جنگ تحمیلی اخیر، آزمونی برای سنجش ظرفیتهای دفاعی کشور بود، اما در کنار آن، فرصتی نیز فراهم آورد تا بار دیگر سرمایه اجتماعی، فرهنگ دینی و روحیه همبستگی مردم ایران خود را در میدان عمل نشان دهد. در این میان، تبریز با پیشینهای سرشار از دینداری، غیرت دینی و حضور در بزنگاههای تاریخی، روایت متفاوتی از ایستادگی مردمی را به نمایش گذاشت؛ روایتی که بیش از هر چیز بر ایمان، همدلی و مسئولیت اجتماعی استوار بود.
در روزهایی که اخبار جنگ، ذهن و دل مردم را درگیر کرده بود، آرامش حاکم بر فضای عمومی شهر، نتیجه حضور آگاهانه مردمی بود که بهجای دامنزدن به التهاب، تلاش کردند امید، اعتماد و آرامش را در جامعه تقویت کنند. این آرامش، برخاسته از فرهنگی بود که سالها در بستر مساجد، هیئات مذهبی و نهادهای مردمی شکل گرفته و در شرایط حساس، خود را در قالب رفتارهای اجتماعی مسئولانه نشان داد.
یکی از جلوههای برجسته این همبستگی، تجمعات شبانه مردم در میادین، مساجد، حسینیهها و بقاع متبرکه بود. محافلی که با تلاوت قرآن کریم، دعا، مناجات و توسل همراه میشد و در کنار بعد عبادی، کارکردی اجتماعی نیز داشت. این گردهماییها، علاوه بر تقویت روحیه معنوی، پیام روشنی از انسجام ملی و همبستگی اجتماعی مخابره میکرد؛ اینکه جامعه مؤمن، در روزهای سخت، بیش از هر زمان دیگری به سرمایههای معنوی خود تکیه میکند.
در کنار این حضور معنوی، گروههای جهادی، هیئات مذهبی، فعالان فرهنگی و نیروهای داوطلب نیز بیوقفه در میدان خدمت حاضر بودند. کمک به خانوادههای نیازمند، پشتیبانی از برنامههای مردمی، ساماندهی فعالیتهای داوطلبانه و حضور میدانی در محلات، جلوههایی از فرهنگ «تعاون بر نیکی» بود که ریشه در آموزههای قرآنی دارد. بسیاری از این خدمات، بینام و نشان و دور از نگاه رسانهها انجام شد، اما همین اقدامات خاموش، ستونهای اعتماد اجتماعی را استوارتر ساخت.
تجربه تبریز در این روزها نشان داد که اقتدار یک جامعه، تنها به توان نظامی آن وابسته نیست؛ بلکه انسجام فرهنگی، ایمان دینی و مشارکت مردمی نیز از ارکان اصلی پایداری اجتماعی بهشمار میروند. هنگامیکه مردم در کنار یکدیگر میایستند، از یکدیگر دستگیری میکنند و مساجد و مراکز دینی به کانون امید و آرامش تبدیل میشوند، جامعه از سرمایهای برخوردار میشود که در سختترین شرایط نیز آسیبپذیر نخواهد بود.
اکنون که از آن روزها فاصله گرفتهایم، ثبت این روایتها ضرورتی فرهنگی است. روایتهای مادرانی که در محافل دعا برای امنیت کشور اشک ریختند، جوانانی که بیادعا در گروههای جهادی خدمت کردند، خادمان مساجد که شبهای پیاپی در کنار مردم ماندند و خانوادههایی که با وجود نگرانی، امید را در خانه و محله زنده نگه داشتند، همگی بخشی از حافظه اجتماعی این سرزمین هستند.
اگر این روایتها ثبت نشوند، بخشی از حقیقت روزهای جنگ ناگفته خواهد ماند؛ چراکه تاریخ، تنها با روایت میدانهای نبرد کامل نمیشود، بلکه با روایت مردمی کامل میشود که در پشت جبهه، با ایمان، همدلی و مسئولیتپذیری، ستونهای استقامت یک ملت را استوار نگه داشتند. تبریز در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، نمونهای روشن از این حقیقت بود؛ شهری که نشان داد همدلی، خود یکی از مؤثرترین جلوههای مقاومت است.
انتهای پیام