
به گزارش خبرنگار ایکنا، در نشست هماندیشی «راهبردهای حفظ قرآن کریم» که اولین روز این هفته با حضور جمعی از اعضای ستاد راهبری حفظ قرآن کریم، استادان دانشگاه و صاحبنظران قرآنی، به میزبانی ایکنا برگزار شد، بر ابعاد مختلف سیاستگذاری، برنامهریزی، آموزش و مردمیسازی نهضت حفظ قرآن در پرتو اسناد بالادستی کشور تأکید شد.
در این نشست ابعاد مختلف تحقق اهداف برنامه هفتم پیشرفت در حوزه حفظ قرآن کریم، چالشهای آماری و زیرساختی، نسبت حفظ با تربیت قرآنی و ضرورت حرکت به سمت آموزش جامع و مردمیسازی این جریان بررسی شد و حاضران بر ضرورت تدوین طرحی جامع، شفاف و مردمپایه برای نهضت حفظ قرآن کریم تأکید کردند؛ طرحی که بتواند با همافزایی نهادهای حاکمیتی، نخبگان، رسانهها و کنشگران فرهنگی، اراده عمومی جامعه را به این مسیر پیوند دهد و اهداف بلندمدت قرآنی کشور را از سطح اسناد، به متن زندگی اجتماعی منتقل کند که مشروح این نشست را در ادامه میخوانید:
در ابتدای این نشست محمدمهدی بحرالعلوم، دبیر ستاد راهبری حفظ قرآن کریم، ضمن قدردانی از ارائههای صورتگرفته با تشریح ابعاد قرآنی برنامه هفتم پیشرفت اظهار کرد: برنامه هفتم برای نخستین بار بهصورت مشخص و با عناوین روشن به موضوع قرآن پرداخته و در آن، اهداف کمّی و زیرساختی معینی برای توسعه حفظ قرآن پیشبینی شده است. وی افزود: در این برنامه، هدفگذاری برای تربیت نزدیک به ۱۰ میلیون حافظ اجزای قرآن، راهاندازی حدود یکهزار و ۲۰۰ مدرسه تخصصی قرآن در آموزشوپرورش، ارتقای مهارتهای قرآنی معلمان و توسعه مؤسسات قرآنی دیده شده است.
بحرالعلوم با اشاره به اعتبارات پیشبینیشده در این برنامه اظهار کرد: برای نخستین بار، ردیف بودجهای مستقل برای حوزه حفظ قرآن در نظر گرفته شده که برآورد آن حدود ۶۰۰ میلیارد تومان است. هرچند این میزان اعتبار، فاصله زیادی با وضعیت مطلوب دارد، اما در مقایسه با گذشته که چنین بودجهای وجود نداشت، یک گشایش مهم به شمار میرود. وی تأکید کرد که واحد شمارش در برنامه هفتم «حفظ اجزا» در نظر گرفته شده و این رویکرد، منافاتی با حفظ کل قرآن ندارد، بلکه میتواند مسیر تحقق هدف ده میلیون حافظ را تسهیل کند.
دبیر ستاد راهبری حفظ قرآن کریم همچنین به چالش نبود آمار دقیق حافظان قرآن اشاره کرد و گفت: اطلاعات حافظان قرآن بهصورت پراکنده در نهادهای مختلف وجود دارد و تاکنون پنجره واحدی برای تجمیع این دادهها ایجاد نشده است. وی از برنامهریزی برای ساماندهی این وضعیت خبر داد و افزود: آمارها نشان میدهد میزان مشارکت حافظان در آزمونها و رویدادهای حفظ قرآن نسبت به سال گذشته رشد قابل توجهی داشته است.
در ادامه این نشست، جلیل بیتمشعلی، رئیس سازمان قرآنی دانشگاهیان کشور و مدیرعامل ایکنا، با تاکید بر لزوم بازتعریف نقش دانشگاه در طرح ملی حفظ قرآن کریم اظهار کرد: دانشگاهها میتوانند بسیاری از مشکلات علمی و روشی این طرح را حل کنند و نقشه راه مناسبی براساس روشمندی و نظام مسائل ارائه دهند. دانشگاه نباید صرفاً یک محل اجرایی در طرح حفظ قرآن باشد، بلکه باید به یک موتور پیشران و راهبر تبدیل شود.
