به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.
اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره نهاد حیاتی و بنیادین «اقتصاد مقاومتی» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
پیشرفتها در سایه احساس نیاز به توان داخلی
اولین گام در فهم دیدگاه رهبر شهید درباره اقتصاد مقاومتی، درک فلسفه تکیه بر توان داخلی و قطع امید از سراب وابستگی است. ایشان پیش و بیش از آنکه توسعه را یک الگوبرداری کورکورانه از نسخههای وارداتی بدانند، آن را جوششی از درون اراده ملی تفسیر میکنند. در نگاه ایشان، پیشرفتهای کشور تصادفی نیست و محصول یک بیداری تاریخی است. ایشان این تحول بنیادین را اینگونه تبیین میکنند: «پیشرفتها نشانه ساخت محکم و مستحکم بنیه ملّت ایران و نظام اسلامی است. این پیشرفتها در سایه ایمان به وجود آمده است، در سایه احساس عزّت ملّی، در سایه احساس نیاز به توان داخلی؛ یعنی ملّت ما و مسئولان ما احساس کردند که به توان داخلی احتیاج دارند؛ قبلاً تکیه به دیگران بود، به خارجیها بود، فهمیدند که این تکیه به دیگران اعتبار ندارد؛ یک روز هست، یک روز نیست؛ باید به توان داخلی اعتماد کرد».
در این دستگاه محاسباتی، مفهوم «اقتصاد مقاومتی» به معنای انزواطلبی یا کشیدن دیوار به دور کشور نیست و الگویی هوشمندانه از تعامل با جهان، ضمن حفظ استحکام قلعه داخلی است. رهبر شهید با تفکیکی ظریف و استراتژیک میفرمایند: «ما وقتی که «اقتصاد مقاومتی» را اعلام کردیم، گفتیم اقتصاد مقاومتی «درونزا» و «برونگرا» است؛ درونزا است، یعنی توان و استعداد و ظرفیّت درونی بایستی در خدمت اقتصاد قرار بگیرد و البتّه برونگرا است، یعنی با همه کشورها آماده ارتباطات اقتصادی هستیم. این را احساس کردیم؛ هم ملّت ایران احساس کرد، هم جوانهای ما احساس کردند، هم مسئولان ما احساس کردند که احتیاج دارند به توان درونی خودشان تکیه کنند». بر این اساس، اقتصاد مقاومتی دکترین توازن است؛ ریشه در خاک وطن دارد، اما شاخ و برگهای آن میتواند در بازارهای جهانی امتداد یابد. این نگاه، پاسخی قاطع به کسانی است که استقلال را مساوی با انزوا بازنمایی میکنند.

«کارگر و کارآفرین دو بال پروازند»
یکی از پرتکرارترین و عمیقترین بخشهای ادبیات رهبر شهید در حوزه اقتصاد، نوع نگاه ایشان به «انسان» به عنوان محور توسعه است. در مکاتب سرمایهداری، کارگر غالباً به عنوان یک چرخدنده در ماشین سودآوری دیده میشود، اما در نگاه توحیدی و عدالتمحور ایشان، نیروی کار «سرمایه انسانی» و دارای کرامت ذاتی است. ایشان با رد تقابل تاریخی و مارکسیستی میان کارگر و کارفرما، الگویی از همافزایی و تکامل متقابل را ارائه میدهند: «کارگر و کارآفرین دو بال پروازند؛ یعنی اگر کارگر باشد، کارآفرین نباشد کار پیش نمیرود؛ [اگر] کارآفرین باشد، کارگر نباشد کار پیش نمیرود؛ اینها هر دو نیاز قطعی هستند، بایستی به اینها [توجه کرد]. یک طرف کار است و مهارت کارگر، یک طرف سرمایه است و مدیریّت است و دانش است و فنّاوری و مانند اینها؛ هر کدام از اینها ارزش ایجاد میکنند؛ [یعنی] یک ارزش افزودهای با این مجموعه در این مادّه اوّلیّه به وجود میآید».
این همافزایی زمانی محقق میشود که مفهوم «عدالت» در توزیع مواهب تولید رعایت شود. ایشان تأکید میکنند: «باید نگاه کنند سهم عادلانه مشخص بشود. این احتیاج دارد به کار کردن، فکر کردن، تدبیر کردن. ما در سیاستهای اقتصاد مقاومتی، یک بخش را به همین اختصاص دادیم؛ یک بند، یک ماده اساسی مربوط به همین است. خب، کارگر باید بتواند از یک زندگی شرافتمندانه برخوردار باشد».
