
علی معروفی آرانی، پژوهشگر حوزه صهیونیسم و یهودیت
ایران، کشوری است که با گزندِ گزافهگوییهای کسانی چون ترامپ، تعریف نمیشود، بلکه با تار و پودِ تمدنی کهن و ارادهی پولادینِ ملتی سرافراز، هویت یافته است. تاریخِ ما، حکایتِ عبور از دلِ سختترین گردنههاست؛ نه عصرِ حجر، که عصرِ شکوفاییِ اندیشه و پایداریِ فرهنگِ غنیِ ماست. این سرزمین، همواره سربلند، استوار و ماندگار خواهد ماند و به سوی قله افتخار حرکت خواهد کرد.
ایران، سرزمین هزاران سپیدهدمی است که بر شانهٔ هفت هزار سال تمدن طلاییاش نشسته است.هر کوهش قصهای دارد و هر خاکش حافظهای که فراموش نمیشود. در برابر این آرامش ژرف، تاریخ تگزاسی، هفت تیرکشی و پرآشوب آمریکا چون تندبادی است که میگذرد و از آن چیزی به یادگار نمیماند.
ایران، سرزمین ابَرمردانی است که نامشان در تار و پود تاریخ این سرزمین تنیده شده؛ سرزمینی که خورشید حماسهاش از دل عصرهای دور برمیخیزد و چونان مشعلی جاودانه، راه نسلها را روشن کرده است.
ترامپ خونخوار! این را بدان که این خاک کهن، یادآور روزگارانی است که آرش کمانگیر جان خویش را در تیر نهاد تا مرزهای این سرزمین پابرجا بماند؛ سرزمینی که سورنا، سردار بزرگ پارتی، در برابر سپاهیان مهاجم چون کوهی استوار ایستاد؛ سرزمینی که بابک خرمدین سالها در کوهستانهای آذرآبادگان در دفاع از مردم خویش جنگید؛ و یعقوب لیث صفاری، آنکه از دل مردمان برخاست تا نام ایران را دوباره بر فراز افق بنشاند.
آقای ترامپ! اینجا هیروشیما و ناکازاکی نیست، ایران، دیار بزرگمردانی است که در تنگهها و دشتها حماسه آفریدند؛ دلیرانی که در تنگستانهای تاریخ، جای پای پهلوانانی چون دلیرانِ جنوب را ثبت کردند و سردارانی که در کوهساران گیلان و جنگلهای شمال چونان میرزا کوچک خان جنگلی، همچون شیران آزاد زیستند و در برابر بیگانگان ایستادند.
آقای ترامپ! در زمانی که حاکمان سرزمینت به بردهداری و تجاوز به سرزمینهای همجوار و دور مشغول بودند، ایران، سرزمین خیزشهایی بود که در آن دوران نامشان در سدهها پیچیده؛ سرزمین جنبشهایی که دلیرانش «سربداران» خوانده شدند، چرا که سر به دار دادند، اما تن به خواری و بندگی نسپردند. در کوچهپسکوچههای سبزوار، هنوز صدای گامهایشان شنیده میشود؛ آنانی که با ایمان به آزادی و غیرت، نام ایران را دوباره برافراشتند.
مردم آمریکا باید بدانند؛ آنچه اکنون در مرکز توجهات قرار گرفته تقلای شدید دولت آمریکا برای پاک کردن رد پای ترامپ هواسباز از این پرونده کثیف و رسواکننده است.
آقای ترامپ! دولت تو سعی دارد با انتشار گزینشی اسناد و ایجاد جنجال درباره رقبای سیاسی تو - مانند بیل کلینتون - توجهات را از نقش واقعی خود در این ماجرا پاک کند. تلاشی که چندان موفق نبوده و به نظر میرسد باعث شکافی جدی در پایگاه اجتماعی حامیان تو شده است.
آقای ترامپ! سرزمین تو در تاریکی بود وقتی ما در روشنایی علم به جهان دانش و علم صادر میکردیم. آقای ترامپ! ایران، سرزمینی است که در برابر سهمگینترین مهاجمان تاریخ ـ از تاختوتاز قبایل بیابانگرد تا حملههای بیرحمانهی فرمانروایان خونریز شرق ـ نه تنها فرو نریخت، بلکه آنان را در فرهنگ خویش جذب کرد، بهگونهای که شمشیرهای آتشینشان در برابر روح عظیم تمدن ایرانی خاموش شد و توفانِ مهاجمان در برابر کوهسار دیرین ایران فرونشست.
