کد خبر: 4336009
تاریخ انتشار : ۰۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۶:۵۸
آیت‌الله عباس کعبی:

پیروزی در جهاد تمدنی قطعی و حکیمانه است + صوت

آیت‌الله عباس کعبی با اشاره به صفت حکیم خداوند در آیات سوره حشر گفت: در جهاد تمدنی پیروزی همیشه فوری نیست، اما قطعی و حکیمانه است. باید مقاومت کرد، چراکه شکست‌های ظاهری یا تأخیرها، بخشی از مهندسی توحیدی الهی است.

آیت‌الله عباس کعبی، نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبریبه گزارش ایکنا از خوزستان، آیت‌الله عباس کعبی، نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری در دومین جلسه تفسیر قرآن کریم ماه مبارک رمضان که شنبه، دوم اسفندماه در مرکز علمی امام حسین(ع) اهواز تشکیل شد، به ادامه تفسیر سوره مبارکه حشر پرداخت. مشروح این سخنان از نظر می‌گذرد:

در جلسه گذشته گفته شد که سوره حشر از سور مسبحات است. شش سوره در قرآن داریم که با تسبیح شروع می‌شوند. در روایت هست اگر کسی در عصر غیبت به خواندن مسبحات مقید شود، اگر قبل از خواب آن‌ها را قرائت کند، چه بسا چشمش به جمال حضرت بقیه‌الله(عج) روشن شود.

در فضیلت این سوره روایت دیگری هم هست که می‌فرماید: هر کس سوره حشر را بخواند تمام بهشت و دوزخ و عرش و کرسی و آسمان‌ها و زمین‌های هفت‌گانه و حشرات و بادها و پرندگان و درختان و جنبندگان و خورشید و ماه و فرشتگان همگی به او رحمت می‌فرستند و برای او استغفار می‌کنند و اگر در آن روز یا آن شب بمیرد شهید مرده است و این فضیلت البته با محتوای سوره ارتباط دارد. 

وجه ارتباط این است که سوره حشر با تسبیح شروع می‌شود و تسبیح هستی یعنی اینکه کل جهان آفرینش در یک نظم و پیوستگی دلالت بر خدای تبارک و تعالی می‌کند و یکی از جلوه‌های مهم قدرت خدا در مواجهه با قدرت‌های مادی دنيوی است و انسان مجاهد در مقابل ظالم‌ها و طاغوت‌ها مستظهر به قدرت الهی می‌شود. او با یک روحیه توحیدی زندگی می‌کند و این روحیه توحیدی و جریان‌شناسی آن نسبت به ایمان و نسبت به خط نفاق باعث می‌شود که یک خلوصی پیدا بکند و به خاطر این خلوص، از این ثواب برخوردار می‌شود. 

تسبیح هستی در منطق توحیدی یک واقعیت زنده، آگاهانه و معناداری است که در دل این تسبیح، اعلام وابستگی مطلق جهان آفرینش به خالق یکتاست؛ آفرینشی که بر پایه نظام احسن الهی شکل گرفته است؛ نظامی هماهنگ، هدفمند، دقیق و عاری از عبث و بیهودگی که هر جزو آن در نسبت با کل معنا می‌یابد و نقش ایفا می‌کند.

تسبیح هستی، به معنی نفی هرگونه خودبسندگی در جهان هستی است. هیچ پدیده‌ای مستقل از اراده الهی تعریف نمی‌شود، بنابراین در سوره حشر، بلافاصله بعد از بیان تسبیح می‌فرماید: «هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ؛ اوست خدایی که کافران اهل کتاب را یعنی یهود بنی‌نضیر را که به مکر، قصد قتل پیغمبر صلی اللّه علیه و آله کردند برای اولین بار همگی را از دیارشان بیرون کرد و هرگز شما مسلمین گمان نمی‌کردید که آن‌ها از دیار خود بیرون روند و آن‌ها هم حصارهای محکم خود را نگهبان خود از قهر و انتقام خدا می‌پنداشتند تا آنکه عذاب خدا از آنجا که گمان نمی‌بردند بدان‌ها فرا رسید و در دلشان از سپاه اسلام ترس افکند تا به دست خود و به دست مؤمنان خانه‌هاشان را ویران می‌کردند، پس ای هوشیاران عالم پند و عبرت گیرید.» (سوره حشر/ آیه 2)

سیاق کلان آیات سوره حشر جریان نفاق و جریان پیمان‌شکن بنی‌نضیر را افشا و اقتدار جبهه ایمان را آشکار می‌کند. همان‌طور که عرض کردیم پایان سوره مجادله یک مرزبندی بین جبهه شیطان و جبهه خدا و حزب‌الله است و بعد تأکید می‌کند ایمان و ولایتمداری همراه با نصرت الهی و پیروزی بر حزب شیطان است؛ حزبی که حزب نفاق و حزب وابسته به دشمن است و شکست تاریخی می‌خورد.