رهبر شهید با نگاهی آسیبشناسانه، وضعیت معیشتی کارگران را نیز مورد توجه قرار داده و ریشه بسیاری از چالشها را در رسوب مشکلات کلان اقتصادی میدانند: «امروز کارگرهای ما مشکلات اقتصادی متعددی دارند؛ البته بخش مهمی از این مشکلات ناشی از مشکلات کلی اقتصاد کشور است، یعنی ما در زمینههای اقتصادی مشکلاتی داریم که اینها متراکم شده، مثلاً در طول سالهایی روی هم آمده، متراکم شده، حل نشده… بخشی هم مربوط میشود به مسائل قوانین کار و کارگری و سیاستها و برنامهریزیهایی که بایستی انشاءالله دنبال بشود».

ایشان در تبیینی راهبردیتر، ارتقای جایگاه کارگر را پیششرط رشد تولید میدانند و به صراحت به مسئولین و سرمایهگذاران هشدار میدهند: «هم مسئولین محترم، هم کسانی که اهل سرمایهگذاری و ایجاد کار و ایجاد کارگاه و مانند اینها هستند، توجه بکنند که برای رشد تولید، برای بهبود وضع، باید ارتقای زندگی کارگر را یک اصل مهم به حساب بیاورند. نکته دیگر سهمبری عادلانه از درآمد کار است که ما در سیاستهای اقتصاد مقاومتی راجع به این، یک بندی آوردیم و بحث کردیم… سهم کارگر به عنوان سرمایه انسانی ــ که یک منبع انسانی است، سرمایه انسانی است که بیش از سرمایههای مادی تأثیر دارد ــ در ایجاد ارزش برای محصول کار، باید مورد توجه قرار بگیرد».
راهکار عملیاتی ایشان برای این ارتقا، توسعه آموزش و مهارتافزایی است: «اگر میخواهیم سهم کارگر از ایجاد ارزش بالا برود، بایستی برای آموزش و مهارتآموزی و تجربهآموزی کارگر برنامهریزی کنیم… سهم کارگر ماهر و مجرب و آموزشدیده و دارای ابتکار در ایجاد ارزش برای محصول کار، خب خیلی بالاتر میرود؛ به همان نسبت سهم او از درآمد هم بالا میرود». در این نگاه، مهارتآموزی صرفاً یک وظیفه اداری نیست، بلکه ابزاری برای توانمندسازی اقتصادی و تحقق عدالت خُرد در سطح کارگاه است. ایشان در تکمیل این دیدگاه میافزایند: «یک همکاری دوجانبه واقعی میان نیروی کار، و سرمایهگذار… میتواند تولید و ارزش افزوده را افزایش بدهد… دیدم دوستانی شکایت میکنند از بعضی از مصوّباتی که نظرات کارگر در آنها ملاحظه نشده. خیلی خب، این مقرّرات بایستی حتماً با نگاه عادلانه تنظیم بشود… در این صورت این دو، یعنی هم کارگر و هم کارفرما مشترکاً ستون اصلی ایجاد رشد اقتصادی و پیشرفت اقتصادی را تشکیل میدهند».
فراهم کردن امکان کار برای همه است
یکی از ارکان بنیادین اقتصاد مقاومتی در اندیشه رهبر شهید، گره خوردن ناگسستنی اقتصاد با «عدالت اجتماعی» است. اقتصاد بدون عدالت، حتی اگر با بالاترین نرخهای رشد همراه باشد، در این مکتب فکری مردود است. ایشان با ارجاع به نصوص قرآنی، عدالت را فلسفه بعثت و اساس جامعهسازی میدانند. با این حال، ایشان با نگاهی واقعبینانه و نقادانه به عملکردها، از وضعیت عدالت در کشور ابراز عدم رضایت کرده و میفرمایند: «در حال حاضر، اقتصاد و فرهنگ در صدر فهرست اولویتهای کشور است. در باب اقتصاد، علاوه بر مشکلات عمده مشهود، باید اذعان کنیم که در دهه پیشرفت و عدالت، نمره مطلوبی در باب عدالت به دست نیاوردهایم. این واقعیت ناخواسته باید همه را به تلاش فکری و عملی در باب معیشت طبقات ضعیف، به مثابه اولویت، وادار سازد».
