
رسانهها در جهان معاصر تنها ابزار انتقال خبر و اطلاعات نیستند، بلکه به یکی از مهمترین عوامل شکلدهنده افکار عمومی، هویت جمعی و حافظه تاریخی ملتها تبدیل شدهاند. در بزنگاههای تاریخی و در شرایطی که کشورها با بحرانها و تهدیدهای بیرونی مواجه میشوند، اهمیت روایتگری رسانهای و هنری دوچندان میشود؛ چرا که نحوه بازنمایی واقعیتها میتواند بر روحیه عمومی جامعه، انسجام ملی و درک افکار عمومی از تحولات اثرگذار باشد.
در روزهایی که منطقه غرب آسیا با تحولات گسترده سیاسی و امنیتی روبهروست و تنشها به اوج خود رسیده است، حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران نیز به یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه افکار عمومی تبدیل شده است. در چنین شرایطی جنگ تنها در میدانهای نظامی جریان ندارد، بلکه در عرصه روایتها و تصویرسازیهای رسانهای نیز ادامه پیدا میکند؛ جایی که هر طرف تلاش میکند روایت خود از وقایع را در افکار عمومی تثبیت کند.
در این میان، سینما و تلویزیون میتوانند نقش مهمی در تبیین واقعیتها و تقویت روحیه مقاومت و امید در جامعه ایفا کنند. هنر روایتگر قادر است فراتر از خبر و تحلیلهای روزمره، لایههای انسانی، فرهنگی و معنوی رخدادها را به تصویر بکشد و از این طریق به شکلگیری درک عمیقتر از تحولات زمانه کمک کند. از همین رو توجه به نقش هنرمندان و فیلمسازان در چنین مقاطعی اهمیت ویژهای پیدا میکند.
در همین راستا و با توجه به نقش رسانه و سینما در تبیین تحولات اخیر، خبرگزاری ایکنا پیرامون این موضوع با شهریار بحرانی، کارگردان سینما و تلویزیون، گفتوگویی انجام داده است که در ادامه میخوانید.
ایکنا- با توجه به شرایط حساس و پیچیدهای که کشور با آن مواجه است و با در نظر گرفتن تجربه شما بهعنوان فیلمسازی که سالها در عرصه سینما و تلویزیون فعالیت داشتهاید و حتی دوران دفاع مقدس را از نزدیک تجربه کرده و آثاری در حوزه تقویت روحیه امید و مقاومت ساختهاید، به نظر شما رسانهها بهویژه سینما و تلویزیون تا چه اندازه میتوانند در چنین شرایطی در تقویت روحیه امید، همبستگی و مقاومت در جامعه نقشآفرینی کنند و این ابزارها چگونه میتوانند به انسجام اجتماعی کمک کنند؟
پیش از آنکه درباره نقش رسانه سخن بگوییم، باید ابتدا یک تبیین دقیق از وضعیتی که در آن قرار گرفتهایم داشته باشیم. باید ببینیم چه اتفاقی در کشور رخ داده که مردم با چنین روحیهای در صحنه حضور پیدا کردهاند و با شجاعت و همدلی واکنش نشان میدهند. اگر به برخی رخدادهای گذشته نگاه کنیم، میبینیم در برخی مقاطع مردم دچار تردید یا سردرگمی بودند، اما امروز نوعی همبستگی و غیرت ملی و دینی در جامعه مشاهده میشود که نشان میدهد یک تحول درونی در حال وقوع است. این تحول صرفاً یک واکنش سیاسی یا اجتماعی نیست، بلکه ریشه در باورها، هویت و احساس مسئولیت مردم نسبت به سرنوشت کشور دارد.
از زاویهای عمیقتر میتوان گفت در بسیاری از تحولات اجتماعی، تنها عوامل ظاهری تعیینکننده نیستند. مردم ایران ظرفیتی بزرگ و روحیهای پاک دارند، اما آنچه این ظرفیت را فعال میکند نوعی بیداری و تحول درونی است. وقتی جامعه بتواند در دل حوادث و بحرانها معنایی فراتر از ظاهر اتفاقات را ببیند، نوعی قدرت روحی و معنوی در آن شکل میگیرد که باعث میشود از مرحله انفعال عبور کند و به مرحله کنش فعال برسد. چنین جامعهای نهتنها در برابر فشارها مقاوم میشود، بلکه حتی از دل سختیها نیز نوعی رشد و بلوغ اجتماعی پیدا میکند.
