کد خبر: 4345835
تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۷
در نشست «جمع متفاوت‌ها و ساختن مای جمعی در شرایط جنگی» مطرح شد

فرصت بالقوه پس از جنگ/ «مای جمعی» ایران را بسازیم

در نشست «جمع متفاوت‌ها و ساختن مای جمعی در شرایط جنگی» با تأکید بر اینکه «مای جمعی» با تجمیع متکثرها ساخته می‌شود، تصریح شد: دیگران متفاوت را نباید طرد کرد. وحدت در عین کثرت معنای سازنده وحدت است.

فرصت بالقوه پس از جنگ؛ «مای جمعی» ایران را بسازیمبه گزارش خبرنگار ایکنا، نشست علمی «جمع متفاوت‌ها و ساختن مای جمعی در شرایط جنگی» به همت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، امروز شنبه 22 فروردین‌ماه با سخنرانی مسعود گلچین، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی و محمدرضا کلاهی، عضو هیئت‌ علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به صورت آنلاین و در بستر اسکای روم برگزار شد.

در این نشست مسعود گلچین، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی گفت: جنگ پدیده‌ای است که هم به جنبه بیولوژیک انسان مربوط می‌شود و هم پدیده‌ای است انسانی و اجتماعی. طبق تعاریفی که وجود دارد جنگ نوعی کنش معنادار و طرفینی است و از قواعد و شیوه‌های عملی پیروی می‌کند که بر همین اساس، آن را جزو پدیده‌های اجتماعی می‌دانیم و در رشته‌های مختلف روانشناسی اجتماعی، علوم تربیتی، اقتصاد، سیاست و ... به جنبه‌های مختلف موضوع جنگ پرداخته می‌شود.

وی ادامه داد: از سوی برخی نظریه‌پردازان مطرح شده است که جنگ و نزاع نتیجه سازماندهی نامناسب اجتماعی است. قبلاً این تصور وجود داشت که منابع محدود است و هر کسی قدرت بیشتری داشته باشد می‌جنگد تا منابع را به دست آورد اما وقتی علم و صنعت پیشرفت کرد و انسان‌ها توانستند نیازهایشان را از طریق علم برطرف کنند دیگر نیاز نیست که باهم بجنگند زیرا چیزی که نیاز دارند از طریق علم به دست می‌آید. اما اینگونه نشد و مدرنیته کمک کرد جنگ خطرناک‌تر شود و تخریب بیشتری ایجاد کند و این مسئله موجب سرخودگی شد.

گلچین اظهار کرد: علم و صنعت، جنگ را صنعتی کرد و بر اساس نظریات تافلر در موج سوم، کشتار سفارشی به جای کشتار انبوه در موج دوم شکل گرفت و برای اینکه کشورها به هدف خودشان برسند علم را بیشتر برای پیشبرد جنگ به کار بردند. گفته می شود جنگ جهانی اول جنگ شیمی، جنگ جهانی دوم جنگ فیزیک و جنگ کنونی جنگ ارتباطات و استفاده از تکنولوژی ارتباطی است.

وی افزود: جنگ موجب شد از بسیاری از علوم برای تهدید یا دفع تهدید استفاده شود و تصوری که بنیانگذاران جامعه‌شناسی داشتند که با پیشرفت علم انسان نیاز خود را رفع خواهد کرد و نیازی به جنگ نیست، غلط از آب درآمد. در خصوص اینکه چرا جنگ رخ می‌دهد نظرات مختلفی مطرح شده است، اما در مورد جنگ فعلی، جنگ 12 روزه و اتفاقات دی ماه سال گذشته که به نظر من دنباله جنگ 12 روزه بود، آنچه اتفاق افتاد نتیجه زمینه‌سازی‌هایی بود که از سال‌ها پیش علیه جامعه ایران و سیستم حکومتی وجود داشت و به ترتیبی بود که به فروپاشی منجر شود.