مدیرعامل ایکنا ادامه داد: دانشگاه میتواند به مرکز تولید روش، تربیت نیروی انسانی و طراحی نظام ارزیابی حفظ قرآن تبدیل شود. این انتظار از دانشگاه وجود دارد که مسائل را احصا کند، آنها را به میان کلاس درس و پژوهش بیاورد و راهکارهای علمی ارائه دهد. خوشبختانه دانشگاههای ما مملو از شخصیتهای متدین و انقلابی هستند که میتوانند در این مسیر نقشآفرینی کنند.
بیتمشعلی دانشگاه را کارگاه روشهای نوین حفظ قرآن توصیف کرد و گفت: تجربههای متنوع و موفقی در حوزه حفظ قرآن در جهان وجود دارد. دانشگاه میتواند محل نوآوری، طراحی و بومیسازی روشهای نوین حفظ، از جمله روشهای شناختی و دیجیتال باشد و این ظرفیت بسیار مهمی است.
وی سومین محور سخنان خود را رصد، پایش و آیندهپژوهی طرح ملی حفظ قرآن عنوان کرد و افزود: طرح ملی حفظ قرآن باید بهصورت مستمر بازخوانی شود؛ نقاط قوت و ضعف آن استخراج و مسیر حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب بررسی شود. در این زمینه، پیشنهادم ایجاد یک «مرکز پایش ملی حفظ قرآن کریم» است که میتواند با محوریت دانشگاهها و تحت نظر ستاد فعالیت کند.
حجتالاسلام والمسلمین علی تقیزاده، رئیس سازمان دارالقرآن الکریم، با تأکید بر اینکه هدف نهایی از حفظ قرآن، تربیت جامعه قرآنی است، تصریح کرد: حفظ قرآن نباید بهعنوان یک هدف مستقل تلقی شود، بلکه باید آن را مسیری برای رسیدن به فهم، تدبر و زیست قرآنی دانست. وی با طرح این پرسش که «ضریب تأثیر حفظ قرآن در تربیت دینی چقدر است»، بر لزوم بازتعریف دقیق نسبت حفظ با سایر مؤلفههای تربیت قرآنی تأکید کرد.
تقیزاده همچنین با اشاره به نقش نخبگان فرهنگی و اجتماعی گفت: اگر قرار است نهضت حفظ قرآن به یک حرکت مردمی تبدیل شود، باید فراتر از جامعه محدود قرآنی اندیشید و ظرفیتهایی، چون رسانه، هنر، مبلغان و اندیشمندان را به میدان آورد؛ چراکه بدون همراهی این لایهها، جریان حفظ قرآن به یک حرکت فراگیر اجتماعی تبدیل نخواهد شد.
در ادامه این نشست، مجید معارف، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، با نگاهی انتقادی به رویکردهای رسمی در حوزه قرآن گفت: قرآن پیش از آنکه یک موضوع سیاستگذاری باشد، کتاب زندگی و درمانگر بحرانهای روحی انسان معاصر است. وی هشدار داد که اگر حفظ قرآن صرفاً در قالب برنامههای رسمی و اداری دنبال شود، ممکن است از پیوند عمیق آن با زندگی مردم کاسته شود.
این استاد دانشگاه با تأکید بر نقش جلسات سنتی قرآن گفت: من بهشدت به جلسات سنتی قرآن باور دارم؛ جلساتی ساده، صمیمی و کمتکلف که در آنها قرآن آموزش داده میشد، بیآنکه درگیر پیچیدگیهای فنی افراطی شویم. این جلسات فضایی گرم و مردمی ایجاد میکردند و قرآن را بهعنوان پناه ایمان و نیروی کنترلکننده فکر و رفتار به مخاطب معرفی میکردند.
معارف هشدار داد: نباید قرآن را بیش از حد به سیاستها و برنامههای رسمی و حکومتی گره زد. قرآن جاذبه ذاتی و مردمی خود را دارد. هر چند حمایت و سرمایهگذاری رسمی میتواند مفید باشد، اما اگر این حمایتها بهگونهای القا شود که قرآن صرفاً ابزاری حکومتی است، بخشی از جامعه، بهویژه جوانان، از آن فاصله میگیرند.
در ادامه، محمد ضرغام، حافظ کل قرآن کریم ضمن اشاره به چالشهای آماری و نبود سامانه جامع برای ثبت حافظان گفت: ضروری است نسبت اهداف حفظ قرآن با برنامه هفتم پیشرفت بهویژه ماده ۷۴ آن بهوضوح تبیین شود.
