یک فعال حوزه جمعیت گفت: فردی که نسبت به فرزند نگاه اجتماعی و گاه دینی دارد، بدون توجه به شرایط جنگی میداند، فرزندآوری یک ضرورت است و در شرایط سخت مانند جنگ ضرورت آن بیشتر احساس میشود. اگر به زنان غزه نگاه کنیم در بدترین شرایط بدون امنیت، بهداشت و حتی غذا برای ادامه حیات مسلمانان غزه، به فرزندآوری مانند جهاد نگاه میکنند و نمیگذارند سرمایه فرزند کاهش پیدا کند.
آمارهای رسمی وزارت بهداشت، سازمان ثبت احوال و مرکز ملی آمار ایران نشان میدهد که روند افزایش جمعیت کشور، در سالهای گذشته، نه تنها متوقف شده که حتی سیر نزولی پیدا کرده است. دبیر ستاد ملی جمعیت نیز اعلام کرده است تقریباً ربع یک قرن است که زیر سطح جایگزینی حرکت میکنیم و اگر با همین شرایط پیش برویم، در 75 سال آینده جمعیت ما به 31 میلیون نفر میرسد، شاید همین آمار، تلنگری برای جامعهای باشد که شاهد رشد جمعیت سالمندی است و در عین حال، رشد موالید نیز روند کاهشی دارد. جامعهای هر لحظه با تهدیدهای فراوان خارجی نیز روبهرو است.
پیامبر اکرم(ص) در اینباره میفرماید: «فرزند بسیار بههم رسانید که من به بسیاری شما در قیامت مباهات خواهم کرد»؛ بنابراین با توجه به مطالب ذکر شده و لزوم توجه به رشد جمعیت ایران و شیعیان و همچنین با توجه به شرایط جنگی کشور، خبرنگار ایکنا از قم با فاطمه خلجی، فعال جمعیت و نجات جنین و مادر سه فرزند به گفتوگو نشسته که در ادامه تقدیم مخاطبان میشود.
این شرایط برای فردی که نگاه او به فرزند بهعنوان یک ابزار یا یک موجود دردسرساز است اثرگذار خواهد بود، اینگونه افراد قبل از جنگ نیز بهانههایی برای عدم فرزندآوری داشتند و در حال حاضر بهانه جدیدی به بهانههای قبلی اضافه شده است.
فردی که نسبت به فرزند نگاه خانوادگی، اجتماعی و گاه دینی دارد، بدون توجه به شرایط جنگی میداند فرزندآوری یک ضرورت است و در شرایط حساس، ضرورت آن بیشتر احساس میشود.
برخی از افراد دچار این تفکر مسموم و فرهنگ غلط فرزند کمتر، زندگی بهتر شدهاند، اینکه برای رفاه و راحتی نباید فرزند داشته باشیم یا فرزند کمتر داشته باشیم؛ این قبیل افراد در هر برههای دلیل و بهانه خود را برای عدم فرزندآوری دارند، اما اگر به زنان اهل غزه نگاه کنیم که در بدترین شرایط بدون امنیت، بهداشت و حتی غذا برای حیات مسلمانان غزه میجنگند و جهاد میکنند، میبینیم که آنها به یقین رسیدهاند که این عملشان جهاد است؛ اینکه اجازه نمیدهند جمعیت غزه کاهش پیدا کند، بنابراین نگاه زنان اهل غزه به فرزند مانند یک سرمایه است که نمیگذارند این سرمایه کاهش پیدا کند.
نکته دیگر اینکه اگر انسان در سختی بزرگ شود، ساخته میشود، خانوادههای ایرانی که نمیتوانند رفاه تمام و کمال را برای فرزندان خود فراهم کنند، نباید نگران و غمگین باشد، زیرا تمام تلاش خود را برای کسب روزی حلال میکنند و این موضوع بزرگترین عامل در عاقبتبخیری انسان است، از طرفی انسان در سختیها ساخته میشود، بنابراین فرزندان یاد میگیرند باید برای رسیدن به اهداف سختی کشید و تلاش کرد و هر چیز که بخواهیم لزوماً در آن لحظه فراهم نیست، بنابراین صبر را نیز در سختی یاد میگیرند.
ابتدا باید فرهنگسازی کرد تا خانوادهها عینک بدبینی برای فرزندآوری را از چشم خود بیرون آورند و نسبت به این موضوع خوشبین باشند، پدر و مادر بدانند اگر میخواهند در حق فرزندشان لطف و مهربانی کنند، با اسباببازی این اتفاق نمیافتد، اسباببازی نهایتاً چند ساعت یا چند روز برای فرزندشان جذابیت خواهد داشت، اما این خواهر و برادر هستند که میتوانند پازل تربیت را تکمیل کنند.
از منظر اجتماعی نیز جامعه نیاز به امنیت، رشد اقتصادی و نیروی انسانی دارد، ضمن اینکه جمعیت شیعیان امیرالمؤمنین(ع) باید افزایش پیدا کند و با این اوصاف دیگر بهانه و عذری وجود نخواهد داشت.
نکته بعدی اینکه فاصله سنی زیاد بین فرزندان هم از لحاظ روانی و هم از لحاظ سلامتی و پزشکی پدر و مادر را دچار مشکل میکند و گاهی خانوادهها مجبورند هزینههای سنگین پزشکی را متحمل شوند؛ ضمن اینکه فاصله سنی بین فرزندان باعث میشود آنها نتوانند با هم ارتباط بگیرند و مانند این است که چند تک فرزند داشته باشیم، بنابراین خانوادهها با توکل بر خدا اقدام به فرزندآوری کنند و ضمن سعی و تلاش، آینده را به خدا بسپارند و تکلیف خود را انجام دهند.
استرس در هشت سال دفاع مقدس هم وجود داشت با این تفاوت امکاناتی که امروزه وجود دارد، آن زمان وجود نداشت و مدت زمان جنگ هم طولانی بود، اما با این اوصاف نرخ فرزندآوری بالا بود؛ استرس داشتن در این ایام مسئلهای طبیعی است، اما این استرس باید مدیریت شود و خانوادهها در صورت نیاز به متخصص مراجعه کنند و از روانشناس و مشاوره کمک بگیرند؛ همچنین توجه به مسائل دینی و همنشینی با افراد آرام و خوشبین و امیدوار نیز بسیار تأثیرگذار خواهد بود.
دشمن از چندین جهت و از زوایای مختلف برای کاهش جمعیت ما و شیعیان مشغول به کار است، این اقدامات شامل کارهای فرهنگی مانند مبتذل نشان دادن شغل مادری، دور کردن زن از هویت اسلامی و خانوادگی خویش، گسترش فردگرایی، نگاه تسلط بر جسم خویش از طریق سقط جنین و نیز در دسترس قرار دادن ابزار سقط برای خانوادههای ایرانی که تحتتأثیر این تهاجم فرهنگی قرار گرفتهاند، است.
افرادی در زمینه فروش قرصهای سقط جنین دستگیر شدند، از فرقه ضاله بهائیت و یهودیان صهیونیست بودند، این یعنی دشمن صهیونیستی از هر روشی بهدنبال کاهش جمعیت مسلمان کشورمان است. یکی از غمهای ما در فاجعه حمله به مدرسه شجره طیبه میناب علاوه بر شهادت تعداد زیادی کودک معصوم از دست دادن مادران آینده ایران بود.
ما باید بدانیم بدترین جنبه سقط جنین، گناه کبیره قتل است، شیعیان امیرالمؤمنین(ع) نباید از روی ترسهای اقتصادی و بهانههای واهی مرتکب این گناه کبیره شوند، فرزند نعمت و هدیه خداوند است و خود او آینده فرزند را تضمین میکند، زیاد شدن گناهان کبیره در جامعه علاوه بر عواقب آن که دامان خانواده را میگیرد، باعث تأخیر در ظهور منجی موعود(عج) نیز میشود.
مسئله بعدی این است که سیستم بدن مادر بهگونهای آفریده شده که اگر اندکی به او آرامش داده شود با شرایط جدید و ناخواسته پیش آمده، وفق پیدا میکند، بنابراین اطرافیان باید در این مورد با مادر همراهی کنند تا به آرامش برسد.
در مواردی که آزمایشات پزشکی برای جنین احتمال ریسک بیان میکنند، گاهی احتمال خطا دارد، دین اسلام مگر در موارد بسیار خاص، جان مادر و جنین در خطر باشد اجازه سقط نمیدهد. سقط جنینهایی که احتمال بیماری دارند مانند این است برای فردی سالم سانحهای پیش بیاید و معلول شود، آیا باید حق حیات را از این فرد گرفت.
خانوادهها این مسئله را بدانند جنینهایی که خود به خود سقط میشوند مقام شفاعت در آخرت دارند و پدر و مادر خود را شفاعت میکنند، اما جنینهایی که به عمد سقط میشوند در آخرت به محضر خداوند از پدر و مادر خود شکایت میکنند. ضمن اینکه سقط عمدی جنین جان مادر را نیز تهدید میکند و تبعاتی از قبیل بیماریهای جسمی مانند نازایی دائمی و روحی مانند افسردگی و کابوسهای شبانه دامنگیر این زنان خواهد شد.
انتهای پیام