استاد جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی افزود: آنچه اتفاق افتاد، نشان داد در جامعه ما حداقل «دوپارگی» داریم و جمعیتی در حال افزایش، به سمت الگوهای فرهنگی، اجتماعی، زیستی و گنشگری غرب رفته‌اند و رسانه‌های فارسی‌زبان تلاش کردند در این زمینه نقش‌آفرین باشند؛ در حالی که بخشی از جامعه از نظر فکری، عقیدتی و سیاسی با این گروه فرق می‌کنند و این دوپارگی در سبک‌های زندگی وجود دارد اما در خصوص اینکه چرا این جنگ رخ داد تئوری‌های مختلفی در جامعه‌شناسی، علوم سیاسی و ... وجود دارد. برخی معتقدند جنگ کنونی نتیجه شعارها، سبک‌سری‌ها و عملکرد جمهوری اسلامی است و رسانه‌هایی مثل اینترنشنال که ابتدا بودجه خود را از دولت سعودی می‌گرفت اما بعد از توافق ایران و عربستان این اسرائیل بود که پول آنها را می‌پردازد و این رسانه حتی را با رسانه‌های چپ‌گرای اسرائیل فرق دارد و می‌توان گفت رسانه ارتش اسرائیل و نتانیاهو است، همین تفکر را تبلیغ می‌کند که جمهوری اسلامی هر چه قدر زودتر برود و هر کس دیگری جای آن بیاید، بهتر است.

وی بیان کرد: من در جنگ قبلی رسانه‌های خارجی و فارسی زبان را دنبال می‌کردم اما در جنگ فعلی برای ممانعت از اثر منفی که بر روی روان ما می‌گذارد، این کار را نکردم. طیفی وجود دارد از افرادی که این جنگ را نتیجه شعارهای ما و برنامه‌ریزی غلط جمهوری اسلامی دانسته و غرب را پاک و پاکیزه می‌دانند تا آنهایی که کاملاً برعکس این تفکر را دارند اما از نظر من آمریکا و اسرائیل ایدئولوژیک هستند و حتی از قبل از انقلاب تلاش داشتند منابع ما را از ما بگیرند که با پیروزی انقلاب اسلامی این هدف آن‌ها محقق نشد.

گلچین بیان کرد: برخی مطرح می‌کنند ما می‌توانیم مثل مالزی باشیم (کشوری اسلامی که با آمریکا دشمنی ندارد و در صلح زندگی می‌کند) اما شرایط تاریخی، جغرافیایی، منابعی، بزرگی، جمعیت، تنوع و ... ایران این امکان را نمی‌دهد که ما مثل کشورهای شرق آسیا باشیم و قدرت‌های بین‌المللی نیز با ما چنین رابطه‌ای نخواهند داشت و ما در یک خطر و تهدید بین‌المللی قرار داریم. آنچه طی این مدت رخ داد، با برنامه‌ریزی بوده است. در جنگ 12 روزه ابتدا دیدیم بر روی نفی دشمن و «نه» به دشمن و جنگ وحدت مردمی شکل گرفت و با رفتار خوب دولت که این‌بار نیز تداوم پیدا کرد و کمک‌رسانی در همه مناطق و حضور مسئولان به سمت وجه مثبت حرکت کرد و نفی دشمن به عنصر وحدت‌بخشی بین همه ما منجر به بحث وطن، پرچم و ایران شد.

وی اظهار کرد: ممکن است بگوییم جمهوری اسلامی در گذشته به نمادهای ملی توجه نمی‌کرد و حالا این ضرورت به وجود آمده است اما هیچ جامعه‌ای بدون ارزش‌های مشترک نمی‌تواند وجود داشته باشد. در جنگ‌ها و تهدیدهای بیرونی تلاش برای ارتباط افراد و گروه‌ها با هم افزایش پیدا می‌کند و حتی آسیب‌های اجتماعی و ... نیز کاهش پیدا می‌کند. غذا درست کردن، کمک کردن در تجمع‌ها و ... موجب شد که وفاق، شور همدلی، همگرایی، همبستگی و همدیگر را یافتن و بر سر اختلاف‌ها بحث نکردن بیشتر شود و نوعی همدلی به وجود بیاید و از شکل «نه به جنگ» به وحدت بر سر ارزش‌هایی مثل وطن، تمدن، پرچم و ... برسیم.

استاد جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی ادامه داد: البته شرایط استان‌های مختلف متفاوت بود؛ برخی استان‌ها کمتر درگیر آسیب‌ها بودند و ممکن است در برخی از مناطق مردم حس کمتری از جنگ را داشته باشند و همچنان مخالف فکر کنند اما به تدریج با شرایطی که به وجود آمد، بسیاری متوجه شدند که این تهدید نسبت به وطن، کشور و انسجام ملی است. علائم و نشانه‌های زیادی نشان می‌داد که هیچ کمکی از سوی دشمن در میان نیست و همه اینها برنامه‌ریزی و مقدمه برای جنگ است و معلوم بود که جنگ رخ خواهد داد.

وی بیان کرد: من معتقدم در ایران، سیستم دهه‌ها خود را برای این جنگ آماده می‌کرد اگر چه از نظر سیاسی نیز در تلاش بود این جنگ رخ ندهد، اما کابینه‌ای که در دولت ترامپ تشکیل شد، بر اساس باور بسیاری کابینه جنگ بود و فقط تسلیم محض ایران را می‌خواستند و همان کاری که در دوره قاجار انجام دادند را می‌خواستند با ایران بکنند. 

فرصت بالقوه پس از جنگ؛ «مای جمعی» ایران را بسازیمدر ادامه این نشست، محمدرضا کلاهی، عضو هیئت‌ علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به بیان نظرات خود پرداخت و گفت: با بروز این جنگ گویی از خوابی بیدار شده‌ایم و با افرادی مواجهه می‌شویم که قبلاً فکر می‌کردیم آن‌ها را می‌شناسیم اما اکنون به انسان‌های متفاوتی تبدیل شده‌اند؛ افرادی که فکر می‌کردیم انسان‌های معقولی هستند به طرفدار پهلوی تبدیل شده‌اند، افرادی که فکر می‌کردیم صلح‌طلب هستند با آتس‌بس مخالفت می‌کنند، افرادی که فکر می‌کردیم مخالف نظامند، از آن حمایت می‌کنند و ... .

وی افزود: در سطح جهانی نیز معادلات عوض شده و ابرقدرتی که فکر می‌کردیم اگر اراده کند یک شبه می‌تواند ما را محو کند، بعد از 40 روز مستأصل شده است. صف‌بندی‌ها در جهان نیز در حال عوض شدن است. از ارتباطات شخصی و تجربه شخصی خودمان تا سطح معادلات جهانی همه چیز عوض شده و در این شرایط ما نیاز داریم که مکث کنیم.

کلاهی بیان کرد: گویی نظم ذهنی ما را هم موشک‌ها منفجر کرده‌اند و آنچه تثبیت شده بود را به هم ریخته‌اند و در وضعیتی هستیم که باید دوباره این جهان را از اول بسازیم. وضعیت ما سرشار از پتانسل است و همه فعلیت‌ها از هم پاشیده و ما در جهان بالقوه‌هایی هستیم که باید ساخته شوند و دوباره باید روایت‌هایمان را بسازیم و این نقطه مهمی است که یک فرصت است.

وی ادامه داد: این جنگ خرابی‌های بزرگی ایجاد کرده اما فرصتی است که در این لحظه بالقوگی، شروع کنیم و بنای درست‌تری بر آنچه قبلاً بوده بگذاریم. غیر از تحلیل وضعیت که چه شد به اینجا رسیدیم، تلاش مهم‌تر برای تغییر وضعیت و ساختن وضعیت جدید است و اینکه چگونه می‌توانیم وضعیت جدید را بهتر از قبل بسازیم و روایتی از «مای» جمعی مسلط کنیم که مسئله‌های قبل را نداشته باشد و مای قدرتمندتری را شکل بدهیم و جامعه قدرتمندتری را بسازیم.

عضو هیئت‌ علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم بیان کرد: زمان تحلیلم را از دی ماه 1404 قرار می‌دهم. در دی ماه سال گذشته، انقلاب ذهنی اتفاق افتاد. انقلاب به معنای فروریختن نظم حاکم است، نظم سیاسی 1404 به لحاظ عینی فرو نریخت اما به لحاظ ذهنی فرو ریخت و بخش زیادی از مردم ارتباطش با نظام سیاسی مثل قبل نبود و یک گروه وفاداران و یک گروه دشمنان نظم سیاسی حاکم ایجاد شد که ویژگی هر دو گروه این است که دیگر ارتباط منطقی با نظم سیاسی ندارند یا به هر قیمت موافق و یا به هر قیمتی مخالف آن هستند.

وی افزود: عده‌ای این تفکر را داشتند که دیگر شهروند نظام سیاسی موجود نیستند و همه چیز دیگر تمام شده، در انتها و پایان این نظم سیاسی هستیم و این نظام سیاسی دیگر ادامه پیدا نخواهد کرد؛ این اطمینانی بود که در ذهن مخالفان وجود داشت. این فروپاشی نظم سیاسی در ذهن‌ها و این انقلاب ذهنی یک وجه ایجابی هم می‌توانست در خود داشته باشد و آن وجه ایجابی این بود که در آن امید بستن پیشین به دولت به عنوان نیرویی که قرار است وضعیت را آنگونه که بایسته است بسازد، از بین رفت و موجب شد نیروی اصلی تغییر از دولت به سمت جامعه تغییر پیدا کرد.

کلاهی ابراز کرد: اما این اتفاق رخ نداد و همزمان با فاصله اندکی با دی 1404 آرام آرام زمزمه تهاجم خارجی شروع شد و ناوهای آمریکایی به سمت خلیج فارس حرکت کردند و سخنرانی پهلوی‌گراها شروع شد که منجی آسمانی خواهد آمد و شما را نجات خواهد داد. این مسائل موجب شد امیدی از دولت برای تغییر به سمت جامعه حرکت کرده بود، به سمت منجی گرایی خارجی برود. در جامعه ما دوباره یک منجی‌گرایی ظهور کرد و فضای دوقطبی وفاداران نظام که همچنان قدرت سیاسی حاکم را منجی می‌دانستند و یک سمت مخالفان نظام که نیروی خارجی را منجی می‌دانستند، شکل گرفت.

وی ادامه داد: من قبل از جنگ گفته بودم که این نگاه منجی‌گرایانه به نیروی خارجی و این پهلوی‌گرایی متکی به ناوهایی است که در پشت خط ایستاده‌اند و گفتم که این ناوها چه جنگ شود و چه جنگ نشود به زودی خواهند رفت و جمهوری اسلامی خواهد بود و روزی که این ناوها بروند، این نگاه به نیروی خارجی شکست خورده و فضایی از افسردگی و استیصال شدیدتر بین مخالفان نظم موجود شکل خواهد گرفت.

عضو هیئت‌ علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم ادامه داد: اکنون همین اتفاق بعد از 50 روز رخ داده است. اما این استیصالی که در نتیجه این وضعیت ایجاد شده در درون خود پتانسلی نهفته دارد و آن همان پتانسیلی است که هنگام قطع امید از منجی داخلی می‌توانست ایجاد شود، یعنی برگشت به منجی واقعی که خود جامعه است یعنی همان «مای جمعی» که سوژه اصلی نیرویی است که باید تغییر ایجاد کند. ما با قطع امید از دولت به عنوان نیروی اصلی تغییر و قطع امید از نیروی خارجی، در جایی قرار داریم که باید مای جمعی را به عنوان محور تغییر قرار دهیم و مسئولیت خود را در قبال آن بپذیریم.

