به گزارش ایکنا، در روزگاری که فضای کسبوکار با تلاطمها و امواج پیشبینینشده اقتصادی گره خورده است، لزوم تجهیز مدیران _کسب و کارهای نوپا_ به دانش «مدیریت بحران» بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و به منظور ارتقای سطح تابآوری کسبوکارها در شرایط بحرانی، اولین رویداد نوآورانه و آموزشی «سینما کسبوکار» با محوریت سمینار تخصصی «جنگ؛_مدیریت بحران در کسبوکار»_ و تحلیل مدیریتی فیلم سینمایی تحسینشده سالی (Sully) در تهران برگزار شد.
این رویداد آموزشی که حضور در آن برای علاقهمندان، فعالان اکوسیستم استارتاپی و مدیران شرکتها کاملاً رایگان اعلام شده بود، به همت «مرکز رشد واحدهای فناور قرآنی جهاددانشگاهی» و با مشارکت و همراهی راهبردی «مرکز توسعه کسبوکار آینده» و مجموعه فرهنگی «کوشک باغ هنر» برنامهریزی و اجرا شد. هدف اصلی از برگزاری این نشست، استفاده از ظرفیتهای بیپایان سینما برای تصویرسازی عینی بحرانها و استخراج الگوهای رفتاری صحیح در زمان وقوع شوکهای سیستمی و سازمانی عنوان شده است.
در این نشست تخصصی، امیرحسین اسدی، مشاور توسعه کسبوکار در ایران و داور شناختهشده برنامه تلویزیونی «میدون»، به عنوان مدرس و تحلیلگر حضور یافت و به کالبدشکافی ابعاد مختلف، پیچیده و چندلایه مدیریت بحران با الهام از داستان واقعی فرود اضطراری پرواز خطوط هوایی ایالات متحده در رودخانه هادسون پرداخت.
مروری بر روایت فیلم سالی؛ 208 ثانیه دلهرهآور و یک تصمیم حیات
پیش از آغاز تحلیلهای مدیریتی، فیلم سینمایی سالی (Sully) به کارگردانی کلینت ایستوود برای حاضران به نمایش درآمد. این اثر سینمایی، روایتگر مهارت خارقالعاده خلبان «سالی» سالنبرگر است. در تاریخ 15 ژانویه سال 2009 میلادی، پرواز شماره 1549 هواپیمایی یو اس ایرویز اندکی پس از برخاستن از فرودگاه لاگاردیا نیویورک، با دسته بزرگی از پرندگان برخورد میکند و در نتیجه این تصادف نادر، هر دو موتور جت مسافربری از کار میافتند.
در حالی که هواپیما در ارتفاع پایین قرار داشت و امکان رسیدن به هیچ فرودگاه جایگزینی فراهم نبود، خلبان سالنبرگر با تکیه بر سالها تجربه و در یک تصمیمگیری شهودی و در لحظه، موفق میشود هواپیمای غولپیکر را با 150 مسافر و 5 خدمه پرواز، به سلامت بر روی آبهای یخزده رودخانه هادسون نیویورک فرود آورد. این فرود که بعدها به «معجزه در هادسون» شهرت یافت، هیچ تلفات جانی در پی نداشت و خلبان سالی را یکشبه به یک قهرمان ملی تبدیل کرد. اما فیلم تنها به این حادثه نمیپردازد، بلکه فشارهای خردکننده روانی، بازجوییهای سختگیرانه هیئت ملی ایمنی حملونقل (NTSB) پس از حادثه و تلاش سیستم برای مقصر جلوه دادن خلبان را به تصویر میکشد که همین امر، دستمایه اصلی تحلیلهای مدیریتی این رویداد قرار گرفت.

کسبوکاری که با 12 روز یا 50 روز بحران متلاشی شود، نامش کسبوکار نیست
امیرحسین اسدی در ابتدای این نشست تخصصی، با ایجاد یک پل ارتباطی میان فضای ملتهب فیلم و اتمسفر حاکم بر بازار ایران، به تشریح شرایط دشوار اقتصادی فعلی پرداخت. وی با لحنی انتقادی نسبت به فقدان زیرساختهای مقاوم در برخی سازمانها، گفت: اوضاع کسبوکارها در هفتهها و ماههای گذشته با چالشها و دستاندازهای بسیار زیادی روبرو بوده است. متأسفانه ما امروز در اکوسیستم کارآفرینی شاهد مجموعههایی هستیم که به دلیل عدم پیشبینی شرایط، مجبور به تعدیل و اخراج نیروی کار خود شدهاند و یا با مشکلات مالی و جریان نقدینگی جدی دستوپنجه نرم میکنند.
