پیاده ساختن قوانین و مقررات داوری مندرج در آئیننامه مصوب ستاد عالی مسابقات قرآن کشور در رویدادی همچون جشنواره «زندگی با قرآن» سازمان بهزیستی نمیتواند چندان کاربردی باشد، چرا که مخاطبان هدف این سازمان با توجه به محدودیت و مشکلاتی که معمولاً با آن دست به گریبان هستند، قادر به انجام وظایف خود همچون یک فرد عادی نبوده و لذا باید با توجه به شرایط حاکم بر زندگی آنها، این قوانین متناسبسازی شود.
به قلم امیرسجاد دبیریان
مرحله نیمهنهایی سیوششمین دوره جشنواره «زندگی با قرآن» سازمان بهزیستی در آستانه برگزاری است؛ مرحلهای از یک رویداد قرآنی گسترده که جامعه هدف آن را عمدتاً توانیابان و جامعه هدف سازمان بهزیستی کشور تشکیل میدهند؛ افرادی که بسیاری از آنها با محدودیتها و شرایط خاص جسمی مواجهاند و طبیعتاً، جز در موارد استثنا، نمیتوان از آنها انتظار داشت در یک رقابت قرآنی دقیقاً با همان شرایط و استانداردهایی حضور یابند که برای متسابقان برخوردار از سلامت کامل جسمی در نظر گرفته میشود.
از این رو، برگزاری چنین رویدادی در مراحل مختلف، نیازمند دستورالعمل و آییننامه اجرایی متناسب با شرایط و ویژگیهای جامعه هدف آن است. نمیتوان انتظار داشت ضوابط و مقرراتی که برای مسابقات قرآن و با در نظر گرفتن شرایط استاندارد متسابقان تدوین شده است، بدون هیچ تغییری در جشنوارهای با جامعه هدفی متفاوت نیز به اجرا گذاشته شود.
توجه به این تفاوتها به معنای کاستن از شأن رقابت یا نادیده گرفتن اصول داوری نیست، بلکه تلاشی برای ایجاد شرایطی عادلانه و متناسب با تواناییها و محدودیتهای شرکتکنندگان است. جشنواره «زندگی با قرآن» زمانی میتواند به اهداف خود نزدیکتر شود که نظام اجرایی و داوری آن نیز متناسب با اقتضائات جامعه هدف طراحی و بهروز شود.
در نشست اخیر شورای مشورتی قرآن و عترت سازمان بهزیستی، که سیاستگذاری و تصمیمگیریهای اجرایی مربوط به برگزاری رویدادهای قرآنی ذیل این سازمان در آن انجام میشود، موضوع برگزاری مرحله نیمهنهایی به شکل مجازی و با استفاده از بسترهای موجود اینترنتی مطرح شد؛ تصمیمی که هم با توجه به شرایط حاکم بر کشور و هم با در نظر گرفتن وضعیت اغلب متسابقان و محدودیتهای جسمی و حرکتی آنان پیشنهاد شده است.
بر اساس این شیوه، متسابقان هر یک از استانهای کشور در زمانبندی از پیش تعیینشده، در فرصتی مقتضی به مرکز استان خود مراجعه کرده و با نظارت کارشناسان اعزامی از مرکز، به صورت مستقیم یا ضبطشده به اجرای خود میپردازند.
اما نکته اینجاست که اگر چنین تصمیمی با هدف مراعات حال متسابقان اتخاذ شده باشد، باز هم ممکن است رنج یک سفر کوتاه یا طولانی بر آنان تحمیل شود؛ چرا که شهرستانهای یک استان ممکن است چند ساعت با مرکز استان فاصله داشته باشند. در چنین شرایطی، عملاً تفاوت چندانی ندارد که متسابق برای شرکت در یک مسابقه حضوری به پایتخت عزیمت کند یا برای حضور در مرحله مجازی به مرکز استان خود سفر کند.
از سوی دیگر، به نظر میرسد در خصوص برخی از متسابقان این رویداد قرآنی، مسائل فنی و اجرایی عرصه رقابت باید به شکلی جزئیتر و اختصاصیتر مورد توجه قرار گیرد. برای نمونه، متسابق روشندلی را تصور کنید که در رشته قرائت ترتیل یا تحقیق این جشنواره شرکت کرده است. مجلدات قرآن مورد استفاده او به خط بریل، به یک یا چند مصحف محدود نمیشود. با توجه به شیوه نگارش خط بریل و براساس آنچه ناشران ویژه نابینایان طراحی و تنظیم کردهاند، هر جزء قرآن در سه مجلد تدوین شده است. بنابراین، اگر فرازهایی که قرار است متسابق به تلاوت و قرائت آنها بپردازد از سوی ستاد برگزاری مسابقات از پیش مشخص نشده باشد، او باید ۹۰ مجلد حجیم قرآن را با خود همراه داشته باشد!
اینجاست که این پرسش مطرح میشود که آیا در محل برگزاری مسابقه تدبیری برای دسترسی سریع و آسان متسابق به این مجلدات اندیشیده شده است تا او برای یافتن آیات مورد نظر، متحمل مشکلات و سختی مضاعف نشود؟
نکته دیگری که اتفاقاً بیشتر به حوزه تدوین آییننامههای داوری مسابقات مربوط میشود، مسائل فنی همچون تجوید، صوت و لحن و موارد مشابه است. آیا انتظاری که از یک متسابق مددجوی سازمان بهزیستی در این مسابقات میرود، باید دقیقاً منطبق با همان معیارهای فنی و داوری مسابقات قرآن در شرایط عادی باشد؟ یا آنکه برای هر یک از مددجویان، متناسب با تفاوتهای موجود در شرایط جسمی و محدودیتهای آنان، قوانین داوری نیز باید متناسبسازی شود؟
به بیان دیگر، آیا اعضای هیئت داوران که مسئول رصد بخشهای مختلف فنی اجرای متسابقان هستند، باید با اشراف کامل نسبت به نقص عضو و محدودیت جسمی هر فرد، برخی نواقص اجرای او را با اغماض و در نظر گرفتن شرایط خاصش ارزیابی کنند؟
همواره در جلسات این شورا و موارد مشابه، بر این موضوع تأکید شده است که برای تشویق و ایجاد روحیه و انگیزه در میان مددجویان شرکتکننده در رقابتهای قرآنی، باید به رشد و ارتقای آنان نیز توجه شود. یکی از پیشنهادهای مطرحشده در همین راستا، استفاده از برگزیدگان ادوار گذشته این رقابتها در ترکیب هیئت داوران است.
این رویکرد، اتفاق مثبتی است و میتواند گامی رو به جلو باشد؛ چرا که بهکارگیری فردی با چنین شرایطی در جایگاهی غیر از جایگاه متسابق، نشانهای از کارآمدی و اثرگذاری بیش از پیش این مسابقات خواهد بود. بهویژه در مورد روشندلان، رصد میدانی نشان میدهد که برخی از آنها در امر حفظ قرآن توفیقات قابل توجهی به دست آوردهاند و میتوانند با تکیه بر تجربه زیسته و دانش خود، در داوری رشته حفظ همین مسابقات حتی دقیقتر از برخی کارشناسان دیگر عمل کنند.
اما پرسش اینجاست که آیا سازوکار لازم برای حضور آنان در کسوت داوری نیز فراهم شده است؟ چرا که معمولاً مکتوبات آنان با استفاده از دستگاههایی شبیه ماشین تایپ انجام میشود؛ دستگاههایی که صدای آن ممکن است در فضای برگزاری مسابقه قابل توجه باشد؛ بنابراین حضور یک داور روشندل در میان هیئت داوران، بدون پیشبینی تمهیدات لازم، ممکن است تمرکز سایر داوران یا حتی متسابق را برهم بزند.
آنچه به آن اشاره شد، تنها گوشهای از مسائلی است که ممکن است در جریان برگزاری مسابقات قرآن ویژه مخاطبان و مددجویان سازمان بهزیستی با آن مواجه شویم. مسائلی که شاید در نگاه نخست جزئی به نظر برسند، اما برای متسابقی که با محدودیت جسمی یا حرکتی مواجه است، میتوانند به مانعی جدی در مسیر یک رقابت عادلانه تبدیل شوند.
از این رو، حال که جلسات شورای مشورتی قرآن و عترت سازمان بهزیستی به شکل مرتب و منظم در حال برگزاری است، به نظر میرسد اتخاذ سیاستهایی متناسب با جامعه هدف این سازمان و حرکت به سمت تدوین و نهادینهسازی تدریجی چنین ضوابطی، باید بیش از پیش در دستور کار قرار گیرد.
مسابقه زمانی میتواند عادلانه باشد که قواعد آن، پیش از آنکه همه را یکسان ببیند، تفاوتهای واقعی شرکتکنندگان را به رسمیت بشناسد. در جشنوارهای که قرار است «زندگی با قرآن» را برای همه معنا کند، خودِ سازوکار رقابت نیز باید متناسب با زندگی و تواناییهای همه شرکتکنندگان طراحی شود.
انتهای پیام