آقای ترامپ! از تاریخ دفاع هشت ساله مقدس ایران چه میدانی؟ تاریخ دفاع مقدس ایران در جنگ هشت ساله و تحمیلی را خواندهای و توجهی به کارنامه بزرگمردان شهیدپرورش نداشتی! اما بدان که این پهنهی سترگ، یادآور هزاران جانِ پاک است که در برابر تاریکیهای تاریخ ایستادند؛ شهدای گرانقدر ایران همچون شهیدان جهانآرا، شهید همت، باکری، خرازی، زینالدین، قاسم سلیمانی، حاجیزاده، غلامعلی رشید، حسن باقری و باقریها، علی صیاد شیرازی، منصور ستاری، مصطفی چمران، جواد فکوری و ... که با نثار خون خویش، میراث جاودان ایثار و مقاومت را برای این سرزمین به ارمغان آوردند. مردگانی که با خون خویش، پرچم هویت را برافراشتند و جان سپردند، اما اصل و ریشه را نگذاشتند که از میان برود.
آقای ترامپ هوسباز! جزیره شیطانی اپستین جایی برای آتو گرفتن از تو و چهرههای سرشناس و گرفتن امتیاز از آنان در بزنگاهها بوده. آیا منطقی است که گمان کنیم پشت تمام این شبکه و ماجرا یک فرد بوده است؟ آیا این تنها مورد از ایندست پروندهها بوده و هست؟ میزان سرسپردگی تو و تاریخ آمریکا به صهیونیستها غیرمعمول و قابل تأمل است.
آقای ترامپ! پرونده کثیف تو در جزیره شیطانی اپستین در حاکمیتی در جریان است که خودت را کلانتر دنیا میدانی و با ژستهای اخلاقی و حقوق بشری برای دیگران باید و نباید تعیین میکنی! بعید است دنیا در طول تاریخ خود با چنین وضعیت مضحک و در عین حال مخاطرهآمیزی روبهرو بوده باشد.
آقای ترامپ! این سرزمین، سرزمین موعود اندیشه، فرهنگ، ادب و فلسفه است؛ نه سرزمین تازهآمدگان، نه خانه فرهنگهای جوان و نوپا.
آقای ترامپ! تو در سرزمین ما بیگانهای و منفور و صدای مرگ بر آمریکا هر شب و هر روز در این سرزمین طنین میاندازد. ایران، نه سرزمین بیگانگان، نه سرزمین نوآمدگان، بلکه خانهای است که ریشههایش به اعماق تاریخ میرسد؛ سرزمینی که در گذر هزارهها، بارها شکوفا شده، بارها زخمی گشته، اما هرگز خم نکرده است. مردمانش، با هر فرهنگ و باور، چون رشتههای یک فرش کهن، طرح رنگارنگِ این سرزمین را ساختهاند.
آقای ترامپ! چه کسی میتواند ایران را نابود کند؟ کسی که تاریخ نخوانده؟ کسی که ایران را نمیشناسد؟ هیچکس نمیتواند. این حقیقتی است که جهان میداند و اگر کسی نمیداند، دیر یا زود خواهد فهمید.
آقای ترامپ! ایران را نمیتوان تهدید کرد؛ ایران را باید شناخت و شناخت ایران برای کسانی که تنها فریاد میزنند، سخت است. اما سختی حقیقت، از عظمت آن میآید و عظمت ایران، پاسخ همهٔ این حرفهاست.
آقای ترامپ! تو مرد رسواییهای بیپایانی!ایران را نمیتوان به «عصر حجر» برگرداند؛ ایران خود، آغازِ تاریخ است. کشوری که هفت هزار سال پیش قانون مینوشت، با جملههای نسنجیده تکان نمیخورد. تمدنی که دنیا را به علم، هنر و حقوق بشر آشنا کرد، قابل تحقیر نیست. اگر کسی ایران را کوچک میبیند، مشکل از چشم اوست، نه از ایران. ایران را باید با تاریخ سنجید و تاریخ دربارهٔ ایران فقط یک کلمه گفته: «بزرگی».
