در روزگاری که کاروانهای زیارتی دانشجویی از رونق و حرارتی خاص برخوردار بود، بسیاری از جوانان در سفر به حرم مطهر علی بنموسیالرضا(ع) با پرسشهای بیپاسخ و کمبود شناخت عمیق نسبت به ابعاد شخصیتی امام هشتم مواجه میشدند. این خلأ معرفتی انگیزهای شد تا مجموعهای فراهم شود که دربرگیرنده شناسنامه، تاریخ زندگی، کرامات، سخنان و سیره رفتاری آن حضرت باشد. حاصل این تلاش کتابی است با عنوان «رهتوشه عاشقان امام رضا(ع)» که ایکنا در گفتوگو با حجتالاسلام علیرضا سبحانینسب، نویسنده اثر، به بررسی محتوای آن پرداخته است.
این کتاب تلاش دارد تا زائر را با این حقیقت آشنا کند که امام رضا(ع) نه فقط یک شخصیت تاریخی، بلکه حقیقتی زنده و دستگشاست که عنایتشان تا همیشه پایدار است. در این گفتوگو، بر نگاه جامع و غیرسکولار اسلام تأکید میشود، نگاهی که در آن سیاست از دیانت جدا نیست و اقتصاد، روانشناسی و دیگر ابعاد زندگی در هماهنگی کامل با یکدیگر معنا مییابند. به باور نویسنده، حدیث سلسلةالذهب که در رویدادی عظیم و تاریخی از سوی امام رضا(ع) بیان شد، در حقیقت منشوری بینالمللی برای تمام مسلمانان جهان است تا فریب شعار جدایی دین از سیاست را نخورند؛ چراکه چنین نگاهی هم دین و هم سیاست را بیخاصیت میکند. از سوی دیگر در این کتاب به نکات عملی و اخلاقی زندگی همچون تشکر از خلق پیش از تشکر از خالق، اولویتبندی در کمک به دیگران و پرهیز از زیادهخواهی و توجه به این نکته که هر نیازمندی که به درب خانه ما میآید، فرستاده خداست، اشاره شده است. نویسنده با تأکید بر سیره رضوی، خدمت به خلق را خدمت به خدا و اهل بیت(ع) میداند و معتقد است که توجه به نیازهای مردم زمینهساز بهرهمندی از عنایت الهی در این دنیا و شفاعت در آخرت است.
در گذشته، اردوهای دانشجویی از فعالیتی پرشور برخوردار بودند و بسیاری از دانشجویان در دوران جوانی خود فرصت تشرف به حرم مطهر امام رضا(ع) را مییافتند. اما تجربه نشان داده است که اغلب دانشجویان در این سفرهای زیارتی با ابعاد گوناگون شخصیت، تاریخ زندگی، سیره، کرامات و بیانات آن حضرت آشنایی کافی پیدا نمیکنند. به همین دلیل، آنان هنگام تشرف با پرسشهای متعددی مواجه میشوند و پس از بازگشت نیز بسیاری از این پرسشها بیپاسخ باقی میماند. از این رو، مجموعهای گردآوری شده است تا دانشجویان و سایر زائران در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر درباره امام رضا(ع) بتوانند از آن بهره گیرند.
در آن دوره، طلاب و دستاندرکاران برگزاری اردوها نیز تمایل زیادی داشتند که به عنوان مدیر کاروان یا راهنمای زائران اطلاعات کافی در اختیار داشته باشند. بدین ترتیب، مجموعهای فراهم شد که به معرفی شخصیت و شناسنامه حضرت علی بنموسیالرضا(ع)، تاریخ زندگی، معجزات، کرامات و سخنان ایشان میپردازد. برای شناخت هر شخصیتی آشنایی با تاریخ زندگانی، رفتارهای او در برابر دیگران و بیاناتش ضروری است. بر این اساس، در کتاب حاضر تلاش شده است تا سبک زندگی امام رضا(ع)، سخنان و کرامات ایشان به گونهای ارائه شود که زائر هنگام تشرف بداند با حقیقتی روبهروست که دستش برای بخشندگی، شفا، دستگیری و لطف به عاشقانش همواره گشوده است.
