
به گزارش ایکنا، در ایام چهلمین روز عروج ملکوتی قائد عظیمالشأن، حضرت آیتالله العظمی خامنهای (ره)، جامعه ایران در تلاقی میان «سوگ عمیق» و «حماسهای بینظیر» قرار گرفته است. به همین مناسبت حجتالاسلام والمسلمین مصطفی رستمی، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، با حضور در برنامه تلویزیونی «۲۰»، به واکاوی ابعاد مکتب حکمرانی امام شهید و نقش تمدنی ملت ایران در تقابل با قدرتهای استعماری پرداخت.
وی در این گفتوگو، ضمن نقد الگوهای پوشالی دموکراسی غربی، بر جایگاه رفیع جوانان در پیشبرد اهداف چهل سال دوم انقلاب تأکید کرد. مشروح سخنان را در ادامه میخوانیم:
اکنون در ایام اربعین حماسی امام شهیدمان هستیم. سؤالی که مطرح میشود این است که برای این شهید بزرگ چگونه باید عزاداری کنیم و وظیفه ما چیست؟
واقعیت این است که همانطور که در ابتدای گفتوگو اشاره شد، ما هنوز باورمان نمیشود چه اتفاقی افتاده است. از دست دادن این امام عزیز، همزمان شد با ورود ما به یک جنگ ناجوانمردانه با قویترین قدرت شیطانی و طاغوت عالم. اگر تاریخ ایران را ورق بزنیم، از دوران حمله اسکندر گرفته تا دوران ورود قدرتهای استعماری در عصر قاجار و پهلوی، در هیچ دورهای ملت ایران با چنین قدرت مستکبری پنجهدرپنجه نشده بود. در دوران باستان، اگر نبردی بود، میان دو ابرقدرتِ هموزن بود؛ اما امروز، مردمی بهپاخاسته که تحت شدیدترین تحریمها و فشارها هستند، در برابر قدرتی ایستادهاند که مدعی «ارتش اول دنیا» است و حتی با همپیمانان خود با تحقیر برخورد میکند.
ملت ایران دندان این دشمن را در دهانش خرد کرد و او را وادار به عقبنشینی و التماس برای آتشبس نمود. ما میدانیم این دشمن اصلاً قابل اعتماد نیست؛ اگر قدرتمند باشیم حقمان را میگیریم و اگر ضعیف باشیم، او حتی به دوستان خودش هم رحم نمیکند.
در این چهل شب، ورود به این حماسه بزرگ، فرصت سوگواریِ صرف را به ما نداد. مردم داغدار بودند و پدر از دست داده بودند، اما تقابل با این قلدر بینالمللی چنان اهمیتی داشت که تمام همت، ذهن و عاطفه ملت مصروف این حماسه شد. اکنون که فراغتی نسبی حاصل شده، تازه داغها در حال تازه شدن است و عظمت این مصیبت و جای خالی آن عزیز بیشتر احساس میشود.
الگوی ما، حماسه اهل بیتیِ ایرانی است که ترکیبی منحصربهفرد از «شعور» و «عاطفه» است. در کجای عالم سراغ دارید که از دلِ عزا، «قهرمان» متولد شود؟ سوگ به طور طبیعی باید افسردهکننده یا صرفاً تخلیهکننده هیجانات باشد، اما عزای حسینی اینگونه نیست. از دل این سوگ، حرکت، رشد و قوت ایجاد میشود و در آن خبری از فرسودگی و ناامیدی نیست.
ما هنوز وسط جنگ هستیم، حتی اگر به آتشبس منجر شود. همانطور که امام راحل(رضوانالله تعالی علیه) در پیام قطعنامه فرمودند: «جنگ ما جنگ اسلام و کفر است؛ جنگ فقر و غنا، جنگ اسلام ناب و اسلام آمریکایی، جنگ پابرهنگان و مستکبران.» این جنگ پایانپذیر نیست و تنها شکل آن تغییر میکند. بنابراین، سوگ ما برای این پدر عزیز و رهبر مهربانمان، سوگی است که به ما توان ادامه این مبارزه تاریخی را میدهد.
فضای عمومی جامعه دانشگاهی پس از حوادث اخیر و شهادت حضرت آقا چگونه بود.
