به گزارش ایکنا از خوزستان، آیتالله عباس کعبی، نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری در چهارمین جلسه تفسیر قرآن کریم ماه مبارک رمضان که دوشنبه، چهارم اسفندماه در مرکز علمی امام حسین(ع) اهواز تشکیل شد، به ادامه تفسیر سوره مبارکه حشر پرداخت. مشروح این سخنان از نظر میگذرد:
عرض کردم که یهود «بنینضیر» در واقع کودتاچیان داخلی بودند. آنان با استفاده از بستر نفوذ اقتصادی، اجتماعی و قدرت سیاسی و ارتباطاتی که از یک سو با منافقین مدینه داشتند، علیه اسلام برنامهریزی کردند.
«کعب بن اشرف» برنامهریزی بزرگی داشت و به اتفاق چهل سوار به مکه رفت و با مشرکین طراحی مشترکی انجام دادند. پس از آنکه مسلمانان در غزوه احد ظاهرا با شکست مواجه شدند، این گروه گمان کردند جبهه اسلام در اوج ضعف قرار دارد و اکنون زمان ضربه نهایی است؛ لذا علیه پیامبر اکرم (ص) و اسلام طراحی کودتا کردند که با تدبیر الهی شکست خوردند.
خداوند تبارک و تعالی این شکست را به خود نسبت میدهد. هرچند مومنان تلاش و فداکاری کردند، پیامبر اکرم (ص) حضور داشتند و فرمانده لشکر یعنی امیرالمومنین (ع) نیز نقشآفرینی کردند و ده نفر از بنینضیر را به درک واصل کردند، اما خداوند میفرماید این کارِ خدا بود. در عبارات ادبی آیه، «حصر» فهمیده میشود؛ یعنی پیروزی بر پیمانشکنان و خنثیسازی کودتا صرفاً کار خدا و امداد غیبی بود. مسلمانان هرگز در مخیله خود نمیگنجاندند که بتوان این قدرتهای پوشالی را اخراج کرد، اما خداوند آنان را قدرتمندانه بیرون راند.
بنینضیر تصور میکردند حصون و دژهای پنجگانه آنها نفوذناپذیر است و کسی توان بیرون راندن آنها را ندارد. انسانها با منطق مادی همیشه چنین فکر میکنند که قدرت مادی مانع مرگ و هلاکت است، اما خداوند میفرماید حتی اگر در برجهای استوار باشید، مرگ سراغتان میآید.
پس این آیه از لحاظ ادبی دلالت بر حصر دارد؛ یعنی پیروزی بر پیمانشکنان و خنثی کردن کودتا فقط کار خدا و امداد غیبی بود. در آیات دیگر نیز همین منطق جاری است؛ برای مثال در آیه ۱۷ سوره انفال میفرماید: «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ» یا نسبت به پیامبر میفرماید: «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَیٰ». انسان الهی، نظام را نظام احسن میبیند، مدیر هستی و جهان را خدا میداند و همیشه به یاد خدا میافتد؛ مانند حضرت امام (ره) که هنگامی که خرمشهر آزاد شد بلافاصله فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد» یا موقعی که کودتای طبس شکست خورد، ایشان فرمودند: «این شنها مأمور خدا بودند». کار، کارِ خدا بود. اعتماد به قدرت خدا باعث پیروزی میشود، پس این آیه دلالت بر حصر دارد.
در مورد جمله آیه دوم، از لحاظ ادبی چند احتمال داده میشود. احتمال اول «استیناف ابتدایی» است؛ یعنی ارتباطی با تسبیح در آیه اول ندارد بلکه برای تمجید و به رخ کشیدن قدرت خداست و این جمله مستقلی است که بیان میکند این خدا بود که چنین کرد و پیمانشکنان را از قلعههایشان بیرون راند و این کار کوچکی نبود. قول دوم این است که آیه دوم، علتِ آیه تسبیح است؛ چون خدا مدیر هستی است و جهان تسبیحگوی اوست، یکی از جلوههای تسبیح و بیعیب بودن خدا این است که پیمانشکنان کودتاچی و نفوذی مرتبط با منافقین و مشرکین را از جایی که تصور نمیکردید شکست داد. قول سوم این است که این آیه تبیینی است؛ خداوند در ذیل آیه میفرماید او عزیز و حکیم است، یعنی هم غالب و شکستناپذیر است و هم کارهایش با حکمت است. پس چون خدا شکستناپذیر و حکیم است، با قدرتش این افراد قدرتمند را از قلعههایشان بیرون کرد، به گونهای که خانههای خود را به دست خود و به دست مؤمنان خراب میکردند.