در چنین شرایطی نقش رسانه و بهویژه هنر بسیار مهم میشود. رسانه میتواند این حقیقت را برای جامعه تبیین کند که در پس حوادث و فشارها، ظرفیتهای بزرگی برای همبستگی و امید وجود دارد. سینما و تلویزیون اگر بتوانند با زبان هنری و روایتهای اثرگذار این روحیه را منتقل کنند، میتوانند نقش بزرگی در تقویت امید و اعتماد اجتماعی داشته باشند. هنر زمانی مؤثر است که بتواند حقیقت را به زبان قابل لمس برای مردم بیان کند و به آنان نشان دهد که در مسیر تاریخ و سرنوشت خود تنها نیستند و میتوانند با ایمان، آگاهی و همبستگی از سختترین شرایط عبور کنند.
ایکنا- با توجه به آنکه در سالهای اخیر شاهد نوعی جنگ روایتها در عرصه رسانهای هستیم و بسیاری از رسانههای بینالمللی تلاش میکنند با تحریف واقعیتها یا ارائه روایتهای یکجانبه افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهند، به نظر شما در چنین شرایطی رسانههای داخلی و هنرمندان چگونه باید عمل کنند تا بتوانند روایت دقیقتر و مؤثرتری از واقعیتها ارائه دهند و در برابر این جریان رسانهای ایستادگی کنند؟
واقعیت این است که امروز رسانه به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت در جهان تبدیل شده است. بسیاری از جریانهای سیاسی و اقتصادی بزرگ جهان سرمایهگذاریهای عظیمی در حوزه رسانه انجام دادهاند تا از طریق آن بتوانند افکار عمومی را هدایت کنند. این مسئله باعث شده که گاهی تصویر ارائهشده از واقعیت با خود واقعیت فاصله زیادی داشته باشد. در چنین فضایی، روایتسازی به اندازه خود رخدادها اهمیت پیدا میکند و حتی گاهی سرنوشت یک رویداد تاریخی در میدان روایتها تعیین میشود.
با این حال باید توجه داشت که تحولات جدیدی نیز در فضای رسانهای جهان رخ داده است. در گذشته رسانههای بزرگ و جریان اصلی تقریباً انحصار روایت را در اختیار داشتند، اما امروز با گسترش رسانههای مستقل، شبکههای اجتماعی و حضور فعال افراد آزاداندیش در سراسر جهان، این انحصار تا حد زیادی شکسته شده است. اکنون افراد زیادی در نقاط مختلف دنیا تلاش میکنند روایتهای متفاوتی از واقعیتها ارائه دهند و بسیاری از مخاطبان نیز به تدریج به سمت این روایتهای مستقل گرایش پیدا کردهاند. این تغییر میتواند فرصت مهمی برای کشورهایی باشد که میخواهند صدای خود را به جهان برسانند.
در چنین فضایی لازم است سیاستهای رسانهای ما نیز با نگاه تازهای بازنگری شود. اگر بتوانیم از ظرفیتهای جدید رسانهای بهدرستی استفاده کنیم و روایتهای انسانی، اخلاقی و واقعی از فرهنگ و جامعه خود ارائه دهیم، میتوانیم مخاطبان جهانی زیادی را جذب کنیم. مردم جهان بیش از هر زمان دیگری تشنه شنیدن روایتهای صادقانه هستند و اگر پیام عدالت، انسانیت و معنویت با زبان هنری و رسانهای مناسب به آنان منتقل شود، قطعاً اثرگذار خواهد بود. این موضوع نیازمند برنامهریزی جدی و توجه بیشتر به قدرت نرم فرهنگی و رسانهای است.
ایکنا- برخی تحلیلگران معتقدند بخشی از تنشها و درگیریهای منطقهای ریشه در نوعی نگاه آخرالزمانی یا تفاسیر خاص مذهبی در میان برخی جریانهای سیاسی و نظامی دارد؛ به نظر شما آیا چنین باورهایی در تصمیمات و رفتارهای این جریانها نقش دارد و چگونه میتوان این مسئله را در تحلیل تحولات منطقهای درک کرد؟
در بررسی رفتار برخی جریانهای سیاسی در منطقه نمیتوان نقش باورهای ایدئولوژیک و دینی را نادیده گرفت. در بسیاری از موارد، تصمیمات سیاسی تنها بر اساس محاسبات نظامی یا اقتصادی گرفته نمیشود، بلکه نوعی جهانبینی و برداشت خاص از تاریخ و آینده نیز در آن دخیل است. برخی جریانها با تکیه بر تفاسیر خاصی از متون مذهبی یا تاریخی، خود را در چارچوب یک روایت بزرگ تاریخی میبینند و تلاش میکنند اقدامات خود را در آن چارچوب معنا کنند.