آقای ترامپ! تهدید علیه تمدن، فقط ناآگاهی را فاش میکند. ایران هزار بار از میان خاکستر برخاسته؛ حرفهای تند که چیزی نیست. این سرزمین را زمان ساخته، نه سیاستهای امروز و دیروز. ایران اگر زخمی شود، سربرمیآورد؛ این قانون تاریخ است. کشوری که فردوسی و حافظ دارد، با فریاد نمیریزد. هرکس تاریخ نخوانده باشد، چنین سخنی میگوید و هرکس تاریخ بداند، میداند ایران را تهدید نمیکنند؛ احترام میگذارند. ایران خاک نیست که ویران شود؛ هویت است و هویت را هیچ قدرتی نمیتواند نابود کند. ایران پاسخ نمیدهد؛ ایران خودش پاسخ است.
ادعاهای ترامپ در برابر شکوه هفت هزار ساله تمدن ما، همچون شبنمی بر آفتاب، بیاثر و ناپایدارند. ما به تاریخ خود میبالیم، به فرهنگ غنی خود افتخار میکنیم و با همین غرور، آینده را میسازیم. ادعاهای سخیف، در برابر عظمت تاریخ ما، پژواکی بیصدا بیش نیستند. شکوه ایران، در دل مردمانش زنده است و در تار و پود این خاک مقدس جاری.
خوب گوش کن ترامپ نادان! دستاوردهای فرهنگی و تمدنی ما، پاسخی دندانشکن به هر ادعای کوچکی است که بخواهد شکوه این سرزمین را کوچک شمارد. این غرور، میراث ما و راهنمای راهمان است.
ادعاهای پوچ و عاری از دانش رئیس جمهور مجنون و بیسواد آمریکا، در پی تحقیر هزاران سال شکوه و تمدناند. آنها از «عصر حجر» سخن میگویند، غافل از اینکه ایران، خود، بنیانگذار بسیاری از پیشرفتهای بشری بوده است. این ادعاها، همچون حبابی بر سطح دریای عمیق و خروشان تاریخ ایران، زود میشکنند. چرا که هویت این ملت، نه بر باد هوا، که بر ریشههایی استوار است که قرنها در عمق این خاک فرو رفتهاند.
متن، ادای دینی است به آن هفت هزار سال صبوری، شکوه و ایستادگی. دعوتی است به بازخوانی تاریخی که ادعاهای مرد تگزاسی و هفت تیرکش آمریکایی را در خود میبلعد و تمدن را جاودانه میسازد.
آقای ترامپ! تمدنی که بر سنگنبشتهها، هنر، دانش و پایداری بنا شده؛ نه بر حادثههای کوتاه و پرهیاهوی چند قرن اخیر. در برابر این عمق، تاریخ تگزاسی و پرآشوب آمریکا بیشتر شبیه طوفانی است که ناگهان برخاسته و ناخودآگاه خاموش میشود.
ایران، با ریشههایی فرو رفته در لایههای کهن زمین، از موجهای مهاجم و گذرای زمان نترسیده است. این خاک، بارها دیده که تازهواردان جهان، با صداهای بلند، ادعای بزرگی میکنند. اما تمدن، با حجم سکوت و عمق حافظهاش سنجیده میشود، نه با غوغای گذرا. ایران، با پشتوانه قرنها فرهنگ، همواره در برابر گردبادهای بیرونی استوار ایستاده است.
آقای ترامپ! تاریخ تگزاسی و پرآشوب آمریکا، هرچند پرحادثه و پرصداتر، اما در برابر این پهنای زمانی، هنوز کودک است. در این خاک، هر سنگ، هر کوه و هر نقش، سندی است بر دیرینگی هویت. آیینهای که نشان میدهد گذر زمان، فقط تمدنهای ریشهدار را نگه میدارد. ایران، با روحی کهن و جانی همیشه جوان، از دل قرنها عبور کرده و همچنان میدرخشد و این آغاز سخنی است درباره سرزمینی که نه حادثهخیز، که تاریخآفرین است.
ایران، سرزمین هزاران سپیدهدم که بر شانهٔ هفت هزار سال نشستهاند. هر کوهش قصهای دارد و هر خاکش حافظهای که فراموش نمیشود. در برابر این آرامش ژرف، تاریخ تگزاسی و پرآشوب آمریکا چون تندبادی است که میگذرد و از آن تنها گردی میماند.