وی افزود: ابهامات موجود درباره شمارش حافظان از یک جزء تا کل قرآن باعث شده سیاستها دچار سردرگمی شوند و لازم است در سه بخش اهداف، منابع و برنامهریزی بازتعریف انجام شود.
ضرغام ضعف آموزشهای مقدماتی، نبود پژوهشهای کاربردی و غفلت نسبت به نقش رسانه ملی در گفتمانسازی حفظ قرآن را از دیگر موانع برشمرد و تاکید کرد که حفظ قرآن باید جذاب، هدفمند و همراه با فهم مفاهیم و تدبر باشد تا تأثیر اجتماعی واقعی خود را نشان دهد.
محمد خواجوی، مدرس قرآن کریم، نیز در این نشست به این نکته اشاره کرد که پراکندگی فعالیتهای قرآنی و نبود هماهنگی میان شیوههای حفظ، تدبر و قرائت باعث شده تربیت قرآنی منسجم شکل نگیرد و لازم است مدلهای فعالیت یکپارچهتری طراحی شود تا اثرگذاری حفظ قرآن در سطح جامعه افزایش یابد.
در بخش دیگری از نشست، میثم علیپور، مدرس دانشگاه با تاکید بر نقش تمدنی قرآن گفت: اگر حفظ قرآن را صرفاً یک مهارت فردی ببینیم، از ظرفیت عظیم آن در تحولات اجتماعی و فرهنگی غفلت کردهایم. علیپور به مسئلهشناسی وضعیت حفظ قرآن در کشور پرداخت و گفت: در این بررسیها، آسیبها در سه سطح بنیادین، ساختاری و عملیاتی دستهبندی شدهاند. از جمله آسیبهای گفتمانی و تبیینی میتوان به ابهام در چیستی و ماهیت حفظ قرآن و ضعف در تبیین کارکرد آن در عصر حاضر اشاره کرد. همچنین آسیبهای فرهنگی ـ اجتماعی مانند تعارض با فرهنگ مصرفزدگی و جایگاه حاشیهای حفظ قرآن در گفتمان پیشرفت ملی وجود دارد.
وی افزود: در حوزه دانشپژوهشی نیز با فقدان دادههای میدانی مستمر، نبود چارچوب نظری و الگوی آموزشی عمومی و ضعف آیندهنگری مواجه هستیم. بر همین اساس، لازم بود رهنگاشتی طراحی شود که در امتداد فلسفه تربیت قرآنی قرار داشته باشد.
این مدرس دانشگاه با تشریح ساختار رهنگاشت گفت: این رهنگاشت سه رکن اصلی دارد؛ رکن منابع که مشخص میکند با چه ظرفیتهایی میتوان پاسخ داد، رکن پاسخگوها که تعیین میکند چه کسانی و چگونه باید اقدام کنند و رکن محرکها که ناظر به قابلیتها و انگیزههای لازم برای به حرکت درآمدن منابع و پاسخگوهاست. عنصر زمان نیز بهعنوان عامل مکمل در نظر گرفته شده است.
وی ادامه داد: در لایه پاسخگوها، برنامهها در سه دسته نهادسازی و توسعه زیرساختها، گسترش و نهضتسازی و تثبیت و پایدارسازی تعریف شدهاند. برای هر برنامه، متولی یا پشتیبان مشخص و افق زمانی تحقق آن تعیین شده است.
معصومه آگهی، فعال قرآنی و حافظ کل قرآن، نیز طی این نشست اظهار کرد: ما نیازمند کار مبنایی در دو سطح نظری و عملی در مورد حفظ قرآن کریم هستیم؛ هم در تئوری و هم در تحقق حقیقی آن در جامعه.
وی افزود: واقعیت این است که بستر لازم برای این کار در جامعه فعلی فراهم نیست، اما این به معنای کنار گذاشتن تلاشها نیست. باید از ریشه و مبنا شروع کنیم و پروژههای تحقیقاتی خود را بهصورت فرآیندی دنبال کنیم. در عین حال، نمیتوانیم بیکار بنشینیم و میتوان از بسترهای آماده موجود برای ادامه کار در سطحی محدود استفاده کرد، هرچند این بخش بسیار کوچک از کل برنامه است.