این نوع نگاه میتواند در رفتارهای سیاسی و امنیتی تأثیرگذار باشد، زیرا وقتی یک جریان خود را در حال اجرای یک مأموریت تاریخی یا اعتقادی تصور کند، ممکن است در تصمیمگیریهای خود رویکردی متفاوت از محاسبات صرفاً سیاسی اتخاذ کند. به همین دلیل در تحلیل تحولات منطقهای باید به لایههای فکری و اعتقادی نیز توجه کرد و صرفاً به ظاهر رویدادها بسنده نکرد. بسیاری از سیاستها و اقدامات زمانی بهتر فهمیده میشوند که زمینههای فکری و ایدئولوژیک آنها مورد بررسی قرار گیرد.
از سوی دیگر باید توجه داشت که آینده منطقه صرفاً با این نگاهها تعیین نمیشود. تحولات تاریخی همواره نتیجه تعامل عوامل متعددی از جمله اراده ملتها، تحولات فرهنگی، تغییرات سیاسی و شرایط بینالمللی است. آنچه اهمیت دارد این است که ملتها بتوانند با آگاهی، وحدت و درک درست از شرایط، مسیر آینده خود را شکل دهند. در چنین شرایطی نقش آگاهیبخشی و تحلیلهای دقیق رسانهای بسیار مهم است تا افکار عمومی بتواند با شناخت عمیقتری تحولات را دنبال کند.
ایکنا- با توجه به تجربه شما در سینمای دفاع مقدس و ساخت آثاری که به نوعی بازتابدهنده فضای مقاومت و حماسه مردم در دوران جنگ تحمیلی بوده است، آیا تجربه آن دوران میتواند برای شرایط امروز نیز الهامبخش باشد و سینما چگونه میتواند از آن تجربه تاریخی برای روایت وضعیت کنونی استفاده کند؟
تجربه دوران
دفاع مقدس یکی از مهمترین سرمایههای فرهنگی و تاریخی ماست. در آن دوران کشور با شرایط بسیار سختی مواجه بود و بسیاری از قدرتهای جهانی بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در برابر ایران قرار گرفته بودند. با این حال آنچه باعث شد جامعه ایران از آن مرحله عبور کند، تنها توان نظامی نبود، بلکه روحیه همبستگی، ایثار و باور مشترکی بود که در میان مردم شکل گرفته بود. همین روحیه بود که بعدها در آثار فرهنگی و هنری نیز بازتاب پیدا کرد.
در آن سالها سینما و هنر نقش مهمی در ثبت و انتقال تجربههای انسانی جنگ داشتند. بسیاری از فیلمها و آثار هنری توانستند رشادتها، فداکاریها و احساسات مردم را به تصویر بکشند و به نسلهای بعد منتقل کنند. این آثار فقط روایت یک جنگ نبودند، بلکه روایت نوعی فرهنگ و جهانبینی بودند که در آن مفاهیمی مانند ایثار، مسئولیت اجتماعی و دفاع از هویت ملی جایگاه مهمی داشت. به همین دلیل است که هنوز هم بسیاری از آن آثار برای مخاطبان الهامبخش هستند.
امروز نیز میتوان از همان تجربه برای روایت شرایط جدید استفاده کرد، البته با در نظر گرفتن تفاوتهای زمانی و اجتماعی. هر دوره تاریخی ویژگیهای خاص خود را دارد و زبان روایت نیز باید متناسب با مخاطب امروز باشد. اگر سینما بتواند با نگاهی خلاقانه و هنرمندانه پیوند میان تجربههای گذشته و مسائل امروز را برقرار کند، میتواند بار دیگر به ابزاری مؤثر برای تقویت هویت ملی و امید اجتماعی تبدیل شود. هنر زمانی ماندگار میشود که بتواند تجربههای تاریخی یک ملت را به زبانی تازه و قابل فهم برای نسلهای جدید بازآفرینی کند.
