به گزارش ایکنا، امروز متفاوتترین «روز طبیعت» طی چند دهه اخیر در ایران است. همه ساله در چنین روزی، رسانهها و فعالان محیط زیست اهمیت حفاظت از مادر طبیعت را به مردم یادآوری میکردند و از آنان میخواستند مراقب زمین، آب، هوا، گیاهان و جانوران باشند؛ اما ۳۴ روز است که محیط زیست ایران آماج شدیدترین حملات مخرب جنگ شده است. پس روز طبیعت امسال باید متفاوت از هر سال دیگری باشد.
امسال باید بیش از هر سال دیگر با طبیعت جنگزده ایران مهربان باشیم و بیش از گذشته در خصوص نحوه مراقبت از آن، تأثیرات مخرب جنگ بر محیط زیست و اقداماتی که برای ترمیم آن پس از جنگ باید صورت گیرد، اطلاعات کسب کنیم.
هر جنگی، اقدامی علیه سلامت محیط زیست است و آثار مخرب آن حتی تا قرنها بعد نیز زندگی انسانها را تحت تأثیر قرار خواهد داد. در طول دهههای اخیر، به ویژه با بروز دو جنگ جهانی که در آنها از سلاحهای خطرناک و حتی بمب اتم استفاده شد، طبیعت بیش از هر زمان دیگری از جنگها آسیب دید؛ اما با اتمام جنگها، زایش و سبزی را دوباره آغاز کرد. برای تسهیل در ترمیم طبیعت، بشر نیز باید دست به کار شود.
ابوعلی گلزاری، عضو شورای راهبردی سازمان حفاظت محیط زیست، در خصوص تأثیرات مخرب جنگ رمضان بر محیط زیست طی اظهارنظری اعلام کرده است: «فقط در ۱۴ روز نخست حملات نظامی دشمن علیه ایران، حدود پنج تا ۵.۶ میلیون تن دیاکسیدکربن وارد جو (آسمان کشور) شده است.» عددی که به خوبی نشان میدهد جنگ چگونه میتواند به طور مستقیم بحران اقلیمی را تشدید کند و یادآور این واقعیت است که در جنگهای مدرن، محیط زیست نیز به یکی از قربانیان اصلی تبدیل شده است.

تخریب ساختمانها، آتشسوزی و انفجار مخازن نفت و فرآوردههای نفتی، مصرف سوخت در عملیات نظامی(هواپیماها، ناوها و تجهیزات)، استفاده گسترده از موشکها و پهپادها و ... از جمله عوامل انتشار این حجم گسترده از دیاکسیدکربن در جو هستند که فقط بخشی از اثرات مخرب جنگ بر محیط زیست را شامل میشوند.
لعبت تقوی، دانشمند محیط زیست ایرانی و دارنده جایزه مدیریت محیط زیست جهان اسلام، در گفتوگو با ایکنا در خصوص تأثیر جنگ بر تخریب محیط زیست گفت: از منظر علوم محیط زیست، جنگ، آنتروپی اکولوژیک یا بینظمی شدیدی است که تعادل زیستی را از میان میبرد. جنگها نه تنها زیرساختها، بلکه سرمایههای طبیعی (Natural Capital) را که بستر اصلی توسعه پایدار هستند، هدف قرار میدهند؛ لذا در زمان جنگ، ما فقط با تخریب ساختمانها مواجه نیستیم؛ بلکه منابع آب، خاک و هوا هم بهشدت آلوده میشوند. آلودگیهای شیمیایی و فلزات سنگین با ماندگاری دههها در خاک و آب، عدالت بیننسلی را مخدوش کرده و با نابودی تنوع زیستی، توان تابآوری اقلیمیِ سرزمینها را در برابر بحرانهای جهانی سلب میکنند.
وی در پاسخ به این سؤال که بعد از جنگ چه اقداماتی برای کاهش اثرات مخرب جنگ بر محیط زیست میتوانیم انجام دهیم، گفت: بعد از پایان جنگ، معمولاً تمرکز روی بازسازی شهرهاست، اما محیط زیست هم به همان اندازه نیاز به بازسازی دارد.