از دیدگاه ایشان، عدالت با توزیع فقر یا صدقهپروری محقق نمیشود و راه اصولی آن، توانمندسازی و ایجاد بستر اشتغال و مشارکت عمومی در اقتصاد است. ایشان وظیفه دولت و نهادهای برنامهریز را مهندسی این مشارکت میدانند: «ما باید کاری کنیم که مردم بتوانند، همه کسانی که نیرو دارند، توان کار دارند، در بهاصطلاح محدوده کار کردن هستند، بتوانند یک کاری انجام بدهند که به زندگیشان کمک کند، معیشتشان را بهتر کند، به تعبیر رایج، سفره آنها را رنگینتر بکند، که بند اول سیاستهای اقتصاد مقاومتی هم ناظر به همین است».

اینجاست که نقشههای کلان دولتی باید به کمک طبقات فرودست بیاید: «تمهیداتی را باید انجام بدهید تا طبقات کمدرآمد به این وسیله درآمدشان بالا برود. آنوقت توانمندسازی طبقات ضعیف به این شکل انجام خواهد گرفت؛ یعنی نقشه راه کاملی در این زمینه به وجود بیاید… سازمان برنامه و امثال این تشکیلات در دولت، میتوانند بنشینند و طرّاحی کنند و مشخص کنند که آحاد مردم، قشرهای ضعیف مردم، چگونه میتوانند در فعالیتهای اقتصادی همکاری کنند. بهترین راه عدالتبنیان کردن اقتصاد همین است. اینکه ما روی مسئله عدالت که اساس کار اقتصاد در اسلام عدالت است ــ «لیَقومَ النّاسُ بالقسط» ــ [تأکید میکنیم،] عدالتبنیان کردن از این راه به وجود خواهد آمد».
رهبر شهید، نسخه شفابخش برای رسیدن به این مقصود را اصلاح زیرساختهای کلان میدانند: «توصیه صاحبنظران به ما میگوید که راه درست برای این مقصود اصلاح خطوط اصلی اقتصاد ملی یعنی: اشتغال، تولید، ارزش پول ملی، تورم، اسراف و امثال آن است. سیاستهای کلّی اقتصاد مقاومتی در این زمینه، راهنمای معتبری است».
شاهکلید تحول شاخصها و تضمین عزت ملی
اگر اقتصاد مقاومتی را یک پیکره در نظر بگیریم، قلب تپنده آن «تولید ملی» است. رهبر شهید با اشراف کامل بر مکانیسمهای اقتصادی، تولید را نهتنها یک متغیر اقتصادی، بلکه متغیری با پیامدهای عمیق امنیتی، اجتماعی و روانی توصیف میکنند. ایشان اثرات زنجیرهای و دومینووار جهش تولید را اینگونه ترسیم مینمایند: «جهش تولید اهمیت دارد چون اگر واقعاً تولید را بتوانید جهش بدهید، همه شاخصهای اقتصادی مهم کشور تغییر پیدا میکند، تحول پیدا میکند؛ تولید این جوری است؛ یعنی اشتغال پایدار به وجود میآید، بیکاری کاهش پیدا میکند، صادرات رونق پیدا میکند، درآمد ارزی برای کشور فراهم میشود، نرخ تورم کاهش پیدا میکند».
اما فراتر از این شاخصهای روی کاغذ، آنچه برای رهبر شهید اهمیتی حیاتی دارد، تأثیر تولید بر «شخصیت ملی» و ایستادگی در برابر فشارهای خارجی است: «علاوه بر اینها استقلال اقتصادی در کشور به وجود میآید و این موجب عزت ملی است -کشورها با استقلال اقتصادی، با تواناییهای اقتصاد داخلیشان افتخار میکنند و سربلند میشوند- عزّت و امنیّت ملّی را تأمین میکند، اعتماد به نفْس ملّی را بالا میبرد و اقتصاد کشور را در مقابل تکانههایی که از بیرون تحمیل میشود یا در داخل به وجود میآید حراست میکند و حفظ میکند، که البته در سیاست اقتصاد مقاومتی که اعلان شد، همه اینها در نظر گرفته شده و گفته شده».

