این شبها، طنین پرتکرار یک عبارت دو کلمهای در خیابانها، دارد حافظه میدانها و محلههای کوچک و بزرگ شهر و روستاها را به روزهای نه چندان دوری میبرد؛ دارد آنها را به روزهای پرشکوه و حماسه چهل و هفت سال قبل برمیگرداند؛ طنین روشن ندای «الله اکبر» مثل روزهای پیروزی انقلاب اسلامی خیابانها را این شبها جوانتر کرده.
ایمان با گامهای مؤمنانه مردمِ شهرها و روستاها و با شعارهایشان که هر کدام تاریخی شکوهمند را روایت میکند، مثل یک رودخانه جاری دارد دل و جان مردم را، حال و هوای شهر را پاکیزه می کند؛ زنده میکند.
از اماممان یاد گرفتیم «الله اکبر» دارایی ماست، سلاح ما است. این را دشمن نمیتواند از مشتهای گره کرده این مردم بدرآورد.
بیست و چندمین تجمع مردم منطقه گلستان اهواز و محلات اطراف آن از حدود ساعت ۱۹:۳۰ در خیابان فروردین آغاز شده است. تجمع مردم این منطقه و بازنشر تصاویر آن در روزهای گذشته در رسانه مقام معظم رهبری باعث شده در شبهای بعد، مردم از مناطق دور و نزدیک به این تجمع بپیوندند.
برنامههای تجمع از همان ابتدا شکل و نظم خوبی دارد. همزمان با برداشتن اولین گامها، صدای آشنایی از میکروفن پخش میشود؛ صدا مربوط به خطبههای رهبر شهید انقلاب اسلامی در نماز جمعه سال ۵۹ در تهران است: «ای مردم مسلمان، اللهاکبرتان را فراموش نکنید. الله اکبر شما بود که هیچ سلاحی در مقابل آن طاقت نیاورد. دشمن هر چه داشته باشد در مقابل این سلاح، عاجز و بی دفاع است.»
مردم در قالب جمعهای خانوادگی و دوستانه؛ از پیر و جوان و زن و مرد شانه به شانه هم در خیابان اصلی گلستان، محکم و مصمم قدم بر میدارند و با اهتزاز پرچم پرافتخار کشورمان بر سر جمعیت، با شعارهای استکبار ستیز خود روح ایمان و مقاومت را در رگهای شهر میدمند. کسبه در دو طرف خیابان، ایستاده و برخی با تکان دادن پرچم ایران با جمعیت همراهی میکنند.
صدایی از بلندگو پخش میشود «بیست و چند شب است که در خیابانها هستیم؛ برای ایجاد وحدت، انسجام ملی، امنیت و به پشتوانه نیروهای مسلح و بیعت با مقام معظم رهبری. الله اکبر.»
وقتی در میان مردم راه میروی و جزیی از آنها میشوی احساس میکنی این یک رودخانه جاری است که از ابتدای بعثت انبیا علیه طغیان باطل و تصور حق به جانب بودن مستکبران، آغاز شده و در طول تاریخ با شدت و ضعف مسیر خود را رفته و اکنون در کوچه و خیابانهای این کشور جریان پیدا کرده است. با صدای برخورد پرچمها و علمها و شعارها و نامهای پرشکوهی که طنینانداز میشود، احساس میکنی فاصلهای با صحنههای تاریخی نبرد حق و باطل نداری. در دل این رودخانه خروشان، احساس میکنی درزهای تاریخ گرفته شده و بزنگاهها چه قدر بهم نزدیک شدهاند؛ انگار مبارزه حضرت موسی(ع) با ساحران فرعون جلوی چشمت است و گویا این آیات برای امروز است «وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ».
گویی جنگ اُحد هم اکنون در جریان است و جبهه اسلام این بار هوشیارتر است. چند قدم جلوتر، نوای یا حیدر، حیدر جمع، تو را به کوفه میبرد و این امید را در دلت روشن میکند که امام شیعه، یا حیدرهای رسای شیعیانش را بعد از قرنها میشنود و عاشورا چه نزدیک است؛ طوری که با «هیهات من الذله» جمعیت میتوانی، در میان صداها، صوت اباعبداللهالحسین(ع) را هنگام سرباز زدن از بیعت با طاغوت زمان بشنوی.
سرودهای حماسی در ادامه مسیر پخش میشود و مردم همخوانی میکنند. مردی با بلندگو شعری میخواند و پس از آن آیتالله سید محمدعلی موسوی جزایری، زعیم حوزههای علمیه استان خوزستان، در میان جمعیت چند کلمهای درباره ویژگیهای رهبر شهید سخن میگوید.
جمعیت، مسیر رفته را باز میگردد، انگار با شعارهایش قدمی با صلابت در دل تاریخ برداشته و حالا دست پر برگشته و در قدم پایانی همه رو به قبله، در مقابل امیدبخشترین و روشنترین نقطه تاریخ به توسل میایستند و دعای «الهی عظم البلاء» را میخوانند؛ اشکها گرم و آرام در محضر صاحب عصر سرازیر میشود. قلبِ شهر آرام است.
موکبها در مسیر برگشت به استقبال، جمعیت میآیند؛ منظره آشنایی است؛ اربعین را تداعی میکند. در دو طرف خیابان گروهی پرچم به دست منتظر ایستادهاند. جمعیت مؤمن با دلی قرصتر از دل تاریخ برای ادامه جنگ برگشتهاند.
انتهای پیام