حجتالاسلام مهدی علیزاده، عضو هیئت علمی و پژوهشگر بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی با نگاهی معرفتی و تحلیلی، از ماه ذیالقعده بهعنوان «ماه امام رضا(ع)» یاد میکند و با تکیه بر منظومه فکری اهل بیت(ع)، به تبیین مفاهیمی چون کرامت، مقاومت، صلح و جنگ در شرایط امروز میپردازد که در ادامه با هم میخوانیم.
ایکنا ـ برای آغاز گفتوگو بفرمایید چرا ماه ذیالقعده را در حقیقت باید «ماه امام رضا (علیهالسلام)» نامید و چه نسبتی میان ولادتهای این ماه و زیارت مخصوص ایشان برقرار است؟
در ابتدا، فرا رسیدن دهه مبارکه کرامت را تبریک و تهنیت عرض میکنم. ماه ذیالقعده را در حقیقت باید «ماه امام رضا (علیهالسلام)» نامید؛ چرا که پیوندی وثیق میان وقایع این ماه و وجود نورانی حضرت ثامنالحجج(ع) برقرار است. این پیوند معنوی از نخستین روز ماه با ولادت با سعادت خواهر گرامیشان، حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) آغاز شده و با میلاد برادر بزرگوارشان، حضرت احمد بن موسی (شاهچراغ) ادامه مییابد. اوج این برکات، یازدهم ذیالقعده و سالروز ولادت فرخنده خود حضرت است و در نهایت، روز بیست و سوم که روز زیارتی مخصوص ایشان میباشد، این منظومه را کامل میکند؛ لذا شایسته است با نگاهی معرفتی، این ماه را متعلق به ساحت قدسی امام رضا(ع) بدانیم.
ایکنا ـ دهه کرامت امسال مصادف با جنگ تحمیلی سوم از سوی جنایتکاران آمریکایی صهیونیستی است، در گرامیداشت این دهه چه تفاوتهایی باید نسبت به گذشته لحاظ شود؟
دهه کرامت امسال، در پی حملات ددمنشانه جبهه استکبار و شهادت امام شهید و فرماندهان والامقام و جمعی از هموطنان عزیزمان، رنگ و بوی حماسی متفاوتی به خود گرفته است. امروز به فضل الهی، دست برتر نیروهای مسلح در میدان نبرد عیان است؛ اما نکته حائز اهمیت، تأسی ملت ایران به آموزههای مکتب اهل بیت(ع) است. مردم با وجود داغی که از فقدان رهبر شهید و همنوعان خود بر دل دارند، با حضوری حماسی در صحنه، عزاداری را به وقت دیگری موکول کرده و اولویت را بر استقامت و حضور ملی نهادهاند.
این حضور هوشمندانه مردمی در کنار حمایت قاطع از نیروهای مسلح، علاوه بر ناکام گذاشتن دشمنان خارجی، عرصه را بر منافقان و بدخواهانی که در کمین اقدامات ناجوانمردانه بودند، تنگ کرده است. بزرگداشت دهه کرامت و موالید نورانی این ماه یعنی حضرت امام رضا(ع)، حضرت معصومه(س) و حضرت شاهچراغ(ع)، در حقیقت پاسداشت پیامآوران الهی است که در امتداد مسیر امامت و تحقق آیه شریفه «اَلْیومَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ»، نقشی بیبدیل در ترویج اسلام ناب ایفا میکنند.
تقارن این جانفشانیها با اقتدار نظامی ایران، بهویژه تسلط بر تنگه هرمز، نشاندهنده ثمره تربیت در مکتب علوی و رضوی است؛ مکتبی که ملت را برای ایستادگی در برابر جبهه کفر و الحاد مهیا ساخته است. امروز اگر چرایی گرامیداشت دهه کرامت بیش از پیش بر ما منکشف میشود، به دلیل همین پیوند عمیق میان قول و فعل معصومین(ع) با هدایتهای رهبر شهید است که چنین ملت مقاومی را پرورش داده است. مردم با پیوندی که با معارف حقه شیعه برقرار کردهاند، از جان و مال خویش برای عزت جبهه حق میگذرند و این ایثار، نشان از قدرت و عزت برخاسته از ایمان آنان دارد.
ایکنا ـ در این ایام واژگانی چون صلح و جنگ، مقاومت، اتحاد و ... رواج بیشتری نسبت به قبل در جامعه دارد؛ بازتاب این واژگان در کلام امام رضا(ع) چگونه است؟
نکته کلیدی که در تحلیل سیره معصومین(ع) باید بدان توجه داشت و در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» اثر رهبر شهید نیز بر آن تأکید شده، نگریستن به اسلام به مثابه یک «منظومه واحد» است؛ مسیری پیوسته از عصر نبوی تا دوران امام حسن عسکری(ع) و متعاقب آن در عصر غیبت. در این نگاه منظومهای، جنگ و صلح (یا به تعبیر دینی آن، مهادنه) هیچکدام اصالت مطلق ندارند، بلکه هر دو ابزاری برای صیانت از اصل دین و اجرای فرامین الهی هستند.