این استقلال و استغنا، نیازمند همت مضاعف و ارادهای فراتر از رویههای عادی اداری است. ایشان کلمه «جهاد» را وارد ادبیات اقتصادی میکنند تا نشان دهند شرایط، شرایط یک جنگ خاموش است: «رونق تولید به شرایطی متوقف است که یکی از آنها کار است. این کار باید جهادی باشد؛ کار فوقالعاده باید در کشور انجام بگیرد تا رونق تولید به وجود بیاید؛ اگر رونق تولید به وجود آمد، این خود یکی از ارکان اصلی اقتصاد مقاومتی است. وقتی اقتصاد مقاومتی [محقّق] شد، معنایش این است که جامعه نگران این نخواهد بود که فلان اراذل آمریکایی یا صهیونیستی یا غیره چه تصمیمی درباره نفت ما میگیرد یا درباره اقتصاد ما میگیرد یا مواردی مانند اینها… ملت به عزت و استغنا از بیگانگان نیاز دارد. یک ملّت در کنار اصلیترین نیازهای خود، عزت ملی را قرار میدهد. ملتها راضی نیستند تحت نفوذ و تأثیر تصمیمگیرانی باشند که یا دوست این ملّت نیستند یا دشمن این ملتند».
در کنار این امر ایجابی، رهبر شهید به یک شرط سلبی بسیار مهم و حیاتی برای صیانت از تولید داخلی نیز اشاره میکنند که همان جلوگیری از سیل کالاهای خارجی است: «یکی از بخشهای مهم و بندهای مهم اقتصاد مقاومتی که ما مطرح کردیم و دائم دیگران -دوستان؛ مسئولین و غیر مسئولین- مرتباً از اقتصاد مقاومتی دَم میزنند و شعار میدهند و توضیح میدهند، همین مسئله تولید داخلی است؛ و شرط رونق تولید داخلی، کنترل واردات بیرویه است». بدون این دیوار حفاظتی، جوانه تولید داخلی در برابر هجوم سیلآسای کالاهای خارجی مجالی برای رشد نخواهد یافت.
علاج تحریم فقط تکیه بر تواناییهای ملی است
بخش قابلتوجهی از هندسه فکری رهبر شهید در حوزه اقتصاد مقاومتی، به مدیریت تقابل با پدیده شوم «تحریم» اختصاص دارد. ایشان تحریم را نه یک ابزار مشروع بینالمللی که یک جنایت تمامعیار و اقدامی تروریستی علیه معیشت یک ملت میدانند. ادبیات ایشان در برخورد با عاملان این تحریمها، ادبیاتی آمیخته با صلابت، قاطعیت و افشای چهره واقعی دشمن است. ایشان با لحنی صریح میفرمایند: «این تحریمهای خباثتآمیز [آمریکا]، جنایت است به معنای واقعی کلمه… رئیسجمهور آمریکا اظهار خوشحالی میکند که بله، ما فشار حداکثری اقتصادی و تحریمهای حداکثری را اعمال کردیم و اقتصاد ایران را دچار اختلال کردیم. اوّلاً این کار جنایت است و فقط آدمهای رذلی مثل شماها هستند که به جنایت افتخار میکنند؛ این افتخار ندارد؛ علیه یک ملت دارید جنایت میکنید، افتخار هم میکنید».
رهبر شهید با تحلیلی دقیق از وضعیت درونی دشمن، نشان میدهند که هیمنه آنها پوشالی است و نباید مرعوب عملیات روانی آنها شد: «ثانیاً وضع خود شما خیلی بد است؛ آمریکا امروز با هزاران میلیارد دلار کسر بودجهای که دارد، با دهها میلیون بیخانمان و آواره و گرسنه و زیر خط فقری که در آمریکا وجود دارد -که آمارهای خودشان میگوید- وضع اقتصادی خوبی ندارد، روزبهروز هم وضع اقتصادیشان بدتر شده، بدهکاریهایشان بیشتر شده». این تبیین، در واقع نوعی پاتک راهبردی به عملیات روانی دشمن است تا نشان دهد که تحریمکننده خود دچار فروپاشی درونی ساختار اقتصادی است.

اما راهبرد عملیاتی رهبر شهید در برابر این فشارها چیست؟ آیا نشستن و انتظار کشیدن برای ترحم دشمن در قاموس اقتصاد مقاومتی جایگاهی دارد؟ پاسخ ایشان یک «نه» قاطع و تاریخی است. ایشان با رد کامل استراتژی انتظار میفرمایند: «ما [هم] باید اقتصادمان را جوری تنظیم و برنامهریزی کنیم که با وجود تحریم هم بتوانیم کشور را بخوبی اداره کنیم؛ این را من بارها تکرار کردهام، الان هم باز میگویم. ما فرض کنیم تحریم برداشته نخواهد شد -البته تحریم بتدریج دارد بیاثر هم میشود؛ یعنی دارد به صورت یک چیز لغوی درمیآید امّا حالا گیرم که تحریم باقی بماند- ما باید اقتصاد کشور را جوری برنامهریزی کنیم که با رفتن و آمدن تحریم و با بازیگریهای دشمن، در امر اقتصاد کشور دچار مشکل نشویم. این هم ممکن است… و ما این را به صورت یک سیاست ابلاغ کردیم که همان سیاست «اقتصاد مقاومتی» است که این باید به شدّت و با جدیت دنبال بشود. بنابراین [پاسخ قطعی به] مسئله تحریم، این است؛ اینکه فلان کار را بکنید، فلان کار را نکنید، اینها حرف بیخودی است؛ تحریم یک خیانت است، یک جنایت در حقّ ملّت ایران است که باید برداشته بشود».