تقوی تأکید کرد: بنابراین بازسازی پس از درگیری نباید صرفاً کالبدی و سازهای باشد؛ اولویت استراتژیک، احیای اکوسیستممحور است و گام نخست، تنشزدایی زیستی از طریق پاکسازی آلایندههای سمی و مواد منفجره است تا امنیتِ زیستمحیطی اعاده شود. در گام بعدی، نیازمند تدوین پروتکلهای بازسازی سبز هستیم که با تکیه بر ارزیابیهای دقیق علمی، چرخههای حیات را به حالت پایدار بازگرداند. پایش مستمر، ضامن سلامت زنجیره غذایی و بازگشت ایمن انسان به طبیعت آسیبدیده است؛ چراکه پایش بلندمدت بسیار مهم است، زیرا برخی از اثرات جنگ ممکن است سالها بعد ظاهر شوند.
این پژوهشگر محیط زیست در پاسخ به این سؤال که آیا تحقیقات کافی برای ارائه نحوه مطلوب و علمی از بین بردن یا کاهش اثرات مخرب جنگ بر محیط زیست صورت گرفته است، گفت: واقعیت این است که تحقیقات در این زمینه انجام شده، اما هنوز کافی نیست و یک فاصله جدی بین علم و اجرا وجود دارد.
وی اضافه کرد: بسیاری از مطالعات فقط به بررسی آلودگیها پرداختهاند، اما کمتر به این موضوع توجه شده که این آلودگیها چه تأثیری بر سلامت انسان و زنجیره غذایی دارند و همچنان شاهد شکاف عمیقی میان دادههای علمی و مدلهای اجرایی هستیم. تحقیقات کنونی اغلب توصیفی هستند، در حالی که ما نیازمند سناریوسازی و تدوین شاخصهای پایداری در شرایط بحران هستیم تا اثرات تجمعی جنگ بر سلامت عمومی و امنیت غذایی را تحلیل کنیم. برای عبور از این چالش، تقویت پلتفرمهای تحقیقاتی مشترک و دیپلماسی علمی در سطح جهان و نهادهای بینالمللی، یک ضرورت انکارناپذیر است.

تقوی با خاطرنشان کردن این مسئله که جنگ فقط تخریب لحظهای نیست، بلکه منابعی مثل نفت، آب، خاک حاصلخیز و اکوسیستمها را از بین میبرد که متعلق به نسلهای آینده هستند، گفت: در حقیقت جنگ، مصرفِ غیرمسئولانه سهم نسلهای آینده از زیستکره زمین است. هر منبعی که امروز تخریب میشود، فرصتی است که از آیندگان ربوده شده است و عدم توجه به محیط زیست به عنوان منابع سرمایهای بیننسلی و نابودی یا آلودگی آن میتواند تا دههها بر سلامت، امنیت غذایی و اقتصاد جوامع اثر بگذارد. به همین دلیل، موضوع فقط بازسازی نیست، بلکه حفاظت از آینده است.
محمد الموتی، کارشناس و فعال محیط زیست، نیز در گفتوگو با ایکنا در پاسخ به این سؤال که طی دهههای اخیر، به ویژه در جنگهای جهانی، محیط زیست به شدت آسیب دید، اما هنوز زمین زنده است؛ بعد از جنگها زمین چگونه خود را درمان کرده و مردم چگونه به درمان زمین کمک کردهاند، گفت: درست است که در نهایت قدرت طبیعت از قدرت تمامی انسانها، به عنوان گونهای که میتواند خودخواسته زمین را تخریب کند، فراتر است و در نهایت زمین به سمت ترمیم و اصلاح خود میرود، ولی لزوماً نیز اینگونه نیست که — حداقل در تاریخی که ما میشناسیم — بتواند خودش را ترمیم کند. ما نقاط متعددی در جهان داریم که تحت تأثیر جنگها حداقل تا به امروز نتوانستهاند به وضعیت سابق خود بازگردند.