ایکنا- با توجه به اینکه هنر و سینما علاوه بر کارکرد سرگرمی، نقش مهمی در شکلدهی به حافظه تاریخی ملتها دارد، به نظر شما هنرمندان و فیلمسازان در شرایطی که جامعه با بحرانها و فشارهای مختلف روبهرو است چگونه میتوانند روایتهای ماندگار و صادقی خلق کنند که هم واقعیتهای زمانه را بازتاب دهد و هم برای نسلهای آینده به عنوان بخشی از حافظه فرهنگی و تاریخی جامعه باقی بماند؟
هنرمند زمانی میتواند اثری ماندگار خلق کند که نسبت به زمانه خود آگاهی عمیق داشته باشد و تنها به سطح حوادث بسنده نکند. بسیاری از اتفاقاتی که در یک دوره تاریخی رخ میدهد در ظاهر ممکن است صرفاً مجموعهای از رخدادهای سیاسی یا اجتماعی به نظر برسد، اما در واقع لایههای عمیقتری از معنا در آنها وجود دارد. وظیفه هنرمند این است که بتواند این لایههای پنهان را کشف کند و آنها را به زبانی هنری برای مخاطب روایت کند. در چنین شرایطی اثر هنری تبدیل به سندی از روح زمانه میشود، نه صرفاً گزارشی از یک واقعه.
یکی از نکات مهم در این مسیر صداقت در روایت است. مخاطب امروز بسیار آگاهتر از گذشته است و به سرعت میتواند میان یک اثر صادقانه و یک اثر شعاری تفاوت قائل شود. اگر هنرمند با نگاه انسانی و واقعی به مسائل جامعه نزدیک شود و تلاش کند تجربههای انسانی مردم را به تصویر بکشد، اثر او میتواند ارتباط عمیقی با مخاطب برقرار کند. در چنین حالتی سینما و هنر تبدیل به پلی میان تجربههای فردی و تجربه جمعی جامعه میشود.
از سوی دیگر، وقتی یک اثر هنری بتواند تجربههای یک ملت را با زبانی هنری ثبت کند، در واقع بخشی از حافظه تاریخی آن ملت را شکل میدهد. بسیاری از نسلهای بعدی ممکن است وقایع گذشته را نه از طریق کتابهای تاریخی، بلکه از طریق فیلمها، رمانها و آثار هنری بشناسند. به همین دلیل مسئولیت هنرمندان بسیار سنگین است، زیرا آنها در حال ساختن تصاویری هستند که ممکن است سالها بعد به عنوان روایت فرهنگی یک دوره تاریخی شناخته شود.
ایکنا- یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته، مسئله امید اجتماعی و نقش هنر در تقویت روحیه جامعه است؛ به نظر شما سینما و تلویزیون چگونه میتوانند بدون سادهسازی واقعیتها، در عین بیان مشکلات و چالشها، روحیه امید و اعتماد را در جامعه تقویت کنند؟
امید اجتماعی زمانی شکل میگیرد که مردم احساس کنند در مسیر آینده امکان تغییر و پیشرفت وجود دارد. اگر رسانهها صرفاً به بازنمایی مشکلات بپردازند و هیچ افقی از امکان اصلاح و پیشرفت نشان ندهند، به تدریج فضای ناامیدی در جامعه گسترش پیدا میکند. در مقابل اگر رسانهها فقط تصویری کاملاً آرمانی و بدون مشکل ارائه دهند نیز مخاطب آن را باور نخواهد کرد. بنابراین هنر باید بتواند میان واقعیت و امید تعادلی دقیق برقرار کند.
در سینما این تعادل از طریق روایتهای انسانی شکل میگیرد. وقتی مخاطب در یک داستان با شخصیتهایی روبهرو میشود که در شرایط دشوار تلاش میکنند و با اراده و ایمان از مشکلات عبور میکنند، نوعی امید درونی در او شکل میگیرد. این امید نه از طریق شعار بلکه از طریق تجربه احساسی و همدلی با شخصیتها منتقل میشود. به همین دلیل بسیاری از فیلمهای ماندگار جهان آثاری هستند که در دل روایتهای سخت و پرچالش، تصویری از امید و امکان تغییر ارائه دادهاند.
تلویزیون و سینما اگر بتوانند داستانهایی از
مقاومت، تلاش و همبستگی اجتماعی روایت کنند، میتوانند نقش مهمی در تقویت روحیه جامعه داشته باشند. جامعهای که داستانهای الهامبخش درباره خود میشنود، به تدریج باور میکند که توان عبور از مشکلات را دارد. این همان نقطهای است که هنر میتواند از یک سرگرمی ساده فراتر برود و به عاملی برای تقویت اعتماد و امید در سطح اجتماعی تبدیل شود.
