
به گزارش خبرنگار
ایکنا، نشست خبری نخستین همایش ملی سیاستگذاری هنر در ایران با حضور حسین میرزایی، رئیس همایش و رئیس پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛علیاصغر فهیمیفر، دبیر علمی همایش و طیبه عزتاللهینژاد، دبیر اجرایی همایش امروز ۲۵ بهمنماه در پژوهشگاه فرهنگ و هنر برگزار شد.
حسین میرزایی، رئیس پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ابتدای جلسه با بیان اینکه این همایش حاصل یک فرآیند مستمر علمی و گفتوگومحور است، اظهار کرد: برنامه اختتامیه نخستین همایش ملی سیاستگذاری هنر در ایران در حالی برگزار میشود که طی یک سال و نیم گذشته، ۳۱ پیشنشست تخصصی با محورهای متنوع برگزار شده است. دغدغه اصلی این پیشنشستها آن بود که بتوان تمام مراکز علمی، فکری، دانشگاهی، پژوهشگاهی و اجرایی کشور را در کنار یکدیگر گرد هم آورد تا مباحث مرتبط با هنر، ابعاد مختلف آن و مسئله سیاستگذاری هنری بهصورت جدی مورد بحث و بررسی قرار گیرد. تلاش ما بر این بود که پیشنشستهای همایش به شکلی جامع و کامل طراحی شود و تمامی ارکان مؤثر در این حوزه، چه در سطح نظری و محتوایی و چه در سطح اجرایی، به مشارکت دعوت شوند. بسیاری از این نشستها نیز در خود دستگاهها و نهادهای مرتبط برگزار شد تا پیوند میان نظر و عمل تقویت شود.
وی با تأکید بر اهمیت ارتباط میان دانشگاه، پژوهشگاهها و حوزه سیاستگذاری تصریح کرد: یکی از دغدغههای همیشگی ما در بحث ارتباط دانشگاه و جامعه، ایجاد پیوند مؤثر میان مراکز علمی و عرصه تصمیمسازی بوده است. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات بهعنوان اتاق فکر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، این مسئولیت را برای خود قائل بوده که با بهرهگیری از ظرفیت علمی مراکز علمی کشور در حوزه هنر، گامی در جهت تقویت این ارتباط بردارد و در میانه میدان نظر و عمل ایفای نقش کند. مقوله سیاستگذاری، فرادستی است. هر چند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مهمترین نهاد فرهنگی کشور به شمار میرود، اما دستگاهها و شوراهای متعدد دیگری نیز در این حوزه نقشآفرینی میکنند. از همین رو، یکی از اهداف همایش، تعامل با این نهادها و کمک به تصمیمسازی آگاهانه و علمی در حوزه هنر بوده است؛ بهگونهای که مجموعههای علمی کشور بتوانند در فرآیند تصمیمسازی مشارکت مؤثر داشته باشند.
هنر نیازمند توجه به دو وجه
رئیس همایش با اشاره به ماهیت خاص هنر بیان کرد: هنر از جمله حوزههایی است که نیازمند توجه همزمان به دو وجه اساسی است. از یکسو عنصر خلاقیت، که هسته اصلی هنر محسوب میشود، بدون آزادی عمل معنا پیدا نمیکند و شأن هنرمند و خلاقیت هنری همواره باید مورد توجه باشد. از سوی دیگر، سیاستگذاری در هنر بیشتر ناظر بر اصول، رئوس کلی و جهتگیریهاست، نه ورود به جزئیات؛ چراکه تاریخ نشان داده است خلاقیت هنری جایگاه و اثرگذاری ویژه خود را دارد. در نگاه کلاسیک، هنر از یکسو بازتابدهنده آن چیزی است که در جامعه رخ میدهد و از سوی دیگر، شکلدهنده حیات اجتماعی است. این دوگانه «بازتاب و شکلدهی» همچنان در جایگاه خود قابل اتکا و اثرگذار است و ما این موضوع را در تمامی حوزههای هنری، از هنرهای تجسمی و نمایشی گرفته تا سینما و تئاتر، بهوضوح مشاهده میکنیم. در
جشنواره فیلم فجر نیز شاهد بودیم که برخی آثار منتخب از نگاه مردمی، فیلمهایی بودند که به مسائل اجتماعی میپرداختند و در قالب سینمای اجتماعی، طرح بحثهای جدی را دنبال میکردند. این نشان میدهد که هنر در همه شاخههای خود، نسبت مستقیمی با مسائل اجتماعی و زیست مردم دارد.
