
عباس سلیمینمین، تحلیلگر مسائل سیاسی، در گفتوگو با ایکنا، با اشاره به همزمانی سالروز استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران با تحولات و تنشهای بینالمللی، به واکاوی نسبت «جمهوریت» و «اسلامیت» در ساختار سیاسی کشور پرداخت و نقش این پیوند دوگانه را در تحکیم انسجام ملی ارزیابی کرد.
وی در ابتدا برای پاسخ به این پرسش، به فضای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بازگشت و توضیح داد که در آن مقطع تاریخی، جهان عملاً در محدوده دو الگوی حکمرانی مسلط محصور شده بود: نظام سرمایهداری از یک سو و ساختار سوسیالیستی-مارکسیستی از سوی دیگر. این دوگانه به ملتها چنین القا میکرد که راه سومی وجود ندارد و کشورها ناگزیر از انتخاب یکی از این دو مسیرند. چنین چارچوبی، گزینشهای پیش روی ملتها را به شدت محدود ساخته بود، در حالی که هر دو الگو با کاستیهای عمیقی دستبهگریبان بودند.
وی افزود: در چنین فضایی، کشورها در برابر فشارها و اقدامات خصمانه یکی از بلوکها، معمولاً به سوی بلوک مقابل متمایل میشدند. اما انقلاب اسلامی ایران، الگویی متفاوت ارائه داد که نه در چارچوب سرمایهداری میگنجید و نه در قالب سوسیالیسم تعریف میشد. همین ویژگی سبب شد که این مدل نوین برای هر دو قدرت مسلط جهانی تهدیدآمیز ارزیابی شود.
سلیمینمین ادامه داد: یکی از چالشهای بنیادین در آغاز شکلگیری این نظام، فقدان باور عمومی به امکان استقلال از دو قطب مذکور بود. برخی جریانها که رویکردی انتقادی نسبت به سرمایهداری داشتند، در عمل به سمت سوسیالیسم گرایش یافتند، زیرا باور نداشتند که میتوان مدلی بومی و مستقل پایهگذاری کرد. این وضعیت، ریشه در نوعی خودکمبینی تاریخی داشت که مانع اتکای ملتها به ظرفیتهای درونزادشان میشد.
وی با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی بر پایه اعتماد به توانمندیهای فرهنگی و فکری جامعه ایرانی شکل گرفت، اظهار کرد: ظهور چنین الگویی، نظم تثبیتشده جهانی را با چالش روبهرو ساخت. حمایت همزمان دو بلوک شرق و غرب از رژیم صدام در جنگ تحمیلی، نشانهای از نگرانی مشترک آنان نسبت به گسترش این الگو بود؛ چه آنکه پیش از آن، چنین همپوشانی منافعی میان این دو جریان کمتر سابقه داشت.
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به تجربه برخی کشورها یادآور شد: کشورهایی مانند ویتنام، با وجود سالها مقاومت در برابر نظام سرمایهداری، به دلیل نداشتن بنیانهای مستقل فکری و ساختاری، در نهایت به همان الگو نزدیک شدند. کشوری که هویت خود را در نسبت با یک بلوک تعریف کند، در عمل از استقلال واقعی محروم خواهد ماند.
سلیمینمین در ادامه به نقد ساختار سرمایهداری پرداخت و تأکید کرد: در این نظام، محوریت سرمایه میتواند به دگرگونی ارزشها و هنجارها بینجامد و حتی برخی رفتارهای نکوهیده را به پدیدههایی عادی تبدیل سازد اما ساختار جمهوری اسلامی دارای سازوکارهایی است که از تمرکز بیضابطه قدرت جلوگیری میکند و اجازه نمیدهد اراده افراد قدرتمند، قواعد بنیادین نظام را دستخوش تغییر کند.
وی توضیح داد: در نظامی که بر تلفیق «جمهوریت» و «اسلامیت» استوار است، نوعی نظارت دوگانه شکل میگیرد؛ از یک سو مردم از طریق مشارکت سیاسی نقشآفرینی میکنند و از سوی دیگر، چارچوبهای ارزشی و قانونی مانع از انحراف قدرت میشود. این دو مؤلفه در عمل مکمل یکدیگرند و از بروز آسیبهای ساختاری پیشگیری میکنند.
این کارشناس سیاسی با اشاره به همهپرسی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ اظهار کرد: انتخاب نظام جمهوری اسلامی، برآمده از درک عمیق جامعه ایرانی از شرایط جهانی و ضرورت حفظ هویت خود بود. تجربه چند دهه اخیر نشان داده که اتکا بر ظرفیتهای درونزا، امکان پیشرفت را حتی در شرایط فشار و تحریم فراهم میکند.