در شاهبیت بیانات ضدتحریمی ایشان، نه تنها تحریم باعث فلج شدن اقتصاد نمیشود، بلکه به یک کاتالیزور برای بیداری، کشف ظرفیتها و مصونیتسازی ابدی اقتصاد تبدیل میشود. اینجاست که هنر تبدیل تهدید به فرصت متبلور میشود: «تحریم قطعاً قابل علاج است اما علاجش عقبنشینی نیست. علاجش چیست؟ علاج تحریم فقط و فقط تکیه بر تواناییهای ملی است. باید این تواناییها را هر چه داریم نگه داریم، دنبال کشف تواناییهای جدید باشیم -که قطعاً هم تواناییهای ما زیاد است- و به آنها تکیه کنیم و آنها را احیا کنیم، جوانهای خودمان را وارد میدان بکنیم و ارکان اقتصاد مقاومتی را -یعنی درونزایی و برونگرایی- [دنبال کنیم.]». ایشان با تأکید بر اینکه «ظرفیّتهایمان واقعاً بیپایان است»، راهکار نهایی را «مدیریت جهادی» و «تدبیر واقعی» معرفی میکنند و با یقینی عمیق نوید میدهند: «از همین تحریم هم ما برای مقاومسازی اقتصادمان استفاده خواهیم کرد؛ یعنی همین تحریم انشاءالله موجب خواهد شد که اقتصاد ما مقاومسازی بشود و بتوانیم یک اقتصاد مقاومتی به معنای واقعی کلمه را در کشور انجام بدهیم… انشاءالله ما به کوری چشم شما مسئولین یاوهگو و رذل و خائن و جنایتکار آمریکا، با قدرت ایمان و عزم ملی بر مشکلات فائق خواهیم آمد و اوضاع را انشاءالله سر و صورت خواهیم داد».
اقتصاد مقاومتی؛ قلعهای استوار در نبرد ارادهها
در پایان این واکاوی و مرور جامع بیانات، تصویری که از منظومه فکری رهبر شهید در خصوص «اقتصاد مقاومتی» استخراج میشود، تصویری از یک نبرد تمامعیار تمدنی و یک معماری عظیم ملی است. در نگاه ایشان، کارگری که در کارگاه عرق میریزد، کارآفرینی که سرمایهاش را به میدان تولید میآورد، و مدیری که با روحیه جهادی موانع واردات بیرویه را سد میکند، صرفاً در حال انجام یک فعالیت تجاری روزمره نیستند؛ بلکه اینان سربازان و فرماندهان خط مقدم جبههای هستند که در حال پیریزی دیوارهای مستحکم یک قلعه ملی برای ایستادگی در برابر تکانههای جهانی و تحریمهای ظالمانه است.
اقتصاد مقاومتی در این مکتب، یک سند خاکخورده در قفسه ادارات نیست و همان خونی است که اگر با اکسیژن عدالت اجتماعی، ارتقای جایگاه کارگر، حمایت از تولید و قطع امید از بیگانگان در شریانهای جامعه به جریان بیفتد، هیچ ابزار، تهدید یا فشار حداکثریای نخواهد توانست از پیشرفت و سربلندی این ملت جلوگیری کند. پیام محوری این منظومه فکری، دعوتی است به خودباوری تاریخی، جهاد اقتصادی و ایستادگی سرافرازانه؛ با این قطعیت و ایمان که علاج دردهای مزمن اقتصادی نه در التماس به بدخواهان خارجی، بلکه در شکوفایی بیپایان استعدادهای درونی و مدیریت جهادی سرمایههای ملّی نهفته است. این مسیر، تنها راه تضمینکننده «عزت، استقلال و پیشرفت» در جهان پرآشوب کنونی است.
انتهای پیام