باید به تعبیر رهبر عزیزمان، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای (که خدا حفظشان کند) اشاره کنم. ایشان در اولین پیامشان فرمودند که مردم در سال جاری وارد سه جنگ شدند؛ جنگ دوازدهروزهای که وسط مذاکرات تحمیل شد و در آن فرماندهان و دانشمندان دانشگاهی به شهادت رسیدند، کودتای دیماه، و سپس جنگ رمضان و جنگ تحمیلیای که اکنون در آن قرار داریم.
یکی از نقاط کانونی طراحیهای دشمن که بسیار روی آن سرمایهگذاری کرده، حوزه جریان جوان و دانشجویی است. جریان جوان، جریانی آرمانخواه است که بیش از سایر اقشار در فضاهای مجازی و شبکههای اجتماعی حضور دارد؛ لذا کسانی که میخواهند پیامی را به مردم ایران القا کنند، جوانان را مخاطب اصلی خود قرار میدهند. در این شرایط، دانشگاه محیط مهمی برای چالشها و البته پاسخ به این چالشهاست.
حقیقت دانشگاه آن چیزی نیست که گاهی در بوق و کرنا میشود. ما میبینیم که عدهای قلیل و اندک، متأثر از اخلاق منحط غربی، رفتارهایی از خود نشان میدهند که در یک محیط دانشگاهی ۱۰ یا ۱۵ هزار نفره ممکن است به چشم بیاید؛ اما نقطه مهم و اصلی اینجاست که از دل همین دانشگاه، بچههایی که سختیِ مواجهه را میبینند، پای کار میایستند. آنها با وجود بیاخلاقیها و حتی فحاشیهای رکیکی که گاهی به آنها میشد، پای مردم، نظام و رهبرشان ایستادند.
امیدی که ما به آینده داریم، توسط همین جوانان رقم میخورد. همانطور که در فضای دفاع مقدس دیدیم و سردار حاجیزاده هم زمانی میفرمودند که متوسط سن بچههای موشکی ما (از کادر تا فرماندهان) ۳۰ تا ۳۳ سال است؛ یعنی جریان جوان، پیشران دفاعی کشور را هدایت میکند. در فضای فعلی هم همینگونه است.

با وجود اینکه دانشگاهها به دلیل شرایط امنیتی و خباثت دشمن (که حریم هیچجا از کنیسه و مدرسه تا دانشگاه را رعایت نمیکرد) به صورت حضوری تعطیل بود، اما دانشجویان در صحنه حضور داشتند. ما شهید عزیزی از دانشجویان نخبه دانشگاه امیرکبیر داریم که خانوادهاش اصلاً مطلع نبودند او در فعالیتهای امنیتی و ایست و بازرسی حضور دارد. وقتی خبر شهادت او را در حمله رژیم نحس صهیونیستی به ایستوبازرسی (در هفته تیرماه) به خانوادهاش دادند، باور نمیکردند که این بچه نخبه در کنار درسش، فعالیت جهادی و امنیتی برای مردم انجام میدهد. بسیاری از بچهها اینگونه بودند؛ روزها روزهدار، شبها موکبدار و نیمهشبها در فضای حفظ امنیت و مراقبت از مردم. واقعاً مجاهدانه در این عرصه ایستادند.
حضرت آقا امام شهیدمان (ره)، نگاه ویژهای به جوانان داشتند و شما به عنوان یکی از رابطین نسل جدید با ایشان، شاهد این توصیفات و نکات بودهاید. از نگاه ایشان به جوانان و مردم برایمان بگویید.
یکی از افتخارات و در عین حال مظلومیتهای نظام اسلامی، نوع نگاه بزرگان آن به نقش مردم در حکمرانی است. در دنیا الگوهایی تحت عنوان «دموکراسی» مدعی هستند که حاکمان با رأی مردم انتخاب میشوند؛ اما خروجی این الگو در جوامع غربی، افرادی نظیر ترامپ و نتانیاهو هستند. شخصیتهایی که حتی برای شهروندان خودشان مایه شرمساریاند؛ افرادی با سوابق سیاه اخلاقی و حقوقی که ریشه در ساختارهای قدرت و جریانهای فاسدی همچون ماجرای «جزیره اپستین» دارند. این فرد (ترامپ)، برآمده از دلِ قدرتمندترین کشور اقتصادی و نظامی غرب است.