رئیس نخستین همایش ملی سیاستگذاری هنر در ایران در جمعبندی سخنان خود گفت: هدف اصلی این همایش آن بود که اندیشهورزان، پژوهشگران و صاحبنظران حوزه هنر در فرآیند سیاستگذاری و حکمرانی هنر مشارکت داده شوند و دستاوردهای پژوهشی و دغدغههای آنان تجمیع شود تا بتوان گامی مؤثر در جهت بهبود سیاستگذاری هنر در کشور برداشت. بدیهی است که استمرار چنین همایشهایی و تبدیل آنها به یک فرآیند اصلاحی و کاربردی، نقش تعیینکنندهای در تحقق این هدف خواهد داشت. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، بهعنوان اتاق فکر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و هاب مطالعاتی این حوزه، خود را پل ارتباطی میان جامعه فکری، هنری و اندیشمندان کشور با عرصه سیاستگذاری و اجرا میداند؛ چه در سطح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و چه در شوراها و نهادهای مرتبط با سیاستگذاری هنر.
علیاصغر فهیمیفر، دبیر علمی همایش نیز در ادامه جلسه گفت: مهمترین سرمایهای که امروز در اختیار داریم، سرمایه اجتماعی و رأی و اراده ملی است؛ سرمایهای که اگرچه گاه دچار خدشه میشود، اما باید آن را حفظ و تقویت کرد. پرسش اصلی این است که چگونه میتوان این سرمایه را صیانت کرد. وقتی میگوییم کشور متعلق به ملت است و مردمسالاری ملی مبناست، این معنا باید در همه عرصهها از جمله حوزه هنر ظهور و بروز عینی داشته باشد.
ورود تکنولوژی به هنر
وی با اشاره به تحولات بنیادین حوزه هنر در پیوند با فناوری افزود: با ورود تکنولوژی به عرصه هنر، شرایط بهمراتب پیچیدهتر شده است. سالهاست که سیلابسهای آموزش کلاسیک هنر در جهان دستخوش تغییر شده و تلقی ما از نقاشی، سینما، رمان و حتی تلویزیون دیگر همان تلقی گذشته نیست. امروز دیگر از مخاطب هنر سخن نمیگوییم، بلکه از کاربر صحبت میکنیم؛ چراکه اثر هنری حاصل یک فرآیند تعاملی میان مخاطب و خالق اثر است. نظریههای کلاسیک ارتباطات نیز دچار تحول شدهاند. جامعه به سمت شبکهایشدن حرکت کرده و در چنین شرایطی، مدیریت پیام دیگر الزاماً در اختیار دولتها نیست. در غرب، این مدیریت عمدتاً در دست سرمایهداران و شرکتهای بزرگ فناوری مانند گوگل و دیگر پلتفرمهاست.
دبیر علمی همایش با تأکید بر ضرورت اعتماد به مردم در حکمرانی فرهنگی تصریح کرد: اگر مردم در این جنگ رسانهای نقش فعال داشته باشند و خودشان تولید محتوا کنند، جریانهای معارض نمیتوانند تأثیرگذاری جدی داشته باشند. باز بودن فضا، اعتماد به مردم و مشارکت دادن آنان، هر چند تبعاتی دارد، اما در مجموع به نفع نظام حکمرانی است. در غیر این صورت، این احساس شکل میگیرد که مردم محرم دانسته نمیشوند و همین مسئله به گسترش شایعات و بیاعتمادی دامن میزند.
وی با اشاره به مفهوم جدید حاکمیت در عصر دیجیتال گفت: حاکمیت امروز دیگر صرفاً فیزیکی یا نظامی نیست، بلکه حاکمیت بر افکار، باورها و درونیات مردم است؛ حاکمیتی مبتنی بر تقوا. تقوای سیاسی به این معناست که مردم هنوز به ایستادن پای کشور، امید به اصلاح و نجات از درون جامعه باور دارند. تجربه تحولات اخیر نشان داد که مردم در بزنگاههای رسانهای، ماهیت نزاعها را بهسرعت تشخیص میدهند و با آگاهی، از گرفتار شدن در دام جریانهای معارض جلوگیری میکنند.
فهیمیفر با اشاره به نقش تاریخی رسانه و هنر در شکلدهی به حافظه جمعی اظهار کرد: از زمانی که سینما در غرب شکل گرفت، حافظه تاریخی جوامع غربی نیز دستخوش تغییر شد. تبلیغات گسترده رسانهای توانست روایتها و برداشتها را تغییر دهد و این نشان میدهد که هنر و تکنولوژی تا چه اندازه قدرت اثرگذاری دارند. امروز نیز فناوری، هنر را به دست مردم سپرده و همه انسانها را به رسانه تبدیل کرده است.