وی ادامه داد: اگرچه کارشناسان معتقدند در بازه زمانی که از زمان جنگ و آسیب تاکنون گذشته، در برخی مناطق زمین نتوانسته خود را ترمیم کند، ولی قطعاً اگر مثلاً صد سال یا هزار سال بگذرد، آن منطقه نیز بالاخره درست خواهد شد. اما لزوماً اینگونه نیست که مطمئن باشیم در بازهای که انسانهای متأثر از جنگ آن را درک کنند، حتماً این ترمیم صورت بگیرد؛ بنابراین باید بر روی پیشگیری از آسیب به محیط زیست در جنگها تمرکز کنیم.
الموتی تصریح کرد: طبیعت به دلیل ماهیت بههمپیوستهای که دارد، این قدرت و توانمندی را دارد که چرخه همیشگی زادآوری و حیات خود را توسط تمام زیستمندانش — که هر کدام در جهان وظیفهای را بر عهده دارند، از یک زنبور و حشره بومی و محلی گرفته تا درختان و گیاهان و ... — حفظ کند.
وی ضمن هشدار نسبت به این مسئله که هر کدام از موجودات زنده در این نظام خلقت وظیفهای بر عهده دارند و اگر عملکرد هر کدام مختل شود، این چرخه مختل خواهد شد، گفت: همپوشانی موجودات زنده کمک میکند که طبیعت به سمت احیای خود پیش برود، اما نکته مهم این است که این ترمیم به شرطی است که انسانها — به عنوان تنها گونهای که در اصلاح محیط زیست عاملیت دارند — در بهبود وضعیت محیط زیست به وظایف خود آگاه باشند.

این فعال محیط زیست با تأکید بر اینکه نباید ترمیم آسیبهای وارد شده به محیط زیست در جنگها را صرفاً بر عهده طبیعت بگذاریم و نظارهگر باشیم، گفت: اگر فقط منتظر بمانیم تا طبیعت خود را ترمیم کند، این اقدام قطعاً جوابگو نیست و میتواند ترمیم محیط زیست را بسیار طولانی و حتی غیرممکن کند.
وی در پاسخ به این سؤال که برای کاهش و در صورت امکان از بین بردن اثرات مخرب جنگ بر محیط زیست چه باید کرد، گفت: در قواعد جهانی اصولی کلی برای این مسئله تعریف شده است. به ویژه در کنوانسیون ژنو و برخی از پیماننامههای جهانی تأکید شده است که طرفین جنگ نباید به محیط زیست آسیب بزنند و باید — فارغ از اینکه چه کسی پیروز شده یا شکست خورده — به اصلاح وضعیت محیط زیست و برگرداندن آن به وضعیت سابق و بهبود وضعیت متعهد باشند.»
الموتی ادامه داد: خود کشورها نیز بنابر مخاطرات اقلیمی که دارند، قواعدی را برای کمک به محیط زیست برای ترمیم خودش در نظر میگیرند که البته لزوماً محدود به بعد از جنگ نیست و حوادث غیرمترقبه از جمله سیل و زلزله و ... را نیز شامل میشود.
این فعال محیط زیست افزود: در کشور ما سازمان محیط زیست و منابع طبیعی، به ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، به طور جدی در این خصوص فعال شده و کارگروههایی به طور منظم و روزانه — هم از طریق پایش ماهوارهای و هم گزارشهای میدانی — وضعیت محیط زیست و منابع طبیعی را رصد میکنند، میزان آسیبها را مستند و در یک سامانه جمعآوری میکنند و روشهایی برای اصلاح وضعیت در هر نقطه — با توجه به موقعیتی که دارد و آسیبی که دیده — ارائه میدهند.
وی در پایان گفت: درختکاری و اصلاحات بیولوژیک که در زیرمجموعه آبخیزداریها و آبخوانداریها برای تصفیه آبها و اصلاح خاک قرار میگیرد، از جمله قواعدی است که پس از جنگ برای کمک به ترمیم محیط زیست باید در دستور کار قرار گیرد. اما در این وضعیت، مردم نیز نقش مهمی در کمک به اصلاح شرایط محیط زیست دارند و اجرای پویشهای درختکاری میتواند یکی از اقدامات مناسب در این زمینه باشد.
انتهای پیام