یک کارگردان نمایش با بیان اینکه انتقال مفاهیم دینی و ارزشهای عاشورایی به کودکان از مسیر روایتهای مستقیم و آموزشهای شعاری عبور نمیکند، تأکید کرد: تئاتر دینی زمانی به ماندگاری میرسد که کودک نه یک شنونده منفعل، بلکه شرکتکننده در فرآیند «کشف معنا» باشد.
شراره طیار، کارگردان نمایش «درخت گیلاس» در گفتوگو با ایکنا با بیان اینکه انتقال مفاهیم دینی و ارزشهای عاشورایی به کودکان نیازمند زبانی متناسب با دنیای ذهنی و عاطفی آنان است، اظهار کرد: کودک با روایتهای مستقیم و آموزشهای شعاری ارتباط عمیقی برقرار نمیکند، بلکه از طریق قصه، تصویر، تخیل و تجربه زیسته با مفاهیم همراه میشود. به همین دلیل تلاش کردم در «درخت گیلاس» به جای روایت مستقیم واقعه عاشورا، ارزشهایی همچون آزادگی، ایثار، مسئولیتپذیری، همدلی و ایستادگی در برابر ظلم را در قالب داستانی نمادین و قابل درک برای مخاطب کودک و نوجوان بیان کنم تا هر مخاطب بتواند متناسب با سن و تجربه خود، لایهای از مفاهیم اثر را کشف کند. زبان نمادین این امکان را فراهم میکند که مخاطب بدون احساس اجبار، پیام نمایش را در دل اتفاقات داستان دریافت کند. کودک زمانی بیشترین تأثیر را میپذیرد که خود در فرآیند کشف معنا مشارکت داشته باشد. اگر همه مفاهیم به صورت مستقیم بیان شوند، بخش مهمی از ظرفیت تخیل و مشارکت ذهنی مخاطب از بین میرود. از این رو، درخت گیلاس، پرندگان و حتی شخصیتهای داستان، هر یک حامل مفاهیمی هستند که مخاطب به تدریج آنها را در مسیر روایت درک میکند و همین مسئله موجب ماندگاری پیام نمایش خواهد شد.
کارگردان نمایش «درخت گیلاس» درباره اقتباس این اثر از کتاب «چرا؟ چرا؟ چرا؟» نوشته کلر ژوبرت نیز بیان کرد: اقتباس برای صحنه تئاتر، صرفاً انتقال یک داستان از کتاب به اجرا نیست، بلکه بازآفرینی آن در قالبی نمایشی است. در این مسیر تلاش کردیم روایت کتاب را به مجموعهای از کنشهای نمایشی تبدیل کنیم تا مخاطب به جای شنیدن داستان، آن را روی صحنه تجربه کند. به همین دلیل برخی شخصیتها نقش پررنگتری پیدا کردند، روابط میان آنها گسترش یافت و موقعیتهای تازهای طراحی شد تا روایت از ریتم مناسب، کشش نمایشی و جذابیت بیشتری برخوردار شود. در کنار این تغییرات، ظرفیتهای نمایش عروسکی نیز به متن افزوده شد. موسیقی، طنز، حرکت، تعامل میان عروسکها و بازیگران زنده و همچنین خلق موقعیتهای نمایشی تازه، همگی در جهت افزایش ارتباط مخاطب با داستان شکل گرفتند. هدف این بود که نمایش صرفا بازگویی یک قصه نباشد، بلکه کودک در تمام طول اجرا احساس کند بخشی از جهان نمایش است و با شخصیتها زندگی میکند.
وی با اشاره به ضرورت پرهیز از شعارزدگی در تولید آثار دینی کودک گفت: همواره اعتقاد داشتهام که هنر زمانی اثرگذار است که مخاطب را به فکر کردن دعوت کند، نه اینکه نتیجه را از پیش برای او تعیین کند. کودک باید فرصت داشته باشد خودش درباره رفتار شخصیتها قضاوت کند و به نتیجه برسد. به همین دلیل تلاش کردیم ارزشهای اخلاقی و انسانی در دل رفتار شخصیتها، تصمیمهای آنان و مسیر داستان شکل بگیرد تا پیام نمایش به صورت طبیعی منتقل شود و مخاطب احساس نکند با اثری آموزشی و مستقیم روبهرو است. زمانی که مخاطب با شخصیتها همدلی میکند، پیام نمایش نیز بدون نیاز به توضیح اضافه در ذهن او باقی میماند. اگر شخصیتی فداکاری میکند یا در برابر ظلم میایستد، کودک ابتدا آن رفتار را میبیند، با آن احساس مشترک پیدا میکند و سپس مفهوم را درک خواهد کرد. این شیوه تأثیر بسیار بیشتری نسبت به بیان مستقیم مفاهیم دارد و تجربه سالهای فعالیت در حوزه تئاتر کودک نیز این موضوع را برای من ثابت کرده است.
طیار درباره استفاده از شیوه عروسکی ـ زنده در این اثر اظهار کرد: ترکیب بازیگر زنده و عروسک، ظرفیتهای فراوانی برای گسترش تخیل مخاطب کودک ایجاد میکند. عروسکها امکان اغراق، خیالپردازی و بیان نمادین را فراهم میکنند و بازیگران زنده نیز پیوند عاطفی و انسانی میان مخاطب و داستان را تقویت میکنند. این دو عنصر در کنار یکدیگر باعث میشوند جهان نمایش برای کودک باورپذیرتر و جذابتر شود و روایت نیز قابلیت بیشتری برای انتقال مفاهیم پیدا کند. در اجرای «درخت گیلاس» تلاش کردیم هیچیک از این دو شیوه بر دیگری غلبه نکند، بلکه میان بازیگران و عروسکها تعامل و هماهنگی کاملی برقرار باشد. هر شخصیت متناسب با ویژگیهای خود در این جهان نمایشی حضور پیدا میکند و همین تنوع، امکان روایت چندلایه و خلق موقعیتهای تازه را به وجود آورده است. در چنین شرایطی کودک نه تنها داستان را دنبال میکند، بلکه با فضای خیالانگیز اثر نیز ارتباطی عمیق برقرار میسازد.
کارگردان نمایش «درخت گیلاس» درباره شخصیت دارکوب زورگو و اتحاد پرندگان نیز گفت: این بخش از داستان در واقع تمثیلی از رویارویی با ظلم و اهمیت همدلی و اتحاد است. تلاش ما این بود که این مفهوم بدون بیان مستقیم و تنها از طریق رفتار شخصیتها برای کودک قابل درک باشد. مخاطب مشاهده میکند که زورگویی چگونه آرامش دیگران را بر هم میزند و در مقابل، همکاری و همبستگی چگونه میتواند شرایط را تغییر دهد. وقتی کودک این مسیر را همراه شخصیتها تجربه میکند، مفهوم عدالت، مسئولیتپذیری و ایستادگی در ذهن او عمیقتر و ماندگارتر خواهد شد.
کودک با روایتهای مستقیم و آموزشهای شعاری ارتباط عمیقی برقرار نمیکند، بلکه از طریق قصه، تصویر، تخیل و تجربه زیسته با مفاهیم همراه میشود
طیار با اشاره به تجربه اجرای پیشین «درخت گیلاس» در تالار هنر و بازتولید آن در تماشاخانه مهر حوزه هنری اظهار کرد: هر اجرای یک نمایش، فرصتی برای بازنگری و ارتقای کیفیت آن است. پس از پایان اجراهای قبلی، بازخوردهای مخاطبان، کارشناسان و اعضای گروه را با دقت بررسی کردیم و تلاش شد نقاط قوت حفظ و بخشهایی که نیازمند اصلاح بود، بازنگری شود. در اجرای جدید، ریتم روایت، طراحی برخی صحنهها، میزانسنها و جزئیات اجرایی تغییر کرده تا ارتباط مخاطب کودک با داستان عمیقتر و پیوستهتر شکل بگیرد و تجربهای کاملتر از نمایش برای خانوادهها فراهم شود. هیچ نمایشی پس از نخستین اجرا به نقطه پایان نمیرسد و همواره میتوان آن را پختهتر کرد. تجربههای به دست آمده از مواجهه مستقیم با مخاطبان کودک، ارزشمندترین سرمایه برای یک کارگردان است. کودکان بدون تعارف واکنش خود را نشان میدهند و همین واکنشها به ما کمک میکند تا بدانیم کدام لحظهها بیشترین تاثیر را داشته و کدام بخشها نیازمند بازآفرینی است. به همین دلیل اجرای جدید «درخت گیلاس» حاصل تجربههای اجرایی گذشته و نگاه دوباره گروه به تمام جزئیات اثر است.
کارگردان نمایش «درخت گیلاس» درباره ظرفیت تئاتر کودک در انتقال فرهنگ عاشورا نیز گفت: تئاتر یکی از موثرترین ابزارهای آموزش غیرمستقیم به شمار میرود، زیرا کودک در سالن نمایش تنها شنونده نیست، بلکه احساس میکند، تخیلش فعال میشود و همراه شخصیتها زندگی میکند. اگر ارزشهای عاشورایی با زبان هنر، تخیل و زیباییشناسی برای کودک روایت شوند، این مفاهیم به بخشی از شخصیت او تبدیل خواهند شد و دیگر تنها به یک مناسبت مذهبی محدود نمیشوند، بلکه در رفتار و نگرش آینده او نیز تاثیر خواهند گذاشت. آزادگی، عدالتخواهی، ایثار، مهربانی و مسئولیتپذیری، ارزشهایی جهانی و انسانی هستند که ریشه در فرهنگ عاشورا دارند. زمانی که این مفاهیم در قالب داستانی جذاب و شخصیتهایی دوستداشتنی ارائه شوند، کودک بدون آنکه احساس کند در حال آموزش دیدن است، آنها را درک میکند. هنر زمانی موفق است که مخاطب را به تجربهای درونی برساند و این همان هدفی است که در «درخت گیلاس» دنبال کردهایم.
طیار درباره طراحی عناصر بصری نمایش بیان کرد: تلاش شد همه اجزای اثر در خدمت روایت باشند و هیچ عنصری تنها برای زیبایی ظاهری مورد استفاده قرار نگیرد. رنگها، طراحی عروسکها، موسیقی، حرکتها، نور و فضای صحنه به گونهای انتخاب شدند که ضمن حفظ فضای شاعرانه داستان، کودک را در مسیر روایت همراه کنند. جذابیت بصری برای مخاطب کودک اهمیت فراوانی دارد، اما این جذابیت زمانی ارزشمند است که در خدمت قصه قرار گیرد و به انتقال بهتر پیام اثر کمک کند. موسیقی و طراحی عروسکها نیز با همین رویکرد شکل گرفتند تا احساس امید، همدلی و حرکت جمعی را در فضای نمایش تقویت کنند. تلاش کردیم کودک علاوه بر لذت بردن از فضای نمایشی، ارتباط عاطفی محکمی با شخصیتها برقرار کند و پس از پایان اجرا نیز تصویرها و مفاهیم داستان در ذهنش باقی بماند. ماندگاری یک اثر کودک زمانی اتفاق میافتد که همه عناصر هنری در کنار یکدیگر تجربهای واحد و منسجم را برای مخاطب خلق کنند.
این کارگردان تئاتر کودک درباره چالشهای تولید آثار دینی ویژه کودکان گفت: یکی از مهمترین مشکلات این حوزه، کمبود متنهای پژوهشمحور و متناسب با نیازهای امروز کودکان است. تولید نمایش عروسکی نیز به دلیل طراحی عروسک، ساخت دکور، موسیقی، تمرینهای طولانی و حضور نیروهای متخصص، هزینههای بالایی دارد و بدون حمایت مستمر نهادهای فرهنگی نمیتوان انتظار داشت این گونه نمایشی به جایگاه شایسته خود برسد. حمایت از مرحله پژوهش تا تولید، اجرا و حتی امکان اجرای آثار در شهرهای مختلف، ضرورتی است که میتواند زمینه رشد نمایشهای دینی کودک را فراهم کند.

طیار در پایان با بیان اینکه آرزو دارد کودکان پس از تماشای «درخت گیلاس» با امید از سالن خارج شوند، اظهار کرد: دوست دارم مخاطبان کودک احساس کنند حتی کوچکترین موجودات نیز اگر در کنار یکدیگر قرار بگیرند، میتوانند در برابر ظلم و بیعدالتی تغییر ایجاد کنند. اگر کودکی پس از پایان نمایش با این باور به خانه بازگردد که مهربانی، شجاعت، همدلی و اتحاد میتواند جهان را به جای بهتری تبدیل کند، به گمان من مهمترین هدف این اثر محقق شده است.
نمایش «درخت گیلاس» به کارگردانی شراره طیار و به سفارش خانه نمایش امید تولید شده و براساس داستانی از کلر ژوبرت روی صحنه رفته است. نمایشنامه این اثر را شراره طیار و محمدحسین حبیبی با اقتباس از کتاب «چرا، چرا، چرا» نوشته کلر ژوبرت به نگارش درآوردهاند. داستان درباره درخت گیلاسی است که آشیانه پرندگان به شمار میرود، اما حضور یک دارکوب زورگو آرامش آنها را بر هم میزند و سرانجام با ورود یک بلبل، پرندگان برای مقابله با زورگویی و دفاع از حق خود متحد میشوند.
فهیمه باروتچی، امیرحسین انصافی، شراره طیار و امیرمحمد انصافی بازیسازان این نمایش هستند. عمار تفتی به عنوان راوی و پریا طیار به عنوان صداپیشه در این اثر حضور دارند. زهرا نصرالله و بهرام هدایت دستیاران کارگردان، امیرحسین انصافی ترانهسرا و آهنگساز، محمدرضا بحرالعلومی طراح صحنه و عروسک، حسن مهدوی طراح انیمیشن، نازنین یزدانی طراح پوستر، محمدرضا شاملوفرد طراح نور، امید انصاری مجری طرح، اختر تاجیک و زهرا نصرالله عکاسان و مینا بهرامیتبار مسئول روابط عمومی این نمایش هستند.
همچنین، نمایش «درخت گیلاس» از هفتم تا شانزدهم مرداد ۱۴۰۵ در تماشاخانه مهر حوزه هنری روی صحنه میرود و علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت به سامانه تیوال مراجعه کنند. این اثر پیش از این نیز از ۲۶ خرداد تا ۱۲ تیر ۱۴۰۵ در تالار هنر اجرا شده و با استقبال مخاطبان کودک و خانوادهها روبهرو شده است.
انتهای پیام