وی با تأکید بر اینکه ریشه بسیاری از این فروپاشیها نه در عوامل بیرونی، بلکه در ضعف ساختاری مدیریت داخلی نهفته است، افزود: گاهی اوقات ما مدیران مقصر اصلی هستیم و باید این واقعیت تلخ را بپذیریم. ساختار اقتصادی و تجاری که نتواند یک شوک کوتاهمدت را تحمل کند، دارای ایرادات بنیادین است. به صراحت میگویم، کسبوکاری که با 12 روز یا حتی 50 روز بحران متلاشی شود، اصلاً نامش کسبوکار نیست؛ بلکه یک حباب شکننده است که با اولین وزش باد از بین میرود.
اسدی برای تبیین بهتر لزوم آمادگی دائمی مدیران، از یک استعاره تاملبرانگیز استفاده و بیان کرد: فعالیت اقتصادی در شرایط پرنوسان، دقیقاً مانند زندگی در یک منطقه عقربخیز است. کسی که در چنین منطقهای زندگی میکند، هیچگاه بدون بررسی و تکاندن کفشهایش، آنها را نمیپوشد؛ زیرا میداند خطر همیشه در کمین است. مدیران ما نیز باید پیش از وقوع هر بحرانی، آمادگی، سناریوسازی و پیشبینیهای لازم را در دیانای سازمان خود نهادینه کرده باشند.
استخراج بیش از 130 آموزه مدیریتی؛ از مدیریت ذهنها تا اهمیت کانون خانواده
این داور برنامه میدون در ادامه سخنان خود با اشاره به غنای محتوایی فیلم سالی از منظر علم مدیریت استراتژیک، اعلام کرد: با بررسی دقیق و سکانس به سکانس این اثر سینمایی، توانستهایم بیش از 130 نکته کلیدی و کاربردی مدیریتی را استخراج کنیم که هر یک از آنها میتواند نجاتبخش یک سازمان در لبه پرتگاه باشد.
وی با دستهبندی این نکات استخراجشده، تصریح کرد: یکی از مهمترین درسهای این فیلم، آموزش مفهوم مدیریت ذهنها است. بحران، پیش از آنکه ماشینآلات، سرمایه یا خط تولید را از کار بیندازد، ذهن مدیران و پرسنل را فلج میکند. در فیلم مشاهده میکنیم که خلبان سالنبرگر برای جلوگیری از انجماد ذهنی، فروپاشی روانی و بروز شوک پس از حادثه، از تکنیکهای ساده اما مؤثری نظیر دویدن، دوش آب گرم و تماس فوری با خانوادهاش استفاده میکند تا تمرکز و آرامش خود را برای رویارویی با کمیتههای بازجویی حفظ کند. یک مدیر کسبوکار نیز اگر نتواند در لحظات بحرانی ذهن خود را مدیریت کند و دچار فروپاشی یا تصمیمگیریهای هیجانی شود، کل سازمان و سرمایه سرمایهگذاران را به نابودی خواهد کشاند.
اسدی، مقاومت در برابر انتقادات پس از بحران و اهمیت بنیادین حمایت خانواده را از دیگر ارکان تابآوری دانست و گفت: مدیران باید بدانند که پس از عبور از طوفان بحران، تازه مرحله پاسخگویی، انتقادات بیرونی و گاهی تخریبها آغاز میشود. در اینجاست که نقش حمایتگرانه خانواده به عنوان لنگرگاه عاطفی مدیر، اهمیتی حیاتی پیدا میکند.

فقدان «شبیهسازی» و «مستندسازی»؛ پاشنه آشیل مدیریت بحران در کشور
بخش دیگری از سمینار «جنگ؛ کسبوکار»، به آسیبشناسی سیستماتیک مدیریت بحران در سازمانها و نهادهای ایرانی اختصاص داشت. مشاور توسعه کسبوکار ایران، فقدان فرهنگ مستندسازی و عدم استفاده از تکنولوژیهای شبیهسازی را بزرگترین ضعف در ساختار مدیریتی کشور برشمرد.
وی با اشاره به سکانسهای مربوط به شبیهسازیهای پروازی توسط هیئت بررسی سوانح در فیلم سالی، تشریح کرد: بزرگترین و مهلکترین اشتباه ما پس از پایان یافتن یک بحران این است که همهچیز را فراموش میکنیم و صرفاً به برگزاری مراسم تقدیر، تشویق و دادن لوح سپاس به یکدیگر بسنده میکنیم، در حالی که اشتباهات، گلوگاهها و نقاط ضعف سیستماتیک هرگز مکتوب و مستند نمیشوند.
