
سعید دولتخواه، فیلمساز مستند در گفتوگو با ایکنا با بیان اینکه مستند «در همسایگی مرگ» نخستین تجربه او در مقام کارگردان است، اظهار کرد: پیش از این در حوزه مقاومت کارهای مختلفی انجام داده بودم، اما بیشتر حضورم در جایگاه فیلمبردار، مدیر فیلمبرداری و نقشهایی از این دست بود. در واقع تجربه حضور در پروژههای مرتبط با مقاومت را داشتم، اما اینکه خودم بخواهم در مقام کارگردان و با مسئولیت مستقیم روایت یک شخصیت وارد کار شوم، برای نخستین بار در مستند «در همسایگی مرگ» اتفاق افتاد.
وی ادامه داد: تهیهکنندگی این اثر برعهده ساسان فلاحفر است که پیش از این هم در پروژههای مختلفی با ایشان همکاری داشتم. یکی از مهمترین تجربه های مشترک ما مجموعه «سرباز ۶۳ ساله» بود؛ اثری که یک پرتره کامل و جامع درباره شهید حاج قاسم سلیمانی به شمار می رفت و کارگردانی آن را عباس وهاج، از دوستان نزدیک بنده، برعهده داشت. در آن مجموعه مدیر فیلمبرداری بودم و به واسطه ۱۶ قسمتی بودن کار، با افراد زیادی روبه رو شدیم که در مقاطع مختلف همراه حاج قاسم بودند و خاطرات و روایتهایشان را مقابل دوربین ما بیان کردند. یکی از همین افراد حاج یونس بود؛ شخصیتی که بعداً به سوژه اصلی مستند «در همسایگی مرگ» تبدیل شد و به نظرم یکی از کاملترین و مفصلترین مصاحبههایی که در جریان تولید «سرباز ۶۳ ساله» داشتیم، مربوط به ایشان بود.
وی درباره نخستین مواجهه خود با شخصیت حاج یونس و اینکه ایده ساخت مستند چگونه شکل گرفت، گفت: در زمان ضبط مصاحبه حاج یونس برای «سرباز ۶۳ ساله» تهران نبودم و به سوریه سفر کرده بودم. به همین دلیل اصلاً توفیق پیدا نکردم ایشان را از نزدیک ببینم. بعد از ضبط مصاحبه، ساسان فلاحفر با من تماس گرفت و گفت عجب سوژهای را از دست دادی. پرسیدم چطور؟ گفت وقتی برگشتی تصویر و مصاحبهاش را میبینی و متوجه میشوی. وقتی به تهران برگشتم و تصویر حاج یونس را دیدم، خیلی زود شخصیت ایشان برایم جذاب شد. ظاهر ایشان، نوع پوشش، آرامش، مهربانی و در عین حال کاریزمایی که داشتند، همه در کنار هم تصویری متفاوت از یک شخصیت اطلاعاتی و میدانی ارائه می کرد. از سوی دیگر، جایگاه شغلی ایشان هم برای مخاطب جذابیت ایجاد میکرد؛ چون معمولا چنین افرادی در سایه هستند، کمتر دیده میشوند و اطلاعات زیادی درباره آنها منتشر نمیشود. حاج یونس در جنگ سوریه همواره در کنار حاج قاسم حضور داشت، اما بسیاری از مردم شناخت دقیقی از او نداشتند. همین ناشناخته بودن در کنار جذابیت شخصیتی، برای من کشش جدی ایجاد کرد.
دولتخواه ادامه داد: حاج یونس در ذهن من مانده بود؛ هم چهرهاش، هم مدل صحبت کردنش و هم آن آرامش و اطمینانی که در بیانش وجود داشت. تا اینکه جنگ ۱۲ روزه رخ داد و خبر شهادت ایشان به ما رسید. یکی از دوستان خبر داد که حاج یونس شهید شده است و طبیعتاً همه ما از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شدیم. در همان زمان ساسان فلاحفر نکتهای را برایم گفت که من پیش از آن از آن اطلاع نداشتم. گفت حاج یونس بیماری اماس دارد و در پایان همان مصاحبهای که برای «سرباز ۶۳ ساله» گرفته شده بود، درباره نگرانیاش صحبت کرده بود. او گفته بود میترسم با این بیماری از دنیا بروم و خدا شهادت را نصیبم نکند. این جمله برای من بسیار تکان دهنده بود؛ چون نشان میداد دغدغه درونی و آرزوی قلبی او چه بوده است. از یک طرف انسانی را میدیدیم که سالها در میدانهای سخت حضور داشته و از طرف دیگر نگران بود مبادا پایان زندگیاش روی تخت بیماری رقم بخورد. همین تقابل میان مرگ روی تخت و شهادت در میدان، برای من هسته اصلی جذابیت مستند شد.

این فیلمساز مستند با اشاره به اینکه شهادت حاج یونس نقطه عطفی در جدی شدن ایده ساخت مستند بود، بیان کرد: وقتی به این دوگانه فکر کردم، دیدم چقدر ظرفیت روایی دارد. انسانی که سالها در جبهههای مختلف حضور داشته، از دفاع مقدس تا لبنان و سوریه، در نهایت با بیماری جدی هم درگیر میشود، اما آرزویش این است که شهادت نصیب او شود. در این ماجرا نوعی پاسخ الهی وجود داشت؛ گویی خداوند او را تا نقطهای پیش برده و در زمانی که صلاح دانسته، خواستهاش را اجابت کرده است. این برای من فقط یک روایت شخصی نبود، بلکه یک مفهوم بزرگتر داشت. از همان ابتدا دلم میخواست این کار ساخته شود و وقتی پیشنهاد ساخت آن مطرح شد، با آغوش باز پذیرفتم. حتی به آقای فلاحفر گفتم اگر اجازه بدهی، دوست دارم این کار را من بسازم؛ چون احساس میکردم فقط قرار نیست یک پروژه تصویری انجام دهم، بلکه میخواهم با این شخصیت زندگی کنم. برای من مهم بود که فراتر از نقش فیلمبردار یا کسی که صرفاً پای مصاحبه مینشیند و کار را تمام میکند، وارد جهان این آدم شوم و بفهمم او کجاها بوده، چه کرده و چه مسیری را پشت سر گذاشته است.
وی درباره ویژگیهای شخصیتی و زندگی حاج یونس که در مستند مورد توجه قرار گرفته است، گفت: وقتی بیشتر وارد زندگی حاج یونس شدم، دیدم با یک زندگی بسیار پرماجرا و چندلایه روبهرو هستیم. ایشان از ۱۳ سالگی در فضای جنگ حضور داشت و مسیر زندگیاش از همان سالها با میدان و مسئولیت گره خورد. بعدها در لبنان حضور داشت، در مقاطع مختلف کارهای متفاوتی انجام داد و در سوریه نیز نقش بسیار مهمی ایفا کرد. نکته جذاب برای من این بود که حاج یونس فقط یک شخصیت میدانی یا اطلاعاتی نبود؛ او در حوزه رسانه و سینما هم حرف برای گفتن داشت و تأثیرگذار بود. برای نمونه در فیلم «به وقت شام» ساخته ابراهیم حاتمی کیا، حاج قاسم سلیمانی، حاج یونس را مأمور کرده بود که پیگیر کار باشد و همراهی کند تا خروجی اثر شکل گیرد. جالب اینکه حاتمیکیا آنقدر از شخصیت حاج یونس تأثیر گرفته بود که نام نقش اصلی فیلم، با بازی هادی حجازیفر، را یونس گذاشت. این نشان میدهد که حاج یونس فقط در پشت صحنه یک مأموریت اداری نداشت، بلکه شخصیت او بر فضای اثر هم تأثیر گذاشته بود.
دولتخواه افزود: نمونه دیگر، فیلم سینمایی «قلب رقه» به کارگردانی خیرالله تقیانیپور و تهیهکنندگی سعید پروینی است. در آن پروژه هم حاج یونس از کسانی بود که کمکهای زیادی کرد؛ چه در بحث پشتیبانی و چه در هر جایی که کاری از دستش برمیآمد. عوامل فیلم هم برای ادای دین به ایشان، تصمیم گرفتند شخصیت فرهاد قائمیان را از نظر ظاهر و شمایل به حاج یونس نزدیک کنند. وقتی این مسائل را کنار هم میگذاریم، میبینیم با آدمی روبهرو هستیم که در لایههای مختلف حضور داشته است؛ هم در میدان، هم در پشت صحنه تصمیم گیریها، هم در ارتباط با سینما و رسانه و هم در روایت مقاومت. همین ابعاد گوناگون باعث شد که برای من جذابیت سوژه بیشتر و بیشتر شود. من احساس کردم اگر قرار است از او مستندی ساخته شود، نباید فقط به یک بخش محدود از زندگیاش پرداخت. البته محدودیت زمان همیشه وجود دارد و نمیتوان همه چیز را در یک فیلم گنجاند، اما تلاش ما این بود که تصویری درست و منسجم از شخصیت او ارائه کنیم.

این مستندساز درباره رویکرد خود در ساخت اثر و میزان مداخله فیلمساز در روایت شخصیت حاج یونس اظهار کرد: اگر این کار خوب شده باشد، به دلیل جذابیت خود حاج یونس است و ما کار خاصی نکردهایم. اگر هم جایی بد شده باشد، قطعاً تقصیر ماست. شخصیت ایشان آنقدر ظرفیت داشت که کافی بود ما تصاویر و روایتهای درست را پیدا کنیم و با دقت کنار هم بچینیم. کاراکتر حاج یونس به خودی خود جذاب بود و همین جذابیت باعث میشد مخاطب با او همراه شود. در چنین آثاری، فیلمساز نباید آنقدر خودش را جلو بیاورد که شخصیت اصلی زیر سایه فرم یا تکنیک گم شود. تلاش کردیم تا حد امکان اجازه دهیم خود حاج یونس، زندگیاش، دوستانش و روایت هایی که از او وجود دارد، مسیر مستند را پیش ببرند. البته طبیعی است که انتخاب، تدوین و چینش روایت برعهده ماست، اما در نهایت هدف این بود که مخاطب احساس کند با یک شخصیت واقعی، ملموس و باورپذیر روبه روست؛ نه صرفا با یک قهرمان دور از دسترس.
وی در پاسخ به این پرسش که مستند اکنون در چه مرحلهای قرار دارد و زمان نهایی آن چقدر است، بیان کرد: کار آماده شده و یک اکران خصوصی در مجموعه مکتب برگزار شد که تعدادی از مهمانان و دوستان حضور داشتند. نسخه اولی که من از مستند آماده کردم، حدود یک ساعت و ۳۰ دقیقه بود. البته حتی در همان نسخه هم نتوانسته بودیم بسیاری از ابعاد زندگی و شخصیت حاج یونس را نشان دهیم. مثلا ایشان از افراد اثرگذار در نشست آستانه بود و خود نشست آستانه یک داستان مستقل و فضای سیاسی مهمی دارد. حاج یونس در آن بخش هم نقش و حضور داشت، اما به دلیل محدودیت زمانی نتوانستیم به شکل کامل وارد آن ماجرا شویم. اگر میخواستیم همه این بخشها را بیاوریم، زمان مستند خیلی بیشتر میشد. مکتب بعد از دیدن نسخه یک ساعت و نیمه گفت زمان کار زیاد است و اگر امکان دارد آن را کوتاهتر کنید. ما هم با اینکه واقعا دلمان نمیخواست بخشهای جذاب حذف شود، بخشی از روایت مربوط به دفاع مقدس را کوتاه کردیم و با سختی فراوان زمان مستند را از یک ساعت و نیم به حدود یک ساعت و ربع رساندیم.
دولتخواه درباره چالشهای مربوط به زمان مستند و احتمال پخش تلویزیونی آن بیان کرد: مشکل اصلی فعلی ما بحث زمان برای پخش از صدا و سیماست. دوستان میگویند ممکن است زمان یک ساعت و ربع هم برای پخش تلویزیونی زیاد باشد و به آن ایراد گیرند. اما اگر از این مقدار هم کوتاهتر شود، به شخصیت حاج یونس آسیب میزند. در مرحله قبلی، وقتی بخشهایی را حذف کردیم، با خودمان گفتیم شاید بتوان از برخی قسمتها گذشت؛ هرچند همان بخشها هم برای ما عزیز و جذاب بودند. اما حالا اگر بخواهیم دوباره زمان را پایین بیاوریم، دیگر شخصیت اصلی لطمه میخورد و مخاطب نمیتواند آن ارتباط لازم را با مسیر زندگی او برقرار کند. در جلسهای که با مکتب داشتیم، قرار شد تلاش کنیم همین نسخه یک ساعت و ربعی برای پخش حفظ شود. امیدواریم دوستان در صدا و سیما همکاری کنند؛ چون به نظر من این زمان برای چنین شخصیتی زیاد نیست. حاج یونس آدمی بود که دائما در میدانهای مختلف حضور داشت، کار کرده بود، خاطره داشت و ابعاد زندگیاش متنوع بود. اگر مخاطب مستند را ببیند، فکر میکنم با ما هم نظر میشود که یک ساعت و ربع زمان خسته کنندهای نیست.

وی ادامه داد: گاهی درباره زمان مستندها فقط به عدد نگاه میشود، در حالی که مهم این است که آیا اثر مخاطب را با خود همراه میکند یا نه. ممکن است یک مستند ۴۰ دقیقهای خسته کننده باشد و ممکن است یک مستند طولانیتر، ریتم و جذابیت خود را حفظ کند. درباره حاج یونس، به دلیل فراز و فرودهای زندگی و گستردگی فعالیتهایش، روایت ظرفیت زمانی بیشتری دارد. او فقط یک مقطع خاص را تجربه نکرده بود؛ از نوجوانی وارد جنگ شده بود، بعد در لبنان و سوریه حضور داشت، در کنار حاج قاسم بود، در حوزه رسانه کمک میکرد و حتی دغدغه شهادت و بیماری اش نیز یک خط روایی عمیق ایجاد میکرد. وقتی اینها کنار هم قرار میگیرد، حذف کردن هر بخش ساده نیست. با این حال پذیرفتیم که برای رسیدن به نسخه قابل پخش، بخشی از کار را کوتاه کنیم. اما امیدوارم نسخه یک ساعت و ربعی نهایی باقی بماند و دیگر مجبور نشویم قسمتهای بیشتری را کنار بگذاریم؛ چون در آن صورت بخشی از حق مطلب درباره حاج یونس ادا نمیشود.
این فیلمساز مستند درباره بسترهای احتمالی نمایش «در همسایگی مرگ» گفت: فعلاً بستری که برای نمایش اثر در نظر گرفته شده، تلویزیون است و تلاش ما این است که مستند از صدا و سیما پخش شود. البته ممکن است در آینده درباره حضور در جشنوارهها یا پلتفرم ها هم تصمیمهایی گرفته شود، اما این مسائل بیشتر به تهیه کننده اثر مربوط است. مثلا شاید برای جشنوارهها نسخه یک ساعت و ۳۰ دقیقهای دوباره مورد توجه قرار بگیرد یا روی آن کار شود، اما اینکه چنین اتفاقی بیفتد یا نه، بستگی به تصمیم تهیهکننده دارد. به عنوان کارگردان دوست دارم مخاطب تا حد امکان نسخه کاملتری از زندگی حاج یونس را ببیند، اما در نهایت باید شرایط پخش، جشنواره و سیاستهای تهیهکنندگی را هم در نظر گرفت. آنچه برای من اهمیت دارد این است که شخصیت حاج یونس به درستی معرفی شود و مخاطب بعد از دیدن فیلم احساس کند با انسانی روبهرو شده که سالها در سکوت و بیادعا کار کرده و کمتر درباره او صحبت شده است.
دولتخواه در پایان درباره اهمیت پرداختن به چنین شخصیتهایی اظهار کرد: حاج یونس از آن شخصیتهایی است که روایت زندگیشان فقط یک ادای دین شخصی یا سازمانی نیست، بلکه برای شناخت بخشی از تاریخ معاصر ما اهمیت دارد. بسیاری از آدمهایی که در حوزه مقاومت، امنیت و میدان نقش داشتهاند، به دلیل ماهیت کارشان کمتر دیده میشوند و معمولاً نام و تصویرشان در افکار عمومی مطرح نیست. اما همین افراد در لحظههای مهم تاریخی نقش آفرینی کردهاند. وقتی درباره حاج یونس صحبت میکنیم، فقط درباره یک فرد حرف نمیزنیم؛ درباره نسلی حرف میزنیم که از نوجوانی وارد میدان شد، سالها تجربه اندوخت، در سختترین موقعیتها کنار فرماندهان مقاومت بود و با وجود بیماری و دشواری های شخصی، آرزویش شهادت بود. ساخت این مستند فرصتی بود تا کمی به چنین شخصیتی نزدیک شوم و امیدوارم مخاطبان هم با دیدن «در همسایگی مرگ» بتوانند با بخشی از حقیقت زندگی او آشنا شوند. اگر این اتفاق بیفتد، احساس میکنم زحمتهای گروه تولید بینتیجه نمانده است.
انتهای پیام