کد خبر: 4339814
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۲:۴۰
محمدهادی امین‌ناجی تبیین کرد

درس‌هایی از حکمت ۸۲ نهج‌البلاغه برای ایران امروز + صوت

در مواجهه با چالش‌های امروز ایران، حکمت ۸۲ نهج‌البلاغه چراغ راهی فراروی ماست. این کلام گهربار امام علی(ع) با تأکید بر مفاهیم حیاتی چون امید به خدا، ترس از گناه، نترسیدن از گفتن نمی‌دانم و حیا نکردن از آموختن، درس‌های کاربردی برای ساختن فردایی بهتر ارائه می‌دهد.

ایمان و باور به غیب امکان ندارد مگر اینکه صبر همراه او باشد

امروز، روز شهادت فاتح خیبر است؛ همان‌که قهرمان قوم یهود را شکست داد. یاوه‌گویان یهودی‌نما، پس از 14 قرن، هنگامی که به ایران اسلامی حمله کردند و رهبرمان را به شهادت رساندند، ادعا کردند که انتقام قهرمان خود و کَنده‌شونده‌ دَرِ قلعه‌ خیبر را از شیعیان گرفته‌اند. اما این، جنگ احزاب است؛ آنجا که همه‌ کفر در برابر همه‌ اسلام ایستاده است و چه باک، که علی(ع) در سپاه ماست و هر که با آلِ علی درافتاد، ورافتاد.

امام علی(ع)، انسانی بزرگ است که نباید او را تنها به پهلوانی و کندن درِ خیبر محدود کرد. او ابوالبشرِ معنوی و الگوی جاودانه‌ای است که برای تمام اعصار و قرون و برای همه‌ انسان‌ها سخن برای گفتن، راه برای نشان دادن، الگویی برای زیستن، فکری برای اندیشیدن و انسانیتی برای تعالی و اوج گرفتن دارد.

و امام ما، برای امروزِ ما ایرانیان نیز سخن برای گفتن و درسی برای عبرت گرفتن دارد؛ درسی که با تأمل در یک حکمت از نهج‌البلاغه می‌توان آن را فرا گرفت.

محمدهادی امین‌ناجی، نهج‌البلاغه‌پژوه و استاد دانشگاه در گفت‌وگو با ایکنا به تحلیل حکمت 82 نهج‌البلاغه و درس‌هایی که ما ایرانیان امروز می‌توانیم از این حکمت فرابگیریم پرداخته است که مشروح آن را در ادامه با هم می‌خوانیم.

امیرالمؤمنین، شخصیتی بی‌نظیر است که در هنگامه‌های گوناگون، موجب سرافرازی اسلام و مسلمانان شده است؛ شخصیتی که روزگاری با صبر اجتماعی خود در مسائل مختلف سیاسی، سبب اعتلای اسلام و حفظ وحدت جامعه مسلمانان و روزگاری دیگر، در بستر پیامبر(ص) آرمید و موجب سلامت و پایداری نبی مکرم اسلام و استمرار دین خدا، حتی پیش از هجرت به مدینه، شد.

در روزگار کنونی، هنگامه‌ای که سختی‌ها و فشارهای سنگینی بر مردم خوب، مهربان و مقاوم ایران وارد می‌شود، نیاز آن است که نیم‌نگاهی به سخنان گهربار حضرت علی(ع) ــ که گزیده‌هایی از آن، به همت سید رضی در نهج‌البلاغه گردآوری و ارائه شده است ــ بیندازیم؛ تا بتوانیم از این گزیده‌ها، متناسب با شرایط امروز جامعه اسلامی و ایرانی، ره‌توشه و بهره‌ای بگیریم.

در حکمت ۸۲ نهج‌البلاغه، امام علی(ع) پنج ویژگی را مطرح می‌فرمایند که در قالب سفارش‌نامه‌ای از آن حضرت بیان شده است. آن حضرت در این حکمت تأکید می‌فرمایند که اگر برای دریافت این اندرزها از وسایل تیزپا استفاده کنید و شتابان خود را به این میدان برسانید و از آن بهره‌مند شوید، شایسته و بایسته است.