آقای ترامپ! آمریکای نوپا شاید پرصدا باشد، اما صدا دوام تاریخ را ندارد. هر آجر از این خاک، شعری است که بر زبان جهان جاری مانده. ایران، با غروری قدیمی اما جانی تازه، هنوز در اوج است و این اوج، هدیهٔ هزاران نسل است. نسلی که آموخت: عمق، بر هیاهو میچربد. در برابر این عمق، تاریخ تگزاسی و پرآشوب آمریکا تنها غباری است بر گذر زمان. تمدن ما با سنگ و اندیشه ساخته شده، نه با غوغای کوتاهمدت ترامپ. ایران ریشه دارد؛ ریشهای که طوفان نمیشکند. این سرزمین میراث نمیگوید خودِ میراث است.
در برابر این دیرینگی، تاریخ تگزاسی و پرآشوب آمریکا فقط گذر کوتاهی در گردونهٔ زمان است. تمدنی که با سنگ و اندیشه ساخته شده، از هر صدای بلند ماندگارتر است.
آقای ترامپ قمار باز! از ایلام تا ماد و هخامنشی، از اشکانی تا ساسانی، ریشههای آن در عمق تاریخ تنیدهاند. ایرانیان نخستین ملتهایی بودند که مفهوم «حقوق بشر» را صورتبندی کردند. منشور کوروش، سندی است که امروز در موزهها، بر شانهٔ زمان ایستاده است. هیچ قدرتی نمیتواند سایهای بر حقیقتی چنین روشن بیفکند. این میراث بهراحتی دستخوش انکار نمیشود. زیرا حقیقت نیازمند تأیید کسی نیست. کشور من نه در گذشته گیر کرده، نه از آینده گریزان است. ایران همیشه خود را بازتعریف کرده. هویتی انعطافپذیر اما ریشهدار. همین هویت آن را پایدار نگه داشته است.
آقای دروغگو و متوهم؛ این سرزمین با فرزانگی، توهین را پاسخ نمیدهد. بلکه با یادآوری حقیقت خود، آن را بیاثر میسازد. حقیقتی که در هزاران کتیبه و دیوار و شعر حک شده. ایران در طول تاریخ بارها مورد داوری سطحی قرار گرفته اما همیشه زمان، قضاوت درست را نشان داده است. امروز نیز چنین است.
سعدی گفت: «بنیآدم اعضای یکدیگرند». این پیام هنوز جهانی است. ایران، خانهٔ چنین اندیشههایی است. اندیشههایی که در برابر بیمهریها خاموش نمیشوند بلکه بیشتر میدرخشند.
آقای ترامپ! ملت ایران با کلام و فرهنگ پاسخ میدهد، نه با خشم. زیرا خشم گذراست، اما فرهنگ ماندگار. این سرزمین با حافظهٔ تاریخی خود سخن میگوید. حافظهای که هفت هزار سال را در خود دارد. هرکس با این حقیقت روبهرو شود، معنای ژرف تمدن را درمییابد. ایران فقط نام یک کشور نیست؛ یک مفهوم است. مفهومی از پایداری، فرهنگ، سازندگی و آرامش. مفهومی از ایستادگی همراه با متانت. بنابراین، هیچ سخن تحقیرآمیزی نمیتواند از شأن آن بکاهد.
آقای برخاسته از جزیره اپسین و دار و دسته قماربازان! تمدنی که نه با هیاهوی جنگ، بلکه با خرد و هنر ماندگار شد؛ سرزمین من دفترچهٔ خاطرات بشریت است. از ایلام تا ماد و هخامنشی، از اشکانی تا ساسانی، ریشههای آن در عمق تاریخ تنیدهاند. ایرانیان نخستین ملتهایی بودند که مفهوم «حقوق بشر» را صورتبندی کردند. منشور کوروش، سندی است که امروز در موزهها، بر شانهٔ زمان ایستاده است. هیچ قدرتی نمیتواند سایهای بر حقیقتی چنین روشن بیفکند. ایران سرزمین شهرهایی است که هرکدام تاریخ را روایت میکنند. شوش، همدان، ری، اصفهان، شیراز، هر کدام کتابی نانوشته از گذشتهٔ جهاناند.
