
به گزارش ایکنا از البرز، صبح تابستان است. شهر هنوز کاملا بیدار نشده و خیابان برای چند دقیقه، پیش از شروع شلوغی روز، آرام گرفته است. آفتاب تازه روی دیوارها و آسفالت پهن شده و گرمای هوا کمکم بیشتر میشود. صدای جارویی که روی زمین کشیده میشود با صدای گنجشکها درهم میآمیزد.
زیر سایه درختی که سالهاست کنار همین خیابان ایستاده، تصویر دیگری دیده میشود؛ یک بطری پلاستیکی، لیوان یکبارمصرف، تهسیگار و کیسهای که باد آن را تا پای درخت آورده است. چند قدم آنطرفتر، سطل زباله ایستاده؛ آنقدر نزدیک که برای رسیدن به آن بیشتر از چند قدم راه نیست. با این حال، بعضی رهگذرها ترجیح دادهاند دستشان را سبک کنند و زباله را همان کنار درخت رها کنند.
درخت اما جایی برای رفتن ندارد. سالهاست برای رهگذران سایه ساخته، برای پرندهها پناه بوده و بخشی از هوای همین خیابان را تمیز کرده است. با این حال، سهمش از بعضی رهگذران چیزی جز زباله نیست؛ زبالههایی که آرامآرام پای تنه جمع میشوند و خاک اطراف را میپوشانند.
شاید انداختن یک بطری روی زمین فقط چند ثانیه طول بکشد و اتفاق مهمی به نظر نرسد؛ اما همین چند ثانیه، وقتی بارها و بارها تکرار شود، تصویری بزرگتر میسازد؛ تصویری از رابطه ما با شهری که در آن زندگی میکنیم و طبیعتی که حتی در میان آسفالت و ساختمانها، هنوز بخشی از زندگی ماست.
رفتگر جارو را روی آسفالت میکشد و زبالههای کنار جدول را جمع میکند. پای درخت را که نگاه میکنیم، از بطری و لیوان و کیسه خالی نیست.
میگوید این صحنه برایش تازه نیست: «صبح که میام، جمع میکنم. بطری و لیوان و پوست خوراکی و این چیزا هست. تمومش میکنیم، میریم سراغ جای بعدی. ولی وقتی دوباره برمیگردیم، میبینیم باز زیر درخت پر از آشغاله.»
سطل زباله چند قدم آنطرفتر است. میپرسم چرا با وجود سطل، باز هم زباله کنار درخت ریخته میشود. میگوید: «والا نمیدونم. سطل که هست. بعضیها شاید عجله دارن، بعضیها هم حوصله ندارن. یه بطریه دیگه، میندازن زمین و میرن. ولی همین یه بطری، یکی دیگه هم میبینه میگه حالا که یکی انداخته، منم بندازم.»
به پای درخت نگاه میکند و ادامه میدهد: «بعد کمکم میبینی جمع شده. ما میایم همهشو جمع میکنیم، ولی دوباره از اول. آدم میگه خب، این درخت چه گناهی کرده؟ نه میتونه جابهجا بشه، نه میتونه چیزی بگه. هرچی مردم نمیخوان، میذارن کنارش.»
معتقد است راهحل دستکم در این نقطه چندان پیچیده نیست: «فقط همین یه کارو بکنن، خیلی بهتر میشه؛ زبالهشونو تا سطل ببرن. دو قدمه. ما هم کارمون کمتر میشه، خیابون هم تمیزتر میمونه.»
این دو قدم شاید در ظاهر چیزی نباشد، اما پشت آن یک انتخاب ساده قرار گرفته است؛ انتخاب میان رها کردن زباله و رساندن آن تا سطل. اما آیا ماجرا فقط به تمیزی خیابان ختم میشود؟
سامان شیرزاد فعال محیطزیست میگوید: «وقتی از محیطزیست حرف میزنیم، نباید آن را فقط در جنگلها، رودخانهها و مناطق طبیعی جستوجو کنیم. مین فضای سبز شهری هم جزئی از محیطزیسته. همین درختی که کنار خیابونه، فقط برای قشنگی یا سایه نیست؛ پرنده ازش استفاده میکنه، حشرات اطرافش زندگی میکنن و خاک زیرش هم محل زندگی موجودات ریزیه که ما اصلا نمیبینیم.»
