یکی دیگر از دیدارهای جامعه قرآنی با خادمان قرآن با عنوان «تَحیَّت» این بار اختصاص به «اکبر خاکساری هرندی» داشت؛ نامی که شاید طی سالهای اخیر کمتر از او در محافل و مراسمهای قرآنی شنیده باشیم، ولی دورانی نه چندان دور عملکردش جریانساز بوده است. او پس از پشت سر گذاشتن عمل جراحی قلب باز، اکنون در دوران نقاهت به سر میبرد و عیادت او بهانهای شد تا جمعی از دوستان که سالها در زمینههای مختلف فعالیتهای قرآنی با او همنفس بودهاند، مجدد با او همکلام شوند.
این دیدار، فراتر از یک عیادت ساده، بازخوانی بخش کوچکی از تاریخ شفاهی فعالیتهای قرآنی جمهوری اسلامی ایران شد و شاید اگر دقایق بیشتری طول میکشید، ابعاد بیشتری از آن گشوده میشد. خاکساری هرندی در جمع دوستان از روزهایی میگوید که تمام هم و غمش، توسعه و ترویج فرهنگ قرآنی در نهادها و ساختارهای حیاتی کشور بود. او تنها یک کارمند فرهنگی نبود؛ معمار برخی طرحهایی بوده است که هنوز هم برکاتش جاری است.
در خانوادهای اهل قرآن در اصفهان زاده میشود و حضور در جلسات قرآن به همراه پدر را زیباترین روزهای کودکیاش میداند. روایت زندگی حرفهای او از سال ۱۳۶۷ آغاز میشود؛ زمانی که از اصفهان به دعوت بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی راهی تهران میشود، چرا که تهرانیها از فعالیت مؤثر ششساله او در بنیاد جانبازان اصفهان شنیده بودند. او که مدیریت امور قرآنی این نهاد را در پایتخت بر عهده میگیرد، در همان بدو ورود به تهران نیز، تشکیل خانواده میدهد.
او در گامهای اول خود در سال ۱۳۶۸، دارالقرآن بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی را تأسیس میکند و نخستین دوره مسابقات حفظ قرآن جانبازان را با حضور ۸۶ شرکتکننده از سراسر کشور در مشهد مقدس رقم میزند. اما خلاقیت خاکساری هرندی به همینجا ختم نمیشود؛ او بهخوبی میداند که برای نهادینه کردن قرآن، باید مشوقهای عینی ایجاد کند و در این باره خود چنین میافزاید: «طرحی را پیاده کردم که براساس آن، هر یک از کارکنان بنیاد که میتوانست قرآن را صحیح و روان بخواند، ماهانه مبلغ «صد تومان» به حقوقش افزوده میشد. آزمونهایی که برای حدود پنج هزار نفر در سالنی در بلوار کشاورز تهران برگزار کردم و با وسواس و دقت، تمامی برگهها را شخصاً تصحیح و امضا میکردم تا صحت و دقت در کار، فدای کمیت نشود.»
همچنین خاکساری هرندی در بنیاد جانبازان، نظام تشویقی پلکانی را طراحی میکند تا انگیزه حافظان قرآن برای این مسیر سخت بیشتر شود؛ حفظ یک جزء قرآن برابر بود با دریافت یک سکه تمام بهار آزادی؛ حفظ ۱۰ جزء، سفر به سوریه؛ ۲۰ جزء، سفر عمره و حفظ کامل قرآن، حج واجب.
تدبیر دیگرش این بوده است که قاریانی مانند دکتر قاسم رضیعی، احمد ابوالقاسمی، محمد عباسی و علیاکبر ملکشاهی که در آن سالها جوان بودند و در مسابقات قرآن جانبازان رتبه برتر را آورده بودند، بدون نیاز به گذر از مرحله استانی، مستقیم به مسابقات کشوری سازمان اوقاف و امور خیریه راه مییابند.
او در سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۲، مسئولیت کاروانهای حج جانبازان را بر عهده میگیرد و در همان سفرها گروه تواشیح «بقیع» را شکل میدهد که خود، تکخوان آن بوده است.