آقای ترامپ! ایران سرزمین شعر است؛ زبانی که از دل خاک، گل میرویاند. حافظ، سعدی و فردوسی کاروانسالاران کلام بودند. آنان با شعر، تصویری از انسانیت ساختند که هنوز در جهان میدرخشد. ایران، تنها جغرافیا نیست؛ نوعی نگاه به زندگی است. نگاهی که میگوید «فرهنگ» بالاتر از هر نیرویی است. هفتهزار سال پایداری، اتفاقی نیست؛ حاصل کاروانی از خرد است. این سرزمین، همواره در سختیها دوباره برخاسته است.
آقای خود باخته و وطنفروش به رژیم اشغالگر قدس! نامهایی چون ابنسینا، رازی، خوارزمی و بیرونی میراث دانشاند. جهان هنوز بر شانهٔ این دانشمندان میایستد. ایران از گذشته تا امروز دروازهٔ تبادل فرهنگها بوده است. راه ابریشم تنها مسیر تجارت نبود؛ مسیر دوستی و شناخت بود. هرکس با این سرزمین روبهرو شد، چیزی از آن آموخت. میراث ایران نه تنها برای ایرانیان، بلکه برای جهان است. این میراث بهراحتی دستخوش انکار نمیشود. زیرا حقیقت نیازمند تأیید کسی نیست. آنکه تاریخ دارد، نیازی به فریاد ندارد.
آقای ترامپ! تو هنوز عرق جزیره اپستین را برتن و صورت داری و جهان تو را به لاابلی بودن میشناسد و این را بدان که قدرت حقیقی، قدرت فرهنگ است. فرهنگی که نه ویران میکند، بلکه میسازد. ایران طی هزاران سال، بارها ساخت و بازساخت.
ترامپ آدمخوار! هر تمدنی که با هنر و انسانیت ساخته شود، جاودان است. ایران بر این پایه ایستاده. این سرزمین با فرزانگی، توهین را پاسخ نمیدهد. بلکه با یادآوری حقیقت خود، آن را بیاثر میسازد. حقیقتی که در هزاران کتیبه و دیوار و شعر حک شده. ایران در طول تاریخ بارها مورد داوری سطحی قرار گرفته. اما همیشه زمان، قضاوت درست را نشان داده است. امروز نیز چنین است. هیاهو میرود؛ تاریخ میماند. صدای تاریخ بلندتر از هر سخنی است و تاریخ ایران روشن و آشکار است.
آقای ترامپ دروغگو! برخی سخنان را باید پیش از جدی گرفتن، با تاریخ سنجید و تاریخ، داوریاش روشنتر از هر فریادی است. کشوری که هفت هزار سال میسازد، از تهدید نمیلرزد. ایران پیش از آنکه بسیاری از ملتها حتی نامی بیابند، تمدن داشت. این واقعیت را نمیتوان با یک جمله زیر سؤال برد.
آقای ترامپ! تو نماینده جزیره شیطان و رسوای بیپایان هستی! ایران عصر حجر را پشت سر گذاشته بود، وقتی جهان هنوز در تاریکی بود. سرزمینی که قانون نوشت، ادبیات آفرید، علم ساخت، نیاز به اثبات ندارد. اگر کسی تاریخ نمیداند، تقصیر تاریخ نیست. تقصیر نگاه سطحی است که نمیتواند عمق را بفهمد. ایران را باید با تازیانهٔ زمان سنجید، نه با تیترهای هیجانزده. این خاک هزار بار سوخته و هزار بار از میان خاکستر برخاسته. تمدنی که از دل آتش میگذرد، از حرفها نمیسوزد. هزاران سال پیش، ایرانیان امپراتوری ساختند که نظم و قانون معیارش بود. جهانی که امروز میشناسیم، وامدار آن نظم است.
تو نماینده جزیره اپستین جهان اگر صادق باشد، این را میپذیرد. اما حقیقت نیازمند پذیرش کسی نیست. حقیقت، حقیقت است. ایران با میراثی سخن میگوید که حتی نفیکنندگانش نمیتوانند نادیده بگیرند. از منشور حقوق بشر گرفته تا نخستین دانشگاههای جهان. ایران تمدنی است که نامش را باید با احترام برد، نه با تهدید. تهدید علیه تمدن مثل چاقو کشیدن به موج است. چیزی تغییر نمیکند، تنها ضعف تهدیدکننده آشکار میشود.