نظر ما این است که هر سه قول در کنار هم قابل قبول است و این یادآوری نعمتی بزرگ برای مسلمانان است که در اصطلاح بلاغی به آن «حصر ادعایی» میگویند؛ یعنی درست است که شما کارهایی انجام دادید، اما جنگ، جهاد، زحمت و حضور شما در میدان در مقابل کار خدا چیزی نیست، بلکه آن را هم به واسطه خدا به دست آوردهاید.
در آیه شریفه میخوانیم: «هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ». ما جهاد را در مقابل سه دسته واجب میدانیم: دسته اول مشرکین که به آنها کفار میگویند؛ دسته دوم اهل کتاب، در صورتی که تمرد بکنند (البته اهل کتاب به اسلام ملزم نمیشوند، بلکه به عهد و ذمه ملزم میشوند)؛ و دسته سوم «بُغات»، یعنی کسانی که علیه حکومت دینی اقدام به براندازی میکنند. در این آیه، «مِن» بیانیه است، یعنی کسانی که کافر شدند و از اهل کتاب بودند.
سوال این است که اینها به خدا و روز آخرت معتقد بودند، پس چگونه کافر شدند؟ اینها به پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص) کافر شدند و این عدم قبول پیامبر منجر به کفر به خدا میشود.
مسأله دیگر این است که اینها پیش از پیمانشکنی هم نسبت به پیامبر(ص) کافر بودند، اما قانون مدینه را امضا کرده بودند، این کفر صرفاً کفر اعتقادی نبود، بلکه کفر به حکومت پیامبر، کفر به دولت مدینه، توطئه براندازی علیه دولت مدینه و طراحی کودتا علیه دولت پیامبر بود که نوعی کفر محسوب میشود. لذا اهل کتاب به دو دسته تقسیم میشوند: اهل کتاب معاهد که با وجود عدم قبول اسلام، قوانین دولت اسلامی را میپذیرند و مسالمتآمیز زندگی میکنند که ما با اینها سر جنگ نداریم؛ و دستهای که در مقابل دولت اسلامی ایستادند و توطئه کودتا داشتند. علت جنگ با بنینضیر این بود که در مقابل دولت اسلامی ایستادند.
خداوند میفرماید آنها را از سرزمینهایشان، یعنی همان قلعههایی که اطراف مدینه داشتند و بسیار سرسبز و خوش آب و هوا و یک دژ اقتصادی بود، اخراج کرد. اکثر مردم مدینه نیز از لحاظ اقتصادی به اینها وابسته بودند. «حشر» به معنای جمع کردن مردم در یک مکان است و «اول الحشر» یعنی اولین تجمع بزرگ این پیمانشکنان که کوچانده شدند. این افتخاری برای اسلام است که اولین دوره رانده شدن و شکست و ذلت را بر آنها تحمیل کرد و قصه ناامن شدن آنها از زمان بنینضیر شروع شد. غزوه بنینضیر آوارگی آنان توسط مسلمانان، آن هم با قدرت خدا بود.
همانطور که عرض کردم، اصلاً در مخیله مسلمانان نمیگنجید که اینها خارج شوند و مسلمانان پیروز شوند. آنها فکر میکردند دژهایشان مانع پیروزی اسلام است، اما خداوند از آنجایی به اینها ضربه زد که در فکر نمیکردند؛ مانند آیه شریفه که میفرماید «فَأَتَى اللَّهُ بُنْيَانَهُمْ مِنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ» (نحل، 26) خداوند زیرساخت تمدن مادی باطل را از بین میبرد. تمدن مادی با زرق و برق جلو میآید اما یکباره فرو میپاشد، مانند برجی ده طبقه که سازههایش قوی نیست و با اندک فشاری کل آن پایین میآید.
