کد خبر: 4353300
تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۲
یک کارگردان سینما و تلویزیون:

هنر با نگاه پژوهشی به تقویت بنیان خانواده کمک کند

علی‌رضا نجف‌زاده با هشدار نسبت به تبعات پیری جمعیت، گفت: هنرمند باید واقعیت‌های اجتماعی را بشناسد و سپس آن‌ها را در قالب روایت هنری بازآفرینی کند. اگر چنین رویکردی در تولیدات فرهنگی تقویت شود، می‌توان امیدوار بود که هنر به ابزاری برای تقویت بنیان خانواده و افزایش آگاهی عمومی درباره اهمیت جمعیت تبدیل شود.

ایکنا پیرامون ابعاد فرهنگی و اجتماعی مسئله خانواده و جمعیت و همچنین نقش هنر و رسانه در تقویت فرهنگ فرزندآوری با علی‌رضا نجف‌زاده، کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون گفت‌وگویی انجام داده است که در ادامه با آن همراه می‌شویم.

ایکنا ـ با توجه به تحولات اجتماعی چند دهه اخیر، بسیاری از پژوهشگران علوم اجتماعی معتقدند که نهاد خانواده در جهان امروز با چالش‌های جدی مواجه شده است. از نگاه شما به‌عنوان یک هنرمند فعال در عرصه سینما و تلویزیون که آثار نمایشی را بازتابی از واقعیت‌های اجتماعی می‌دانید، مهم‌ترین تغییراتی که در ساختار خانواده ایرانی رخ داده چیست و این تحولات چگونه در روایت‌های فرهنگی و هنری بازتاب یافته است. همچنین آیا می‌توان گفت که بخشی از این تغییرات نتیجه الگوگیری نادرست از سبک زندگی غربی است و چه پیامدهایی برای انسجام اجتماعی جامعه ایرانی به همراه داشته است؟

خانواده در هر جامعه‌ای بنیادی‌ترین واحد اجتماعی محسوب می‌شود و در حقیقت جامعه بزرگ از درون همین واحد کوچک شکل می‌گیرد. در سنت‌های جامعه‌شناسی، از دورکیم تا پارسونز، خانواده به‌عنوان نهادی معرفی می‌شود که کارکردهای اساسی مانند تربیت نسل، انتقال فرهنگ و ایجاد انسجام اجتماعی را بر عهده دارد. اگر این نهاد دچار ضعف شود، در واقع ستون‌های جامعه نیز آسیب می‌بیند. در ایران نیز طی دهه‌های اخیر تغییراتی در الگوی زندگی رخ داده که بخشی از آن طبیعی و ناشی از مدرنیته است، اما بخش مهمی از آن حاصل برداشت‌های نادرست از الگوهای بیرونی است. این برداشت‌ها گاهی بدون توجه به زمینه‌های فرهنگی و تاریخی جامعه ما وارد شده و در نتیجه باعث تضعیف برخی ارزش‌های بنیادین خانوادگی شده است.

در آثار نمایشی نیز این تغییرات به‌وضوح دیده می‌شود. سینما و تلویزیون آینه‌ای از جامعه‌ هستند؛ فیلم‌ساز از واقعیت‌های پیرامون خود الهام می‌گیرد. وقتی در جامعه شاهد افزایش زندگی‌های فردی، کاهش تمایل به ازدواج و کم‌رنگ شدن روابط خویشاوندی هستیم، طبیعی است که این وضعیت در داستان‌ها و شخصیت‌ها نیز بازتاب پیدا کند. در گذشته بسیاری از سریال‌ها و فیلم‌ها حول محور خانواده‌های پرجمعیت، روابط عاطفی میان نسل‌ها و همبستگی خانوادگی شکل می‌گرفتند، اما امروز شخصیت‌های تنها یا خانواده‌های کوچک‌تر بیشتر دیده می‌شوند. این مسئله صرفاً یک تغییر روایی نیست، بلکه نشان‌دهنده تغییرات عمیق در ساختار اجتماعی است.

نکته مهم این است که بخشی از این تحولات از طریق نوعی الگوبرداری سطحی از غرب شکل گرفت. تصور کردیم که پیشرفت جوامع غربی نتیجه سبک زندگی فردگرایانه یا خانواده‌های کوچک است، در حالی که واقعیت پیچیده‌تر از این بود. در بسیاری از همان جوامع نیز اکنون بحث بازگشت به ارزش‌های خانوادگی مطرح شده است. بنابراین اگر جامعه‌ای بدون توجه به پیشینه فرهنگی خود، صرفاً به تقلید از الگوهای وارداتی بپردازد، ممکن است در بلندمدت با بحران هویت و کاهش انسجام اجتماعی مواجه شود؛ مسئله‌ای که امروز در بسیاری از تحلیل‌های جامعه‌شناختی درباره جوامع در حال گذار مطرح می‌شود.

ایکنا ـ با توجه به تجربه شما در عرصه هنر، به نظر شما هنرمندان چگونه می‌توانند در تقویت فرهنگ خانواده و افزایش آگاهی عمومی درباره اهمیت فرزندآوری نقش‌آفرینی کنند؟

هنرمندان به دلیل ارتباط گسترده با مخاطبان نقش مهمی در شکل‌دهی به گفتمان اجتماعی دارند. فیلم، سریال و تئاتر می‌توانند مفاهیم پیچیده اجتماعی را به زبان ساده و قابل فهم بیان کنند. اگر هنرمندان به موضوع خانواده و فرزندآوری توجه داشته باشند، می‌توانند از طریق روایت‌های جذاب این ارزش‌ها را به مخاطبان منتقل کنند. یکی از راه‌های مؤثر این است که داستان‌هایی درباره روابط خانوادگی واقعی و ملموس ساخته شود. وقتی مخاطب در یک اثر هنری با شخصیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که زندگی خانوادگی پرمعنا و پویایی دارند، این تصویر می‌تواند بر نگرش او تأثیر بگذارد. هنر در اینجا نقش الگوسازی فرهنگی را ایفا می‌کند. البته این کار نیازمند نگاه عمیق و پژوهش دقیق است. هنرمند باید واقعیت‌های اجتماعی را بشناسد و سپس آن‌ها را در قالب روایت هنری بازآفرینی کند. اگر چنین رویکردی در تولیدات فرهنگی تقویت شود، می‌توان امیدوار بود که هنر به ابزاری برای تقویت بنیان خانواده و افزایش آگاهی عمومی درباره اهمیت جمعیت تبدیل شود.

ایکنا ـ برای تقویت نهاد خانواده و افزایش جمعیت چه اقداماتی در حوزه فرهنگ و جامعه ضروری است و آینده این مسئله را چگونه می‌بینید؟

نخستین گام، بازنگری در نگرش فرهنگی نسبت به خانواده است. جامعه باید دوباره به این درک برسد که خانواده فقط یک انتخاب شخصی نیست، بلکه بنیان اصلی تداوم اجتماعی است. وقتی این نگاه در فرهنگ عمومی تقویت شود، بسیاری از مسائل دیگر نیز به‌تدریج حل خواهد شد.گام دوم حمایت اجتماعی و فرهنگی از خانواده‌هاست. اگر جوانان احساس کنند که جامعه برای تشکیل خانواده و داشتن فرزند ارزش قائل است، انگیزه بیشتری برای این مسیر خواهند داشت. این حمایت می‌تواند در قالب سیاست‌های فرهنگی، اقتصادی و رسانه‌ای شکل گیرد. در نهایت باید به این نکته توجه کنیم که آینده هر جامعه‌ای به نسل‌های آینده آن وابسته است. اگر خانواده‌ها تقویت شوند و فرهنگ فرزندآوری در جامعه گسترش پیدا کند، جامعه نیز پویا و زنده خواهد ماند. بنابراین توجه به جمعیت در حقیقت توجه به آینده تمدنی یک ملت است و نباید از اهمیت آن غافل شد.

ایکنا ـ برخی اندیشمندان حوزه جمعیت و فرهنگ بر این باورند که کاهش نرخ فرزندآوری تنها یک پدیده اجتماعی ساده نیست، بلکه در بلندمدت می‌تواند بر هویت فرهنگی و استمرار تاریخی یک ملت نیز اثر بگذارد. از دیدگاه شما رابطه میان هویت فرهنگی، استمرار نسل و مسئله افزایش جمعیت چگونه تعریف می‌شود و چرا بسیاری از پژوهشگران معتقدند که خانواده‌های پرجمعیت در حفظ میراث فرهنگی و انتقال ارزش‌ها به نسل‌های بعدی نقش مهمی دارند؟

وقتی درباره هویت فرهنگی صحبت می‌کنیم، در واقع درباره مجموعه‌ای از ارزش‌ها، باورها، سنت‌ها و سبک‌های زندگی سخن می‌گوییم که طی نسل‌های مختلف منتقل شده است. این انتقال فرهنگی در درجه نخست در درون خانواده اتفاق می‌افتد. خانواده اولین محیط اجتماعی است که کودک در آن زبان، فرهنگ، اخلاق و رفتارهای اجتماعی را می‌آموزد. در جامعه‌شناسی فرهنگی نیز گفته می‌شود که خانواده مهم‌ترین نهاد انتقال‌دهنده سرمایه فرهنگی است؛ یعنی همان ارزش‌ها و تجربه‌هایی که یک جامعه را در طول زمان زنده نگه می‌دارند.