این مجموعه با هدف افزایش معرفت و شناخت زائران که در ابتدا دانشجویان مدنظر بودند اما شامل حال دیگران نیز میشود، تدوین شده است. چنانکه در روایات تأکید شده است، هرکس با معرفت به زیارت امام(ع) برود یعنی بداند به کجا میرود، به طور قطع از برکات آن بهرهمند خواهد شد. اگر به حکمتی در دنیا گشایشی حاصل نشود، آن زیارت برای آخرت زائر ذخیره میشود و از بین نمیرود. زیارتهای ما همواره ثمربخش و اثربخش هستند، بخشی از آثار آن در دنیا دیده میشود و به یقین همه زیارتهای ما در آخرت دستگیرمان خواهند بود.
یکی از مهمترین ویژگیهای اسلام این است که سیاست از دیانت آن جدا نیست، همانگونه که نفت از اقتصاد جدا نیست و اقتصاد آن از مسائل مرتبط با حیات و روانشناسی جدا نبوده است. به عبارت روشنتر، اسلام درباره تمام بخشهایی که یک زندگی را شامل میشود سخن گفته و تمامی این آموزهها با یکدیگر هماهنگ و بدون تضاد هستند. برای نمونه، سخن اقتصادی اسلام با سیاست و دیانت آن همگن است و عباداتی همچون حج، نماز و زکات نیز چنین ویژگی دارند. از این رو، در مسئله ولایتعهدی امام رضا(ع) تأکید میشود که بزرگترین رکن دین اسلام، توحید است، اما توحید بدون ولایت، بدون سیاست و بدون نگاه به زندگی اجتماعی و حکومتی امامان معنا پیدا نمیکند.
حدیث سلسلةالذهب پایهگذار پایان نگاه سکولاریستی به دین است؛ نگاهی که قائل به جدایی دین از اجزای مختلف خود، یعنی جدایی دین از سیاست، دیانت، روانشناسی و اقتصاد است. گاهی مشاهده میشود که فردی راننده تاکسی خوبی است و متدین نیز میباشد، اما به امور همسایگان خود توجهی ندارد؛ یا فردی نمازهای خود را به موقع میخواند، روزه میگیرد و خمس میدهد، اما نسبت به مسائل اساسی همچون موضعگیری در قبال جنگ ایران و آمریکا بیتفاوت است. چنین وضعیتی بدون تردید نقص محسوب میشود. بر این اساس، حدیث سلسلةالذهب بیان میدارد که اگر مؤمن «لا اله الا الله» بگوید اما به سیاست دینی و دین سیاسی توجه نداشته باشد، بخشی از زندگی وی ناقص خواهد ماند. این حدیث شریف میفرماید که «لا اله الا الله» انسان را رستگار میکند، اما مشروط به شرایطی. از جمله این شرایط آن است که دین را از سیاست جدا ندانیم و امام خود را در کنار توحید مشاهده کنیم. تمام اهل بیت(ع) برای اقامه قسط و عدل تلاش کردند و همگی در این راه به شهادت رسیدند.
بنابراین، این حدیث کوتاه اما بسیار مهم در موقعیتی حساس بیان شده است تا نقشه راهی از اسلام ناب ارائه دهد و آن اینکه همه اجزای اسلام با یکدیگر هماهنگ هستند و تنها در کنار یکدیگر معنا مییابند. اگر تنها بخشی از دین برگزیده و بخش دیگر رها شود، همانند بسیاری از ادیان دیگر که ناقص هستند و بخش زیادی از زندگی را پوشش نمیدهند، اسلام نیز میتواند ناقص شود؛ چنانکه در برخی از کشورهای اسلامی چنین وضعیتی دیده میشود. نقل است که در یکی از کشورهای اسلامی مؤذنی اذان میگفت و ژنرالی انگلیسی پرسید این چیست؟ گفتند مسلمانان در حال اذان گفتن هستند. ژنرال گفت آیا به حکومت ما لطمه میزند؟ گفتند خیر! گفت پس چنان داد بزنند که حنجرهشان پاره شود. دشمن به اذانی که لطمهای به حکومت او نمیزند کاری ندارد و میگوید شما بروید نماز تراویح بخوانید، حتی هزار رکعت در یک شب تا وقتی که این عبادت کاری به حکومت نداشته باشد و به ظلمستیزی تبدیل نشود. اما امام علی بن موسیالرضا(ع) در حدیث سلسلةالذهب تأکید فرمودند که تمام اسلام پازلی هماهنگ است که اگر هر یک از اجزای آن از دیگری جدا شود، دیگر خاصیت دین اسلام ناب را نخواهد داشت.

هر بار که احادیث حضرت علی بنموسیالرضا(ع) را در این مجموعه مشاهده میکنم، بیشتر متوجه میشوم که هر یک از این احادیث دارای جذابیتهای خاص خود هستند. برای مثال، حدیثی از امام رضا(ع) وجود دارد که میفرماید: «مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ لَمْ یَشْکُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ». این حدیث بسیار معروف است و ما معمولا اینگونه ترجمه میکنیم که هر کس از خلق خدا تشکر نکند، در حقیقت از خداوند متعال تشکر نکرده است. این حدیث شریف حرف بسیار مهمی دارد. گاهی اوقات مشاهده میشود که ما سر سفره غذا مینشینیم و به جای اینکه به همسر خود بگوییم دستتان درد نکند، صرفاً میگوییم «خدا را شکر». این گفتن «خدا را شکر» در بسیاری از مواقع به خاطر این است که ما جرئت و جسارت تشکر کردن از همسر خود را نداریم یا از این کار فرار میکنیم. از این رو، امام رضا(ع) به ما میآموزند که زمانی که همسر در منزل زحمت میکشد و غذایی را آماده میسازد، ابتدا باید از او تشکر کنیم و سپس، بگوییم خدا را شکر که این نعمت را به من عطا فرمود. این نکته بسیار حائز اهمیت است که ما متأسفانه در سایه شکرگزاری از خداوند، از تشکر کردن از کسانی که در اطراف ما هستند و برای ما زحمت میکشند، فرار میکنیم.
گاهی اوقات سخن امام رضا(ع) به نکات بسیار مهم و کلیدی زندگی ما اشاره دارد و میفرماید که قدردانی و سپاسگزاری در برخی از خانوادهها کمرنگ شده است و افراد خانواده متوجه این نکته نیستند که اگر از یکدیگر تشکر کنند، در حقیقت از خداوند متعال تشکر میکنند. بنابراین، پیش از آنکه از خداوند تشکر کنید، باید از خلق خدا و از کسانی که در اطراف شما حضور دارند و برای شما زحمت میکشند، تشکر نمایید. تمامی سخنان امام رضا(ع) و همچنین، تمامی سخنان اهل بیت(ع) در حقیقت پاسخ به یک چالش و نیاز مشخص در زندگی ما هستند. اگر ما به سخنان اهل بیت(ع) با این نگاه یک بار دیگر توجه کنیم، خواهیم دید که نسبت به این سخنان بیتوجهی کردهایم و از بس که این سخنان ناب و ارزشمند در اطراف ما بوده است، متأسفانه آنها را نادیده گرفتهایم.
بنده مشاهده میکنم که برای نمونه کتابی با عنوان «هفت عادت مؤثر» که توسط یکی از نویسندگان خارجی و یک کشیش مسیحی نوشته شده است، زمانی که شما این کتاب را مطالعه میکنید، میتوانید در ذیل اکثر جملات آن یک سخن از سخنان امام رضا(ع) یا امام باقر(ع) یا امام صادق(ع) را بیاورید و بگویید که این حرفی که استیون کاوی در کتاب خود مطرح میکند، هزار و چهارصد سال پیش توسط ائمه معصومین(ع) بیان شده است، اما از این سخنان ناب غفلت کردهایم. امروزه مشاهده میشود که کتابهایی که در مورد اهل بیت(ع) تألیف و منتشر میشوند، کمتر مورد استقبال و اقبال عمومی قرار میگیرند. بخشی از این مسئله به بنده به عنوان نویسنده بازمیگردد که شاید نتوانستهام این مفاهیم را به خوبی و به شیوایی ارائه دهم و بخش دیگری از آن نیز به این حقیقت بازمیگردد که ما به اندازه کافی توجه و دقت لازم را نسبت به سخنان اهل بیت(ع) نداشتهایم. سخنان اهل بیت(ع) همگی نور هستند و میتوانند زندگی ما را روشن و نورانی کنند.