سیاستهای جدید مردم محور باشد
وی در پایان سخنان خود با تأکید بر ضرورت بازنگری در سیاستگذاری فرهنگی گفت: سیاستگذاریهای جدید باید مردممحور باشد، نه دولتمحور. باید شجاعانه با تحولات فناورانه مواجه شد و از تکرار بحثهای فرسایشی و طولانیمدت پرهیز کرد. اعتماد به مردم و مشارکت دادن آنان در فرآیندهای فرهنگی و هنری، میتواند پشتوانهای جدی برای نظام فرهنگی کشور باشد؛ چراکه به باور من، همچنان بخش بزرگی از جامعه به این مسیر و آینده آن دلبستگی دارد.
طیبه عزتاللهینژاد دبیر اجرایی همایش نیز بهعنوان آخرین سخنران نشست با اشاره به اینکه بدون تعریف یک محور اولیه روشن نمیتوان وارد محورهای دوم و سوم سیاستگذاری هنر شد، تصریح کرد: پژوهشکده هنر فعالیت خود را از سال ۱۳۸۰ آغاز کرده و تأسیس آن پاسخی به یک ضرورت نهادی بوده است؛ ضرورتی که بر اساس آن، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات بهعنوان چشم و گوش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در عرصه هنر ایفای نقش میکند. نخستین گروهی که در این پژوهشکده شکل گرفت، گروه موسیقی بود و در حال حاضر پژوهشکده هنر دارای چهار گروه تخصصی موسیقی، سینما، هنرهای تجسمی و هنرهای نمایشی است.
وی با تأکید بر اهمیت بازخوانی مفهومی هنر در بستر فرهنگی ایران افزود: اگر بخواهیم درباره سیاستگذاری هنر سخن بگوییم، ناگزیر باید به تعریف هنر در فرهنگ ایرانی و مقایسه آن با تلقی هنر در فرهنگ غربی بازگردیم. در سنت فکری ایرانی، دو مفهوم «گوهر» و «هنر» مطرح است؛ گوهر امری ذاتی و موروثی و حاصل انباشت تجربه و هوش تاریخی است، اما هنر امری اکتسابی و دستیافتنی است و مجموعهای از توانمندیهاست که فرد در طول زندگی به آن میرسد. این نگاه در ادبیات ما نیز بازتاب یافته است؛ آنجا که گفته میشود «هنر برتر از گوهر آمد پدید». در مقابل، در فرهنگ غربی، بهویژه در یونان باستان، هنر بهعنوان آشکارکننده حقیقت تعریف میشود. در فلسفه اسلامی نیز فلاسفهای چون ملاصدرا، هنر را در ذیل صنایع لطیفه و برآمده از خرد و اندیشه میدانند و ابنسینا، هنر را محل تعامل مستمر عقل و تجربه معرفی میکند. این تعاریف نشان میدهد که چه در سنت ایرانی و چه در سنت غربی، هنر جایگاهی بسیار فراتر از یک امر تزئینی یا تفننی دارد.
نظام حکمرانی در عرصه هنر
عزتاللهینژاد با اشاره به نسبت هنر و سیاستگذاری تصریح کرد: حقیقت زمانی قابل دستیابی است که واقعیتها بهدرستی شناخته شوند. واقعیت، وضعیت موجود است و حقیقت، وضعیت مطلوب. سیاستگذاری دقیقاً در فاصله میان این دو معنا پیدا میکند؛ یعنی شناخت مسئله، اتخاذ تصمیم تخصصی و اجرای بهترین مسیر با محوریت منافع عمومی. در تعاریف جامعهشناختی نیز بر این نکته تأکید میشود که دولتها فرهنگ نمیسازند، بلکه بستر و مسیر را فراهم میکنند. از این منظر، نظام حکمرانی در عرصه هنر باید تسهیلگر باشد، نه ترسیمکننده و مداخلهگر؛ تمایزی بنیادین که در سیاستگذاری هنر ایران همواره محل چالش بوده است.