ایکنا- در سالهای اخیر بسیاری از تحلیلگران از مفهوم «قدرت نرم» به عنوان یکی از ابزارهای مهم کشورها در عرصه جهانی یاد میکنند؛ به نظر شما سینما و هنر ایران تا چه اندازه میتوانند در معرفی فرهنگ، ارزشها و نگاه انسانی جامعه ایرانی به جهان نقش ایفا کنند و چه ظرفیتهایی در این حوزه وجود دارد؟
قدرت نرم در واقع توانایی یک فرهنگ برای تأثیرگذاری بر افکار و احساسات مردم دیگر کشورهاست، بدون آنکه از ابزارهای سخت و نظامی استفاده شود. در این میان هنر و بهویژه سینما یکی از مهمترین ابزارهای قدرت نرم به شمار میآید، زیرا زبان تصویر و داستان زبانی جهانی است و میتواند بدون نیاز به ترجمههای پیچیده با مخاطبان مختلف ارتباط برقرار کند. بسیاری از کشورها از همین طریق توانستهاند تصویر فرهنگی خود را در جهان گسترش دهند.
ایران از نظر فرهنگی و تاریخی دارای گنجینهای بسیار غنی است. ادبیات، تاریخ، معنویت، سنتهای اجتماعی و تجربههای تاریخی این سرزمین ظرفیتهای فراوانی برای روایتهای هنری در اختیار فیلمسازان قرار میدهد. اگر این ظرفیتها با زبان سینمایی مناسب و روایتهای جذاب ترکیب شود، میتواند برای مخاطبان جهانی بسیار جذاب باشد. تجربه موفق برخی فیلمهای ایرانی در جشنوارههای جهانی نشان داده که مخاطبان خارجی علاقه زیادی به شناخت فرهنگ و نگاه انسانی جامعه ایران دارند.
آنچه در این مسیر اهمیت دارد این است که روایتها صادقانه و انسانی باشند. مخاطبان جهانی بیش از هر چیز با داستانهایی ارتباط برقرار میکنند که از تجربههای واقعی انسانها سخن بگوید. اگر سینمای ایران بتواند روایتهایی از زندگی، اخلاق، معنویت و روابط انسانی در جامعه ایرانی ارائه دهد، بهتدریج تصویری عمیقتر و واقعیتر از فرهنگ ایرانی در ذهن مخاطبان جهان شکل خواهد گرفت. این همان جایی است که هنر میتواند به پلی میان ملتها تبدیل شود.
ایکنا- با توجه به تغییرات گسترده در فناوریهای ارتباطی و گسترش پلتفرمهای دیجیتال، به نظر شما آینده سینما و رسانه در انتقال پیامهای فرهنگی و اجتماعی چگونه خواهد بود و هنرمندان برای حضور مؤثر در این فضای جدید چه رویکردی باید داشته باشند؟
تحول فناوری در سالهای اخیر ساختار رسانهها را به طور جدی تغییر داده است. در گذشته تولید و توزیع آثار سینمایی تا حد زیادی در اختیار نهادها و شرکتهای بزرگ بود، اما امروز با گسترش اینترنت و پلتفرمهای دیجیتال امکان دسترسی مخاطبان به محتوا بسیار گستردهتر شده است. این تحول از یک سو رقابت را افزایش داده و از سوی دیگر فرصتهای تازهای برای فیلمسازان و هنرمندان ایجاد کرده است.
در این فضای جدید هنرمندان باید بیش از گذشته به مخاطب جهانی فکر کنند. اثری که در یک کشور تولید میشود میتواند در مدت کوتاهی در نقاط مختلف جهان دیده شود. بنابراین زبان روایت، کیفیت تولید و شیوه ارائه محتوا اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اگر هنرمندان بتوانند با حفظ هویت فرهنگی خود، آثارشان را با استانداردهای حرفهای و زبان جهانی تولید کنند، امکان دیده شدن آنها بسیار بیشتر خواهد شد.
در عین حال فناوری نباید جایگزین محتوا شود. آنچه در نهایت باعث ماندگاری یک اثر میشود، عمق انسانی و صداقت در روایت است. فناوری تنها ابزار انتقال پیام است، اما پیام واقعی از دل تجربههای انسانی و نگاه خلاق هنرمند شکل میگیرد. اگر این دو در کنار هم قرار بگیرند، یعنی هم بهرهگیری از امکانات جدید رسانهای و هم توجه به عمق فرهنگی و انسانی آثار، آینده بسیار روشنی برای هنر و سینمای ما قابل تصور خواهد بود.
انتهای پیام