به قلم حامد علیاکبرزاده؛ عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران

پیش از این در یادداشتی در جنگ ۱۲ روزه، اشاره کرده بودم که ذات تمدن غرب مدرن، تجاوزگری و دستاندازی و تلاش برای بلعیدن و هضم کردن همه فرهنگها و ملتها در هاضمه خویش است.
تمدنی که از سر در آخور ماده دارد و امر الهی تنها از منظر مادی برایش معنا پیدا میکند. هگل تلاش کرد تمامیت تمدن غرب مدرن را تصویر و طرحریزی کند، اما طرح او در دست سیاستمداران پلید غربی به دستاویزی برای توحش و تجاوز تبدیل شد. هیولای لویاتانِ هابز، خون مظلومان جهان را مکید و استخوانهای مستضعفان را خرد کرد.
محصول همه طرحهای نظری غرب جدید شد آنچه که میبینیم، ترامپ و نتانیاهو با اسلافشان تفاوتی ندارند، اینها همه تجلیات آن فکری هستند که در قرنهای اخیر غرب را پشتیبانی کرده است.
اتفاقا ترامپ و نتانیاهو چهره واقعی فلسفه سیاسی عصر جدید را نشان میدهند و عریان و برهنه تمام ناپاکیهای این تمدن به اصطلاح علمی را نمایان می سازند.
این همان حکمرانی شیطانی است که خدا را نه تنها حذف کرده است، بلکه به خیال خود در برابر امر الهی ایستاده است.
در این میان انقلاب اسلامی ناگهان درخشید و ایده حکمرانی مدرن را به چالش کشید. انقلاب اسلامی اگرچه در ظاهر با چالشهای زیادی مواجه شده است، اما ایده امام خمینی به عنوان ایدهای در برابر غرب نه تنها به هیچ وجه از بین نرفت، بلکه هر روز پر فروغتر شد و آنچه امروز میبینیم درخششهای جدید این ایده هستند.
رهبر شهید ما امام خامنهای عزیز، ایده انقلاب اسلامی را به الگویی از حکمرانی تبدیل کردند، الگویی که برخاسته از منطق شیعه و منطق سیدالشهداء علیهالسلام است.
آنچه آن اسوه جهاد و شهادت در خشت خام میدید، بسیاری از مدعیان فکر و اندیشه در آینه هم نمیدیدند و هر چه او درباره آمریکا و اسرائیل گفت امروز عیان شد.
آن قائد شهید به خوبی ذات این تمدن را شناخته بود، تا دیروز عدهای به آن بصیرت نافذ ایمان نداشتند اما آنچه در جنگ فعلی و در مواردی مانند مدرسه میناب اتفاق افتاد حداقل برخی را به خوبی از خواب غفلت بیدار کرد.
اگر کسی مقداری با تاریخ اندیشه سیاسی در غرب مدرن آشنا باشد به راحتی قبول میکند که آنها این جنایات عامدانه انجام دادهاند و از آن هیچ ابایی ندارند و در آینده نیز این جنایات را تکرار میکنند.
به باور سیدالشهدای انقلاب اسلامی، آنچه که تضمین میکند ما از این جنایات در امان باشیم اتکال به خدا و اتکای به توان و ظرفیت ایران و ایرانی است.
آن مرد الهی به ما یاد داد که اگر ملتی از درون قدرتمند شد هیچ قدرتی اعم از ایالات متحده و دیگران نمیتوانند آسیب جدی به آن وارد آورند. آسیبهای جنگ، آسیبهایی موقت خواهند بود و جایگزین خواهند شد و آنکه برای همیشه به چالش کشیده خواهد شد، دشمنان این ملت خواهند بود. انشاءالله
امروز مهمترین مسئلهای که باید در مراکز دانشگاهی تقویت شود، روحیه اتکا به خود، خودباوری و در واقع توجه به ظرفیتهای داخلی و درونی است. دانشگاهها، اساتید و دانشجویان متعهد باید بتوانند این روحیه را در خود زنده و در مسلمان دیگران ترویج کنند. اگر ما امروز در صنایع نظامی، پزشکی، فناوری و ... موفق هستیم، متأثر از آن روحی است که آن رهبر حکیم در کالبد مراکز علمی و دانشگاهی ما دمید.
اینک آن شهید والامقام به ملکوت اعلی پیوسته است، اما میراث او تا ابد برای ایرانیان مسلمان باقی خواهد ماند. ما موظیم تا دانشگاهها و مراکز علمی را که امام خمینی کارخانه انسانسازی میدانست، با تمام توان حفظ کنیم. باید تلاش کنیم تا با تربیت نیروهای مومن و دانشمند دانشگاه در خدمت سربلندی ملت عزیز ایران قرار بگیرد.
پیام همیشگی امام خامنهای برای دانشگاههای ما اتکای به خویشتن و باور به نصرت الهی بود، این پیام باید همیشه زنده بماند.
خامنهای شهید و دیگر شهیدان این ملت امروز ناظر بر ما هستند و ما وظیفه داریم تا میراث آنان را با جان خویش حفظ کنیم، میراثی که مجد و عظمت و استقلال این سرزمین را تضمین کرده و خواهد کرد.
خدای بزرگ را شاکرم که در دورانی زندگی کردم که این شخصیت برجسته و مجاهد عظیمالشان، رهبری امت و ملت را بر عهده داشت و امید آن دارم که خداوند ما را از سالکان طريق آن پدر پیر و مرشد و مقتدای ملت قرار دهد.
انتهای پیام