دبیر اجرایی همایش با اشاره به ضرورت برگزاری این رویداد ملی گفت: پس از بیش از دو دهه فعالیت پژوهشکده هنر، این ضرورت احساس شد که سیاستگذاری هنر در ایران، بهویژه در چهار دهه گذشته، بهصورت جامع مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد؛ اینکه آیا رویکرد تسهیلگرانه در عمل محقق شده یا در مواردی، نهادهای سیاستگذار بیش از تسهیل، وارد عرصه ترسیم و مداخله مستقیم شدهاند و این تصمیمها تا چه اندازه به نفع هنر و جامعه هنری بوده است. براساس وظایف سازمانی و نهادی پژوهشکده هنر، طراحی چنین همایشی در اوایل سال ۱۴۰۳ در دستور کار قرار گرفت و فراخوان مقالات با محورهای متنوع منتشر شد. در این مسیر، سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه و همچنین چهار نهاد اصلی شامل وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت میراث فرهنگی، بهعنوان بازوهای اجرایی و سیاستپذیر، در کانون همکاریها قرار گرفتند که نتیجه آن طراحی و برگزاری ۳۱ پیشنشست تخصصی بود. در این پیشنشستها، تمامی نهادهای خرد و کلان فعال در حوزه سیاستگذاری هنر دعوت شدند و بازخوانی اندیشهها، تعاریف و عملکرد سیاستگذاران پیشین و فعلی مورد واکاوی قرار گرفت. همچنین دغدغههای عملی آنان استخراج شد تا تصویری واقعبینانه از وضعیت موجود به دست آید.
وی با ارائه گزارشی آماری از مقالات همایش گفت: نزدیک به ۵۰ مقاله به دبیرخانه همایش ارسال شد که پس از داوریهای تخصصی و با توجه به گستردگی و تنوع حوزه هنر، ۲۷ مقاله پذیرفته شد. علاوه بر آن، ۱۶ مقاله سفارشی دریافت شد که از این تعداد ۱۲ مقاله پذیرفته، یک مقاله رد و سه مقاله نیز از سوی نویسندگان مسترد شد. بیشترین فراوانی مقالات به حوزه هنرهای تجسمی و پس از آن به حوزه نشر و انجمنهای صنفی اختصاص داشت.
دبیر اجرایی همایش با اشاره به یک آسیبشناسی مهم اظهار کرد: بررسی اولیه مقالات و پیشنشستها نشان داد که در حوزه سیاستگذاری هنر و مطالعات بینارشتهای مرتبط با آن، همچنان با کمبود متنهای نظری قوی و نظریهپردازان برجسته مواجه هستیم. این مسئله سبب میشود که همایش نخست، بیتردید با کاستیها و ضعفهایی همراه باشد، اما همین ضعفها میتواند افق روشنی برای همایشهای آینده ترسیم کند.
وی یکی از چالشهای جدی را نبود انسجام نهادی دانست و افزود: در حوزه آموزش، که طی دو قرن اخیر از فلسفه و کارکرد تاریخی هنر در جامعه ایرانی فاصله گرفته، شکاف عمیقی میان آموزش و پرورش و آموزش عالی مشاهده میشود. تصمیمگیریهای جزیرهای و گاه متعارض میان وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت میراث فرهنگی، موجب شده است که یک استراتژی منسجم در سیاستگذاری هنر شکل نگیرد و حتی در مواردی تصمیمهای این نهادها اثر مخرب بر یکدیگر داشته باشد.
عزتاللهینژاد با اشاره به نقاط قوت همایش گفت: یکی از بخشهای متمایز این رویداد، «تجربهنگاری مدیران سیاستگذاری هنر» بود. در این بخش، با ۱۴ مدیر تأثیرگذار از ابتدای انقلاب تاکنون مصاحبههای مفصل انجام شد تا مسیر ورود آنان به عرصه سیاستگذاری، نحوه انتخاب مدیران، رویکردها و آثار تصمیمهایشان بررسی شود. این مجموعه، یکی از خروجیهای مهم پساهمایش خواهد بود.
وی در پایان با اشاره به برگزاری همایش در قالب هشت پنل تخصصی تصریح کرد: این همایش پس از حدود یک سال و هشت ماه فعالیت مستمر، با محورهایی چون سیاستگذاری هنر و حکمرانی، توسعه فرهنگی، توسعه اجتماعی و سیاسی، مدیریت سازمانهای هنری، اقتصاد صنایع خلاق، دیپلماسی فرهنگی، آموزش عالی، آموزش عمومی هنر و فناوریهای نوین برگزار میشود. جمعبندی همایش نخست، نقشه راه همایشهای آینده را مشخص خواهد کرد؛ همایشهایی که بهطور جدی به این پرسش بنیادین خواهند پرداخت که حدود و اختیارات حکمرانی در سیاستگذاری هنر چیست. چراکه هنر در تاریخ ایران، نه امری تفننی، بلکه ستون فقرات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی بوده و بازگشت به این جایگاه، شاهکلید فهم و اصلاح سیاستگذاری هنر در ایران است.
انتهای پیام