تمدن مادی غرب نیز در مسیر فروپاشی است. آمریکا با همه زرق و برق و قدرتنمایی در مسیر فروپاشی قرار دارد، زیرا مبتنی بر باطل، زورگویی، فساد، جنایت، ظلم و خونآشامی است. تمدن مادی غرب امروز با بحرانهای بزرگی همچون بحران مدیریت، معنویت، خانواده، امنیت و شکاف طبقاتی روبروست. این را خود غربیها و اروپاییها هم میگویند که اسلام در حال پیشروی در اروپا و غرب است و به شکل تصاعدی پیشرفت میکند و آنها نمیتوانند جلوی آن را بگیرند.
انقلاب اسلامی موج پیشرفت اسلامی را رشد داد. خداوند ریشهها را به گونهای میزند که آنها فکر نمیکنند، چرا که زیرساختشان سست است.
خداوند تبارک و تعالی در دلهای آنها ترس شدید افکند. کلمه «قذف» به معنای پرتاب قدرتمندانه است؛ یعنی خداوند یکباره ترس را در دلها افکند به طوری که همه چیزشان به هم ریخت. خداوند یکی از اسباب پیروزی خود را شکست روانی جبهه دشمن میداند. در جلسات گذشته عرض کردم که امام زمان (عج) با سه ابزار پیروز میشود: ۱. مؤمنان و یاران، ۲. فرشتهها، ۳. ترس و پیروزی روانی بر دشمن. در میدان جنگ روانی نیز جبهه حق پیروز میشود و خداوند شدت خوف و فزع را در دل آنان افکند. این رعب باعث شد آنها شروع کنند به خراب کردن خانههای خود به دست خودشان.
پس از آنکه پیامبر(ص) به آنها اولتیماتوم داد که ظرف ده یا بیست و چهار روز باید خارج شوند، ابتدا مقاومت کردند. عبدالله بن اُبی به آنها گفت نترسید، من با دو هزار نفر به کمک شما میآیم. مشرکین قریش هم پیام دادند که با شما هستیم. اما وقتی دیدند فایدهای ندارد و پیامبر محاصره و قطع درختان خرما را آغاز کرد و کعب بن اشرف نیز کشته شد، جریان به هم ریخت. آنها قبول کردند خارج شوند به شرطی که اموالشان را ببرند. پیامبر(ص) فرمودند سلاح و طلا و جواهرات اصلی را نباید ببرید اما در حد ظرفیت شترها مانعی ندارد. آنها حتی چوب و در خانهها را هم میکندند و میبردند.
این واقعه درس عبرتی برای مسلمانان در طول تاریخ است. «عبرت» یعنی از ظاهر به باطن رسیدن و با نگاهی عمیق به لوازم، عواقب و اسباب این پیروزی نگریستن. فلسفه ذکر این داستان در سوره حشر، عبرت گرفتن از عاقبت پیمانشکنی، نفوذ، نفاق و مقابله با نظام اسلامی است. پیمان شکنی، موتور جنگ روانی و تهدید امنیت ملی است.
بنینضیر با سوءاستفاده از شکست ظاهری مسلمانان در احد، کوشیدند ضعف حکومت اسلامی را القا کنند، دشمنان بیرونی را تحریک نمایند و پایههای حاکمیت دینی را تضعیف کنند. امروز نیز شبکههای نفوذ، نفاق و جنگ رسانهای و ادراکی دشمن با همین الگو در صدد تخریب جمهوری اسلامی ایران در افکار عمومی هستند. عبرتی که از غزوه بنینضیر متناسب با حوادث امروز میگیریم شامل چند مطلب است:
اول، وجوب قطع منابع قدرت فتنهگران؛ ما باید منابع اقتدار فتنهگران را قطع کنیم. برخورد قاطع و شفاف با خیانت، پیش شرط ثبات و امنیت است. پیامبر اکرم (ص) هرگز اجازه نداد خیانت بنینضیر، تفسیرپذیر شود تا بیایند و بگویند منظور ما این بود یا آن بود و حالا مذاکره کنیم یا جبران کنیم. همین که دانستند اینها با اسلام و دولت اسلامی نیستند و طراحی دیگری داشتند، اجازه ندادند تفسیرپذیر شود و مماشات را ممنوع دانستد. چون اگر مماشات میکردند فتنه گران خود را بازسازی میکردند.
