طی بیش از یک ماهی که از وقوع جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اسلامی میگذرد و در اولین روز جنگ شاهد به شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای بودیم، ایکنا در تلاش بوده است تا در قالب مصاحبه با مسئولان، استادان و پیشکسوتان و فعالان قرآنی، ضمن پرداختن به ابعاد شخصیت قرآنی امام شهید امت، وظایف و مسئولیت هر یک از نهادهای اجرایی و مردمی در روزگار فراق بزرگترین حامی قرآنی کشور را تحلیل کند. محمدتقی میرزاجانی، معاون پژوهش و آموزش شورای عالی قرآن که طی سالهای اخیر مسئولیت برنامهریزی تشیکل چنین جلساتی را داشته است، از جمله کسانی است که این خواسته را اجابت کرده و در قالب مستندنگاری، خاطرهای از یکی از دیدارهای جامعه قرآنی با رهبر شهید را شرح میدهد که در ادامه میخوانید:
«دوستان در خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از من خواستند تا در قالب یک مصاحبه، نکاتی را درخصوص ویژگیهای برجسته قرآنی رهبر شهید انقلاب، امام خامنهای(ره) بیان کنم. بعد از تأملی که کردم، ترجیح دادم مواردی از دقت نظرهای رهبر فقیدمان را در قالب روایت یک جلسه خاطرهانگیز قرآنی عرض کنم.
معمولِ سالهای گذشته این طور بود که بعد از برگزاری دیدار رمضانی قرآنیان با مقام معظم رهبری، گزارشی از متن و حاشیه این محفل تهیه میشد و از سوی رئیس شورای عالی قرآن به استحضار رهبر عزیز انقلاب میرسید.
بر این اساس، بعد از برگزاری محفل قرآنی ماه رمضان سال ١۴٠٢ که در اسفندماه بود، گزارش مذکور به استحضار معظمٌله رسید.
امام خامنهای: تلاوت قرآن ابزار است، وسیله است؛ برای چه؟ برای جاگیر شدن معارف قرآنی در دل؛ در درجه اوّل این است که رشد میدهد جامعه اسلامی را. در یک مجلسی که شما قرآن میخوانید، چقدر خوب است بعد از آن که مثلاً 10 دقیقه یا یک ربع تلاوت کردید، بتوانید به قدر پنج دقیقه، 10 دقیقه، مضامین همان آیات را به همان مستمعِ تلاوتتان منعکس کنید و بگویید این آیاتی که خواندم، اینها را داشت میگفت. این خیلی خوب است؛ این، سطح مستمع را، سطح مجلس را، خیلی بالا میبرد
در روزهای بعد، ما مشغول آمادهسازی کاروان قرآنی اعزامی به حج تمتع و برگزاری دوره توجیهی آموزشی برای اعضای کاروان شدیم. چند روز مانده بود به برگزاری دوره که مرقومهای از رهبر معظم انقلاب در هامش گزارش تقدیمی از محفل قرآنی اول رمضان واصل شد.
ایشان در این مرقومه که دلگویهای بود، به حظّ و لذت وافر خود از این جلسه اشاره کرده بودند؛ از دستاندرکاران تشکر نمودند و در بخشی از آن قریب به این مضمون اظهار فرمودند که ای کاش شرایط و مجال فراهم میشد تا این جلسات قرآنی چند بار در سال برگزار شود.
متعاقب این پیامِ پر از احساس، امیدبخش و محبتآمیز، آقای سیدعلی مقدم؛ رئیس شورای عالی قرآن، طی مکاتبهای ضمن تشکر از اظهار لطف معظمٌله اعلام کردند که اعضای کاروان قرآنی اعزامی به حج، چند روز دیگر در تهران حضور دارند و این آمادگی هست که در صورت امکان و صلاحدید، یک محفل قرآنی در حضورتان برگزار شود. نامه تقدیم شد و آقا هم بلافاصله موافقت فرمودند.
رسیدیم به ٩ اردیبهشتماه ١۴٠٣...
دوره توجیهی را از صبح آغاز کردیم. یک ساعت قبل از ظهر حرکت کردیم به سمت دفتر آقا. در مسیر، موضوع دیدار خصوصی با رهبر انقلاب را به اعضای بیست نفره کاروان قرآنی گفتيم. اعضای کاروان از این خبر به شدت هیجانزده شده بودند و باورشان نمیشد. به بیت رهبری رسیدیم و به مکان ملاقات که سالن کوچکی در جنب حسینیه امامخمینی(ره) بود، وارد شدیم.
دقایقی تا نماز ظهر مانده بود. افراد محدود دیگری همچون سردار شهید حسین سلامی هم حضور داشتند. یکی از مسئولان دفتر اعلام کرد که بعد از نماز، فقط قاریان حضور داشته باشند و سایرین به اتاق مجاور بروند.
به وقت اذان که رسیدیم حضرت آقا تشریف آوردند. نماز را به امامت ولی امر مسلمین اقامه کردیم. بعد از نماز، در یک فضای صمیمانه و بدون تکلف، آقا روی صندلی نشستند، دوستان قرآنی هم با فاصله نزدیک به آقا نشستند.
پس از کسب اجازه رئیس شورا از مقام معظم رهبری، بنده جلسه را آغاز کردم و بعد از بیان مقدمهای کوتاه، به نوبت از چهار قاری وحید براتی از بیرجند، مهدی عبرتی از رشت، مسعود موحدی از نیشابور و سیدپارسا انگشتان از ساری و گروه تواشیح «العباد» از اهواز برای اجرا دعوت کردم.