در قم نیز، او با نگاهی ویژه به توانمندسازی جانبازان نابینا و قطععضو، گروهی را تشکیل میدهد که نام گروه «قنبر بنیهاشم(ع)» نهاده میشود؛ گروهی که امروز همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد و ثمرهاش در حافظه جامعه قرآنی باقی است.
خاکساری هرندی درباره مسابقات جانبازان میگوید: «سال ۱۳۶۸، هتلی در مشهد مقدس شاهد برگزاری مسابقات قرآن جانبازان بود؛ رقابتهایی که نه تنها برای جانبازان، بلکه ویژه خانواده آنان نیز برگزار میشد. حضور همسران و فرزندان جانبازان در کنار آنان، این رقابتها را به ضیافتی تبدیل کرده بود که گاه شمار شرکتکنندگانش به هزار نفر میرسید. داوری این رقابتها به دست اساتیدی همچون سیدمحسن خدامحسینی، سیدمحسن موسویبلده، شهریار پرهیزکار، مصطفی صدرزاده و اساتید برجسته مشهدی بود.»
او با وسواسی مثالزدنی، تمام هزینههای رفتوآمد و اسکان داوران را تدبیر میکرده است. اوج این جریان، پس از ۱۰ دوره، برگزاری «فینال فینالیستها» بوده است که در آن، جوایز ارزندهای از جمله چندین سکه تمام بهار آزادی به نخبگان اهدا میشود.
هنگامی که او در سال ۱۳۸۰ مسئولیت خود را در بنیاد جانبازان تحویل میدهد، طی 12 سال، 48 دوره مسابقات در سطوح مختلف و در رشتههای مختلف برای جانبازان و اعضای خانواده جانبازان برپا کرده است. ثمره این سالها تلاش، تربیت حدود ۳۲۰ حافظ کل قرآن بوده است. جالب آنکه بسیاری از این حافظان، مدیون همان طرح تشویقی پلکانی بودند. مرحوم حبیبالله قدمی از جمله کسانی بود که حفظ کامل قرآن را مدیون همین روش دانسته است؛ او با همین الگو، سال به سال بر محفوظات خود افزود تا به درجه حفظ کل رسید و در نهایت دو کتاب نیز در این زمینه تألیف کرد.
همچنین فعالیتهای خاکساری هرندی در مؤسسه کشوری مهد قرآن و همکاری با حجتالاسلام والمسلمین مصطفی فومنیالحائری، مؤسسه مهد قرآن، به عنوان قائممقام در مدت پنج سال به ایجاد شعب مؤسسه در ۱۴ استان میانجامید و پسرعموی خود، حسین خاکساری هرندی را که فعال قرآنی استان اصفهان بوده به مؤسسه مهد قرآن معرفی میکند و شعبه مؤسسه در اصفهان نیز شکل میگیرد که خوشبختانه فعالیتهای موفقیتآمیزی را در آن خطه رقم زده است.
اما فصل جدیدی از زندگی او با ورود به سازمان صداوسیما در سال ۱۳۸۰ آغاز میشود. شبکه قرآن سیما که در سالهای ۷۶ و ۷۷ با جمعی محدود شکل گرفته بود، در دستان او و دیگر کارکنان در آن برهه زمانی به شبکهای ملی تبدیل میشود و فعالیتش را به عنوان مدیر گروه محافل و مسابقات قرآن آغاز میکند. به پیشنهاد حسین ساری، مدیر وقت شبکه، او دبیر طرح ملی «۱۴۴۱» میشود؛ نامی که خاکساری هرندی بیان میکند که پیشنهاد او بوده و از یک هزار و چهارصد و چهل و یک سال نزول قرآن کریم الهام گرفته است. او درباره اولین دوره این رویداد میافزاید: «نامههای شرکتکنندگان در بخش مفاهیم قرآن این رویداد، چنان انبوه بود که کف ورزشگاه آزادی را پر کرده بود. آن زمان هنوز چیزی به عنوان مسابقه پیامکی یا مجازی رواج پیدا نکرده بود. اختتامیه این برنامه با حضور ۱۲ هزار نفر و رئیسجمهور وقت برگزار شد و علاوه بر جوایز مختلف، تعدادی از برترینها در قالب کاروان به سفر عمره اعزام شدند. سال بعد دبیر 1442 هم بودم و سالهای بعد دبیری کار با جناب سیدعباس انجام بود که خیلی از قبل بهتر طرح را پیش بردند، ولی بعد از چند سال متأسفانه به دلایل مختلف متوقف شد.»