نفاق در بیان قرآن کریم صرفاً یک انحراف فردی نیست بلکه پدیده‌ای ساختاری و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی است. جبهه نفاق در بزنگاه‌های تاریخی با دشمن بیرونی هم‌پیمان می‌شود، کمااینکه در اینجا خواهیم دید که عبدالله بن اُبی به یهود بنی‌نضیر، وعده کمک می‌دهد و از آن‌ها می‌خواهد که مقاومت کنند: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ؛ ای رسول آیا آنان را که نفاق ورزیدند ندیدی؟ که با برادرانشان همان یهود اهل کتاب که کافر شدند در پیوسته و گویند: اگر شما از دیارتان اخراج شوید البته ما هم به همراهی شما خارج خواهیم شد و در راه حمایت شما از احدی ابدا اطاعت نخواهیم کرد و اگر مسلمانان با شما جنگ کردند البته شما را مدد می‌کنیم، و خدا گواهی دهد که محققاً آن‌ها دروغ می‌گویند.» (سوره حشر/ آیه 11)

خداوند می‌فرماید این‌ها دروغ می‌گویند چون به‌دنبال منافع خود و تابع منطق قدرت هستند. ما الان هم می‌بینیم جبهه نفاق و جبهه ضد انقلاب که در مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی ایستاده‌اند، وعده پشتیبانی به همدیگر می‌دهند، اما هر کدام از این‌ها به دنبال منافع خود هستند و اگر ساعت مبادا برسد خودتخریبی در درون جبهه ضدانقلاب شروع می‌شود.

آیه اول سوه حشر به جهان‌بینی حاکم بر هستی اشاره می‌کند و تسبیح در این آیه صرفاً یک ذکر لفظی نیست، بلکه اعلام حاکمیت مطلق توحید و نفی خودبنیادی قدرت‌های مادی، نفی استقلال ظاهری امپراتوری‌ها، نظام‌ها و تمدن‌های طاغوتی است.

آیه می‌فرماید جهان خاضع و خاشع برای خداست، خدا نقص و عیبی ندارد، طاغوت‌ها که عددی نیستند و استقلال ذاتی ندارند. در جهان‌بینی قرآن کریم، هیچ قدرتی خارج از مدار توحید و سنت‌های الهی عمل نمی‌کند، حتی دشمنان خدا هم ناخواسته در زمینِ بازی حکمت الهی عمل می‌کنند. خداوند عزیز و حکیم است. ممکن است خدا کاری بکند که جبهه ظالمان را با هم درگیر بکند یا جبهه‌هایی باز بکند که اصلاً به ذهن ما خطور نکند؛ البته اگه مستظهر به قدرت خدا باشیم، خدا هم عزیز است و هم حکیم.

عزیز یعنی قدرت شکست‌ناپذیر و حکیم یعنی تدبیر دقیق و زمان‌بندی الهی مشخص است. پیروزی مرحله‌ای اتفاق می‌افتد. در جهاد تمدنی پیروزی همیشه فوری نیست، اما قطعی و حکیمانه است. باید حوصله کرد، صبر کرد و مقاومت کرد. باید به وظیفه خود عمل بکنیم. شکست‌های ظاهری یا تأخیرها، بخشی از مهندسی توحیدی الهی است.

به‌طور نمونه خدا اراده می‌کند جبهه حق در اُحد شکست بخورد؛ آن هم به‌دلیل رها کردن تنگه تا مؤمنان متنبه بشوند و برگردند و به آن‌ها می‌فرماید: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛ و اگر مؤمنيد سستى مكنيد و غمگين مشويد كه شما برتريد.» (سوره آل‌عمران، آیه ١٣٩)

آیه دوم تا پنجم سوره حشر می‌فرماید این خداست که پیمان‌شکنان یهود بنی‌نضیر که پیمان‌شکنی کردند و کفر ورزیدند قدرتمندانه از دژهای مستحکم‌شان، اخراج کرد. طبق محاسبات مادی نه شما باور داشتید که این‌ها شکست می‌خورند (چون یهود بنی‌نضیر قدرت اقتصادی و نفوذ اجتماعی و سیاسی داشتند هم نفوذ سیاسی داشتند) و نه خودشان چنین گمان می‌کردند.

قانون خدا چیست؟ «فَأَتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا» خداوند از جایی به طاغوت‌ها و منافق‌ها و پیمان‌شکن‌ها ضربه می‌زند که در اوج قدرت هستند و فکر نمی‌کنند از آنجا ضربه بخورند. همان‌طور که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله العالی) فرمودند ارتش قوی جهان هم ممکن است از جایی ضربه بخورد که حس نکند؛ کمااینکه در 47 سال پیروزی انقلاب اسلامی دیدیم چه اتفاقاتی افتاد‌. پیروزی انقلاب یک آیت بزرگ الهی بود‌. کسی از انقلابیون باور نمی‌کرد که انقلاب پیروز بشود و فقط امام که مستظهر به قدرت خدا بود چنین باوری داشت.

