موضوعاتی مانند رستاخیز، شرک یا توحید، در خلأ پدید نیامدهاند. این منازعات شباهتهای روشنی با جدالهای دینی قرن ششم میلادی در شام، فلسطین و حتی غزه دارند. وقتی میبینیم که غزه از نظر جغرافیایی و فرهنگی به حجاز نزدیکتر از آن چیزی است که معمولا تصور میشود، این شباهتها معنای تازهای پیدا میکنند.
قرآن در گفتوگو با جهانی متکثر
وی با اشاره به یکی از دستاوردهای مهم کتاب توضیح داد: این اثر بهخوبی نشان میدهد که تصور محو کامل چندخدایی در فاصله کوتاهی پیش از ظهور اسلام، تصوری سادهانگارانه است. شواهد باستانشناختی و متنی نشان میدهد که آیینهای مشرکانه، اشکال متنوع مسیحیت و دیگر سنتهای دینی تا سده هفتم میلادی در بسیاری از مناطق، به ویژه در نواحی روستایی و مرزی، همچنان زنده بودهاند. قرآن در گفتوگو با جهانی چندلایه و متکثر نازل شده است، نه با جهانی دینی یکدست و تثبیتشده.
مترجم کتاب در بخش دیگری از گفتوگو، به اهمیت فصلهای مربوط به سواد، متن و شکلگیری مصحف اشاره کرد و گفت: یکی از نکات برجسته کتاب، پیوند دادن یکتاپرستی با تحولات فناوری دانش در دوران باستان متأخر است. گذار از طومار به مصحف، گسترش فرهنگ کتابت و شکلگیری گونههای ادبی جدید، فقط تحولات فنی نبودند؛ بلکه به پیدایش نوعی جدید از خودآگاهی دینی و متنی انجامیدند. نویسنده نشان میدهد که قرآن را میتوان در امتداد همین تحولات فهم کرد، نه بیرون از آنها.
وی درباره اهمیت این رویکرد افزود: این کتاب کمک میکند تا قرآن نه بهعنوان «دیگری مطلق» نسبت به جهان روم و مسیحیت، بلکه بهعنوان بخشی از تاریخ مشترک انسانی دیده شود. در نتیجه، دوگانههای سخت خودی/دیگری که میراثی از شرقشناسی سده نوزدهم و نظریههای نژادی آن دورهاند، به چالش کشیده میشوند.
پارسائیان در توضیح چرایی دقت بالا در ترجمه و بازخوانی علمی اثر گفت: از آنجا که این اثر به طیفی گسترده از مباحث در حوزه الهیات مسیحی، تاریخنگاری دوران باستان متأخر، باستانشناسی دینی، مطالعات تطبیقی یهودیت و مسیحیت، تاریخ امپراتوریهای روم شرقی و ساسانی، تاریخ اندیشه دینی و تحولات فرهنگ متنی میپردازد، طبیعی است که با انبوهی از اصطلاحات فنی، نامها، منازعات تاریخی و مفاهیم تخصصی روبهرو باشیم. به همین دلیل، بازخوانی ترجمه با حضور یک پژوهشگری آشنا با مباحث کتاب در حال انجام است.
دعوت به دیدن قرآن در دل تاریخ جهانی
وی افزود: ترجمه چنین کتابی صرفا جابهجایی واژهها نیست. برخی از مفاهیم علیالظاهر آشنا هستند، اما برخاسته از جهانفرهنگهای و الهیات متفاوت است و هر لغزش مفهومی و اینهمانپنداری میتواند در انتقال معنا خلل ایراد کند. البته بخش بیشتر مفاهیم، حتی برای خواننده آشنا با مطالعات قرآنی ناآشناست؛ از همین رو، در فرآیند ترجمه تلاش شد با استفاده از پاورقیهای توضیحی، ضمن حفظ امانت علمی، فضای مفهومی متن روشن شود و زمینه تاریخی هر اصطلاح تا حد امکان تبیین گردد.
مترجم در پایان با اشاره به پیام کلی کتاب گفت: همانگونه که پیتر براون تلاش کرد شرقِ دوران باستان متأخر را از اتهام انحطاط نجات دهد، توجه جدی به تاریخ صدر اسلام نیز میتواند سدههای هفتم و هشتم میلادی را از سوءبرداشتهای مشابه برهاند. این کتاب دعوتی است به دیدن قرآن و جهان صدر اسلام در دل تاریخ جهانی، نه در حاشیه آن؛ دعوتی که برای فضای علمی امروز ما، بیش از هر زمان دیگری مفید به نظر میرسد.
انتهای پیام