معصومه حاجیعموشا، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) در گفتوگو با ایکنا درباره تأثیر جنگ تحمیلی سوم بر تقویت گفتمان مقاومت در ایران، منطقه و جهان، گفت: گفتمان در اندیشه سیاسی و اجتماعی، به معنایی فراتر از یک نظریه یا ایدهپردازی صرف است. گفتمان، نظامی از معانی، مفاهیم، باورها و شیوههای بیانی است که یک هویت جمعی را شکل میدهد و مرزهای «ما» و «دیگران» را تعیین میکند. گفتمان نه فقط توصیف واقعیت، بلکه ساخت واقعیت است؛ چهارچوبی فکری و عملی برای تعریف مشروعیت، مشروعیتزدایی، تعیین کنشهای مجاز و نامجاز، و جهتدهی به رفتارهای سیاسی و اجتماعی.
وی ادامه داد: در نظریه گفتمان، مفاهیم هستهای؛ دالها یا محورهای مرکزی مانند عدالت، آزادی، استقلال یا مقاومت، در میدان رقابت با گفتمانهای رقیب، به دنبال هژمونیک شدن، غلبه و طبیعیسازی معانی خود در ذهن کنشگران اجتماعی و سیاسی هستند. یک گفتمان زمانی غالب یا هژمونیک میشود که اصول و مفروضات آن چنان بدیهی و فراگیر شود که تصور بدیل برای آن ناممکن به نظر آید.
حاجیعموشا با تأکید بر اینکه همه رشتههای علمی اعم از علوم انسانی، اجتماعی، سیاسی و حتی علوم پایه و فنی، همواره در درون یک یا چند گفتمان میاندیشند و تولید معنا میکنند، افزود: بنابراین درک تأثیر یک رویداد عظیم مانند جنگ ۴۰ روزه ایران و آمریکا بر گفتمان مقاومت، بدون فهم ابتدایی از چیستی گفتمان ممکن نیست. جنگها در تاریخ معاصر، بزنگاههای تعیینکنندهای برای تثبیت، تغییر یا زوال گفتمانهای مسلط بودهاند.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) در توضیح گفتمان مقاومت، ادامه داد: گفتمان مقاومت، گفتمانی است که در واکنش به سلطهگری، اشغالگری، استکبار و نظام سلطه به ویژه ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، شکل گرفته و بازتولید شده است. این گفتمان، نافی نظم موجود بینالمللی مبتنی بر قدرت و سلطهجویی قدرتهای بزرگ است و بر حق تعیین سرنوشت ملتها، حاکمیت ملی، عدالت فراملی و مبارزه با بیعدالتی ساختاری تأکید میکند.
وی با تأکید بر اینکه ریشههای این گفتمان در سه جریان اصلی قابل ردیابی است، گفت: نخست، ریشههای دینی؛ به ویژه در سنت شیعی، مفاهیم عاشورا، مظلومیت، شهادت و امر به معروف و نهی از منکر، بنمایههای نظری قدرتمندی برای مقاومت در برابر ظلم فراهم کرده است. در گفتمان مقاومت پس از انقلاب اسلامی ایران، کربلا و شهادت به عنوان محورها یا دالهای مرکزی هویتبخش، به مقاومت در برابر دشمن معنا میبخشند.
حاجیعموشا با اشاره به ردیابی جریان دوم ریشههای گفتمان مقاومت در ریشههای ضداستعماری، بیان کرد: تجارب تاریخی کشورهای جهان سوم در برابر سلطه استعماری قرن نوزدهم و بیستم و جنبشهای آزادیبخش مانند جنبش عدم تعهد، جنبشهای استقلالطلب در آفریقا و آسیا در شکلگیری این گفتمان مؤثر بوده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) با تأکید بر اینکه سومین جریان اصلی ریشههای گفتمان مقامت در ریشههای سیاسی ـ امنیتی معاصر قابل بررسی است، اظهار کرد: وقوع انقلاب اسلامی در سال ۵۷ و جنگ تحمیلی هشت ساله، اشغال فلسطین توسط رژیم صهیونیستی، حضور نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه، حمله آمریکا به عراق و افغانستان و تهدیدات مکرر علیه کشورهای مستقل، زمینههای عینی و ملموسی برای زیست این گفتمان فراهم کرده است.