وی افزود: ما باید خودمان را بسازیم. سؤال اصلی این است که چگونه باید خودمان را به عنوان «ما» در وضعیت جدید بسازیم و این مای جمعی چطور می‌تواند ساخته شود؟ می‌دانیم که در وضعیت به شدت قطبی شده قرار داریم. از یک طرف قبل از شروع جنگ وقتی ناوها به سمت خلیج فارس می‌آمدند هر نوع مخالفتی با شروع جنگ از جانب نیروهای مخالف جمهوری اسلامی نوعی محافظه‌کاری و دفاع از جمهوری اسلامی تلقی می‌شد و گویا نوعی خیانت بود و افرادی که مخالف جنگ بودند متهم می‌شدند که شما رانت‌خوار هستید که مخالف جنگید و گویی هر گونه تلاش برای تغییر وضعیت در داخل ناممکن است مگر از طریق مداخله خارجی. وقتی جنگ شروع شد، مخالفت با جنگ از سمت مخالفان جمهوری اسلامی نوعی خیانت تلقی می‌شد و نکته جالب اینکه از سوی موافقان جمهوری اسلامی نیز مخالفت با جنگ خیانت و همراهی با دشمن خارجی محسوب می‌شد؛ مثل واکنش‌ها به نامه آقای ظریف؛ گویی تنها نیروی تغییردهنده نظم جهان نیروی خارجی است، موافقان نظام جمهوری اسلامی نیز تنها عامل تغییر را نیروی نظامی می‌دانستند.  

کلاهی اظهار کرد: اما چطور می‌شود مخالف جنگ بود اما نگاهی انتقادی به وضع موجود (چه وضع موجود داخلی و چه وضع موجود جهانی) هم داشت؟ پاسخ این است: «در مخالفت با نظامی‌گری به عنوان عامل تغییر». نیروی نظامی چه در داخل و چه از خارج در نهایت ویرانگر است، بنابراین نیروی اصلی تغییر نیروی مردمی، اجتماعی و جنبش‌های اجتماعی هستند اما «مای جمعی» چگونه می‌تواند ساخته شود؟ یکی از پاسخ‌های رایج «وحدت» است. یعنی اختلاف‌ها را کنار بگذاریم و بر نقاط اشتراک تأکید کنیم. اما از وحدت دو نگاه «مخرب» و «سازنده» می‌توان برداشت کرد که متأسفانه معمولاً نگاه تخریبی وحدت سال‌ها در ایران در نظر گرفته شده است.

وی ابراز کرد: ما نیاز به چرخش از نگاه مخرب وحدت به معنای سازنده وحدت داریم. معنایی که وحدت را به معنای یکسان‌سازی همگان با هم و از بین بردن تفاوت‌ها می‌داند، نگاه مخرب وحدت است؛ معنایی که امکان ساختن مای جمعی را فراهم نمی‌کند، بنابراین از این معنا باید به معنای فراگیر، شمول‌گرا و معنایی که وحدت را به معنای جمع متفاوت‌ها می‌بیند، برویم. نباید تفاوت‌ها را نادیده گرفت، نباید اختلاف‌ها را کنار گذاشت. باید با وجود تفاوت‌ها و پذیرش آن‌ها جامعه را با هم بسازیم. مای جمعی در جمع متفاوت‌ها ساخته می‌شود. دیگران متفاوت را نباید طرد کرد. وحدت در عین کثرت معنای سازنده وحدت است.

عضو هیئت‌ علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم اظهار کرد: این نگاه را به معنای واقعی می‌توان در آن افراد بی‌حجابی دید که در تجمع‌ها شرکت می‌کردند؛ اینجا نکته دقیقی است که مای جمعی ساخته می‌شود. آنجایی که متفاوت‌ها کنار هم جمع می‌شوند و وحدتی در عین کثرت می‌سازند «مای جمعی» ساخته می‌شود. اما آیا پس از جنگ هم ما به یک ملت به معنای جمع متفاوت‌ها تبدیل می‌شویم؟

وی بیان کرد: اکنون که آرایش نیروها در جهان در حال تغییر است و ایران در حال تبدیل شدن به قدرت چهارم جهان است، می‌تواند به ملت اول قدرتمند جهان تبدیل شود که تمام تفاوت‌ها را توانسته در خود بپذیرد؟ امیدواریم این اتفاق رخ دهد.

در بخش پایانی این نشست، مسعود گلچین، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی، گفت: تفاوت‌های موجود در جامعه را نباید نفی کرد. ما نمی‌توانیم تفاوت‌ها را نادیده بگیریم و مهم است که دستگاه سیاسی و رهبری جامعه وحدت در عین کثرت را فراهم کند و اگر بخواهیم تفاوت‌ها را قبول نکنیم، نادیده گرفتن واقعیت‌ها است. معتقدم باید معلوم شده باشد این تصور که می‌شود ایران بدون جمهوری اسلامی می‌توان داشت، اشتباه است. جمهوری اسلامی هم باید برای اینکه وحدت ایجاد شود به این نکته توجه کند، رفتن به سمت نوعی آشتی ملی و همگرایی لازم است.

وی افزود: جامعه ما صدمه خورده است؛ وقتی کارخانه‌های فولاد و سیمان ما صدمه می‌خورد، وقتی پتروشیمی‌های ما صدمه می‌خورد کارخانه‌های پایین‌دست و بالادست این واحدها نیز مشاغل خود را از دست می‌دهند؛ اگر دستگاه دولتی نتواند از بیکاران حمایت کند، رفته رفته شرایط دشواری بر مملکت حاکم می‌شود.

گلچین بیان کرد: وحدت بر اساس تفاوت‌ها باید پاس داشته شود. باید جامعه فعال باشد و باید به همه و روشنفکران فرصت داد که حول ارزش‌های مشترک به وحدت برسند تا جمهوری اسلامی بتواند موفق باشد. باید بر اساس ایران، وطن، رهبری، ارزش‌های مشترک عام و ... وحدت را پیدا کنیم. اگر این فرصت را به هم ندهیم و این فرصت را نادیده بگیریم، دچار مشکل می‌شویم.  

محمدرضا کلاهی، عضو هیئت‌ علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیز گفت: در آستانه ورود به دوران جدیدی هستیم و باید به این فکر کنیم که ملت متحدتری بسازیم. نتیجه 40 سال انواع طرح‌ها، حذف‌ها و تبعیض‌ها در چند ماه بروز کرد و در نتیجه اینها ملت ما چند پاره شد و حالا باید به این فکر کنیم که چطور یک «مای جمعی قدرتمند» بسازیم.

وی بیان کرد: اعتراض‌های دی 1404 محصول شکاف‌های اجتماعی بود که بروز کرد و اگر ملت متکثر وجود داشت می‌توانست از رخ‌دادهای دی 1404 جلوگیری شود و این جنگ به این شکل رخ ندهد.

کلاهی اظهار کرد: نمی‌توان گفت اگر فقط به لحاظ نظامی تقویت شویم می‌توانیم از کشور دفاع کنیم. مای جمعی با تجمیع متکثرها ساخته می‌شود که در کنار قدرت نظامی باید شکل بگیرد و اساساً قدرت نظامی برای دفاع از چنین ملتی باید شکل بگیرد. 

وی ابراز کرد: باید به این فکر کنیم که از این پس چگونه یک ملت قوی‌تر بسازیم. باید در بروکراسی نظام حذف، طرد و گزینش بازنگری صورت بگیرد. این سیستم حذف و طرد سیستماتیک باید دگرگون شود و اگر رخ ندهد مشکلات ادامه خواهد داشت. 

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا ایرجی
دبیر:
معصومه امام وردی
captcha