
به قلم احمد زرنگار، پیشکسوت قرآنی و عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما
تحولات موسوم به «جنگ رمضان» را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک درگیری نظامی تحلیل کرد، بلکه این رخداد، صحنهای آشکار از تقابل دو جبهه در عرصه رسانه و ادراک عمومی است؛ جایی که «روایت» به اندازه «واقعیت میدانی» اهمیت مییابد. در چنین بستری، رسانهها نه ناظری بیطرف، بلکه بخشی از میدان نبرد و ابزار شکلدهی به افکار عمومی هستند.
یکی از ویژگیهای مهم این جنگ، تلاش جریان سلطه برای تحریف واقعیت و وارونهسازی مفاهیم است. در حالی که کنشهای جبهه مقاومت را میتوان در چارچوب دفاع از کرامت انسانی و مقابله با ظلم تبیین کرد، رسانههای جریان اصلی با استفاده از تکنیکهای برجستهسازی و چارچوببندی، این واقعیت را بهگونهای بازنمایی میکنند که مشروعیت آن زیر سؤال برود. این همان چیزی است که میتوان از آن به «جنگ شناختی» تعبیر کرد؛ جنگی که هدف آن تغییر ادراک و باور مخاطب است، نه صرفاً تغییر رفتار.
در این میان، آموزههای قرآنی نیز بر اهمیت «روایت صحیح» و مقابله با تحریف تأکید دارند. چنانکه در آیه «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» (سوره صف، آیه ۸) به تلاش جریان باطل برای خاموش کردن حقیقت اشاره شده است. همچنین، در آیه «إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا» (سوره حجرات، آیه ۶)، بر ضرورت دقت و تحقیق در مواجهه با اخبار تأکید میشود؛ امری که در فضای رسانهای امروز، اهمیتی دوچندان یافته است.
جنگ رمضان نشان داد که رسانههای جریان اصلی غربی، در بسیاری از موارد نهتنها بیطرف نیستند، بلکه خود بخشی از ماشین جنگ روانی و شناختی محسوب میشوند. با این حال، در مقابل این جریان، رسانههای مردمی و کنشگران جبهه مقاومت توانستهاند تا حدی انحصار روایت را بشکنند. انتشار روایتهای دست اول از میدان، بازنمایی رنج مردم و افشای تناقضهای رسانههای غربی، موجب شده است که بخشی از افکار عمومی جهانی با واقعیتهای پنهانشده آشنا شود.
با این وجود، نمیتوان از کاستیهای جدی در جبهه رسانهای خودی چشمپوشی کرد. یکی از مهمترین ضعفها، تأخیر در روایتسازی است. در بسیاری از مواقع، روایت اولیه توسط رسانههای معارض شکل میگیرد و ما در موقعیت پاسخگویی قرار میگیریم؛ در حالی که در جنگ ادراک، روایت اول، نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به ذهن مخاطب دارد.
از سوی دیگر، ضعف در زبان و قالب ارائه محتوا نیز چالش برانگیز است. بخش زیادی از تولیدات رسانهای، با وجود محتوای قوی، فاقد جذابیت و اثرگذاری لازم برای مخاطب جهانی - بهویژه نسل جوان - است. عدم استفاده مؤثر از قالبهای نوین مانند ویدئوهای کوتاه، روایتهای داستانی و تولیدات خلاقانه، باعث شده است که پیامها در رقابت رسانهای کمتر دیده شوند.
همچنین، پراکندگی و نبود انسجام در میان کنشگران رسانهای، مانع از شکلگیری یک روایت قدرتمند و یکپارچه شده است. این در حالی است که جریان مقابل، با هماهنگی بالا و بهرهگیری از ابزارهای پیشرفته، روایتهای خود را بهصورت گسترده و هدفمند منتشر میکند.
برای عبور از این وضعیت، اتخاذ راهکارهای عملی و راهبردی ضروری است. نخست، باید به سمت «روایتسازی پیشدستانه» حرکت کرد؛ یعنی پیش از آنکه روایتهای تحریف شده شکل بگیرند، روایت صحیح و مستند را تولید و منتشر کرد. دوم، سرمایهگذاری بر تربیت نیروی انسانی متخصص در حوزه رسانههای نوین، که بتوانند پیام را با زبان مؤثر و متناسب با مخاطب جهانی منتقل کنند. سوم، بهرهگیری هوشمندانه از بسترهای نوین و قالبهای جذاب رسانهای، بهویژه در فضای شبکههای اجتماعی؛ و در نهایت، ایجاد یک شبکه هماهنگ و چابک از فعالان رسانهای برای تولید و توزیع هدفمند محتوا.
در همین راستا، رهبر شهید انقلاب اسلامی با تأکید بر مفهوم «جهاد تبیین»، بر ضرورت حضور فعال و مؤثر در میدان روایت تأکید کردهاند و این عرصه را کمتر از میدانهای دیگر نمیدانند. این تأکید، نشاندهنده آن است که در شرایط کنونی، تبیین درست واقعیتها و مقابله با تحریف، یک وظیفه راهبردی و فوری محسوب میشود.
قرآن کریم در آیه «وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ» (سوره اسراء، آیه ۸۱) به غلبه نهایی حقیقت اشاره دارد، اما تحقق این وعده الهی در عرصه اجتماعی، نیازمند تلاش آگاهانه و مجاهدت در میدانهای مختلف، از جمله میدان رسانه است.
در جمعبندی، جنگ رمضان را باید صحنهای از تقابل همه جانبه میان جبهه حق و باطل دانست؛ تقابلی که در آن، رسانه نه صرفاً ابزار، بلکه خودِ میدان نبرد است. در این میدان، پیروزی از آنِ جریانی خواهد بود که بتواند حقیقت را به درستی، به موقع و با زبانی مؤثر روایت کند و ادراک عمومی را در مسیر عدالت و حقیقت جهت دهد.
انتهای پیام