
به قلم سیدجواد میری؛ جامعهشناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
حضور مردم در میادین میتواند نویدبخش آینده متفاوتی در ساخت جمهوری در ایران و مدلی برای «دموکراسی مستقیم» در جهان باشد، زیرا امروز در نظام سرمایهداری متأخر این سرمایه و روابط نقدی (cash-nexus) هستند که جامعه و تودههای غیرسیاسی شده را مدیریت میکنند.
اما تولد «میدان» در بستر جنگ رمضان در ایران میتواند امکانهایی دیگر را پیش روی جامعه ایرانی و جامعه جهانی (که از سرکوب پرقدرت سرمایه در بستر تکنوکراسی و عقلانیت ابزاری به ستوه آمده) بگذارد. اما این نیازمند تحول در ذهن اهل نظر نسبت به مفاهیم و مضامین و مفروضات علوم انسانی -که نقطه عطفشان «عصر روشنگری» و «نظم جهانی یورو-آتلانتیکی» است- دارد.
ارزشهای نیروی تاریخی بورژوازی در وضعیت متأخر سرمایهداری بربریت مدرن در قالب ترامپ را به منصه ظهور رسانده است که تمام تلاشش نابودی تمدن دیگری است و این یعنی ظرفیتهای بورژوازی (به مثابه نیروی برآمده از عصر روشنگری) تمام شده است و جهان در انتظار نیروهای خلاق تاریخی دیگری است.
تمام شدن فقط به معنای پایان یافتن نیست بلکه معنای آن از منظر فلسفه تاریخ این است که نیروهای تاریخی بورژووایی تمامی ظرفیتهای بالقوه خود را در بستر تحولات تاریخی بالفعل نمودهاند و اکنون در مدار تکرار و تخریب قرار گرفتهاند و در این نقطه تکرار و تخریب امکانها فرصت ظهور و حضور پیدا میکنند.
نیروی تاریخی انقلاب در ایران (که بخش مهمی از جهان اسلام میباشد) در موقعیت استضعاف تاریخی قرار داشت و انقلاب این نیرو را در بستر تاریخی رها کرد و اکنون تودهها که در موقعیت استضعاف قرار گرفته بودند در مقابل این امکان ایستادهاند که از وضع منفعلانه استضعاف به موقعیت فاعلانه نیرویی تاریخی در بستر جهانی قرار بگیرند و «ارزشهای مستضعفین» را به صورت جهانی نمایندگی کنند.
این ارزشها مخرج مشترک فرهنگها و تمدنهای بشری بوده و هست که از میان مهمترین آنها میتوان به عدالت، قسط، آزادی، جامعه بیتبعیض و توحید(وحدت نوع انسانی) اشاره کرد. جنگ رمضان یک بعد آن نابودی و تخریب و ژنوساید بود اما ابعاد دیگر آن نوزایش و «تقلب قلوب و ابصار» و خودآگاهی انتولوژیک انسان و بازیابی «خدا در خیابان» میباشد.
البته ما باید زبانی بیابیم تا بتوانیم مفاهیم برآمده از نیروی نفی تاریخی مستضعفین را به زبانی جهانشمول صورتبندی کنیم تا جوامع گوناگون بشری بتواند «کلمه سواء مستضعفین» را درک و درونی و از آنِ خود کنند.
جهان در ذیل ارزشهای بورژوازی کلانروایتش «مرگ خدا» بود که روای آن فیلسوف بزرگ آلمانی فردریش نیچه بود که از زبان زرتشت به آیندگان در قرن بیستم نوید میداد که جهان تهی از معنا خواهد شد و خدا نه تنها از میادین و خیابانها رخت برخواهد بست بلکه حتی در پستوی خانهها دیگر اثری از خدا نخواهد بود.
اما شاید ترامپ که برآمده از فساد جزیره اپستین نوید یک دوره است که در آن بورژوازی به پایان خود رسیده است و اکنون با ظهور مستضعفین جهان خدا بار دیگر به میادین و خیابانها بازخواهد گشت و ظهوری دیگر با اسمائی دیگر خدا حضور خواهد یافت و جهان آبستن امکانهای متفاوت از پلیدیهای بورژوازی به بشریت عرضه خواهد کرد.
بنابراین جنگ رمضان را صرفاً نباید نظامی و امنیتی و ژئوپلیتیکی تفسیر کنیم بل این رخداد ظرفیت تفاسیر انتولوژیک و عرفانی و گنوسی را هم دارد و این بدین معناست که نباید تفاسیر را محدود به مرزهای ناسیونالیستی ایران کنیم.
به عبارت دقیقتر، امکانهای جهانی و جهانشمول و عام و انسانی نیروی نفی تاریخی مستضعفین را باید در فراسوی خوانشهای تحدیدکننده صورتبندی نماییم.
انتهای پیام