مجتبی گراوند، دانشیار تاریخ دانشگاه لرستان در گفتوگو با خبرنگار ایکنا از لرستان، با اشاره به جایگاه ماندگار شاهنامه در فرهنگ ایرانی، اظهار کرد: شاهنامه اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی را نمیتوان صرفاً یک منظومه حماسی یا اثری ادبی دانست، بلکه این اثر یکی از مهمترین منابع شناخت نظام فکری، اخلاقی و اجتماعی ایرانیان بهشمار میآید. فردوسی در شاهنامه، با بهرهگیری از روایتهای اسطورهای، تاریخی و پهلوانی، مجموعهای از ارزشهای فرهنگی و انسانی همچون خردورزی، عدالت، آزادگی، وفاداری و جوانمردی را بازتاب داده و تصویری روشن از جهانبینی ایرانیان ارائه کرده است.
وی افزود: اهمیت شاهنامه در این است که فردوسی تنها به روایت نبردها و دلاوریها نپرداخته، بلکه در پس این روایتها، نوعی نظام اخلاقی و اجتماعی را ترسیم کرده است. در این نظام فکری، قدرت سیاسی زمانی مشروعیت دارد که بر پایهی عدالت، خرد و مسئولیت اخلاقی استوار باشد. به همین دلیل، شاهنامه را میتوان اثری اخلاقمحور دانست که در آن، فضیلتهای انسانی همواره بر قدرت و ثروت برتری دارند.
گراوند با اشاره به جایگاه پهلوانان در شاهنامه تصریح کرد: در نگاه فردوسی، پهلوان صرفاً جنگاوری نیرومند نیست، بلکه شخصیتی است که میان توان جسمانی، خردورزی و تعهد اجتماعی تعادل برقرار میکند. پهلوانان شاهنامه افزون بر حضور در میدان نبرد، پاسداران عدالت، نظم اجتماعی و ارزشهای انسانی نیز هستند. از همین رو، فردوسی در بسیاری از روایتها، پهلوانان را در برابر خودکامگی شاهان قرار میدهد تا نشان دهد بقای جامعه نه بر پایهی قدرت مطلق، بلکه براساس مشورت، مردمداری و دادگری امکانپذیر است.
دانشیار تاریخ دانشگاه لرستان ادامه داد: روایتهایی همچون سرپیچی رستم از فرمانهای ناصواب کاووس، مقابلهی رستم با گشتاسب و قیام بهرام چوبین، نشان میدهد که پهلوان در شاهنامه تنها تابع قدرت سیاسی نیست، بلکه وظیفه دارد در برابر بیداد و انحراف قدرت ایستادگی کند. در واقع، پهلوانان در شاهنامه نوعی «قدرت اخلاقی» را نمایندگی میکنند که مانع استبداد و خودکامگی میشود.
وی با بیان اینکه ساختار فکری شاهنامه بر تقابل دائمی خیر و شر استوار است، گفت: فردوسی در سراسر شاهنامه، رویارویی میان داد و بیداد، راستی و دروغ، نور و ظلمت و در نهایت نبرد نیروهای اهورایی و اهریمنی را به تصویر میکشد. در این میان، فضیلتهایی همچون وفاداری، شرافت، آزادگی و جوانمردی ستوده میشوند و در مقابل، بیداد، پیمانشکنی و ناراستی مورد نکوهش قرار میگیرند. همین مسئله سبب شده است که شاهنامه فراتر از یک متن حماسی، به اثری اخلاقی و فرهنگی تبدیل شود.
گراوند با تأکید بر اهمیت مفهوم عهد و پیمان در شاهنامه اظهار کرد: یکی از بنیادیترین مفاهیم این اثر، مسئلهی وفاداری به عهد و پیمان است. در بسیاری از داستانهای شاهنامه، پیمانشکنی زمینهساز جنگ، نابودی و مرگ پهلوانان میشود. فردوسی از طریق این روایتها بر این نکته تأکید دارد که وفاداری به عهد نهتنها یک فضیلت فردی، بلکه اصلی ضروری برای حفظ نظم اجتماعی و سیاسی جامعه است. به همین دلیل، در جهانبینی شاهنامه، پهلوان واقعی کسی است که حتی در دشوارترین شرایط نیز از پیمان و تعهد اخلاقی خود عدول نکند.
این پژوهشگر تاریخ در ادامه به مفهوم آزادگی در شاهنامه اشاره کرد و گفت: شاهنامه یکی از مهمترین منابع شناخت مفهوم «آزادگی» و «آزادمردی» در فرهنگ ایران باستان است. در این اثر، واژههایی چون «آزاده»، «آزادگان» و «آزادمرد» بارها برای توصیف پهلوانان و بزرگان بهکار رفته است. با اینحال، مفهوم آزادگی در شاهنامه صرفاً در برابر بندگی قرار نمیگیرد، بلکه بیشتر بر شرافت اخلاقی، نجابت، صداقت و مردمداری دلالت دارد. در واقع، آزادمرد در شاهنامه انسانی است که فضیلتهای اخلاقی و انسانی را در رفتار و کردار خود متجلی میسازد.
وی افزود: به نظر میرسد که هویت ایرانی در اندیشهی فردوسی، بیش از آنکه بر عناصر قومی یا سیاسی استوار باشد، بر ارزشهای اخلاقی و انسانی تکیه دارد. فردوسی میکوشد از طریق بازآفرینی چهرهی پهلوانان و قهرمانان ایرانی، نظام ارزشی ایران فرهنگی را حفظ کند؛ نظامی که در آن خرد، عدالت، وفاداری و مردمداری اساس مشروعیت اجتماعی و سیاسی به شمار میآید.
گراوند در پایان اظهار کرد: ماندگاری شاهنامه در طول قرنها، تنها به دلیل ارزش ادبی آن نیست، بلکه ریشه در مفاهیم عمیق انسانی و اخلاقی این اثر دارد. شاهنامه همچنان میتواند برای جامعه امروز نیز الهامبخش باشد؛ زیرا فردوسی در این اثر، الگویی از جامعهی مطلوب ارائه میدهد که در آن اخلاق، عدالت و خردورزی برتر از زور، ثروت و خودکامگی قرار میگیرند.
انتهای پیام
خیلی جالب بود