توجه امام رضا(ع) به نیازهای مردم و همچنین، اینکه نیازهای مردم عنایت خداوند به ما محسوب میشوند تا بتوانیم از این بازار دنیا بهرهای ببریم، حاوی نگاه عمیقی است. به عبارت دیگر، امام رضا(ع) همواره توجه داشتند که چگونه میتوان به خلقالله کمک کرد و از این رهگذر به خود نیز کمک کنیم. در روایات ما آمده است که اگر کسی آمد و از شما درخواستی کرد، شما فقط درخواست او را نبینید، بلکه بدانید که این شخص را خداوند برای شما فرستاده است. اگر متوجه باشید که این شخص را خدا فرستاده است، آنگاه نحوه برآورده کردن حاجت او نیز تفاوت پیدا میکند. فرق دارد میان اینکه برای مثال برادر من از من درخواستی میکند و من احساس میکنم که باز هم او آمده و باز هم درخواست دارد؛ این یعنی بنده اصلاً توجه ندارم که خداوند این شخص را دوباره برای من فرستاده است.
البته گاهی اوقات ممکن است کسی زیادهخواهی کند. در آن صورت نیز اهل بیت(ع) فرمودهاند که متوجه باشید که شما نیازهای دیگران را بر نیازهای خودت ترجیح ندهید، یعنی اول به زندگی خود برسید و پس از آنکه مازاد و زیادی داشتید، آنگاه به زندگی دیگران توجه کنید. ایثار باید مقدار داشته و معنادار باشد، به گونهای نباشد که به خانواده خود ظلم شود. البته معیارهای دیگری نیز در کمک به دیگران و برآورده کردن نیاز و حاجت دیگران داریم، اما اصل مطلب این است که بدانید هر کس به سراغتان میآید، رمز و نشانهای از جانب خداوند به همراه دارد، یعنی خداوند این شخص را برای شما فرستاده است. حال شما باید سایر جوانب مانند میزان درخواست او، توانایی خود و جایگاهی که در آن قرار دارید را بسنجید و سپس کمک کنید.
مهمترین نکته در زندگی امام رضا(ع) این بود که اگر نیازمندی به محضر ایشان میرسید، نیازمند به معنای درخواستکننده با انواع و اقسام درخواستها، امام رضا(ع) به او توجه میکردند. گاهی خودشان مشکل را حل میکردند، گاهی او را به دیگران ارجاع میدادند و در هر صورت او را به خواسته و حاجتش میرساندند. امام رضا(ع) از همه میخواستند که در برآورده کردن نیازهای دیگران توجه ویژه داشته باشند. ما به عنوان پیروان امیرالمؤمنین(ع) و پیروان امام رضا(ع) در فرهنگ علوی و فرهنگ رضوی این آموزه را داریم که خدمت به خلق، خدمت به اهل بیت(ع) و خدمت به خداست و این خدمت در حساب اعمال ما نوشته میشود. این امور کمک میکند که اهل بیت(ع) در روز قیامت بهتر از ما دستگیری کنند. این ویژگی یکی از نقاط بسیار درخشان در زندگی امام رضا(ع) محسوب میشود.
بنابراین، چیزی که در سیره و سبک و سیاق زندگی حضرت علی بنموسیالرضا(ع) بسیار به چشم میخورد، این است که حاجتمندان به راحتی به محضر ایشان میرسیدند و حاجت خود را درخواست میکردند و امام(ع) پاسخ میدادند. گاهی نیز ایشان حاجتمندان را به دیگران ارجاع میدادند، اما بسیاری از اوقات این ارجاعات به خاطر این نبود که خود امام(ع) نمیتوانستند کاری انجام دهند، بلکه هدف این بود که یاران و پیروان ایشان عادت کنند که حوايج و نیازهای دیگران را برآورده سازند. همچنین، آن یاران نیز گاهی اوقات اگر خودشان نمیتوانستند نیازی را برآورده کنند، آن را به دیگران ارجاع میدادند و سبب خیر میشدند. هدف نهایی این است که هرچه بیشتر نیازهای شیعیان در میان خود آنها مطرح شده و برآورده شود و نوعی زندگی معیاری داشته باشند که عمده نیازهای شیعیان برآورده شده باشد.
