کد خبر: 4344539
تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۸

روایت راننده سردار سلیمانی در «قاب‌های روی دیوار»

کتاب «قاب‌های روی دیوار» در بازتاب مهر، عشق، ایثار و دلدادگی خانم انجم‌شعاع در روایت زندگی همسرش که سال‌ها راننده سردار سپهبد شهید، حاج قاسم سلیمانی بود؛ بعد مجروح شدن، جانبازی و آسمانی شدن شوهرش به قلم اختر بیجاد منتشر شده است.

به گزارش ایکنا؛ اختر بیجاد؛ نویسنده و پژوهشگر کشورمان، متولد سال 1366 است که آغاز کار نویسندگی خود را با انجام مصاحبه، ثبت روایت و خاطرات شهدا به‌ویژه شهدای حوزه اطلاعات و امنیت ارتش جمهوری اسلامی ایران و تنی چند از شهدای مدافع حرم قرار داده بود.

وی بعد از انجام رسالت خود در ثبت روایتِ تاریخ شفاهی و زندگینامه این شهدا؛ تصمیم گرفت تا قلم خود را از نگاه خبرنگاری به سمت رویکرد حوزه خلق آثار ادبی در حوزه زندگی‌نامه‌نویسی، مستندنگاری و تاریخ شفاهی بچرخاند.

از میان آثار مختلف و متعدد قلم اختر بیجاد می‌توان به کتاب‌هایی چون «تبسم شیرین عشق»، «فخر زمان»، «رؤیای عشق»، «ماهی دور از آب»، «نخل» و «قاب‌های روی دیوار» اشاره کرد که این کتاب آخر با توجه به انتخاب سوژه متفاوت در روایت زندگی بانویی که فرزندانش و همسرش را در مسیر مقاومت و دفاع از حرم از دست داده بود؛ بسیار مورد تحسین عموم مخاطبان و جامعه اهل قلم و نقد قرار گرفت.

قلم خانم بیجاد در «قاب‌های روی دیوار» در بازتاب مهر، عشق، ایثار و دلدادگی خانم انجم‌شعاع در روایت زندگی همسرش که سال‌ها راننده سردار، سپهبد شهید، حاج قاسم سلیمانی بود؛ بعد مجروح شدن، جانبازی و آسمانی شدن شوهرش در کنار فرزندان شهیدش؛ سهم عمده‌ای در شناختن او و معطوف و متمرکز شدن نگاه جامعه منتقدان حوزه ادبیات پایداری، مقاومت و دفاع مقدس را به سمت آثار اختر بیجاد با خود به همراه داشت.

بخشی از کتاب قاب‌های روی دیوار:

دو قطره اشک گوشه چشم هایم جمع شده اند. اما نمی ریزند. روی صندلی می نشینم و سجاده را جلویم پهن می کنم. نمازم تمام شده که حاجی وارد اتاق می شود. بوی عطرش در ریه هایم می پیچد. امانت هایی را که خداوند به من داده بود، یک به یک پس دادم.

گره چادرم را از زیر چانه باز می کنم. به حاجی نگاه می کنم که رو به نقطه نامعلومی لبخند می زند. گرد پیری روی صورتش نشسته. چقدر شکسته شده! با آنکه کمرش از این همه داغ خمیده، اما لبخند از روی لبهایش محو نمی شود.

مدام می‌گوید: «الهی رضا برضائک. اگه 10 تا پسر دیگه هم داشتم خرج این مردم و انقلاب می کردم. خدا همین تعداد کمش رو هم از ما قبول کنه، فاطمه جان الحمد لله که امانت های خدا رو بهش برگردوندیم. ان شاء الله که از جفتمون راضی باشه.»

انتهای پیام
خبرنگار:
امین خرمی
captcha