فرهنگ ایران نه واکنشی از سر خشم، که پاسخی از سر بزرگی دارد. زیرا بزرگی با فریاد به دست نمیآید؛ با تاریخ ساخته میشود. این سرزمین آنقدر بزرگ است که توهین را کوچک میکند و آنقدر ریشه دارد که بادها را جدی نمیگیرد.
ایران را نمیتوان به «عصر حجر» برگرداند. زیرا ایران از آغاز، عصر آگاهی بوده است. تاریخ ما نه با سنگ، که با قلم آغاز شد. تمدنی که با قلم شروع شود، با هیچ قدرتی پایان نمییابد. ایران در برابر نادانی، نه خشم، بلکه واقعیت خود را علم میکند.
و واقعیت ایران، کوه است؛ کوهی که با کلمه نمیریزد. ایران را اگر میشناختند، چنین سخنی نمیگفتند. اما نشناختن ایران، مشکل گوینده است نه مشکل ایران. ایران سرزمین مردمی است که زخم میخورند، اما نمیشکنند. سختی میبینند، اما فرو نمیریزند. تحقیر میشوند، اما خودشان را فراموش نمیکنند.
این ملت را تاریخ ساخته، نه حادثه. کشوری که حافظ و فردوسی دارد، از حرفها نمیترسد. فردوسی هزار سال پیش گفت: «تو با خاک یکسانش پنداشتی؟» و امروز نیز پاسخ همان است. ایران خاک نیست؛ هویت است و هویتها ویران نمیشوند. اگر کسی ایران را تهدید میکند، نخست باید تاریخ را بخواند و اگر تاریخ نخواند، تاریخ پاسخ او را خواهد داد. پاسخ تاریخ آرام است اما کوبنده. مثل حقیقت ایران.
آقای ترامپ! ایران را نمیتوان با جملات تحقیر کرد. این سرزمین با هر جملهای که گفته میشود، تنها بلندتر میشود. چون بزرگی واقعی با مقایسه نیست؛ با سابقه است و سابقهٔ ایران، ۹ هزار سال نور است. هرکس در برابر این نور بایستد، تنها سایهٔ خودش را بزرگ میکند.
اما نور همچنان نور است. ایران، نور ماندگار تاریخ است و تاریخ را نه حذف میتوان کرد، نه تهدید. ایران جوابش را با تمدن میدهد.
تمدنی که هیچ قدرتی توان خاموشکردنش را ندارد. زیرا این تمدن از خاک نیست؛ از آگاهی بشر ساخته شده. پس چه کسی میتواند آن را نابود کند؟ کسی که تاریخ نخوانده؟ کسی که ایران را نمیشناسد؟هیچکس نمیتواند. این حقیقتی است که جهان میداند و اگر کسی نمیداند، دیر یا زود خواهد فهمید. ایران را نمیتوان تهدید کرد؛ ایران را باید شناخت و شناخت ایران برای کسانی که تنها فریاد میزنند، سخت است. اما سختی حقیقت، از عظمت آن میآید و عظمت ایران، پاسخ همهٔ این حرفهاست.
آقای ترامپ! مطالعه شما از تاریخ کهن ایران ناچیز یا عقیم است. هفتهزار سال پایداری، اتفاقی نیست؛ حاصل کاروانی از خرد است. این سرزمین، همواره در سختیها دوباره برخاسته است. تاریخ این را بارها شاهد بوده. از یورشها تا فراز و فرودها، ایران هر بار قامت افراشته است. ملتی با چنین حافظهٔ تاریخی، از تهدید نمیهراسد. زیرا ریشههای عمیق، در برابر طوفان پابرجا میمانند.
آقای ترامپ! هرکس با این سرزمین روبهرو شد، چیزی از آن آموخت، بمباران دانشگاههای ایران کاری عبث و بیهوده است. این را بدان در ازمنهای که در سرزمین یانکیها جز قتل، دزدی، جهل، آدمکشی و بردهداری انتظاری بیش نبود؛ ایران در آن زمان در مسیر علم قدیمی سرآمد و قدیمی بود. جندیشاپور اولین دانشگاههای تاریخ را در خود جای میداد. پزشکی، فلسفه، ریاضیات و ستارهشناسی در این سرزمین سابقهای درخشان دارند. نامهایی چون ابنسینا، رازی، خوارزمی و بیرونی میراث دانشاند. جهان هنوز بر شانهٔ این دانشمندان میایستد. ایران از گذشته تا امروز دروازهٔ تبادل فرهنگها بوده است. راه ابریشم تنها مسیر تجارت نبود؛ مسیر دوستی و شناخت بود. هرکس با این سرزمین روبهرو شد، چیزی از آن آموخت. میراث ایران نه تنها برای ایرانیان، بلکه برای جهان است. این میراث بهراحتی دستخوش انکار نمیشود زیرا حقیقت نیازمند تأیید کسی نیست. آنکه تاریخ دارد، نیازی به فریاد ندارد.