در فواصل برنامهها هم توضیحاتی درباره روند فعالیتهای قرآنی به ویژه در حوزه قرائت ارائه دادم. آقا هم به دقت گوش میدادند و در یک مورد پرسیدند که در کشورمان چند نفر قاری داریم؟ بنده عرض کردم حدود هزار قاریِ به اصطلاح رسانهای داریم که مجوز تلاوت در شبکههای سراسری و استانی را دارند و تعدادی از ایشان هم به کشورهای مختلف دنیا اعزام میشوند. البته در سطوح فنی پایینتر، بحمدالله هزاران قاری داریم.
این جلسه به یادماندنی، حاشیههای جذابی هم داشت. مثلاً همان اول کار که از وحید براتی برای تلاوت دعوت کردم، میکروفون را به ایشان رساندند، اما قرآن جلویشان نبود. از برادران دستاندرکار خواستم که یک رحل و قرآن بیاورند. در همین حین، رهبر انقلاب فرموند که آقا! این قطعه را میتوانید از حفظ بخوانید؟ وی یک پاسخ نصف و نیمهای داد که بله و خیر آن معلوم نشد! آقا فرمودند شما از حفظ بخوان، حالا غلط هم خواندید اشکال ندارد (با لبخند). همه خندیدیم... در این فاصله، رحل و قرآن را آوردند ولی آقا فرمودند که لازم نیست، ایشان از حفظ تلاوت میکنند.
آقاوحید هم روحیه گرفت و تلاوت زیبایی از حفظ انجام داد. بعد از تلاوتِ هر یک از قُراء، آقا پرسوجویی در مورد شهر محل سکونت، استاد قرائت و امثال آن میکردند.
سیدپارسا انگشتان را که دعوت به تلاوت کردم، حضرت آقا، سیدپارسا را شناختند و فرمودند: ایشان در محفل ماه رمضان اخیر تلاوت کرده بودند؛ بنده عرض کردم بله، همین طور است.
جلسه، با صفای خاصی پیش میرفت تا رسید به اجرای گروه «العباد» که یک تواشیح زیبا اجرا کردند. بعد از اجرا، مختصات کار را معرفی کردند؛ از جمله این که آهنگسازی آن را آقای دغاغله عهدهدار بوده است. بنده گفتم ایشان ناصر دغاغله، اخوی مهدی دغاغله هستند (آقای مهدی دغاغله را حضرت آقا از سالهای گذشته میشناختند).
همین موقع، سیدکریم موسوی گفت: آقا! برادران و خانواده دغاغله، خودشان یک کشور هستند... آقا و حاضران خندیدند.
بعد از تلاوت مسعود موحدیراد، آقا از صدای خوش نیشابوریها تعریف کردند. ایشان از رشد فعالیتهای قرآنی تجلیل کردند و از ترویج محافل جزءخوانی قرآن در سراسر کشور، اظهار خشنودی نمودند.
در پایان جلسه و پیش از بیاناتشان نگاهی به ساعت انداختند و فرمودند: شما میدانید که من از این جلسه سیر نمیشوم ولی براساس زمانبندی، برنامههای دیگری دارم که باید به آنها برسم.
رهبر شهیدمان طی سخنانی در خاتمه این محفل قرآنی فرموند: «یکی از زیباترین معنویّات اسلامی، تلاوت قرآن در مسجد مدینه است؛ جمع بین مسجد و قرآن، جمع بین کعبه و قرآن؛ این یکی از زیباترین ترکیبها است. آن جا همان جایی است که قرآن نازل شده؛ همان جایی است که این آیات، اوّلبار بر دل مقدّس پیغمبر وارد شده و ایشان به زبان مبارکشان این آیات را در فضای دور و بَر کعبه خواندهاند؛ سختی کشیدند، کتک خوردند، اذیّت شدند، بعد فحّاشی شنیدند و خواندند این آیات را و توانستند با همین آیات، تاریخ را به کلّی دگرگون کنند.»
ایشان فرموند: «تلاوت قرآن ابزار است، وسیله است؛ برای چه؟ برای جاگیر شدن معارف قرآنی در دل؛ در درجه اوّل این است که رشد میدهد جامعه اسلامی را. در یک مجلسی که شما قرآن میخوانید، چقدر خوب است بعد از آن که مثلاً 10 دقیقه یا یک ربع تلاوت کردید، بتوانید به قدر پنج دقیقه، 10 دقیقه، مضامین همان آیات را به همان مستمعِ تلاوتتان منعکس کنید و بگویید این آیاتی که خواندم، اینها را داشت میگفت. این خیلی خوب است؛ این، سطح مستمع را، سطح مجلس را، خیلی بالا میبرد.»
جلسه که تمام شد، بچهها دور حضرت آقا جمع شدند. علی صالحیمتین که سرپرست کاروان اعزامی بود به آقا گفت اگر امکان دارد لطفاً صلهای مرحمت بفرمایید تا در حج داشته باشم. آقا هم انگشتری را که در دست داشتند به ایشان دادند. بعد از جلسه، سایر اعضای کاروان هم درخواست تبرکی کردند که پس از گردش کار رئیس شورای عالی قرآن و موافقت حضرت آقا، انگشترهای متبرک در مدینه منوره تحویل آنان شد.
و نکته آخر این خاطره:
در ابتدای جلسه، وقتی خواستم برنامه را آغاز کنم، چشمم به چهره حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای (مدظلهالعالی) افتاد که متواضعانه در گوشهای در انتهای سالن نشسته بودند.
برای علو درجات رهبر شهیدمان دعا میکنیم و صحت و طول عمر با عزت رهبر عزیز انقلاب را از خدواند متعال مسئلت مینماییم. عهد میبندیم تحت زعامت ایشان، قدردان میراث گران بهای قرآنی رهبر فقید باشیم و با قوت بیشتر آن را به تکامل برسانیم، انشاءالله.»
انتهای پیام