در مقابل، الگوی مردمسالاری در نظام اسلامی، برآمده از اندیشه اهل بیت(علیهمالسلام) است. این نظریه طی قرنها توسط علمای بزرگ تبیین شد تا در نهایت توسط امام راحل(ره) به یک نظام الگو و عملیاتی تبدیل گردید. ما در طول ۳۷ سال حکومت امام شهیدمان(ره)، مدلِ اجرا شده و کاملِ این اندیشه را شاهد بودیم.
در این نگاه، مردم دو نقش کلیدی دارند:
- مأموریت: حضور مردم در صحنه، شکلدهنده به حاکمیت و پیشبرنده اهداف نظام است.
- مشروعیتبخشی: از منظر دینی، اگر مردم حکومتی را نخواهند، تحمیل آن حکومت حتی توسط یک فرد صالح، «نامشروع» است.
این سیره را در مواجهه امیرالمؤمنین (ع) و اهل بیت با مردم نیز میبینیم. در اندیشه سیاسی حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری (که بهترین مفسر مکتب امام هستند)، بحث مشروعیت یک موضوع تشریفاتی یا نمایشی نیست؛ بلکه یک واقعیت اصیل است. اگر مردم همراه نباشند، اجبار و الزام آنها حتی به سمت «حق» نیز نامشروع تلقی میشود.
ایشان جوانان را نه فقط مخاطب، بلکه بازوی اصلیِ تحقق این مردمسالاری و پیشرانِ حرکت نظام به سوی تمدن نوین اسلامی میدانستند.
اهتمام ویژه رهبری به بیانیه گام دوم
بیانیه گام دوم یکی از مهمترین پیامهای دوران حیات حضرت آقا بود. ایشان برخلاف رویهی معمولشان که کمتر بر پیگیری شخصی یک متن خاص تأکید میکردند، در مورد این بیانیه به افراد متعددی فرمودند: «من برای این متن وقت زیادی گذاشتهام.» ایشان مجدانه از نخبگان و مسئولان میخواستند که برای تبیین این بیانیه و تبدیل آن به یک «گفتمان عمومی» تلاش کنند.
متأسفانه پس از صدور این بیانیه، با چالشهایی روبرو شدیم؛ از جمله وقوع برخی حوادث سیاسی و سپس همهگیری کرونا که منجر به تعطیلی دو ساله مراکز آموزشی و تربیتی شد. این تعطیلی طولانیمدت، آسیبهای جدی به فضای گفتمانی و تربیتی کشور وارد کرد که خود جای نقد و بررسی دقیق دارد.
جوانان؛ مخاطب اصلی چهل سال دوم
حضرت آقا در این پیام تاریخی، مخاطب اصلی انتظارات خود برای چهل سال دوم انقلاب را «جوانان» قرار دادند. ایشان در قالب هفت توصیه کلیدی در حوزههای: علم و پژوهش، معنویت و اخلاق، اقتصاد، عدالت و مبارزه با فساد، استقلال و آزادی، عزت ملی و روابط خارجی، سبک زندگی مسیر آینده را ترسیم کردند.
امید؛ شاهبیت و کلید واژه اصلی
پیش از ورود به هر توصیهای، ایشان یک «شاهبیت» اساسی را مطرح کردند و آن «امید» است. ایشان تأکید داشتند که نخستین و ریشهایترین جهاد، راندن ترس و ناامیدی از خود و دیگران است. این امید، یک خوشبینی سادهلوحانه نیست، بلکه باوری عمیق و صادقانه است به:
- ظرفیتهای عظیم کشور و مردم.
- آینده روشن ایران اسلامی.
- حتمی بودن پیروزی و موفقیت در نبردهای پیش رو.
ایشان معتقد بودند بدون این نگاه امیدوارانه، هیچکدام از آن توصیههای هفتگانه محقق نخواهد شد؛ چرا که امید، موتور محرک حماسه و پیشرفت است.
انتهای پیام