آقای ترامپ! ایران میراثدار هنرهایی است که جهان را مجذوب میکند. خط، مینیاتور، فرش، معماری، موسیقی… هرکدام جهانیاند. هنر ایرانی زبان بینالمللی زیبایی است. ارزشهای آن در دل هر انسانی رسوخ میکند. اینها را نمیتوان ندیده گرفت. بهخصوص کسی که با تاریخ سر و کار داشته باشد. ایران نهتنها گذشته دارد، بلکه آیندهساز نیز هست. نسلی که امروز بر این خاک قدم میگذارد، میراثدار امید است. آنها میدانند چه چیزی را از گذشتگان گرفتهاند. کشور من نه در گذشته گیر کرده، نه از آینده گریزان است.
آقای ترامپ! بدان و آگاه باش؛ امروز نیز چنین است. هیاهو میرود؛ تاریخ میماند. صدای تاریخ بلندتر از هر سخنی است و تاریخ ایران روشن و آشکار است. تمدن ایران نه حاصل اتفاق، که نتیجهٔ مداومت است. کلام ایران همواره دعوت به گفتوگو بوده نه تهدید و نه تحقیر. منش ایرانی بر احترام استوار است. این ارزش در ادبیات او نیز نمود دارد. سعدی گفت: «بنیآدم اعضای یکدیگرند». این پیام هنوز جهانی است.
و در نهایت
آقای ترامپ مخوف! ایران، سرزمین کهن و پرافتخار، آمیخته با خاطرات هزاران جانِ شریفی است که در طول تاریخ، در راه دفاع از این آب و خاک، یا در مسیر سربلندی و کمال آن، جان فشاندهاند. یادِ این عزیزان، همچون نگینی بر تارک تاریخ این سرزمین میدرخشد و هرگز از خاطرها نخواهد رفت.
آقای ترامپ! نوگلانِ باغِ مدرسه شجره طیبه را هرگز فراموش نمیکنیم. این خاک، خود شاهدِ تلخترین و در عین حال حماسیترین لحظات بوده است؛ لحظاتی که در آن، نوگلانِ باغِ این سرزمین(شجره طیبه)، قربانیِ نیّتهای شوم و دسیسههای ناپاک گشتهاند. یادِ پرپر شدنِ جوانانی که میتوانستند ستارههای آینده ایران باشند، زخمی عمیق بر دلِ تاریخ نهاده است. این فقدان، سرمایهای گرانبها برای وجدانِ هر ایرانی است که هرگز فراموش نخواهد شد.
آقای کودککش! ما، وارثانِ این میراثِ پرشکوه، وظیفه داریم که یادِ پاکِ آنان را گرامی بداریم. یادِ کسانی که رفتند، اما رفتنشان، آغازِ ماندگاری شد؛ آنان که با جانِ شیرینِ خویش، درسِ پایداری و استقامت را به ما آموختند. خاطره فداکاریِ آنان، چونان نوری در دلِ تاریکیها، راهنمای راهمان خواهد بود.
این یاد، فریادِ خاموشیناپذیرِ ملت است؛ فریادی که در برابر هرگونه فراموشی یا کوچکشمردنِ این قربانیانِ بیگناه، به گوش میرسد. این نه فقط یک یادبود، بلکه پیمانی است از جانب ما، که راهِ آنان را پاس بداریم و میراثِ ایستادگی و انسانیتشان را زنده نگه داریم.
آنان رفتند، اما نامشان، راهشان، و پیامِ فداکاریشان، برای همیشه در تاریخِ این سرزمین زنده خواهد ماند. ما، با روحی سرشار از اقتدار و صلابت، یادِ این عزیزان را پاس میداریم و عهد میبندیم که هرگز فراموش نکنیم.
انتهای پیام