وی تأکید کرد: دال یا محور مرکزی این گفتمان، مقاومت در برابر ظلم، بیعدالتی و تجاوز است. شاخصهای اصلی گفتمان مقاومت عبارتند از استکبارستیزی، حمایت از محور مقاومت (لبنان، سوریه، عراق، یمن، فلسطین)، خوداتکایی در دفاع و تولید، ظلمستیزی فراملی، شهادتطلبی، نفی سازش با دشمن اشغالگر و دفاع پیشدستانه امنیتی فرامرزی، در ایران پس از انقلاب اسلامی، به ویژه در دوران دفاع مقدس و پس از آن، گفتمان مقاومت به گفتمان رسمی و هویتبخش تبدیل شد و با رویدادهایی، چون ترورهای منافقین، تحریمهای فلجکننده، تهدیدهای نظامی مکرر و رویاروییهای نیابتی در منطقه بازتولید شد. جنگ اخیر، شدیدترین آزمون و در عین حال قویترین لحظه تثبیت این گفتمان در تاریخ معاصر ایران و منطقه محسوب میشود.
حاجیعموشا با تبیین اینکه جنگ ۴۰ روزه ایران و آمریکا (از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ و آغاز آتشبس) نه یک درگیری مرزی محدود، بلکه یک حمله سراسری بیسابقه با مختصات منحصربهفرد بود، گفت: در نخستین ساعات ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴، ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی با نام عملیات «خشم حماسی» حملاتی گسترده را علیه ایران آغاز کردند. این حملات در تهران و نزدیکی دفتر رهبر شهید، شهرهای دیگر و مراکز نظامی، هستهای، اقتصادی و زیرساختهای حیاتی صورت پذیرفت. در جریان این حملات در همان روز اول جنگ، رهبر معظم انقلاب و شماری از فرماندهان ارشد نظامی و اعضای خانواده ایشان به شهادت رسیدند؛ این ترور بالاترین سطح هرم قدرت در ایران، یک ضربه بیسابقه در تاریخ جنگهای مدرن علیه یک کشور بود که بر اساس همه محاسبات معمول، باید نوعی هرج و مرج و حتی فروپاشی رخ میداد.
وی ادامه داد: محاسبه استراتژیک آمریکا و اسرائیل این بود که با حذف رهبری، ساختار سیاسی و نظامی ایران فروخواهد پاشید، اما این پیشبینی درست از آب درنیامد. ایران در همان روزهای نخست، سیستم جانشینی از پیش طراحی شده را فعال کرد و آیتالله سیدمجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید معرفی شد و ارکان نظام و گفتمان مقاومت با اتکا به ساختار نهادینهشده، به کار خود ادامه داد.
حاجیعموشا با اشاره به موفقیت دفاعی ایران در طی این جنگ، اظهار کرد: ایران با بستن تنگه هرمز، استفاده از زرادخانه پهپادی و موشکی ارزانقیمت و با هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در هفت کشور منطقه از جمله عراق، قطر، بحرین، امارات، عربستان، اردن و کویت و همچنین اسرائیل با ۱۰۰ موج حمله، توانست هزینههای سرسامآوری به طرف مقابل تحمیل کند به گونهای که بر اساس بسیاری از تحلیلها، ایران جنگ را از موضع قدرت به آتشبس دو هفتهای در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ رساند و شرط اصلی خود یعنی پذیرش طرح ۱۰ مادهای صلح به عنوان مبنای مذاکره و مدیریت تنگه هرمز را تحمیل کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) گفت: این جنگ ۴۰ روزه که در شدیدترین لحظات تردید و فشار داخلی علیه جمهوری اسلامی و در حالی که تنها چند ماه پیش از جنگ، در دی ۱۴۰۴ اعتراضات سراسری گستردهای در ایران رخ داده بود، گفتمان مقاومت را در ایران در پنج محور اصلی تقویت کرد.
وی با برشمردن این محورها اظهار کرد: محور اول، وحدتآفرینی و گذار از بحران معارضه داخلی است. پیش از ۹ اسفند ۱۴۰۴، ایران در یک بحران داخلی (طی آذر و دی ۱۴۰۴) به سر میبرد. گفتمان مقاومت برای نخستین بار پس از انقلاب با سطحی از دوقطبی و نارضایتی داخلی روبهرو بود. پژوهشها و نظرسنجیهای مرکز افکارسنجی صدا و سیما در روزهای نخست جنگ نشان داد که اکثریت قریببهاتفاق مردم با مذاکره با آمریکا در زمان تجاوز مخالف و عمیقاً به آمریکا بیاعتماد بودند. این بیاعتمادی تاریخی برآمده از خروج آمریکا از برجام، ترور سردار سلیمانی و اکنون حمله مستقیم به کشور و ترور رهبر شهید انقلاب، به یک «همبستگی ملی» بدل شد. اگرچه برخی تحلیلگران غربی اعلام کردند که فقط جناح تندرو به ادامه جنگ تمایل دارند و میانگین حمایت عمومی از ادامه جنگ ۸۷ درصد نیست، اما این گزاره که روحیه بسیج ملی و ضدآمریکایی به سطح بیسابقهای رسیده، غیرقابل انکار است.
حاجیعموشا ادامه داد: مصادیق عینی این امر برگزاری راهپیماییهای حماسی و تجمعهای شبانه در تهران و شهرهای بزرگ در میانه جنگ در حمایت از مقاومت و با شعارهایی همچون مرگ بر آمریکا و اسرائیل رفتنی است؛ عدم وجود هرگونه شکاف در میان قوای سهگانه و نهادهای نظامی درمورد ضرورت مقاومت در مدت ۴۰ روز جنگ و تبدیل شدن آمار تلفات غیرنظامی قریب به ۳۴۰۰ نفر، به یک عامل خشم ملی که بهجای تضعیف اراده ملت، باعث تجمیع نفرت از دشمن خارجی شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) گفت: محور دوم پیروزی نمادین و مشروعیت کارآمدی گفتمان شهادت و پایداری است. بنیادیترین مؤلفه گفتمان مقاومت، ادعای کارآمدی عملیاتی در برابر دشمن مسلح است. این جنگ ثابت کرد که گفتمان مقاومت فارغ از هر شعار و ایدئولوژی، توانایی بازدارندگی، مقابله و تحمیل هزینه بر دشمن را دارد. پس از ۴۰ روز، ایالات متحده و اسرائیل نه تنها نتوانستند ایران را از پای درآورند، بلکه با پذیرش آتشبس بر اساس طرح ۱۰ مادهای ایران، عملاً شکست استراتژیک خود را پذیرفتند. رهبر معظم انقلاب، آیتالله سید مجتبی خامنهای، در پیام روز ملی خلیج فارس، جنگ را «تحقیرآمیزترین شکست آمریکا» خواند و اعلام کرد که ایران مدیریت جدید تنگه هرمز را اعمال خواهد کرد. در اعلام رسمی ستاد کل نیروهای مسلح ایران نیز در پایان ۴۰ روز مقاومت تأکید شد «آمریکا و اسرائیل در برابر طرح ۱۰ مادهای ایران تسلیم و پذیرای شرایط ایران شدند، که این بزرگترین دستاورد تاریخ مقاومت در برابر استکبار جهانی است.»
وی مصادیق عینی محور دوم را در ۱۰۰ موج حمله موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای آمریکا در هفت کشور و اسرائیل در طول ۴۰ روز جنگ، اصابت بیش از ۵۳۰۰ فروند پهپاد و موشک ضدسطح به اهداف نظامی و استراتژیک دشمن، شکار و سرنگونی ۷ فروند جنگنده F-۱۵E آمریکا و ۲۴ فروند پهپاد MQ-۹ و سرنگونی یک فروند F-۳۵ در آسمان منطقه توسط سامانههای پدافندی غیرمتقارن (دوش پرتاب و بردکوتاه) و اعلام رسمی ستاد کل آمریکا به از دست رفتن ۲٫۳ تا ۲٫۸ میلیارد دلار تجهیزات نظامی در حملات ایران در روزهای پایانی جنگ توسط خبرگزاریهای بینالمللی معتبر، دانست.
حاجیعموشا با تأکید بر اینکه محور سوم تثبیت موقعیت «دولت مقتدر» در برابر «جریان سازش» است، گفت: گفتمان مقاومت در داخل ایران، همواره با گفتمان رقیب اعتدال و تعامل با غرب و اقتصاد باز در مواجهه بوده است. در دوران قبل از جنگ، جناحهای سیاسی میانهرو و اصلاحطلب با تأکید بر ضرورت احیای برجام و ارتباط با غرب برای رفع تحریمها، گفتمان مقاومت را به چالش میکشیدند. با آغاز جنگ ۹ اسفند ۱۴۰۴، گفتمان سازش عملاً به کُلی حذف شد و جبهه سیاسی طرفدار غرب با بحران عمیق هویتی روبهرو گشت، بهگونهای که آنها مجبور شدند عملاً به پشتیبانی از مقاومت ملی روی بیاورند. هرچند در ماههای فروردین تا اردیبهشت، برخی چهرههای سیاسی به انتقاد از هزینههای جنگ و پیشنهاد مذاکرات جدید پرداختند، یا به نقد تجمعهای خیابانی پرداختند، اما در بطن و میانه جنگ، عملاً صدایی از جبهه مقابل به جز اجماع برای مقاومت شنیده نشد.
وی ادامه داد: موافقت اصولگرایان، میانهروها و حتی برخی اصلاحطلبان با لایحه بودجه جنگی در مجلس شورای اسلامی طی اواخر اسفندماه؛ خودداری قطعی تمام فعالان سیاسی داخل کشور از هرگونه انتقاد آشکار نسبت به ادامه جنگ در طول ۴۰ روز، برگزاری جلسات غیرعلنی مجلس با فرماندهان عالیرتبه سپاه، اعلام آمادگی دولت برای مذاکره بر اساس بسته ۱۰ مادهای که توسط ایران پیشنهاد شده (نه طرح آمریکا) که نشانه بیرون راندن گفتمان غربگرا از میدان تعیین سرنوشت ملی بود از جمله مصادیق محور سوم است.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) بیان کرد: محور چهارم جهش در اقتصاد دفاعی و خوداتکایی تسلیحاتی است. گفتمان مقاومت نه فقط بر شهادت و آرمان، بلکه بر خوداتکایی و تولید قدرت نیز استوار است. در این جنگ ۴۰ روزه، با وجود بمباران بیامان توسط آمریکا، ایران توانست زرادخانه موشکی و پهپادی خود را بازسازی کرده و نه تنها از آنچه داشت استفاده کند، بلکه نسل جدیدی از تسلیحات نامتقارن و ارزانقیمت را علیه فناوریهای میلیارد دلاری آمریکا به کار گیرد. قیمت هر فروند موشک بالستیک ایرانی حدود یک درصد یا کمتر از سامانههای رهگیری آمریکایی؛ پاتریوت، تاد، SM-۳ بود. این جنگ ثابت کرد که اقتصادِ ارزانقیمت تولید قدرت در مقابل اقتصاد پرهزینه دفاعی آمریکا، یک مؤلفه جدید در گفتمان مقاومت است و الهامبخش کشورهای جنوب جهانی برای بومیسازی فناوریهای نظامی با هزینه مناسب خواهد بود. تحلیلگران مختلف در این باره نوشتند که جنگ ایران تایید کرد که رویکرد مدرن جنگافروزی به سمت سلاحهای ارزان و انبوه، متمایل شده است.
وی ادامه داد: مصادیق عینی این محور نیز شلیک بیش از ۵۳۰۰ فروند پهپاد و موشک توسط ایران با میانگین قیمت هر فروند کمتر از ۵۰ هزار دلار در مقابل اعلام رسمی پنتاگون مبنی بر از دست رفتن ۵۲۰۰ فروند مهمات پیشرفته در اولین ۹۶ ساعت جنگ به ارزش حدود ۳٫۵ میلیارد دلار که شامل سامانههای میلیارد دلاری مانند پاتریوت، تاد وغیره است) و ذخایر راهبردی مهمات و رهگیری در پایگاههای آمریکا در منطقه ظرف ۲۰ روز نخست جنگ، عملاً تهی و به صفر رسید. این موج باعث شد که بهطور رسمی اعلام شود میزان سقوط موشکها و پهپادهای ایرانی از توان رهگیری نیروهای ضد هوایی آمریکا عبور کرده و کارشناسان نظامی آمریکا پذیرفتند که دیگر نمیتوانند توقف کنند و باید از آتشبس استقبال کند.
حاجیعموشا محور پنجم را بازتعریف امنیت فرامرزی و مدیریت شریانهای انرژی دانست و گفت: پیش از جنگ ۴۰ روزه، گفتمان مقاومت بر «دفاع پیشدستانه» در خارج از مرزها (سوریه، عراق و یمن) تأکید کرد. جنگ اخیر نشان داد که امنیت ایران بدون کنترل شریانهای انرژی (بهویژه تنگه هرمز) ممکن نیست. ایران در اواخر جنگ، تنگه هرمز را بست و اعلام کرد هیچ کشتی حامل نفت برای کشورهای متخاصم تردد نخواهد کرد. این شریان که ۲۰ تا ۳۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، یک «اهرم استراتژیک» برای گفتمان مقاومت ساخت. قدرت چانهزنی ایران در پایان جنگ، به شرط قبول «پروتکل عبور امن» و مدیریت هوشمند تنگه هرمز گره خورد.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) بیان کرد: مصادیق عینی این محور نیز در ۱۱ مارس ۲۰۲۶ اواسط جنگ، ایران رسماً اعلام کرد که تردد هرگونه کشتی حامل نفت در تنگه هرمز تنها با دستور نظامی ایران ممکن است. قیمت نفت در بازارهای جهانی طی ۴۰ روز جنگ حدود ۵۰ درصد جهش کرد؛ زنجیره تأمین انرژی در بحرین، قطر، امارات، عربستان و کویت به شدت آسیب دید. در شرایط آتشبس، مقامات ارشد جمهوری اسلامی اعلام کردند که «مدیریت تنگه هرمز یک حق حاکمیتی ایران است و هیچ نیروی خارجی حق دخالت ندارد.» این موضع نشان داد که گفتمان مقاومت از یک ایدئولوژی به یک ابزار ژئوپلیتیک جهانی تبدیل شده است؛ ابزاری که اهرم تنگه هرمز را به عنوان یک برگ برنده تغییرناپذیر در اختیار ایران قرار داده و این پیروزی گفتمانی و عینی، بیسابقه است.
وی ادامه داد: این جنگ ۴۰ روزه، گفتمان مقاومت را فراتر از مرزهای ایران و در ابعاد منطقهای و بینالمللی در چهار محور اصلی تقویت کرد: محور اول، احیای نفسهای تازه در «محور مقاومت» و بازسازی عملیاتی است. پیش از جنگ ۹ اسفند، آمریکا و اسرائیل مدعی بودند که محور مقاومت پس از شهادت سردار سلیمانی و تضعیف حزبالله و جبهههای دیگر، «تکه تکه شده» است. اما جنگ ۴۰ روزه نشان داد که فراتر از همه این ادعاها، محور مقاومت یک سیستم هویتی خودسازمانده است. حزبالله لبنان عملاً از همان روز اول جنگ وارد میدان شد و با اجرای صدها عملیات موشکی و پهپادی علیه اهداف اسرائیل، جبهه شمالی فلسطین اشغالی را باز کرد. یمن نیز اعلام همبستگی کامل کرد و موشکهای بالستیک و پهپادها را به سمت اراضی اشغالی شلیک کرد. مقاومت اسلامی عراق نیز اعلام کرد که جنگ علیه ایران «نبرد سرنوشتساز» و «کربلای جدید» است و تمام پایگاههای آمریکا در عراق را هدف حملات موشکی و راکتی قرار داد. این اعلام همبستگی و حمله همزمان در ۴ جبهه مختلف، عملاً محور مقاومت را احیا کرد.
حاجیعموشا مصادیق عینی این محور را شلیک همزمان بیش از ۳۰۰۰ راکت و موشک از لبنان به سمت جبهه داخلی اسرائیل طی هفته دوم جنگ و سرنگونی چندین پهپاد اسرائیلی در آسمان جنوب لبنان؛ تلاش انصارالله یمن برای بستن دریای سرخ بر روی کشتیهای متحد آمریکا و اسرائیل همزمان با بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، تجمعهای میلیونی در پایتخت عراق و شهرهای نجف و کربلا در حمایت از شهادت رهبر و لزوم انتقام علیه آمریکا دانست و گفت: این رویدادها عملاً نشان داد که گفتمان مقاومت از یک هسته شیعیِ محدود فراتر رفته و به یک جنبش فراملی اسلامی ضداستکباری تبدیل شده است.
وی افزود: محور دوم تضعیف هژمونی آمریکا و افول گفتمان امنیت غربی در میان کشورهای عربی است. هدف اصلی آمریکا از جنگ ۴۰ روزه نه فقط نابودی توانمندی نظامی ایران، بلکه بر هم زدن معادلات موازنه قدرت در منطقه و بازآفرینی «ترس از ایران» در میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بود، اما جنگ نتیجه برعکس داشت. کشورهای عربی دیدند که آمریکا و اسرائیل با وجود ۴۰ روز بمباران بیامان، نه تنها نتوانستند ایران را شکست دهند، بلکه خود مجبور به پذیرش آتشبس و پذیرش شرط مدیریت تنگه هرمز شدند. تحلیلهای استراتژیک نشان داد که پیمانهای امنیتی آمریکا با عربستان، امارات، بحرین و قطر عملاً گارانتی توخالی بیش نیستند و امنیت این کشورها وابسته به تنش با ایران است. این باعث شد که کشورهای عربی از ترس هزینههای بالای جنگ و تضعیف بنیانهای اقتصادی خود به دلیل جهش قیمت نفت و آسیب به تاسیسات نفتی منطقه، موضع خود را تعدیل کنند و به طور رسمی میانجیگری پاکستان برای توقف جنگ را تأیید کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) ادامه داد: مصادیق عینی این محور انتشار گسترده اسناد طبقهبندیشده وزارت خارجه آمریکا که در آن سفارتهای آمریکا در بحرین، آذربایجان و اندونزی به واشنگتن گزارش داده بودند که «روایت ایران در افکار عمومی این کشورها غالب شده و اعتماد به آمریکا به پایینترین حد رسیده است»؛ اعلام رسمی کشورهایی مانند قطر، عمان و حتی عربستان سعودی مبنی بر عدم شرکت در حمله نظامی مستقیم به ایران و تلاش برای حفظ روابط دیپلماتیک، فرار سرمایههای عربی در بحبوحه جنگ از بازارهای مالی غرب و استقبال از میانجیگری پاکستان و چین است. حرف پایانی این بود که امنیت نظامی ایالات متحده دیگر یک «گزینه قطعی» در سیاست خارجی عربستان نیست.
وی با بیان اینکه محور سوم الگوسازی برای جنبشهای مقاومت در سراسر جهان و تقویت روایت جنوب جهانی است، گفت: جنگ ۴۰ روزه ثابت کرد که یک کشور از نظر فناوری نظامی ضعیفتر، با تکیه بر استراتژیهای نامتقارن، اقتصاد دفاعی هوشمند و روحیه جمعی میتواند در برابر ابرقدرت هستهای و متحد نظامی آن بایستد و شکست نخورد. این الگو برای بسیاری از کشورهای جنوب جهانی و حتی جنبشهای چریکی در آمریکای لاتین و آفریقا و آسیا جذابیت ایجاد کرد. سازمان ملل و کشورهای غیرمتعهد، رسماً اعلام کردند که جنگ ۴۰ روزه تبعات انسانی و مالی گستردهای برای همه بشریت داشته و خواستار توقف آن شدند. اما آنچه مهم است، نگاه این کشورها به ایران به عنوان الگو بود. سودان، ونزوئلا، برزیل، کوبا، و برخی کشورهای آفریقایی رسماً اعلام کردند که برای یادگیری راهبردهای دفاعی و مقاومت با ایران همکاری نظامی و امنیتی خواهند داشت.
حاجیعموشا اظهار کرد: مصادیق عینی این محور نیز اعلام رسمی «اندیشکده آسیا تایمز» با عنوان «پایان لحظه یکقطبی» و «آغاز قرن چندقطبی» و تأکید بر اینکه جنگ ۴۰ روزه، ضربهای قاطع و غیرقابل بازگشت به معماری نظام تکقطبی آمریکایی وارد کرده است؛ استقبال جنبشهای مختلف از ایران به عنوان الگوی مقاومت و اعلام آمادگی برای مقابله هماهنگ با آمریکا؛ تحولاتی که باعث شد بسیاری از دولتهای آفریقایی پس از جنگ، روابط خود را با آمریکا به صورت محتاطانه مدیریت کنند و خواستار خروج پایگاههای نظامی خارجی از آفریقا شوند.
وی محور چهارم را پیروزی در فضای روایت و جنگ ادراکی (نبرد رسانهای) دانست و گفت: شاید یکی از تأثیرگذارترین ابعاد جنگ ۴۰ روزه، نبرد رسانهای و روایی بود. آمریکا و اسرائیل رسانههای غربی را در اختیار داشتند و کنترل کامل بر روایت رسمی داشتند، اما ایران با استفاده از رسانههای اجتماعی، هوش مصنوعی، شبکههای بومی و دیپلماسی عمومی مردمی، توانست گفتمان مقاومت را در شبکههای اجتماعی منطقه و جهان غالب کند. وزارت خارجه آمریکا در اسناد فاششده رسماً پذیرفته بود که ایران نبرد رسانهای را در کشورهای مسلمان برده و اعتبار آمریکا در جهان اسلام به شدت تضعیف شده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) تصریح کرد: مصادیق عینی این محور نیز در این است که هیچ رویداد رسانهای در تاریخ مدرن ایران به اندازه این جنگ باعث نشد که وزیر امور خارجه ایران، سفیر سازمان ملل و حتی گروههای جهادی در شبکههای اجتماعی تصاویر واقعی از نابودی تجهیزات نظامی آمریکایی مانند ناوشکنها و پهپادهای گرانقیمت یا هشتگهای فارسی و انگلیسی همچون بهطور گسترده منتشر شود. بهگونهای که روزنامه هندوستان تایمز نوشت: «ایران در نبرد اطلاعاتی، چابکتر از آمریکا و اسرائیل عمل کرد و روایت خود را در میان مخاطبان جنوب جهانی، جهان عرب و غرب تثبیت کرد»؛ همچنین، روایت «ایرانِ مظلومِ مقاوم در برابر تروریسم دولتی آمریکا» و روایت «کربلا» به روایت غالب در میان اعراب و کشورهای جنوب جهانی تبدیل شد؛ زیرا جهان تصاویر قتل عام کودکان در مدرسه دخترانه میناب و حملات به مناطق غیرنظامی را نیز دید که خشم گسترده جهانی را برانگیخت. اینها همه منابع و مصادیق پیروزی گفتمان مقاومت در ابعاد بینالمللی بودند.
حاجیعموشا در جمعبندی مطالب بیان شده، گفت: جنگ ۴۰ روزه ایران و آمریکا با ویژگی منحصربهفرد، عمیقترین آزمون گفتمان مقاومت در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بود. این جنگ نشان داد که گفتمان مقاومت، برخلاف تحلیلهای رایج غربی که آن را صرفاً یک ایدئولوژی تبلیغاتی یا ابزاری برای بقای نظام میدانند، یک چهارچوب واقعی و کارآمد برای مواجهه با تهدیدات وجودی و تحمیل اراده بر دشمن است.
وی ادامه داد: دستاوردهای گفتمان مقاومت در ایران شامل: ۱. وحدت ملی و عبور از بحران مشروعیت، ۲. پیروزی نمادین و اثبات کارآمدی شهادت و پایداری، ۳. حذف عملی گفتمان سازش و غربگرایی در عالیترین سطح سیاست داخلی، ۴. جهش کیفی در اقتصاد دفاعی و خوداتکایی تسلیحاتی و ۵. بازتعریف امنیت فرامرزی و تبدیل تنگه هرمز به اهرم جهانی، است. این دستاوردها ثابت کرد که «گفتمان مقاومت» در بزنگاههای بحرانی، نه تضعیف بلکه تقویت میشود و به سرمایه اجتماعی و سیاسی کشور بدل میگردد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب، آمریکا یک تحقیر تاریخی را در این جنگ متحمل شد.
حاجیعموشا اظهار کرد: همچنین دستاوردهای گفتمان مقاومت در منطقه و جهان شامل ۱. احیای نفسهای تازه در محور مقاومت و بازسازی عملیات در لبنان، عراق، سوریه و یمن، ۲. تضعیف بیسابقه هژمونی آمریکا و افول گفتمان امنیت غربی در میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، ۳. تبدیل ایران به الگوی مقاومت برای کشورهای جنوب جهانی و جنبشهای آزادیبخش در آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا و آغاز عصر چند قطبی، ۴. پیروزی قاطع در جنگ روایت و رسانهای و هژمونیک شدن گفتمان «ایرانِ مظلومِ مقاوم» در میان افکار عمومی جهان اسلام و جنوب جهانی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) در پایان گفت: ایالات متحده و رژیم صهیونیستی با محاسبه اشتباه استراتژیک مبنی بر فروپاشی ایران پس از حذف فیزیکی رهبری و بمباران ۴۰ روزه، نه تنها به هیچیک از اهداف تعیین شده خود؛ نابودی توانمندی موشکی و هستهای، تغییر رژیم و حذف ایران از معادلات منطقه، دست نیافتند، بلکه بزرگترین خدمت را به تقویت گفتمان مقاومت در مقیاسی بیسابقه ارائه کردند. گفتمان مقاومت اکنون به مثابه تنها گفتمان کارآمد و بقاءبخش در برابر امپریالیسم آمریکایی در خاورمیانه و جهان ظهور کرده است. پیام کلیدی این است که گفتمانها در میدان نبردهای فیزیکی و رسانهای، با خلق «دیگریِ» و دشمن مشترک و بسیج سرمایههای معنوی و مادی، قدرت دگردیسی و ماندگاری شگرفی دارند. جنگ ۴۰ روزه ایران و آمریکا نقطه عطفی در تبدیل گفتمان مقاومت به یک ژئوپلیتیک هژمونیک در سطح منطقه و جهانی است؛ گفتمانی که تا سالها نظم امنیتی و سیاسی غرب آسیا را تعیین خواهد کرد و الهامبخش نسلهای جدید مبارزه با سلطه در سراسر جهان خواهد بود.
انتهای پیام