برخورد قاطع و اخراج آنان و قطع منابع اقتدار آنها، موجب ناکامی نقشه کودتا شد و این الگو راهنمای امروز ما در مواجهه با نفوذ و فتنه داخلی است.
عبرت دوم، القای امید کاذب برای فریبخوردگان است. معمولاً در فتنهها، منافقین عدهای را فریب داده و جلو میاندازند، اما وقتی گرد و غبار فتنه نشست، آن فریبخوردگان پشیمان میشوند. منافقان همواره با تزریق امیدهای کاذب افراد ساده لوح را به میدان میکشانند اما در لحظه بحران آنها را تنها میگذارند، همانطور که عبدالله بن اُبی بنینضیر را تنها گذاشت. تجربههای فتنههای اخیر نشان میدهد کسانی که به وعدههای خارجی تکیه میکنند، در نهایت با شکست مواجه میشوند. نظام مقدس جمهوری اسلامی با اتکا به اراده ملی و رهبری حکیم و شجاع، ماندگار است.
عبرت سوم، وجوب پاکسازی فتنهگران و مقابله با آنهاست. به تعبیر رهبر معظم انقلاب، باید فتنهگران را به خاکستر نشاند. اقتدار ملی و هماهنگی دیپلماسی و قدرت، سد مستحکمی در مقابل دشمن است. همانگونه که پیامبر(ص) مدینه را از تهدید پاکسازی کرد، امروز نیز قدرت دفاعی و موشکی و امنیتی جمهوری اسلامی، میتواند پشتوانه مطمئن برای دیپلماسی کشور باشد. مماشات و سکوت در برابر تهدید نه تنها بازدارنده نیست، بلکه دشمن را جسورتر میکند.
عبرت چهارم، تغییر ابزارها و ثبات منطق مقابله است. ابزارها ممکن است تغییر کنند (قبلاً قلعه داشتند و امروز شبکههای رسانهای معاند)، اما منطق تهدید ثابت است. کودتا چیان در زمان همانند بنینضیر با خیانت به اسلام و ایران از ترس و توطئه با پشتوانه جنگ روانی و شبکههای معاند، بسترهای هیجان سازی و تحریک اجتماعی را ایجاد کردند.
غزوه بنینضیر میآموزد که اگر نفوذ و کودتا جدی گرفته نشود، امنیت ملی به خطر میافتد؛ لذا برخورد هوشمندانه، شفاف و قاطع با دشمن شرط حفظ اقتدار و عدالت و آرامش اجتماعی است. در این زمینه رهبر معظم انقلاب هشدار مهمی به دستگاههای امنیتی و قضایی دادند که باید جدی گرفته شود. ایشان در دیدار با مردم آذربایجان شرقی، فرمودند دستگاههای امنیتی و قضایی موظفند با کسانی که با دشمن همراهی و همصدایی میکنند، چه در عمل، چه در زبان و چه در تحلیل، برخورد قضایی عادلانه داشته باشند. آسانگیری بیجا مانند سختگیری بیجا کشور را دچار زیان میکند.
از خدای بزرگ مسئلت مینماییم که همه ما را قدردان نعمت اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار دهد، به رهبر فرزانهمان طول عمر با عزت کرامت بفرماید، در فرج آقا امام زمان (عج) تعجیل نماید و عاقبت همه ما را ختم به خیر بگرداند.
انتهای پیام