امروز به هر حال در دنیا رسانهای به نام ایونت و یا به تعبیری رخداد وجود دارد. احادیثی که از امامان معصوم(ع) نقل شده است، گاهی اوقات در یک رویداد مهم و سرنوشتساز بیان شدهاند. برای مثال، حدیث «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ» در رویداد غدیر خم بیان شده است و اهمیت بسیار بالایی دارد. همچنین، شعار «هیهات مِنَّا الذِّلَّة» در رویداد عاشورا مطرح شده که این نیز بسیار حائز اهمیت است. برای نمونه، جمله «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة» در رویداد شهادت امیرالمؤمنین(ع) بیان شده و این موارد بسیار مهم هستند. آنچه که در رویدادها یا به قول امروزیها ایونتها مطرح میشود، دارای اهمیت تاریخی و دارای اهمیت ویژه و خاصی است.
حدیث سلسلةالذهب نیز در یک رخداد ویژه بیان شده است. امام رضا(ع) مهمان مردم نیشابور بودهاند و هنگامی که قصد ترک آن دیار را داشتهاند، همه مردم برای بدرقه ایشان حاضر میشوند. مشهور است که به اعداد مختلف حداقل صد هزار نفر در آن مراسم حضور داشتهاند، البته خود عدد اهمیت ندارد، بلکه مهم این است که دهها هزار نفر در آن جمعیت حضور داشتهاند که تعداد آنها بسیار زیاد بوده است. پس از آن یکی از خوشذوقان به محضر امام(ع) عرض میکند که شما قصد دارید بروید، یک مطلب و نصیحتی برای ما بفرمایید. آن سخنی که امام رضا(ع) در آن رویداد و در برابر این همه جمعیت بیان میفرماید، مهمترین حرف و پیام ایشان محسوب میشود. زمانی که جمعیت بسیار زیادی را مشاهده میکنید و امامان معصوم(ع) که هرگز نیازی نداشتند از پیش برای سخنان خود فکر کرده یا از هوش مصنوعی استفاده کنند تا سخنرانی جمع کنند، در آن لحظه امام رضا(ع) مهمترین نکتهای را که فکر میکردند باید در این مکان و زمان بگویند، مطرح فرموده است.
ایشان به مردم هشدار میدهند که مواظب باشید اگر کسانی با نگاه جدایی دین از سیاست به سراغ شما آمدند و خواستند دین شما را بگیرند، دین خود را نفروشید. کل سخن امام رضا(ع) این است که فریب این نکته را نخورید که دین از سیاست جداست، چراکه اگر چنین کاری انجام دهید، یک دین بیخاصیت و یک سیاست بیخاصیت خواهید داشت. این مطلب با توجه به اینکه در یک رخداد مهم و با عظمت بیان شده است، از نظر بنده دارای اهمیت ویژهای است که باید بر روی آن تأکید میشد. علاوه بر این، به همان میزان که این سخن در یک رخداد مهم تاریخی بیان شده است، زمانی که شما آن را تحلیل میکنید، مشاهده میکنید که این سخن یکی از سخنان سرنوشتساز و جهانی محسوب میشود. یعنی امام رضا(ع) یک منشور بینالملل اسلامی را بیان فرموده است و میخواهند به کل جامعه اسلامی در سراسر جهان بگویند که فریب شعارهای فریبنده و زیبایی همچون جدایی دین از سیاست را نخورید؛ زیرا این تفکر هم سیاست شما را تباه میکند و هم دیانت شما را از بین میبرد.
بنابراین، این حدیث شریف هم دارای اهمیت تاریخی بوده است و هم دارای اهمیت محتوایی، زیرا به مهمترین ارکان و پایههای اسلام پرداخته است. به همین دلیل بود که بنده این حدیث را به عنوان یکی از سخنان مهم و کلیدی امام رضا(ع) در این کتاب مطرح کردهام.
انتهای پیام