به گزارش ایکنا، در روزگاری که جامعه ایران با چالشهای گوناگون و امواج پیشبینینشده تاریخی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، لزوم بازخوانی مفهوم «همدلی» و واکاوی ریشههای تابآوری ایرانیان بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و به منظور ارتقای سطح آگاهی عمومی نسبت به ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی کشور برای عبور از بحرانها، نهصد و چهلمین نشست از سلسله نشستهای شبهای بخارا، با عنوان «شب همدلی» عصر سوم اردیبهشتماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.
این رویداد فرهنگی و فکری که با استقبال علاقهمندان به فرهنگ و تاریخ ایران همراه بود، در تالار خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برنامهریزی و اجرا شد. هدف اصلی از برگزاری این نشست، استفاده از ظرفیتهای بیپایان تاریخ، ادبیات و جامعهشناسی برای تصویرسازی عینی از مفهوم همدلی و استخراج الگوهای رفتاری صحیح در زمان وقوع بحرانهای اجتماعی و تاریخی عنوان شده است.
در این نشست تخصصی، اندیشمندان و چهرههای برجستهای نظیر مقصود فراستخواه، جامعهشناس و پژوهشگر برجسته؛ سعیده قدس، نویسنده و بنیانگذار مؤسسه محک؛ کیوان ساکت و اکرم خدابندهلو حضور یافتند و به کالبدشکافی ابعاد مختلف، پیچیده و چندلایه همدلی در تاریخ ایران پرداختند.
در ابتدای این نشست، علی دهباشی، مدیر مجله فرهنگی هنری بخارا و مجری برنامه، ضمن خوشامدگویی به حضار و آغاز نهصد و چهلمین شب از شبهای بخارا، از همکاریهای مدیریت فرهنگسرای نیاوران قدردانی کرد. وی در مقدمه سخنان خود با اشاره به شرایط ملتهب منطقه و جهان، بر نقش بیبدیل همدلی در حفظ یکپارچگی جامعه تأکید کرد و گفت: آنچه که بر سر ما رفت در قصه تجاوز رژیم جنایتکار آمریکا و صهیونیستهای اسرائیل که دهها شب هم برایش کم است، اما آنچه که به یادگار ماند و برای تمام جهانیان شایسته احترام شد، مقاومت و همدلی مردم ایران بود که از هر مذهب، دین، آیین، زبان و قومی یکسره ایستادند تا ما بتوانیم امشب شب بخارا را برگزار کنیم.
دهباشی در ادامه سخنان خود ابراز امیدواری کرد که این مقاومت و ایستادگی ملی به نتایج روشنتری در آینده منجر شود و افزود: امید که این مقاومت نتایج بهتری بدهد.
سپس با دعوت از مقصود فراستخواه، وی را پژوهشگری خواند که تمامی دکترین فکریاش بر روی مسئله ملت و فرهنگ ایران استوار است.
در ادامه این نشست تخصصی، مقصود فراستخواه، جامعهشناس با ایجاد یک پل ارتباطی میان تاریخ پرفراز و نشیب ایران و شرایط کنونی جامعه، به تشریح چگونگی تداوم حیات در این سرزمین پرداخت. او سخنان خود را با طرح پرسشهایی بنیادین آغاز کرد و گفت: پرسش این است: تا به حال این مسیر چند هزار ساله ایران را چگونه پیمودهایم؟ مردم چگونه در این سرزمین زندگی کردهاند و ایران چگونه باقی مانده است؟
فراستخواه با تأکید بر لزوم استخراج قاعدههای نهادی از دل تجربههای زیسته و فرهنگ ایرانی، به یکی از مهمترین این قواعد اشاره کرد و افزود: یکی از این قاعدهها به تصور من به عنوان یک دانشآموز، صلح در شرایط ناصالح است. ایرانیان در تاریخ پرحادثه و بینظمیهایی که شرایط تخریب برای این جامعه و سرزمین ایجاد میکرد، به یک آگاهی تاریخی، یک دانش درونیشده از تجربههای خودشان و یک خرد فرهنگی دست یافتند.
وی با لحنی تحلیلی نسبت به کلانروایتهای تاریخی که غالباً تصویری از شکست و استبداد را بازنمایی میکنند، انتقاد کرد و گفت: وقتی تصویر ایران را از دریچه این کلانروایتها میبینیم، پر از بیثباتی، جنگ و دولتهایی است که میآمدند و میرفتند. اما آن ایرانی که مردم این سرزمین در آن زیستهاند، مجموعهای از روایتهای کوچک بود، نه آن ابرروایتهای برساخته. بیشتر ساکنان این سرزمین با شادیها و غمها، در میان بینظمیها، نظمهای خلاقی ایجاد میکردند.
این جامعهشناس برای تبیین بهتر پویایی حیات اجتماعی در ایران، به شواهد تاریخی متعددی اشاره و اظهار کرد که فاتحان معمولاً تاریخ را با محوریت جنگ روایت کردهاند، در حالی که زندگیهای خلاق و پویایی در بازارها، مدرسهها، محلهها و خانههای ایرانی جریان داشته است.
وی در این زمینه به گزارشهای تاریخی اشاره کرد و گفت: حتی زمانی که اسکندر به ایران میآید، از وجود چندین تماشاخانه خبر میدهد؛ یعنی زندگی، هنر، خلاقیت و معماری. مدیریت زندگی اجتماعی با مشارکت و همدلی یکدیگر برای حل مشکلات صورت میگرفت.
فراستخواه در بخش دیگری از سخنان خود، به الزامات ساختاری همدلی در سطح کلان جامعه پرداخت و تصریح کرد: در سطح کلان، همدلی نیاز به ساختار و حقوق دارد. با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود و همدلی ایجاد نمیگردد. برای شکلگیری ما بودن یک ملت، نیاز به صورتبندی ساختار قدرت و میثاقهای اجتماعی است. تا زمانی که نظم دسترسی باز و حقوق مدنی شکل نگیرد، نمیتوان انتظار نهادینه شدن همدلی را داشت.
با این وجود، این پژوهشگر برجسته به نقطه قوت جامعه ایرانی در جبران این ضعفهای نهادی اشاره کرد و افزود: با وجود ضعفهای نهادی در سطح کلان، جامعه ایرانی ظرفیتهایی داشت که با سازوکارهای جبرانی در سطوح میانی و خُرد، این همبستگی را حفظ میکرد. سطح میانی اجتماع، یعنی جایی که مردم حضور داشتند، با اخلاق، فرهنگ، اندیشه و تخیل ایرانی به جبران محدودیتهای نهادی میپرداخت.

فراستخواه ضمن تشریح الگوهای تاریخی همدلی در جامعه ایران که عامل اصلی بقای چند هزار ساله این سرزمین بودهاند، 15 مدل را در این نشست معرفی کرد.
وی با اشاره به قدمت جشنهایی نظیر نوروز و مهرگان گفت: این آیینهای مبادله لطف و آشتی، نارساییهای سطح نهادی را جبران میکنند. همچنین تعزیه و عزاداریها بستری هستند که در آن افراد دور هم جمع میشوند، تسلیت میگویند و این ابراز اندوه باعث پیوندهای اجتماعی در لحظههای سخت میشود.
وی به تعاونیهای سنتی مثل «بُنه» و «واره» اشاره کرد و افزود: مردم با وجود بیش از 1200 جنگ بزرگ در تاریخ ایران، با هم تولید و آب را تقسیم میکردند.
اهمیت محلهها و استقلال نسبی آنها از دیوانسالاری دولتی در دهههای گذشته نیز از دیگر مواردی بود که فراستخواه به آن پرداخت و گفت: تشکلهای ساختاریافته اصناف نیز به مثابه سندیکا عمل میکردند.
وی نهادهایی مانند «وقف» را که تولیدکننده حمام، مدرسه و دارالشفاء بودند، از ارکان این مدل برشمرد و به آیینهای معنوی و عرفانی اشاره کرد که اقشار مختلف را گرد هم میآورد.
آیینهای مذهبی و نقش دین به عنوان یک ساحت فرهنگی در تقویت همبستگی؛ آیینهای ادبی و محافل شعر و ادب به عنوان بستر تبادل اندیشه نیز از دیگر مواردی بود که فراستخواه به عنوان الگوهای عملی همدلی در تاریخ اجتماعی ایران از آن نام برد.
وی به همدلیهای اوقات فراغت و اهمیت فضاهایی نظیر قهوهخانهها در گفتوگوهای اجتماعی و همچنین همدلیهای ورزشی، از زورخانههای کهن تا ورزشهای گروهی صبحگاهی در دوران معاصر اشاره کرد و افزود: همدلیهای خویشاوندی و شبکههای اعتماد فامیلی به عنوان سازوکار مقاومت در برابر حوادث و تهاجمات عمل میکند. نقش خاندانهای بزرگ در حفظ حافظه سرزمینی و مدیریت بحرانها در برابر مهاجمان نیز مهم است.
از دیگر مواردی که این جامعهشناس بدان اشاره کرد دیوان و سامان اداری بود؛ وجود لایهای به نام «مستوفیان» در دولت که به گفته وی صرفاً ابزار سلطه نبودند، بلکه منافع مردم را دنبال میکردند.
فراستخواه پانزدهمین و شاید تاملبرانگیزترین مدل همدلی را «مدل همدلی با خود» نامید و در این باره بیان کرد: در ایران ظرفیتهایی بود که سبب میشد انسان ایرانی بیپناه، سعی کند به خودش دلداری دهد. شاعران ایران یکی از پایههای این همدلی هستند؛ با صورتهای خیال و تأملات لطیف شاعرانه. وی خوانش آثار حافظ، خیام و مولانا را ابزاری برای تعالی احساسات و تابآوری در برابر سختیها دانست.
وی در پایان سخنان خود با تاکید بر اهمیت «دیگریپذیری» در ادبیات ایران، اظهار کرد: آسمان ایران بسیار پر ستاره است. این آسمان پر ستاره، همان ذخیره فرهنگی و تمدنی ایران است که سعی کرده معرفت را پشتیبانی و احساسات را تعالی بخشد تا انسانها در شرایط قطبی، بیگانگی و ناهمدلی، با هم همدلی کنند.
پس از سخنان فراستخواه، مجری برنامه از سعیده قدس، بنیانگذار مؤسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان (محک) و نویسنده رمان پرفروش «کیمیا خاتون»، دعوت کرد تا از منظر تجربیات عملی خود در حوزه همدلی اجتماعی سخن بگوید.
سعیده قدس سخنان خود را با تحلیلی زیبا از واژه متداول «سلام» در فرهنگ ایرانی آغاز کرد و گفت: برای من همیشه جای تعجب بود که در فرهنگهای دیگر، احوالپرسیها به شکل آرزوی یک روز خوب است اما سلام ما تفاوت دارد. سلام به معنی تسلیم است؛ یعنی سپردن خود به دیگری، یعنی من هستم، مهربانم و به تو آسیب نمیزنم. این حس آرامش به طرف مقابل در ما ایرانیها نهادینه شده است.
بنیانگذار محک در ادامه با اشاره به موقعیت جغرافیایی و استراتژیک ایران در چهارراه جهانی، تاخت و تازهای تاریخی به این سرزمین را نتیجه ثروت بینظیر آن دانست و افزود: هر متجاوزی سوار بر اسب آمد تا این خاک را بگیرد، اما در کنار آن ویرانیها، ویژگیهای شگفتانگیزی در این مردم شکل گرفت.
وی با ذکر مثالی عینی از شرایط دشوار اقتصادی امروز، به تبلور همدلی در عرصه سلامت و درمان اشاره کرد و با ارائه آماری تکاندهنده اظهار کرد: در جایی که الان من کار میکنم (محک)، شاید باور نکنید هزینه یک پیوند مغز استخوان که 98 درصد جواب میدهد، حدود 8 میلیارد تومان است! وقتی دکتر این دارو را مینویسد، این مردم هستند که هزینه را تأمین میکنند.
قدس در پایان سخنان خود، رویکرد تاریخی ایرانیان در مواجهه با بیگانگان را نوعی «همدلی زیرکانه» توصیف کرد و گفت: برای حفظ ایران، وارد سیستم آنها شدیم تا بتوانیم از درون، امور را به نفع کشورمان مدیریت کنیم. این همان همدلی و مدیریت در لایههای زیرین جامعه است که باعث شده در برابر تمام این هجمهها تاب بیاوریم.

در بخش دیگری از این نشست، علی دهباشی با تأیید سخنان سعیده قدس، به جمعبندی مباحث تاریخی مطرح شده پرداخت. وی با اشاره به نفوذ فرهنگی و اداری ایرانیان در حکومتهای مهاجمان گفت: اگر به ساختار حکومت عباسیان نگاه کنید، میبینید ساختار آن کاملاً ایرانی است. اعراب که تمدن و ساختار اداری نداشتند؛ ایرانیها رفتند و کار اداری آنها را راه انداختند.
دهباشی افزود: در قضیه حمله مغول هم همینطور بود. تمام این اقوام مهاجمی که میآمدند، ما با نفوذ در ساختار اداریشان، ایران خودمان را حفظ میکردیم و بسیاری از آنها را ایرانی میکردیم و به مدافعان ایران تبدیل میساختیم.
نشست «شب همدلی» در نهایت با این پیام روشن به پایان رسید که در گذر از سختترین بحرانهای تاریخی و اجتماعی، آنچه شیرازه جامعه ایران را از همگسیختگی در امان نگه داشته است، نه لزوماً ساختارهای سخت و رسمی، بلکه شبکههای درهمتنیده همدلی، مدارا، هنر و همبستگی در لایههای زیرین و میانی اجتماع بوده است؛ الگوهایی که امروز نیز به عنوان تنها راهکار عبور از طوفانهای پیش رو، نیازمند بازآفرینی و توجه جدی هستند.
انتهای پیام