داستان سقوط صدام را نگاه کنید. حساب و کتاب خدا قابل پیش‌بینی نیست. در حرز امام زمان(عج) که در مفاتیح‌الجنان هم هست این‌گونه می‌فرماید: «سَبِّبْ لَنا سَبَباً لَا نَسْتَطِيعُ لَهُ طَلَباً، بِحَقِّ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ، صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَعَلَىٰ آلِهِ أَجْمَعِينَ»؛ یعنی خدای تبارک و تعالی، سبب‌ساز است و سبب‌های خدا سریع فراهم می‌شود.‌

بنابراین استحکامات نظامی بنی‌نضیر باعث شد به قدرت مادی خود اعتماد کنند و دچار خطای محاسباتی شوند. کمااینکه بعضی از این ضد انقلاب‌های داخلی به قدرت مادی آمریکا و صهیونیسم دل می‌بندند و فکر می‌کنند که این‌ها فعال مایشاء هستند و از سنت الهی غافلند‌.

نظام‌هایی که بر ثروت و قدرت مادی و امنیت مصنوعی و حمایت بیگانگان متکی هستند در برابر ایمان مستحکم و قدرت الهی فرو می‌ریزند و رحمت خدا در دل قاطعیت و در دل جهاد فی سبیل‌الله ایجاد می‌شود. راه نابودی این‌ها القای ترس است. جبهه نفاق و پیمان‌شکنان از طریق ترس داخلی فروریختند. 

طبق آیه، داستان غزوه بنی‌نضیر برای عبرت است. البته اعتبار یعنی عبور از ظاهر به باطن است. عبارت عبور از لفظ به معناست. عبرت یعنی درس گرفتن از تاریخ و حادثه است. آن‌ها که اهل بصیرت هستند از این مسئله می‌توانند عبرت بگیرند. 

باید از لحاظ تاریخی جزئیات غزوه بنی‌نضیر را بدانیم تا سوره حشر را بفهمیم. نام دیگر این سوره، بنی‌نضیر است چون از ابتدا تا انتها در مورد همین غزوه است. برای درک کامل این ماجرا به جلد ۹ کتاب الصحیح فی سیره النبی الاعظم(ص) از مرحوم آیت‌الله سیدجعفر مرتضی عاملی (صفحه ۳۱ به بعد) مراجعه کنید که تقریباً بیش از 280 صفحه مطلب در این مورد هست.

کتاب دومی که خیلی ساده است و می‌توانید به آن مراجعه کنید کتاب فروغ ابدیت از آیت‌الله العظمی سبحانی است که خیلی خلاصه این ماجرا را بیان کردند.

در مدینه سه طایفه از یهود بودند؛ بنی‌نضیر، بنی‌قینقاع و بنی‌قریظه که پیمان مدینه یا قانون اساسی مدینه را امضا کرده بودند‌. به این‌ها معاهد می‌گویند؛ یعنی قانون اساسی را می‌پذیرند‌. اما متاسفأنه همان‌گونه که قرآن کریم هم اشاره می‌کند این‌ها عهدشکن هستند. بنی‌قینقاع شش ماه بعد از غزوه بدر پیمان‌شکنی کردند که البته برخوردی با آن‌ها شد و برگشتند. بنی‌نضیر بعد از غزوه احد، عهدشکنی کردند، چون احساس کردند اسلام ضعیف شده است.

همان‌طور که جریان آمریکا و صهیونیست‌ها و منافقان داخلی فکر می‌کردند ایران در شرایطی قرار گرفته که ضعیف شده و جنگ 12 روزه را تحمیل کردند. بعد فتنه دی‌ماه را به راه انداختند که بعد از آن استحکام داخلی ایران اسلامی را در حماسه 22 دی و حماسه 22 بهمن دیدند.

بنی‌نضیر هم تصور کردند پیامبر(ص) ضعیف شده است، از این‌رو پیمان‌شکنی کردند. اما عهدشکنی بنی‌قریظه بعد از جنگ احزاب شروع شد. البته بعد از جریان غزوه احزاب، همه یهود با مشرکان هم‌پیمان شدند تا اسلام را از بین ببرند که البته شکست خوردند.

در سال هفتم در خیبر، شکست قطعی خوردند، گروهی از بین رفتند. عده‌ای تبعید شدند و عده‌‌ای به شام برگشتند. خداوند در سوره مائده و در سوره نسا درباره پیمان‌شکنی آن‌ها سخن گفته و فرموده به‌دلیل این پیمان‌شکنی خداوند آن‌ها را لعن کرده است.

انتهای پیام
دبیر:
کامله بوعذار
captcha