
به قلم سید مصطفی میرزاباقری برزی؛ تحلیلگر مسائل سیاسی و بینالملل
پس از ۴۷ سال تنش و رویارویی، روابط میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا سرانجام به نقطهای حساس و تعیینکننده رسیده است.
سالها واهمه از وقوع جنگی تمامعیار، محور اصلی دغدغههای سیاسی و حتی مباحث انتخاباتی در داخل کشور بوده است؛ دغدغهای که اکنون با تغییر معادلات میدانی و فشارهای حداکثری، به نظر میرسد با هوشمندی و مقاومت مثالزدنی ملت ایران، به نقطه پایانی خود نزدیک شده و سایه جنگ را دور کرده است.
این تحول، مرهون ایمان به مسیر مقاومت و درایت رهبر شهید انقلاب است که همواره بر فتح قلهها از مسیر ایستادگی تأکید داشتند؛ فرمایشی که شاید در گذشته در عمق جان بسیاری باورپذیر نبود، اما اکنون عینیت یافته است.
ریشه اصلی اختلافات میان ایران و آمریکا، همواره در «زورگویی» و «عدم پذیرش حقوق مسلم ایران» از سوی کاخ سفید بوده است. چنانکه رهبر شهید انقلاب نیز صراحتا اعلام کردند، منظور از شعار «مرگ بر آمریکا»، دولتمردان زورگو و سیاستهای خصمانه ایالات متحده است نه ملت آمریکا، واین بدان معناست که اگر ایالات متحده روزی به حقوق بر حق ایران اذعان کند و دست از زیادهخواهی بردارد، فصل نوین و متفاوتی در روابط دو کشور میتواند آغاز شود، چرا که در عرصه بینالملل، هیچ دوستی یا دشمنی دائمی نیست.
مقاومت دلیرانه ملت ایران و ضربات کوبنده نیروهای مسلح و محورهای مقاومت در منطقه چه در جنگ 12 روزه و چه در جنگ 40 روزه رمضان، سرانجام باعث شد تا کارت ۴۷ ساله دشمنان برای حمله نظامی و تحمیل تسلیم به ایران بسوزد و این دستاورد بزرگ، نتیجه سالها ایستادگی بر اصول و دفاع از منافع ملی است.
اکنون، جامعه ایران و حتی بسیاری از ناظران بینالمللی، در آستانه آغاز عصری جدید در روابط منطقهای و بینالمللی قرار گرفتهاند. درک این نکته که نمیتوان طرف مقابل را از راه زور به زانو درآورد، برای طرف قلدرتر (آمریکا)، یک درک و باور حیاتی است که به نظر میرسد اکنون به آن رسیدهاند و این نقطه، همان جایی است که توافقات و تفاهمات پایدار میتوانند شکل بگیرند.
گرچه هنوز برای خوشبینی مطلق زود است؛ چرا که مکر طرف مقابل و دیوار بلند بیاعتمادی میان دو کشور همچنان پابرجاست، اما بدون شک فرصتی تاریخی پیش روی ایران قرار دارد. ایران با داشتن دستی بالا در میدان نبرد و در اختیار داشتن کارتهای سوخته متعدد (ناشی از شکست سیاست فشار حداکثری)، میتواند از این موقعیت برای گرفتن امتیازات راهبردی از آمریکا به ویژه در شرایطی که دونالد ترامپ به دنبال راهی برای خروج از شکست خفتبار فشار حداکثری و ارائه دستاوردی به افکار عمومی خود است، بهره ببرد.
اکنون و در این دو هفته حساس پیش رو، ایران نیازمند زیرکی و ذکاوت دیپلماتیک است. پرهیز از تحریک و تحقیر بیش از اندازه طرف مقابل، میتواند به کسب امتیازات بهتر در میز مذاکره کمک کند. اشتباهات محاسباتی در این شرایط که افراد و جریانهای بسیاری به دنبال بر هم زدن بازی و ایجاد تنش مجدد هستند، میتواند کل دستاوردهای حاصل از مقاومت را به باد دهد.
باید توجه داشت که کشورهای منطقه، لابی صهیونیستی، نتانیاهو و جریانهای ضد انقلاب در خارج از کشور که اکنون عزادار شکست سیاستهایشان شدهاند، تمام تلاش خود را در این دو هفته برای بر هم زدن معادلات و ایجاد تنش مجدد به کار خواهند گرفت. هوشیاری در برابر این دسیسهها حیاتی است. علاوه بر این، نباید فراموش کرد که ترامپ، به عنوان یک شخصیت دمدمی مزاج و بیثبات، ممکن است تحت تاثیر عوامل مختلف، دست به رفتارهای غیرمنتظرهای بزند که این خود، لزوم آمادگی و انعطافپذیری در دیپلماسی ایران را دوچندان میکند.
اکنون زمان آن است که ملت ایران با وحدتی مثالزدنی همیشگی خود در کنار یکدیگر ایستاده و به تصمیمگیران کشور اعتماد کنند. این اعتماد و انسجام داخلی، پشتوانه محکمی برای دیپلماتهای کشور خواهد بود تا بتوانند در عرصه بینالمللی، دستاوردهای بزرگ میدانی را به پیروزیهای سیاسی و تثبیت منافع ملی بدل کنند. پس از این جنگ قهرمانانه در عرصه فشار حداکثری، اکنون نوبت آن است که با درایت و هوشمندی، گام در مسیر حل تخاصم و کاهش تنشهای غیرضروری برداشته شود.
به نظر نگارنده، در این دوره از تاریخ (نه آینده) رویارویی ایران و آمریکا از مرحله تقابل نظامی احتمالی به بزنگاهی برای دیپلماسی و اثبات بلوغ راهبردی رسیده است. با سوخت شدن کارتهای فشار حداکثری، آمریکا اکنون در موضع ضعف قرار گرفته و ایران با دستی بالا میتواند مسیر را برای حل اختلافات هموار کند. اما کلید این موفقیت، در هوشمندی دیپلماتیک و مدیریت دو هفته حساس پیش رو نهفته است. البته این فرصت، با چالشهای جدی همراه است؛ از مکر طرف مقابل و دیوار بلند بیاعتمادی گرفته تا بازیگران مخرب داخلی و خارجی که به دنبال بر هم زدن توازن فعلی هستند.
به هر حال پیروزی محور مقاومت در منطقه، معادلات را به نفع ایران تغییر داده و فرصتی تاریخی برای حل اختلافات فراهم کرده است، با این حال مسیر پیش رو نیازمند هوشمندی، وحدت ملی، و درایت دیپلماتیک برای مدیریت چالشها و بهرهبرداری از این فرصت است تا فصل جدیدی از تعاملات، با کمترین هزینه و بیشترین منفعت برای جمهوری اسلامی ایران رقم بخورد.
انتهای پیام