در مجموع طی این مدت حضور در شبکه قرآن و معارف سیما بالغ بر هزار و 500 محفل و مراسم دینی را با همکاری دیگر اعضای گروه محافل شبکه قرآن ضبط و پخش میکند، آن هم در برههای که چنین تصاویری در آرشیو رسانه ملی محدود و معدود بوده است. پوشش زنده پنج دوره نمایشگاه بینالمللی قرآن و شش دوره مسابقات بینالمللی قرآن از جمله آن است.
خاکساری هرندی از صدا و سیما بازنشسته میشود. ولی کار فرهنگی را رها نمیکند و به عنوان مدیر مراسم مصلای امام خمینی (ره) تهران و مدتی نیز مدیرعامل بنیاد بینالمللی حفظ قرآن میشود.
او از سال ۱۳۶۸، رسم دیرینهای را آغاز میکند؛ هر ماه یک ختم قرآن با اهدای ثواب به یکی از چهارده معصوم دارد. نیتهای او دقیق و معنادار است؛ از ماه اول به نیت امام علی (ع) تا ماه دوازدهم به نیت امام زمان (عج). در ماه رمضان نیز دو ختم اضافه برای پیامبر اکرم (ص) و حضرت فاطمه زهرا (س) دارد. خاکساری هرندی میگوید: «از سال ۶۸ تا همین شبهای اخیر که در بستر بیماری هستم، برای سلامتی رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله العظمی خامنهای قرآن خواندام و حال نیز ثواب آن را به روح پرفتوح ایشان هدیه میکنم.»
او خاطرهای از یک دیدار در روزی که برای اقامه نماز ظهر و عصر طی ماه مبارک رمضان به بیت رهبری رفته است، بیان میکند: «در دیدار با رهبر شهید، به ایشان عرض کردم برای سلامتی ایشان قرآن میخوانم، از ایشان درخواست دعا کردم و ایشان دعا کردند و یادآوری آن لحظه، همیشه آمیخته به حسرتی شیرین است؛ دوست داشتم هدیهای از دستان ایشان بگیرم، اگرچه مقدور نشد، اما دعا و کلام رهبری در قلبم ماندگار شد.»
رهبر شهید در برهه دیگری درباره فعالیتهای قرآنی و دینی در مصلای امام خمینی(ره) سخنی داشتهاند که خاکساری هرندی چنین بیان میدارد که ایشان فرمودند: «دوستانی که چراغ مصلی را با برنامههای قرآنی روشن نگه میدارند، دعایشان میکنم.» و این جمله برای مسئولان فرهنگی که در مصلی فعالیت داشتهاند، بسیار دلنشین بوده است.

از راست منصور آقامحمدی، سیدمحمدرضا قاسمتبار، ولی یاراحمدی، اکبر خاکساریهرندی، محمدتقی میرزاجانی، رحیم قربانی، حسن محمدی، مجتبی ایزدی و محمد خاکساری هرندی
از ضبط و پخش محافل قرآنی در محضر مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی گرفته تا عضویت در گروه همخوانی و تواشیح محمد رسولالله (ص)، حضور در نخستین کاروان قرآنیان اعزامی به اربعین حسینی به همراه اعضای گروه تواشیح و از تحلیل زنده تلاوتهای رویداد مالزی از قلب سالن مسابقات در کوالالامپور تا پوشش لحظهبهلحظه مسابقات بینالمللی سازمان اوقاف در ایران که حتی برای ثانیه به ثانیه پخش زنده این رویداد برنامهریزی میکرده است، از جمله فعالیتهای وی بوده است.
امروز، اکبر خاکساری هرندی، نماد نسلی است که بیادعا چراغ قرآن را در میان بحرانها و حتی روزمرگیها روشن نگه داشتند. او و دوستانش، نه در جبهههای نظامی، بلکه در جبهه فرهنگ، عمری را به پای این حقیقت جاودان ریختند. جهادی که هرگز بازنشستگی ندارد و انتظار نسل جوان را میکشد که «یاعلی» گویند.