چنانکه پیامبر اکرم(ص) در مقاطعی حکم به جهاد و در شرایطی دیگر فرمان به صلح میدادند، حضرت رضا(ع) نیز با درک دقیق مقتضیات زمانه خویش، همین سیره را تداوم بخشیدند. پذیرش هوشمندانه ولایتعهدی از سوی ایشان در برابر طرح مأمون، مصداق بارز این حرکت روشنگرانه بود؛ اقدامی که نه تنها منافع کلان شیعیان و جهان اسلام را تأمین کرد، بلکه ماهیت واقعی خلافت بنیعباس را بر همگان آشکار ساخت و الگویی جاودانه برای پیروان حق تا روز قیامت ترسیم نمود.
بر این اساس، جنگ یا صلح به خودی خود هدف نیستند؛ کمااینکه امام حسین(ع) مسیر مبارزه با ظلم را تا مرز شهادت پیمودند و امام حسن (ع) با تدبیر آتشبس، به صیانت از کیان اسلام پرداختند. حقیقت آن است که امام حسین(ع) با خون خود و امام مجتبی(ع) و امام رضا(ع) با تدبیر سیاسی خویش، هر سه یک هدف مشترک یعنی افشای ماهیت دشمن (بنیامیه و بنیعباس) را دنبال میکردند.
آموزه بزرگ زندگی امام رضا (ع) برای امروز ما، «دشمنشناسی» و تبیین توطئههای پیچیده است. باید بدانیم که دشمن گاه با ابزار مستقیم نظامی و گاه در لباس دیپلماسی و تزویر وارد میدان میشود؛ همان مسیری که مأمون پیمود و امام (ع) با درایتی الهی در برابر آن ایستادگی کردند. این بصیرت رضوی است که به ما میآموزد چگونه اهداف شوم دشمن را در هر لباسی بازشناسیم و در برابر آن موضع مقتضی اتخاذ کنیم.
نقش اجتهاد در مواجهه با دشمن
باید توجه داشت که دشمنشناسی در لایههای پیچیده و راهبردی، امری صرفاً عمومی نیست، بلکه نیازمند تخصص و مقام «اجتهاد» است. بر این مبنا، تنها فقیه جامعالشرایط است که صلاحیت تبیین مسیر و هدایت امت را در بزنگاهها داراست؛ همانگونه که رهبر شهید در طول حیات پربرکت و پرفرازونشیب خویش، با بصیرتی نافذ جامعه را هدایت کردند. ایشان با درک عمیق از مصالح اسلام، در مقاطعی بر اساس «نرمش قهرمانانه» با مذاکره موافقت فرمودند و در مواضعی دیگر، با صلابت در برابر زیادهخواهی دشمن ایستادگی کردند.
از منظر عقل سلیم و آموزههای دینی، فردی که در حوزهای تخصص ندارد، ملزم به تبعیت از صاحبنظر و مجتهد آن فن است؛ چنانکه رجوع بیمار به پزشک و یا مراجعه صاحب خودرو به تعمیرکار، یک سیره عقلایی برای دستیابی به صلاح و حقیقت است. در اندیشه شیعی، ائمه معصومین(ع) هادیان طریق حق هستند و در دوران غیبت، این مسئولیت خطیر بر عهده جانشینان آنان، یعنی عالمان مهذب، مدیر و مدبری است که با مجاهدت در برابر هوای نفس، صلاحیت صیانت از کیان جامعه اسلامی را کسب کردهاند.
ایکنا ـ کرامت در سخنان امام رضا(ع) به چه معناست؟
در هندسه معرفتی قرآن کریم، کرامت جایگاهی بنیادین دارد؛ آنجا که پروردگار متعال میفرماید: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ...». این آیه شریفه بر کرامت ذاتی انسان و تفضیل او بر بسیاری از مخلوقات تأکید دارد، اما نیل به کرامت اکتسابی و حفظ این شأن الهی، مشروط به صیانت از جوهره انسانیت در سایه «تقوا» است. چنانکه در آیه ۱۳ سوره مبارکه حجرات بر آن پای فشرده شده، ملاک برتری و کرامت نزد خداوند، تنها و تنها تقواست.
حقیقت آن است که اگر انسان این ودیعه الهی را پاس ندارد، از ساحت قدسی انسانیت هبوط کرده و به وادی حیوانیت سقوط میکند. قرآن کریم درباره کسانی که قوه تعقل و شنوایی حقیقت را از دست دادهاند، تعبیری تکاندهنده دارد: «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضلُّ سَبِيلًا». امام رضا(ع) نیز در تعالیم خویش مکرراً بر این نکته پای میفشارند که انسان باید جایگاه رفیع خود را حفظ کند تا به ورطه حیوانیت تنزل نیابد. وجود انسان عرصه نبرد میان قوای معنوی و عقلانی از یک سو و قوای غضبیه، شهویه و جهل از سوی دیگر است.
امروز شاهد هستیم که مدعیان تمدن، یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی، با جنایات وحشیانه خود علیه ملت ایران و سایر ملل مظلوم، چگونه از مرزهای حیوانیت نیز عبور کردهاند. جنایت هولناک هدف قرار دادن مدرسه دخترانه در میناب و به خاک و خون کشیدن بیش از ۱۶۰ دانشآموز و معلم، پرده از خباثت باطنی آنان برداشت و نشان داد که وقتی کرامت انسانی رخت بربندد، جانیان از هر درندهای پستتر میشوند. این در حالی است که غرض از خلقت، حرکت به سوی کمال و معنویت در پرتو تقوا بوده است؛ مسیری که پیمودن آن تنها راه نجات بشر از سقوط به اسفل سافلینِ رذالت است.