سلیمینمین در ادامه به این پرسش پرداخت که چه عاملی موجب پایداری جامعه ایران در برابر فشارهای خارجی شده است و گفت: در نگاه مادیگرایانه، هدف اصلی زندگی، کسب بیشترین منفعت در کوتاهمدت است؛ اما در نظامی که بر مبانی ارزشی استوار است، معیارهای دیگری نیز در رفتار اجتماعی و سیاسی ایفای نقش میکنند. این تفاوت نگرشی در میزان ایستادگی و تحمل دشواریها تأثیری تعیینکننده دارد.
وی همچنین بر نقش مردم در حفظ و اصلاح ساختار سیاسی تأکید کرد و افزود: در این الگو، مردم صرفاً ناظر نیستند، بلکه وظیفه دارند عملکرد مسئولان را با معیارهای تعیینشده تطبیق دهند و در صورت مشاهده انحراف، از ابزارهای قانونی برای اصلاح آن بهره گیرند.
سلیمینمین در بخش دیگری از این گفتوگو، به ادعای برخی منتقدان درباره کمرنگ شدن نقش مردم در تصمیمگیریهای کشور پاسخ داد و تصریح کرد: از منظر بنیانگذاران نظام، مشروعیت حکومت به پشتوانه مردمی گره خورده است و این مسئله هرگز جنبه صوری و تشریفاتی نداشته است. هیچ نظامی که از حمایت اجتماعی برخوردار نباشد، توانایی ایستادگی در برابر فشارهای خارجی را نخواهد داشت.
وی برای تبیین این مدعا، به تجربه رژیم صدام اشاره کرد و گفت: آن رژیم علیرغم برخورداری از حمایتهای گسترده خارجی، به دلیل فقدان پشتوانه مردمی در مدت کوتاهی فروپاشید. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران به واسطه اتکای خود به مردم، توانست در برابر فشارهای همهجانبه مقاومت کرده و از خود ایستادگی نشان دهد.
این تحلیلگر سیاسی درباره حضور مردم در عرصههای مختلف نیز اظهار کرد: این حضور را نمیتوان صرفاً معادل یک همهپرسی دانست، بلکه باید آن را در چارچوب تجربههای تاریخی جامعه ایران تحلیل کرد. یکی از این تجربهها، کودتای ۲۸ مرداد است که در آن، با ایجاد فضای ناامنی و آشوب، زمینه برای مداخله نظامی فراهم شد. ایجاد درگیریهای ساختگی و گسترش ناامنی، از جمله روشهایی بود که در آن مقطع برای دور نگه داشتن مردم از صحنه به کار گرفته شد.
وی همچنین به وقایع منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: در آن دوره نیز تلاشهایی برای ایجاد رعب و وحشت و زمینهسازی برای اقدامات نظامی صورت گرفت، اما حضور گسترده مردم این روند را ناکام گذاشت.
او با بیان اینکه جامعه ایران از این تجربیات تاریخی درس گرفته است، اظهار کرد: درک عمومی امروز این است که حضور فعال مردم میتواند مانع از تکرار چنین سناریوهایی شود. به همین دلیل، مشارکت اجتماعی در مقاطع حساس افزایش مییابد.
سلیمینمین در ادامه به برخی جریانهای مخالف اشاره کرد و گفت: بخشی از این جریانها به دلیل فقدان هویت مستقل، دچار تغییرات اساسی در مواضع خود شدهاند و حتی به سمت همکاری با جریانهایی حرکت کردهاند که پیشتر در تقابل با آنها قرار داشتند. این وضعیت نشانهای از بحران هویت در میان این گروهها است.
وی همچنین نسبت به تلاش برای ایجاد بیثباتی از طریق اقدامات خشونتآمیز هشدار داد و افزود: برخی اقدامات با هدف ایجاد ناامنی و فراهمسازی زمینه برای مداخله خارجی انجام میشود که باید نسبت به آن هوشیار بود.
این کارشناس سیاسی در بخش پایانی سخنان خود، به تفاوت شرایط امروز با دهههای گذشته اشاره کرد و گفت: در گذشته، ایران از نظر ابزارهای سخت قدرت در موقعیت ضعیفتری قرار داشت، اما امروز علاوه بر اراده سیاسی، از ظرفیتهای دفاعی قابلتوجهی برخوردار است. همین موضوع باعث شده است که رویکردهای جدیدی برای اعمال فشار بر ایران دنبال شود.
وی در پایان با تأکید بر ضرورت شناخت ریشههای تاریخی برخی چالشها تصریح کرد: پدیدههایی مانند تضعیف هویت ملی، نیازمند بررسی دقیق و عمیق است. او با اشاره به دیدگاه برخی اندیشمندان معاصر، بر اهمیت بازگشت به هویت فرهنگی و فکری بهعنوان راهکاری برای مقابله با این چالشها تأکید کرد.
انتهای پیام