وقتی خانواده‌ها پرجمعیت‌تر باشند، این فرآیند انتقال فرهنگی در ابعاد گسترده‌تری اتفاق می‌افتد. حضور چند فرزند در یک خانواده باعث شکل‌گیری شبکه‌ای از تعاملات عاطفی و اجتماعی می‌شود که در آن همکاری، مسئولیت‌پذیری و همبستگی تقویت می‌شود. علاوه بر این، در خانواده‌های پرجمعیت معمولاً ارتباط با نسل‌های قبلی نیز قوی‌تر است و کودکان بیشتر با پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در ارتباط هستند. این ارتباط میان نسل‌ها یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال سنت‌ها و حافظه تاریخی یک ملت است. درضمن اگر نرخ فرزندآوری به شدت کاهش یابد، جامعه به‌تدریج با نوعی خلأ فرهنگی مواجه می‌شود. زیرا جمعیت کمتر به معنای کاهش تعداد افرادی است که حامل فرهنگ و هویت یک جامعه هستند. بنابراین مسئله جمعیت فقط یک موضوع آماری نیست؛ بلکه به استمرار فرهنگی یک ملت مربوط می‌شود. در چنین شرایطی ضروری است که جامعه بتواند میان دستاوردهای مدرن و حفظ بنیان خانواده تعادل ایجاد کند. پیشرفت علمی و اقتصادی منافاتی با خانواده پرجمعیت ندارد، بلکه در بسیاری از جوامع توسعه‌یافته امروز نیز تلاش می‌شود که ارزش خانواده دوباره تقویت شود.

ایکنا ـ در سال‌های اخیر بحث «پیری جمعیت» به یکی از موضوعات مهم در مطالعات جمعیت‌شناسی تبدیل شده و بسیاری از کشورها از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن ابراز نگرانی می‌کنند. از نگاه شما اگر روند کاهش جمعیت ادامه پیدا کند، چه پیامدهایی ممکن است در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی برای جامعه به همراه داشته باشد و چرا برخی کارشناسان معتقدند که تقویت فرهنگ فرزندآوری می‌تواند یکی از راه‌های حفظ پویایی اجتماعی باشد؟

پیری جمعیت یکی از چالش‌های جدی قرن بیست‌ویکم محسوب می‌شود و بسیاری از کشورها اکنون با این مسئله روبه‌رو هستند. وقتی نرخ تولد کاهش پیدا می‌کند، به مرور زمان نسبت سالمندان در جامعه افزایش می‌یابد و جمعیت فعال اقتصادی کاهش پیدا می‌کند. این وضعیت می‌تواند فشار زیادی بر نظام‌های اقتصادی و رفاهی وارد کند، زیرا تعداد افرادی که باید از خدمات درمانی و حمایتی استفاده کنند بیشتر می‌شود، در حالی که نیروی کار جوان کاهش یافته است.

از منظر اجتماعی نیز جامعه‌ای که جمعیت جوان کمتری دارد، ممکن است بخشی از پویایی و نشاط خود را از دست بدهد. جوانان معمولاً موتور حرکت فرهنگی و اقتصادی هستند؛ آنان ایده‌های جدید می‌آورند، فعالیت‌های اجتماعی را گسترش می‌دهند و در عرصه‌های علمی و فناوری نقش‌آفرینی می‌کنند. اگر تعداد این نسل کاهش پیدا کند، سرعت تحول و پیشرفت جامعه نیز ممکن است کمتر شود. به همین دلیل در بسیاری از مطالعات جمعیت‌شناسی تأکید می‌شود که تعادل میان نسل‌ها برای پایداری اجتماعی ضروری است.

در چنین شرایطی تقویت فرهنگ فرزندآوری اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. البته این موضوع تنها با شعار تحقق پیدا نمی‌کند و نیازمند یک رویکرد جامع فرهنگی و اجتماعی است. رسانه‌ها، نظام آموزشی و تولیدات فرهنگی می‌توانند در تغییر نگرش عمومی نسبت به خانواده نقش مؤثری ایفا کنند. وقتی جامعه دوباره به اهمیت خانواده و نقش فرزندان در پویایی اجتماعی توجه کند، می‌توان امیدوار بود که روند کاهش جمعیت متوقف شود و جامعه بتواند آینده‌ای متعادل‌تر و پایدارتر برای خود رقم بزند.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha