شاید برای بسیاری از افراد، «اوقات فراغت» فقط به معنای زمان خالی از کار یا فاصله میان وظایف روزمره باشد؛ اما وقتی سخن از نوجوانی به میان میآید، این ساعات بهظاهر بیبرنامه، به یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین بخشهای زندگی روزانه تبدیل میشوند. نوجوانی، دوره حساس شکلگیری هویت، اوج هیجانات و زمانی است که ذهن بیش از هر مرحله دیگری به تجربه، کشف و خلاقیت نیاز دارد.
اوقات فراغت، برخلاف آنچه گاه تصور میشود، زمان هدررفته نیست؛ بلکه فرصتی ارزشمند برای تمرین استقلال، کشف علایق شخصی و حتی بازیابی توان روانی پس از فشارهای تحصیلی و اجتماعی است. نوجوانی که بتواند این زمان را به شکلی معنادار سپری کند، نه تنها از بسیاری آسیبهای دوران جوانی در امان میماند، بلکه مهارتهای زیستن را در بستری طبیعی و بیپیرایه میآموزد.
خبرگزاری ایکنا بنابر رسالت آگاهیبخشی به خانوادهها به ویژه والدین، درسگفتارهایی را در رابطه با همین موضوع تهیه کرده است که در این مجموعه، لیلا میرمحمدصادقی، روانشناس و مشاور نوجوانان، از لایههای پنهان این فرصت طلایی خواهد گفت؛ از چالشها و ظرفیتهای اوقات فراغت نوجوانان و نقشی که والدین و مربیان میتوانند در همراهی آگاهانه با نوجوانان ایفا کنند که در ادامه میبینیم و میخوانیم.
در ادامه سلسله درسگفتارهای آموزشی، هشتمین نشست را به موضوع «اوقات فراغت نوجوانان» اختصاص میدهیم. یکی از مهمترین مؤلفههای دوران نوجوانی که نیازمند به توجه ویژه دارد «استقلالطلبی» است. هنگامی که از نیاز به استقلالطلبی سخن میگوییم، بهمعنای تلاش مستمر نوجوان برای برآوردهسازی این نیاز از طریق رفتارها، فعالیتها و صرف انرژی است. بنابراین، ضروری است که این استقلالطلبی در بهترین و مطلوبترین شکل ممکن در این دوره تجربه شود.
در این میان، دو رویکرد اساسی از سوی والدین قابل مشاهده است: نخست، کنترلگری افراطی که مانع از هرگونه تجربه استقلال برای نوجوان میشود و دوم، بیتوجهی و رهاسازی کامل که بهبهانه ضرورت تجربه، هرگونه نظارتی را حذف میکند. باید توجه داشت که تعادل میان این دو قطب، نقشی کلیدی در عبور سالم نوجوان از این دوران ایفا میکند.
جالب آنکه نیاز به استقلالطلبی، یکی از ارکان اساسی در شکلگیری هویت نوجوانی و نیز از مؤلفههای بنیادین در برنامهریزی اوقات فراغت بهشمار میرود. بهگونهای که نوجوان در انتخاب و طراحی برنامههای فراغتی خود، ناخودآگاه این نیاز را مد نظر قرار میدهد. در این مسیر، رعایت چارچوبها و قوانین مبتنی بر فرهنگ و ارزشهای خانواده، امری اجتنابناپذیر است؛ اما نکته ظریف آنکه در دوره نوجوانی، تعیین بیش از دو یا سه قانون کلیدی، کارایی لازم را نداشته و از اثربخشی آن کاسته میشود. بنابراین، والدین باید با در نظر گرفتن باورها و ارزشهای خانوادگی، تعداد محدودی قانون طلایی وضع کرده و مهمتر از آن، پیامدهای روشن برای هر قانون تعیین نمایند؛ بهعنوان نمونه، زمان بازگشت به منزل، محدوده مکانی مجاز و الزام هماهنگی قبلی برای تغییر برنامه.
از سوی دیگر، مفهوم «حق انتخاب» در کنار استقلالطلبی نوجوان، نقشی محوری دارد. اما این حق انتخاب نباید به اولتیماتوم یا اجبار تبدیل شود. برای نمونه، والدین نمیگویند «حتماً یکی از این کلاسها را انتخاب کن»؛ بلکه با ارائه گزینههای متعدد، شفافسازی بودجه موجود، توضیح موانع احتمالی، معرفی منابع دردسترس و تأکید بر محدوده منطقهای و افراد مورد تأیید خانواده، زمینه انتخاب آگاهانه و امن را برای نوجوان فراهم میکنند.
بدینترتیب، غفلت از نیاز استقلالطلبی نوجوان، میتواند به شکلگیری هویتی ناقص و تصویری نادرست از خود بینجامد. بنابراین، تأکید میشود که خانوادهها با فراهمآوردن بستری امن و همراه با نظارت هوشمندانه، امکان تجربه موفق این نیاز اساسی را برای نوجوانان فراهم آورند.
انتهای پیام