حضرت در این حکمت، چهار توصیه‌ خود را به‌صورت سلبی بیان می‌کنند و جمله‌ها را با نفی آغاز می‌فرمایند، و در پایان، جمله‌ای ایجابی را مطرح کرده و دستور می‌دهند که «چنین باشید».

رابطه‌ صبر و جامعه

عنوان طلیعه‌ این سخن را «رابطه‌ صبر و جامعه» نهاده‌ام که در فراز پنجم این گفتار به آن خواهیم رسید.

شرایط زندگی، همواره یکسان نیست؛ گاهی روزگار آسان و سازگار است و همه‌چیز بر وفق مراد می‌گذرد و گاهی دشوار و آکنده از سختی و رنج است. این سختی‌ها گاه ناخواسته بر ما وارد می‌شوند و در برابر چنین پیشامدهایی، وظیفه ما آن است که بهترین، آرام‌ترین و دقیق‌ترین رفتار را بر پایه‌ اندیشه‌ای صحیح از خود بروز دهیم.

رفتاری که نه از سر شتاب و ناسازگاری، بلکه از روی دقت، توجه و انتخاب مسیر درست باشد، در سخن دین از آن با عنوان «صبر» یاد می‌شود.

در حکمت 82 نهج‌البلاغه امام می‌فرمایند: «أُوصِیکُمْ بخَمْسٍ لَوْ ضَرَبْتُمْ إِلَیْهَا آبَاطَ الْإِبلِ لَکَانَتْ لِذَلِکَ أَهْلًا: لَا یَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِلَّا رَبَّهُ؛ وَ لَا یَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَهُ؛ وَ لَا یَسْتَحِیَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا یَعْلَمُ أَنْ یَقُولَ لَا أَعْلَمُ؛ وَ لَا یَسْتَحِیَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ یَعْلَمِ الشَّیْءَ أَنْ یَتَعَلَّمَهُ؛ وَ عَلَیْکُمْ بالصَّبْرِ، فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِیمَانِ کَالرَّأْس مِنَ الْجَسَد، وَ لَا خَیْرَ فِی جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ، وَ لَا [خَیْرَ] فِی إِیمَانٍ لَا صَبْرَ مَعَهُ». من شما را به پنچ چیز سفارش می‌کنم؛ این پنج چیز ویژگی‌هایی دارد که «لَوْ ضَرَبْتُمْ إِلَیْهَا آبَاطَ الْإِبلِ لَکَانَتْ لِذَلِکَ أَهْلًا؛ اگر شما به خاطر این پنج سفارش مشقت سفر را بر خود هموار کنید و به زیر شکم شترها بزنید تا با سرعت بیشتری حرکت کند، شایسته است». این مطلب کنایه از این است که برای این پنج ویژگی حق دارید که از وسیله نقلیه خود پرشتاب و با تعجیل استفاده کنید.

چهار مورد از این پنج توصیه، به صورت نفی بیان شده است.

گام نخست چنین است: «لَا یَرْجُوَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِلَّا رَبَّهُ؛ هیچ‌یک از شما جز به پروردگار خود امید نداشته باشید».

دقت کنید که مخاطبان امام علی(ع) در این فراز، موحدان‌ هستند، نه لزوماً مؤمنان به دین اسلام؛ زیرا حضرت در این عبارت از «ربّه» و مسئله‌ ربوبیت سخن می‌گویند. بنابراین، کسانی مورد خطاب‌اند که اصل ربوبیت را پذیرفته‌اند. پس، گام نخست آن است که امید ما تنها به خداوند باشد و در مسیر امیدواری، بالاترین نقطه‌ اتکا را ذات اقدس الهی بدانیم.

گام دوم چنین است: «وَلَا یَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَهُ؛ جایگاه ترس، تنها گناه است». باید از گناه ترسید؛ از خروج از مسیر فرمان الهی بیم داشت، نه از استقامت و پایداری در اجرای فرمان خداوند متعال.

امام علی(ع) در این فراز، پس از بیان توصیه به امیدواری، هشداری را مطرح می‌فرمایند. این هشدار نشان می‌دهد که ترسناک‌ترین نقطه، تخطی از موازین الهی است؛ چه در عرصه‌ فردی و چه در عرصه‌ اجتماعی.

اما در گام سوم، حضرت می‌فرمایند: «وَ لَا یَسْتَحِیَنَّ أَحَدٌ مِنْکُمْ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا یَعْلَمُ أَنْ یَقُولَ لَا أَعْلَمُ؛ هیچ‌یک از شما نباید هنگامی که درباره‌ موضوعی مورد پرسش قرار گرفت و آن را نمی‌داند، از گفتن «نمی‌دانم» شرم کند».

به بیان دیگر، از اعلام ناآگاهی نترسید. عمل به این دستور، چه در جمع و چه در خلوت، تفاوتی ندارد. اگر من از خودم بپرسم که این موضوع چیست و به دروغ بگویم که آن را می‌دانم، دیگر برای دانستن حقیقت آن مسئله، هیچ تلاشی نخواهم کرد.

همچنین، اگر در یک حضور اجتماعی از من پرسیده شود که فلان موضوع چیست و من، در حالی که پاسخ درست را نمی‌دانم، پاسخی ارائه دهم؛ این پاسخِ ناشی از ناآگاهی، عواقب ناخوشایندی در پی خواهد داشت و تمام آن عواقب نامطلوب، بر عهده‌ من خواهد بود که آن پاسخِ ناآگاهانه را داده‌ام.

در بسیاری از مواقع، در گفت‌وگوها مواردی را از روی حدس و گمان مطرح می‌کنیم. در چنین حالاتی، حداقل باید بگوییم که «حدس من چنین است» و از گفتن اینکه «علم و آگاهی یقینی من چنین است» پرهیز کنیم.

امام علی(ع) در این فراز از عبارت «لَا أَعْلَمُ» (نمی‌دانم) استفاده می‌کنند. «علم» حالتی است که در آن انسان همراه با یقین است؛ دانسته‌های او قطعی و تغییرناپذیرند و فرد به طور کامل بر آن‌ها آگاهی دارد. هنگامی که فردی از مطلبی آگاهی کامل دارد، باید براساس همان آگاهی پاسخ دهد؛ اما اگر آگاهی کامل ندارد، یا باید اعلام کند که «از سر حدس می‌گویم» یا «گمان من این است و آگاهی کامل ندارم».

در فراز چهارم این حکمت، امام علی(ع) با لحنی منفی می‌فرمایند: «وَ لَا یَسْتَحِیَنَّ أَحَدٌ إِذَا لَمْ یَعْلَمِ الشَّیْءَ أَنْ یَتَعَلَّمَهُ؛ هنگامی که چیزی را نمی‌دانید و به آن علم ندارید، از آموختن آن حیا نکنید».

طلب علم بر مسلمانان فریضه است

اسلام دستور داده است که انسان در سراسر زندگی خود به دنبال کسب آگاهی باشد. پیامبر اکرم(ص) فرموده‌اند: «طلب علم بر مسلمانان فریضه است». بنابراین، آگاهی یافتن، امر واجبی بر عهده‌ انسان است. اگر من از این واجب و فریضه‌ای که بر عهده‌ام نهاده شده، آگاه باشم و بدانم که مطلبی را نمی‌دانم یا به حقیقتی واقف نیستم، اما به آن اقرار نکنم، هرگز به سمت کسب آگاهی حرکت نخواهم کرد.