حسین تقیپور، فعال قرآنی و حافظ کل قرآن کریم نیز به عنوان دیگر سخنران این نشست با اشاره به نتایج آسیبشناسی انجامشده در حوزه حفظ قرآن اظهار کرد: آسیبشناسی صورتگرفته نشان میدهد که مهمترین لایه آسیب در حوزه حفظ قرآن، مربوط به آسیبهای بنیادین، بهویژه آسیبهای گفتمانی و تبیینی است؛ مسئلهای که حتی در همین جلسه نیز خود را نشان میدهد.
وی افزود: اساسیترین پرسش در این حوزه آن است که اساساً چرا در عصر حاضر باید قرآن را حفظ کنیم؟ این سؤال برای بسیاری از افراد مطرح است، بهویژه در جهانی که اصل، دیجیتال شده و بسیاری میپرسند وقتی اطلاعات در تلفن همراه وجود دارد، چرا باید آیات قرآن را به حافظه سپرد؟
تقیپور ادامه داد: در همین لایه بنیادین، ابهام در چیستی و ماهیت حفظ قرآن نیز مطرح است. گاهی حفظ را به یک فرآیند مکانیکی و صرفاً یک بار ذهنی تقلیل میدهیم و میگوییم حفظ یعنی بهخاطر سپردن. در اینجا این پرسش مطرح میشود که آیا حفظ قرآن صرفاً طریقیت دارد یا موضوعیت؟ آیا حفظ تنها به خاطر سپردن آیات است یا ساحتهای دیگری مانند عمل به قرآن را نیز دربر میگیرد؟
کریم دولتی، فعال قرآنی و رئیس دبیرخانه طرح ملی حفظ قرآن کریم، با اشاره به سه نکته مهم در خصوص حفظ قرآن کریم گفت: اولین نکتهای که میخواهم بیان کنم مربوط به نتیجه حفظ قرآن است. خیلی درباره حفظ قرآن صحبت میکنیم، اما کمتر درباره این سؤال که «نتیجه حفظ قرآن چیست؟» میاندیشیم. این نتیجه بر خود حافظ چه اثراتی دارد؟ وقتی شخصی قرآن را حفظ میکند، چه اتفاقاتی برای او رخ میدهد؟ این مسئله در بحثهای فرهنگی و سایر حوزهها اهمیت دارد، اما باید روشن شود که این تجربه چگونه بر نوجوانها، دانشآموزان، دانشجویان و جامعه تأثیر میگذارد.
دولتی ادامه داد: نکته دوم، تأثیر حفظ قرآن بر محیط و اطرافیان است. حفظ قرآن صرفاً یک فعالیت شخصی نیست که فقط خود حافظ از آن بهره ببرد. معتقدیم حفظ قرآن میتواند برای دیگران و اطرافیان هم بهرهمند باشد، اما برای این اثرگذاری، باید مفاهیم و ترجمهها را در کنار حفظ الفاظ لحاظ کنیم.
در بخش دیگری از این نشت حمید باقری، استاد دانشگاه اظهار کرد: نکتهای که در زمینه حفظ قرآن وجود دارد حول ضرورت بازطراحی نگاه به مقوله حفظ است؛ باید ببینیم حفظ را چگونه تعریف میکنیم؛ آیا یک اقدام بسیط و یک وجهی است یا یک پروژه جامع؟ اگر نگاه ما به حفظ، پروژهای باشد، در این فرآیند گروههای مختلف با شاخصها و تخصصهای متفاوت درگیرند و محدود به معلم حفظ یا حافظ نمیشود. نگاه پروژهای به حفظ، فرآیندی چندوجهی و درگیرکننده صاحبنظران قرآنی و دانشگاههاست.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: نظام آموزش عالی ظرفیتهای سختافزاری و نرمافزاری برای کمک به حفظ قرآن دارد؛ ظرفیت سختافزاری شامل دانشجویان و استادان علاقهمند است که میتوانند حافظ شوند و ظرفیت نرمافزاری شامل ورود متخصصان حوزه روانشناسی، جامعهشناسی و تکنولوژی آموزشی برای طراحی روشها و فرآیندهاست. این نگاه چندوجهی به ما کمک میکند تا علاوه بر تربیت حافظان، آسیبها و موانع موجود را نیز شناسایی و رفع کنیم.
محمدحسین فریدونی، صاحبنظر و فعال در امور قرآنی، نیز در این نشست با اشاره به اهمیت پرداختن دقیق به مفهوم راهبرد در حوزه حفظ قرآن، گفت: راهبرد ناظر به مسئله است؛ ابتدا باید مسئلهها را بهدرستی شناسایی کنیم و سپس برای حل آنها راهبرد انتخاب کنیم. ما با دو مسئله جدی در این حوزه مواجه هستیم که پرداختن به آنها میتواند بسیار تعیینکننده باشد.
وی نخستین مسئله را تضعیف بنیانهای ترویج حفظ قرآن در جامعه دانست و افزود: برخی دوستان اشاره کردند که در جامعه ما ترویج حفظ قرآن بهدرستی اتفاق نیفتاده است. مسئله ترویج اساساً به دانش ارتباطات بازمیگردد؛ دانش ارتباطات یعنی انتقال بهینه پیام. پرسش اساسی این است که پیام محوری ما برای ترویج حفظ قرآن چیست و در مقابل، چه پیامهای رقیبی در جامعه معاصر در حال انتقال است که مانع اثرگذاری پیام ما میشود؟
لاله افتخاری، فعال قرآنی نیز در این نشست اظهار کرد: قطعاً همه ما وظیفه داریم و آرمان ما این است که اوجگیری حفظ قرآن در جامعه تحقق یابد. قرآن کریم تنها مجموعهای از الفاظ نیست؛ بلکه مجموعهای از معارف، آموزهها و بیانیههای عملی است که خداوند برای هدایت انسانها نازل فرموده است. پیام قرآن در زمان رسول الله (ص) شکل گرفت و در هر دورهای میتواند آموزشدهنده مفاهیم و اخلاق الهی باشد.
افتخاری با بیان اهمیت برنامهریزی هدفمند برای تربیت حافظان گفت: باید برای برنامهریزی این مسیر، رسالت خود را پس از پیامبر در درجات مختلف و براساس مسئولیتهایمان درک کنیم. مقام معظم رهبری به تربیت یک میلیون حافظ اشاره کردهاند و این یک ظرفیت عظیم است که باید به صورت سهمیهبندی شده و هدفمند در دانشگاهها، مدارس و نهادهایی مانند کمیته امداد و سایر مراکز پیاده شود. متأسفانه در بسیاری از دانشگاهها و مدارس، هنوز انگیزه و سازوکار کافی برای این امر فراهم نیست.
وی ادامه داد: تجربه نشان داده است که حتی در آموزش علوم قرآنی، فاصله میان آموزش و حفظ کاربردی بسیار زیاد است و دانشجویان باید با آگاهی و فهم عملی، آیات را حفظ کنند تا بتوانند از آن در زندگی و فعالیتهای علمی و اجتماعی بهره ببرند.
افتخاری به اهمیت الگوبرداری از جوامع موفق قرآنی اشاره کرد و گفت: به عنوان مثال، الگوی غزه میتواند درسآموز باشد؛ زیرا کودکان و بزرگسالان در این منطقه نه تنها قرآن را حفظ میکنند، بلکه میدانند چگونه آن را در زندگی و مقاومت اجتماعی به کار ببرند. حفظ قرآن در کنار فهم کاربردی، تابآوری فردی و جمعی را افزایش میدهد و این همان هدفی است که ما باید دنبال کنیم.
وی در پایان تأکید کرد: حفظ قرآن باید فراتر از آموزش الفاظ باشد؛ باید با تبیین معانی، کاربرد عملی و اثرگذاری اجتماعی همراه شود تا جامعهای مقاوم و آگاه نسبت به معارف الهی شکل گیرد. امیدوارم با برنامهریزی دقیق و بهرهگیری از ظرفیتها، بتوانیم این مسیر را در سطح ملی نهادینه کنیم.
به گزارش خبرنگار ایکنا، مجموع سخنان مطرحشده در این نشست نشان داد که هر چند برنامه هفتم پیشرفت، افق تازهای برای ساماندهی و تقویت نهضت حفظ قرآن در کشور گشوده است، اما تحقق اهداف آن نیازمند نگاهی جامع، مردمی و تربیتمحور است. ایجاد انسجام آماری، بازنگری در الگوهای آموزشی، تقویت نقش نخبگان و رسانهها و تعریف روشن نسبت حفظ با فهم و تدبر، از جمله الزامات اساسی است تا حفظ قرآن از سطح یک برنامه آموزشی فراتر رفته و به جریانی اثرگذار در متن زندگی فردی و اجتماعی جامعه تبدیل شود.
انتهای پیام