به گفته وی، اثر زبالهها به نوع آنها و نحوه تجمعشان بستگی دارد و نباید درباره آسیبهای زیستمحیطی اغراق کرد. «بهطور نمونه، پوست میوه با بطری پلاستیکی یک اثر ندارن. بعضی زبالهها مثل پلاستیک مدت زیادی در محیط باقی میمونن و با گذشت زمان خرد میشن. بعضی مواد هم ممکنه با آب باران جابهجا بشن و وارد خاک یا آبهای سطحی بشن.»
شیرزاد تأکید میکند مسئله تکرار یک رفتار است: «نباید بگوییم هر بطری بهتنهایی باعث از بین رفتن یک درخت میشود. مسئله، تکرار و تجمعه. وقتی هر روز و در نقاط مختلف همین اتفاق میافته، حجم زباله بالا میره و طبیعت دیگه با یک مورد منفرد طرف نیست.»
از نگاه این فعال محیطزیست، حتی رفتار دیگران نیز میتواند به تکرار این چرخه کمک کند: «وقتی یک نفر میبینه کنار درخت از قبل چند تا بطری و لیوان افتاده، با خودش میگه حالا یکی دیگه هم بندازم، مگه چی میشه؟ همین رفتار کمکم عادی میشه. یک نقطه تمیز معمولاً آدم رو وادار میکنه بیشتر مراقب باشه؛ ولی وقتی محیط کثیف شد، حساسیت مردم هم کمتر میشه.»
با این حال، شیرزاد مسئولیت را فقط متوجه شهروندان نمیداند: «شهروند باید رفتار درست داشته باشه، ولی مدیریت شهری هم باید سطل زباله مناسب و به تعداد کافی قرار بده، نظافت منظم داشته باشه و آموزش محیطزیستی رو جدی بگیره. ما نمیتونیم همه چیز رو گردن یک نفر بندازیم.
در این میان، درخت بخشی از دکور خیابان نیست. در تابستون به کاهش گرمای محیط کمک میکنه، سایه ایجاد میکنه، روی کیفیت هوا اثر داره و برای بعضی پرندهها و حشرات، محل زندگی و پناهه. وقتی اطرافش رو با زباله پر میکنیم، کیفیت همون فضای محدودی رو که برای زندگی بهتر خودمون ایجاد کردیم پایین میاریم.»
پس مسئله از یک بطری شروع میشود، اما به رابطه انسان با محیط پیرامونش میرسد؛ رابطهای که فقط موضوع محیطزیست نیست و میتوان آن را از زاویه اخلاق و دین نیز بررسی کرد.
حجتالاسلام احمد میرزایی کارشناس دینی معتقد است که در نگاه اسلامی، طبیعت فقط مجموعهای از منابع برای مصرف انسان نیست و با اشاره به آیه ۶۱ سوره هود میگوید: «خداوند در این آیه میفرماید: «هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا»؛ یعنی خداوند شما را از زمین پدید آورد و از شما آبادانی آن را خواست. اینجا یک رابطه مسئولانه مطرحه؛ انسان از زمین استفاده میکنه، اما در برابر آبادانی و حفظ اون هم مسئولیت داره.»
به گفته وی، این مسئولیت را میتوان در رفتارهای روزمره نیز دید؛ از جمله در نحوه برخورد با زباله. «قرآن در آیه ۵۶ سوره اعراف میفرماید: «وَلَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا». نباید بدون توجه به سیاق آیه، آن را یک آیه محیطزیستی معرفی کنیم، اما میتوان از آن یک اصل اخلاقی گرفت؛ انسان نباید رفتاری داشته باشه که به تخریب و آلودگی محیط پیرامون منجر بشه.»
میرزایی برای توضیح رابطه میان رفتار انسان و پیامدهای آن، به آیه ۴۱ سوره روم نیز اشاره میکند: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ»؛ این آیه دستکم انسان را متوجه نتیجه اعمالش میکند؛ نتیجهای که همیشه بلافاصله دیده نمیشود اما این نگاه فقط درباره زمین و گیاهان نیست.
این کارشناس دینی با اشاره به آیه ۳۸ سوره انعام میگوید: «قرآن درباره جنبندگان و پرندگان میفرماید: «إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُکُم»؛ این تعبیر قابل تأمله. یعنی موجودات زنده در نظام خلقت، جایگاه خودشون رو دارن و نباید طبیعت رو یک فضای بیجان برای مصرف کردن ببینیم.»
در روایات نیز برای سود رساندن به موجودات زنده ارزش اخلاقی در نظر گرفته شده است. او به روایت معروف کاشت درخت اشاره میکند که در منابع حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: اگر مسلمانی درختی بکارد و انسان، پرنده یا حیوانی از آن بخورد، برای او صدقه محسوب میشود.
از نگاه میرزایی، همین روایت نشان میدهد رابطه انسان با طبیعت فقط به آسیب نرساندن محدود نمیشود: «یک مرحله بالاتر از آسیب نزدن، احسانه. یعنی انسان فقط نباید تخریب کنه و آسیب بزنه؛ بلکه تا جایی که میتونه باید منشأ خیر و آبادانی هم باشه.»
وی البته درباره نسبت دادن حکم شرعی مستقیم به هر رفتار محیطزیستی هشدار میدهد: «باید مراقب باشیم درباره هر رفتار کوچکی فوراً حکم قطعی صادر نکنیم. اما از نظر اخلاقی، اگر من میدونم کاری که انجام میدم ممکنه به محیط یا موجود زندهای آسیب برسونه و بدون ضرورت همون کار رو انجام میدم، نمیتونم نسبت به پیامد رفتارم کاملاً بیتفاوت باشم.»
به این ترتیب، انداختن یک بطری روی زمین را نمیتوان یک حرکت چندثانیهای دانست؛ دستکم از منظر اخلاقی، پشت آن یک انتخاب قرار دارد: اینکه فرد تا چه اندازه خود را نسبت به محیطی که فقط متعلق به او نیست، مسئول میداند.
دوباره به همان خیابان برمیگردیم؛ به درختی که هنوز ایستاده، سطل زبالهای که چند قدم آنطرفتر قرار دارد و رفتگری که زبالههای پای درخت را جمع میکند. رفتگر جارو را دوباره روی آسفالت میکشد. بطریها و لیوانها یکییکی کنار هم جمع میشوند و پای درخت دوباره تمیز میشود. اما چند ساعت بعد چه؟ اگر یک رهگذر دوباره بطریاش را کنار درخت بیندازد، چرخه از نو آغاز میشود؛ یک زباله، یک زباله دیگر و بعد تصویری که برای رفتگر آشناست.
شاید هیچکس با انداختن یک بطری قصد آسیب زدن به درخت، پرنده یا خاک اطرافش را نداشته باشد. شاید حتی اصلا به آنها فکر نکند. اما مسئولیت اخلاقی دقیقا از جایی آغاز میشود که انسان پیش از انجام یک کار کوچک، پیامد آن را هم در نظر بگیرد.
فاصله میان زباله و سطل شاید فقط چند قدم باشد؛ اما پشت همین چند قدم، انتخابی بزرگتر قرار گرفته است: اینکه محیط اطرافمان را چیزی برای استفاده بیحساب بدانیم یا امانتی که باید سالمتر از آنچه تحویل گرفتهایم، به دیگری بسپاریم.
این بار شاید کار سختی در پیش نباشد.
فقط چند قدم تا سطل زباله.
انتهای پیام