به قلم وهاب خدابخشی
معلم، تنها آموزگار واژهها نیست؛ او باغبان جان انسانهاست؛ کسی که نهفقط حروف و احکام، که نور، آرامش، معنا و جهت زندگی را به نسلها منتقل میکند. در روزگاری که هیاهوی جهان، ذهن و دل جوانان را هرلحظه به سویی میکشاند، هنوز این صدای آرام معلمان قرآن است که میتواند دلها را به سمت حقیقت بازگرداند؛ همانها که بیادعا، سالها کنار رحلهای ساده قرآن نشستند تا چراغ ایمان در خانهها خاموش نشود.
روز معلم، تنها بزرگداشت یک شغل نیست؛ تجلیل از رسالتی است که با ساختن روح انسانها معنا پیدا میکند؛ و در میان همه معلمان، جایگاه معلمان قرآن جایگاهی متفاوت و عمیقتر است؛ چراکه آنان با کلامی سر و کار دارند که خداوند دربارهاش فرمود: «إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ»؛
معلم قرآن، راهنمای همین مسیر است؛ پلی میان زمین و آسمان.
شاید بسیاری از مردم، اثر یک معلم قرآن را همان لحظه نبینند؛ اما حقیقت این است که آینده فرهنگی و معنوی یک جامعه، آرامآرام در کلاسهای کوچک قرآن ساخته میشود. آنجا که کودکی برای نخستین بار نام خدا را با محبت میآموزد، نوجوانی با شنیدن یک آیه از تاریکی ناامیدی فاصله میگیرد و جوانی میان طوفان شبههها، دوباره راه خویش را پیدا میکند.
جامعهای که معلمان قرآنش منزوی شوند، دیر یا زود درگیر فقر معنویت خواهد شد؛ زیرا تمدنها پیش از آنکه در اقتصاد یا سیاست سقوط کنند، در اخلاق و هویت فرو میریزند. معلمان قرآن، نگهبانان همین هویتاند. آنان حافظان آرام و بیصدای امنیت فکری و روحی جامعهاند؛ حتی اگر کسی نامشان را نداند.
خداوند در قرآن میفرماید: «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ ...؛ چه کسی نیکوگفتارتر از آن است که مردم را به سوی خدا دعوت کند؟» و مگر رسالت معلم قرآن چیزی جز دعوت دلها به سوی خداست؟
اما امروز، رسالت معلمان قرآن سنگینتر از همیشه است. نسل جوان، نسلی پرسشگر، خسته، گاه مضطرب و محاصرهشده در میان انبوه پیامها و تصویرهاست. دیگر نمیتوان تنها با آموزش قواعد، دل نوجوان امروز را با قرآن پیوند زد. معلم قرآن امروز باید «زیستن با قرآن» را آموزش دهد؛ باید آیهها را از قاب کلاس به متن زندگی بیاورد. جوان امروز بیش از آنکه به محفوظات نیاز داشته باشد، محتاج لمس آرامش قرآن است.
اگر معلم قرآن نتواند امید را منتقل کند، اگر نتواند مهربانی، فهم، صبوری و صداقت را در رفتار خود نشان دهد، آیات الهی در ذهن شاگرد میماند، اما به قلبش نمیرسد. نسل امروز، پیش از آنکه شنونده سخن باشد، تماشاگر رفتار است.
معلمان قرآن باید به یاد داشته باشند که گاهی یک لبخند، یک تشویق، یک آغوش پدرانه یا مادرانه، میتواند آینده یک نوجوان را تغییر دهد. چه بسیار قاریان، حافظان و فعالان فرهنگی که مسیر زندگیشان با یک جمله محبتآمیز معلم قرآن آغاز شده است.
رسالت معلم قرآن تنها آموزش تجوید و صوت نیست؛ ساختن انسان است. انسانی که دروغ نگوید، ظلم نکند، امیدش را از دست ندهد و در سختیها خدا را فراموش نکند. همان انسانی که قرآن میخواهد.
قرآن کریم درباره اثر کلام پاک میفرماید: «کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ؛ سخن پاک، همچون درختی پاکیزه است.» و چه سخنی پاکتر از آیات الهی که معلمان قرآن سالها آن را در جان شاگردان میکارند.
امروز اگر جامعه ما هنوز در میان بحرانهای اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی، ریشههای ایمان و محبت اهلبیت (ع) را حفظ کرده، بخشی از آن را مدیون معلمان گمنامی است که شاید در اتاقی کوچک، مسجدی ساده یا مؤسسهای کمامکانات، عمر خود را صرف آموزش قرآن کردهاند. آنان ستارههای کمادعای این سرزمیناند.
روز معلم، فرصتی است برای ادای احترام به همه آموزگاران؛ اما شاید بیش از همه باید دست معلمان قرآن را بوسید؛ آنان که گاهی با کمترین امکانات و بیشترین سختیها، چراغ هدایت را روشن نگه داشتهاند؛ و چه زیباست که معلمان قرآن، همواره این آیه را پیش چشم داشته باشند: «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ» باطل رفتنی است، اما آنچه به مردم سود میرساند، ماندگار خواهد شد.
بیتردید، اثر معلم قرآن نیز ماندگار است.
در قلب شاگردی که روزی با یک آیه آرام شد.
در جوانی که با یاد خدا از سقوط نجات یافت.
و در نسلی که شاید هنوز نداند امنیت روحش، میراث همان معلمان خاموش و صبور است.
انتهای پیام