این چهار ویژگی (امید به خدا، ترس از گناه، نترسیدن از گفتن نمی‌دانم و حیا نکردن از آموختن)، در سراسر زندگی فردی و اجتماعی، توجه به آن‌ها ضرورت دارد. در شرایط اجتماعی امروز ما، مردم ایران، امیدشان به خود خدای تعالی است. آن‌ها دستور امام علی(ع) را رعایت کرده‌اند که فرمود: «فقط به خدا امید داشته باشید». همه‌ ما به خدا امید داریم و تنها از خطاهای خود می‌ترسیم و اگر چیزی را نمی‌دانیم، می‌گوییم «نمی‌دانیم» و به دنبال کسب آگاهی هستیم.

اما در نتیجه‌گیری نهایی، امام علی(ع) دستور به صبر، آرامش و رفتار متین، همراه با تحمل سختی‌ها می‌دهند. صبر، در واقع، تحمل آگاهانه‌ سختی‌ها و رفتار آگاهانه در هنگامه‌ دشواری‌هاست.

امام علی(ع) در این حکمت، دستور می‌دهند: «وَ عَلَیْکُمْ بالصَّبْرِ» (و بر شما باد صبر). اما چرا ایشان صبر را در قالب دستوری ایجابی و با تعبیر «علیکم» (که شائبه‌ فعل امر را دارد) مطرح می‌کنند؟ دلیل این امر آن است که «فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِیمَانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَد» (همانا صبر برای ایمان، مانند سر برای بدن است). یعنی امام در اینجا، رابطه‌ صبر با ایمان (باور به غیب) را همچون رابطه‌ سر با بدن می‌دانند.

برای درک اهمیت جایگاه سر برای بدن، یادآوری می‌کنم که اکنون در هنگامه سختی‌ها، به مردم ایران توصیه می‌شود در صورت وقوع حمله هوایی، با دستان خود از سرشان مراقبت کنند.

امام در گام بعدی می‌فرمایند: «وَ لَا خَیْرَ فِی جَسَدٍ لَا رَأْسَ مَعَهُ» (و هیچ خیری در بدنی که سر ندارد، وجود ندارد). بدنِ بی‌سر، قادر به هیچ اقدامی نیست. بدن بدون سر می‌تواند زنده بماند و زندگی کند، اما بدون سر، حیات امکان‌پذیر نیست.

در گام بعدیِ مقایسه، امام می‌فرمایند: «ایمان و باور به غیب، جز با همراهی صبر امکان‌پذیر نیست». پس صبر، قدرت پنهان انسان است که موجب می‌شود در مواجهه با پدیده‌ها، رفتاری عالمانه، آگاهانه و محققانه داشته باشد؛ نه رفتاری عجولانه، جاهلانه، بی‌اطلاع و برخاسته از ناآگاهی.

در جمع‌بندی باید گفت، حکمت ۸۲ نهج‌البلاغه به ما توصیه می‌کند که برای اموری که اثری بسیار بلند و بی‌نظیر در زندگی شخصی، جمعی و اجتماعی ما دارند، با سرعت اقدام کنیم. چهار مورد از این خصلت‌ها (امید به خدا، ترس از گناه، نگفتن «نمی‌دانم» و آموختن)، با نگاه سلبی و یکی (صبر) با نگاه ایجابی و شبهه فعل امری مطرح شده است. امام در زیبایی صبر، شباهتی را بیان می‌کنند و می‌فرمایند صبر برای ایمان مانند سر برای بدن است؛ بدین معنا که بدنِ بی‌سر استمرار و حیاتی ندارد و ایمان بدون صبر نیز استمرار نمی‌یابد و نمی‌توان آن را «باور به غیب» نامید.

امیدوارم خداوند به مردم صبور ایران، همراهی و معیت خود را بیش از پیش نشان دهد و طعم شیرین پیروزی را بر مردم صبور ایران در مقابله با ظالمان و ستمکاران، هرچه سریع‌تر و بیشتر بچشاند.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا ایرجی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha