به گزارش ایکنا، مسعود اسداللهی؛ تحلیلگر مسائل بینالمللی و منطقهای، شامگاه 27 فروردین ماه در نشست علمی «جایگاه لبنان در نبرد رمضان» که از سوی قرارگاه مصباح الهدی برگزار شد به ایراد سخن پرداخت که متن سخنان وی در ادامه میآید:
در جنگ رمضان جمهوری اسلامی ایران گرچه همانند جنگ 12 روزه غافلگیر نشد اما مجددا در حین مذاکرات و در حالی که اعلام شد پیشرفت در مذاکرات حاصل شده است دست به اقدام نظامی زدند و از مهمترین حوادث این جنگ، داغ بزرگ شهادت رهبر انقلاب است که بر دل همه ما و آزادگان جهان سنگینی میکند. البته انتخاب شایسته خلف صالحی که جانشین سلف صالح شد این درد تا حدودی التیام یافت.
البته غافلگیریهایی هم برای آنان ایجاد شد از جمله مقاومت 40 روزه و تغییر معادلات که منجر به جهانی شدن حوادث شد. یکی از غافلگیریها نه تنها برای دشمنان بلکه برای دوستان، نحوه ورود حزبالله لبنان به جنگ رمضان بود. حزباللهی که تصور میشد کارش تمام شده است. دشمن با شهادت سیدحسن نصرالله و شهادت برخی اعضای انصارالله و ضعیت حماس و به خصوص با از دست رفتن سوریه تصور کرد که نوبت به ایران رسیده است تا کار ایران تمام شود و به قول آنها سر افعی را بزند. در این شرایط تصور همه این بود که حزبالله نه توان و نه اراده لازم را برای ورود به جنگ دارد.
مخالفین در لبنان بعد از شهادت سیدحسن هر چه توانستند علیه حزبالله تبلیغ روانی و سیاسی به راه انداختند و حتی شایعه کردند که جولانی علیه حزبالله وارد عمل خواهد شد. تلاش زیادی شد تا بین نبیه بری با حزبالله اختلاف بیندازند و سخنان نعیم قاسم مبنی بر توان حزبالله را بلوف تلقی میکردند ولی حزبالله در روز دوم نبرد رمضان وارد جنگ شد آن هم با قدرت بالا و کوبنده و آن هم با اعلام این مسئله که ما با هدف خونخواهی از رهبر شهیدمان وارد نبرد شدهایم. خود این موضوع با وجود حوادث یک سال و نیم گذشته لبنان از زمان شهادت فؤاد شکر بسیار متعجب کننده بود، زیرا بسیاری از فرماندهان رده اول حزبالله و ردههای بعدی حتی به شهادت رسیدند و بعد هم جنگ 66 روزه بر آنان تحمیل شد که البته رژیم صهیونی فقط در هوا موفق بود و جنایات زیادی مرتکب شد اما در عرصه زمینی مرد جنگ نبودند.
در جنگ 66 روزه با وجود آتشبس، اسرائیل دائما نقض آتش بس میکرد و گرچه حملات را کم کرده بود اما هر چند وقت یکی از فرماندهان و نیروهای حزبالله را ترور میکرد و حزبالله را در وضعیت بدی قرار داده بود و حزبالله هم نمیتوانست با موشک، اقدام متقابل کند و امکان ترور فرماندهان اسرائیلی هم وجود نداشت لذا عملا حزبالله دست و پا بسته بود.
سازماندهی حزب الله در مدت سکوت نبرد
حزبالله در این یک سال و نیم دندان روی جگر میگذاشت؛ مردم مانند آتشفشانی بودند که هر لحظه در حال انفجار بود، لذا وقتی در روز دوم جنگ رمضان وارد نبرد شد همه فهمیدند که در این مدت چه اقدامات مهمی انجام شده است. اولا سازماندهی نیروهای حزبالله به نحو خوبی انجام شد و فرماندهان جدید جایگزین شدند و حزباللهی که از نظر دشمنان مرده بود با قدرت موشکی بهتر از گذشته وارد نبرد شدند که مایه تعجب بود و همه تبلیغات نتانیاهو که ما پیروز شدیم بر باد رفت و صدای اعتراضات در درون رژیک صهیونی بلندشد.
حزبالله در نبرد رمضان پا به پای جمهوری اسلامی وارد شد و بخش زیادی از توان اسرائیل را معطوف به شمال اسرائیل کرد و ضربات مؤثری زد و ما باید قدردان این زحمات باشیم و در مواضعمان این موضوع را لحاظ کنیم. حزبالله میتوانست وارد این نبرد نشود و کسی هم او را سرزنش نمیکرد اما وظیفه خودشان دانستند وارد شوند و وظیفه ما هم حمایت واقعی است.
در مذاکرات نباید فقط گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم و شخصیت مذهبی و شیعی ما چنین چیزی را نمیپذیرد و در حقیقت باید لبنان را جزء خاک خودمان بدانیم و مردمی که امروز به خیابان میآیند هم همین نظر را دارند؛ شاید روزی گفته میشد ما نباید خودمان را به خاطر لبنان به خطر بیندازیم اما امروز مردم خواهان حمایت هستند.