اسدی با طرح یک مثال کاربردی، ادامه داد: اگر ما بحرانها، تنشها و شوکهای کوتاهمدت، مثلاً در جنگ ۱۲ روزه در تامین مواد اولیه یا نوسان ارزی را با دیدگاه علمی مدیریت بحران آنالیز میکردیم و فرایندهای آن را از نقطه صفر تا صد در قالب داکیومنتهای سازمانی میسنجیدیم، امروز در برابر جنگ طولانیتر ۵۰ یا ۶۰ روزه، غافلگیر نمیشدیم. همین عدم مستندسازی تجربیات پیشین است که باعث میشود سازمانها و حتی در ابعاد کلانتر، صنایع ما، شاهد تکرار مکرر اشتباهات گذشته و تحمیل ضررها و زیانهای چند صد میلیارد دلاری باشند. ما باید یاد بگیریم که بحرانها را در محیطهای ایزوله شبیهسازی کنیم تا پرسنل ما در روز واقعه بدانند دقیقاً چه وظیفهای بر عهده دارند.

ویژگیهای رهبر در قلب طوفان؛ آخرین نفر در خروج، اولین نفر در تحمل فشار
تحلیل شخصیت خلبان سالنبرگر به عنوان نماد یک رهبر سازمانی در شرایط فوقملتهب، یکی از جذابترین بخشهای این رویداد بود. اسدی با تفکیک قائل شدن میان مفهوم «رئیس» و «رهبر» گفت: در مواجهه با یک بحران تمامعیار، این رفتار رهبر است که سرنوشت مجموعه را تعیین میکند. بر اساس آنچه در فیلم میبینیم و منطبق بر اصول مدیریت رفتار سازمانی، رهبر در یک بحران همیشه آخرین نفری است که از مجموعه، سازمان یا کشتی در حال غرق شدن خارج میشود.
وی با یادآوری سکانسی که خلبان سالی با وجود آبگرفتگی شدید هواپیما، تا آخرین ردیف صندلیها را بررسی میکند تا از خروج همه مسافران مطمئن شود، افزود: رهبر آخرین نفری است که مجموعه را ترک میکند، اما متقابلاً اولین کسی است که تحت شدیدترین فشارهای روانی، مالی و حقوقی قرار میگیرد. خلبان در این داستان، اولین نفری بود که متوجه شد بحران پرندگان رخ داده است، آخرین نفری هم بود که کابین را ترک کرد، اما نکته و درس بسیار مهم اینجاست که او تا آخرین لحظه ممکن که دیگر چارهای جز فرود روی آب نبود، استرس، ترس و اضطراب خود را به مسافران و حتی خدمه پرواز منتقل نکرد.
مدرس این رویداد، این مفهوم را به چالشهای روزمره مدیران عامل بسط داد و تصریح کرد: یک مدیر ارشد یا بنیانگذار استارتاپ، به هیچ عنوان حق ندارد با کوچکترین اتفاقی، استرس و نگرانی ناشی از برگشت خوردن چک شرکت، نوسان قیمت دلار، بدقولی تامینکننده یا کمبود مواد اولیه را در همان ساعات ابتدایی صبح به پرسنل، تیم برنامهنویسی یا خط تولید منتقل کند. رسالت یک مدیر، ایزوله کردن تیم اجرایی از تنشهای مخرب بیرونی است. رهبر سازمان باید ظرفیت تحمل فشار خود را بالا ببرد و در صورت اطمینان به درستی تصمیمات استراتژیک خود، با قاطعیت و شجاعت تا آخر پای آنها بایستد و سپر بلای تیمش شود.
در این رویداد که با استقبال قابلتوجه شرکتکنندگان و صاحبان ایده همراه بود، جمعبندی مباحث صورت گرفت و به سوالات و نکات حاضرین در خصوص این فیلم پاسخ داده شد.
همچنین خبر مسرتبخش برای شرکتکنندگان و سایر علاقهمندان به حوزه مدیریت، این بود که تمامی مباحث مطرحشده، دیالوگهای کلیدی و بیش از 130 نکته طلایی استخراجشده از فیلم سالی، توسط تیم اجرایی مرکز توسعه کسبوکار آینده تدوین شده و به زودی در قالب یک کتابچه جامع الکترونیکی در اختیار شرکتکنندگان قرار خواهد گرفت تا به عنوان یک دستورالعمل کاربردی در مواقع بروز بحرانهای سازمانی مورد استفاده قرار گیرد.
امید میرود برگزاری مستمر چنین رویدادهای تلفیقی که هنر را در خدمت توسعه فردی و سازمانی قرار میدهد، بتواند گامی موثر در جهت ارتقای بلوغ مدیریتی در کشور و کاهش آسیبپذیری بنگاههای اقتصادی در برابر امواج سهمگین بحرانهای پیشرو باشد.
انتهای پیام