حزبالله واقعا توانمند وارد شد و معجزه ایجاد کرد. اسرائیل تلاش بسیار کرد تا در این مدت بیش از 40 روز به صورت زمینی وارد شود اما با مقاومت جانانه حزبالله روبرو شدند. حزبالله نبرد فرسایشی را انتخاب کرد، زیرا قدرت نظامی حزبالله و حتی ایران با آمریکا قابل قیاس نیست اما در نبرد فرسایشی توان ایستادن ندارند.
جنایت در جنوب لبنان
البته صهیونیستها در روز اول آتشبس نبرد رمضان جنایت بزرگی در جنوب لبنان کردند که 300 نفر شهید شدند و متعاقب آن به بنت جبیل حمله کردند که شهر بسیار مهم و با قدمت تاریخی فرهنگی است اما باز حزبالله قهرمانانه در حال نبرد است و همه باید برای موفقیت آنان دست به دعا برداریم. در نبرد قبلی دو روزه وارد بنت جبیل شدند اما در جنگ رمضان، بعد از 40 روز این شهر را به گفته خودشان محاصره کردند.
صهیونیستها در نبرد 33 روزه وقتی از مارون الراس وارد بنت جبیل شدند به تعبیر خودشان به جنگ با اشباح به تعبیر خودشان رفتند، زیرا حزبالله زیر منازل تونل ایجاد کرده بود و خسارت زیادی به اسرائیل زدند و اسرائیل شکست خورد و این بار نیز دوباره همان راهبرد شکست خورده را تست کردند و هدفشان این بود که بنت جبیل را بهعنوان نماد پیروزی بگیرند و اعلام آتش بس کنند.
در مذاکرات کنونی هم که واسطه پاکستان است تا شب گذشته هم اسرائیل دست از جنایت برنداشت با این که یکی از شروط ما توقف نبرد در لبنان هم بود و ما باید به چند دلیل از حزبالله حمایت کنیم. اولا وظیفه دینی و شرعی ما دفاع از حزبالله است و البته اینها واقعا برای دفاع از ما به میدان آمدند و شهید میدهند و دانشگاهیان ما باید حمایت از لبنان را به خواست ملی تبدیل کنند.
توطئه خودفروختگان آمریکایی در درون لبنان
در درون لبنان هم دائما توطئه علیه حزبالله وجود دارد. وزیر خارجه لبنان فردی کاملا آمریکایی است که اکنون در حال مذاکره با اسرائیل است و نخست وزیر لبنان نیز علیه حزبالله و از نیروهای سمیر جعجع است.
مذاکره دولت لبنان با اسرائیل مذاکره آمریکا با اسرائیل است نه لبنان اسرائیل و آیا چنین فدری قدرت احقاق حق لبنان را دارد؟ نیت این کار را هم ندارد و حتی نتوانسته است که یک امتیاز برای لبنان بگیرد و اسرائیل هم اینها را داخل آدم به حساب نمیآورد و احترامی هم برایشان قائل نیست و اینها را عددی نمیداند و اگر مذاکره هم میکند برای تضعیف حزبالله است.
شیخ نعیم قاسم در این مدت واقعا توان مدیریتی بالایی از خود نشان داد که حتی در درون حزبالله هم بسیاری از افراد باور نمیکردند. اینکه حزبالله را از بحران بیرون آورد و طوری رفتار کرد که پایگاه مردمی قوی حزبالله را حفظ کرد. این پایگاه آنقدر قوی است که قرار بود اردیبهشت ماه انتخابات پارلمانی در لبنان برگزار شود اما افرادی از پارلمان به آمریکا گفتند که به دولت لبنان فشار بیاورد تا انتخابات به تعویق بیفتد چون میترسیدند ائتلاف حزبالله و امل رأی اکثریت را کسب کند. آنقدر سطح هوشیاری مردم بالا رفته است که با وجود همه خسارات حاضرند مشکلات را تحمل کنند اما زیر بار ذلت نروند.
باید طوری با اسرائیل برخورد شود که تنبیه شود و بداند که لبنان، اتوبان نیست که بیاید و برود و انسانها را بکشد و کسی یقه او را نچسبد؛ اکنون که افکار عمومی دنیا علیه اسرائیل است که باید یک فتح مبین رخ دهد تا اسرائیل هر وقت بخواهد حمله کند ده بار فکر کند.
تجلیل از شخصیت شیخ نعیم
شیخ نعیم قاسم در جنگ 33 روزه چهره بارزی از خود نشان داد و به شمشیر حزبالله معروف شد و پرونده انتخابات را هم سیدحسن نصرالله به ایشان سپرده بود و او با کفایت، صحنه را با وجود شرایط پیچیده لبنان، مدیریت کرد. محمد رعد هم از چهرههای بارز حزبالله است که مورد علاقه سیدحسن بود. او فردی وفادار است که فرزندش هم در نبرد با اسرائیل به شهادت رسید.
بعد از شهادت سیدحسن این سؤال وجود داشت که با توجه به عدم حضور شیخ نعیم در بخش جهادی حزبالله آیا خواهد توانست این بخش را مدیریت کرده و به وضع سابق برساند آن هم با این همه مخالفت و توهین در درون لبنان؟ امروز شاهدیم که ایشان با صبر و حوصله حزبالله را مدیریت کرده است تا جایی که امروز نتانیاهو تلاش میکند شیخ نعیم را ترور کند و با این کار اعلام پیروزی کند و این نشاندهنده جایگاه این مرد بزرگ است.
انتهای پیام