عضو هیئت علمی گروه الهیات، معارف و تربیت اسلامی دانشگاه فرهنگیان لرستان گفت: علامه محمدباقر مجلسی در دو جبهه مبارزه کرد؛ از یکسو با تدوین اثر سترگ «بحارالانوار»، میراث روایی شیعه را از نابودی و جعل نجات داد و از سوی دیگر، با تألیف آثار فارسی و سادهنویسی، فاصله میان معارف تخصصی و فهم عمومی را پر کرد؛ راهبردی که امروز برای مواجهه با چالشهای فکری نسل جوان، الگویی بیبدیل است.
علامه محمدباقر مجلسی را باید پیشگام «عمومیسازی معارف دینی» در تاریخ تشیع دانست. وی با درک عمیق از جایگاه عالم ربانی در هدایت جامعه، فراتر از پژوهشهای تخصصی و حدیثی، همت اصلی خود را بر انتقال آموزههای اهل بیت(ع) به متن زندگی مردم متمرکز کرد. این نگاه تحولآفرین که در آثار فارسیزبان او تبلور یافت، توانست شکاف میان متون دشوار روایی و دانش عمومی جامعه را پر کرده و معارف دینی را از دایره خواص به خانههای عموم مردم بکشاند.
در رأس این جریانسازی فرهنگی، کتاب «حلیة المتقین» قرار دارد؛ اثری که فراتر از یک تألیف ساده، الگویی جامع برای «سبک زندگی اسلامی» ارائه کرده است. علامه مجلسی با تبیین آداب خرد و کلان زندگی مؤمنانه، از معاشرتهای اجتماعی و تربیت فرزند تا جزئیات زیست روزمره، توانست سنن اهل بیت(ع) را به رفتاری جاری در جامعه تبدیل کند. امروز نیز، بازخوانی این الگوی سادهنویسی، پاسخی هوشمندانه به نیاز مبرم جامعه برای دسترسی به معارف اهل بیت(ع) با زبانی قابل فهم و کاربردی است.
در همین راستا خبرنگار ایکنا از لرستان با فرید حجتی عضو هیئت علمی گروه الهیات، معارف و تربیت اسلامی دانشگاه فرهنگیان لرستان گفتوگو کرده است که مشروح آنرا در ادامه میخوانیم:
پادشاهان صفوی برای عالمان شیعه احترامی ویژه قائل بودند و در بسیاری از امور مهم مملکتی نظر و حتی اجازه عالمان برجسته را می گرفتند. در این بین، منصب شیخالاسلامی از اهمیتی ویژه برخوردار بود، بهطوری که کارهای مهمی نظیر تشریفات انتخاب پادشاه و تاجگذاری، رسیدگی به امور حسبیه، عزل و نصب قضات و نظارت بر کار آنان از اختیارات شیخالاسلام بهشمار میرفت. این مسئله منحصر به پایتخت نبود و در شهرهای مهم دیگر کشور هم علمای صاحب نفوذ منصب شیخالاسلامی مییافتند. بنابراین، این منصب یک منصب کلیدی در سیاستگذاریهای کلان مملکتی بهشمار میرفت و هر تصمیم شیخالاسلام تأثیرات خود را در جامعه و چه بسا در شاکله تمدن اسلامی _ ایرانی میگذاشت.
با اینکه شیخالاسلام از سوی پادشاه تعیین میشد، اما میزان نفوذ و مقبولیت و محبوبیت اجتماعی یک عالم نیز در انتخاب او از سوی پادشاه بسیار مؤثر بود. یعنی علمای خاص برای این منصب در نظر گرفته میشدند. مرحوم علامه مجلسی از چندین جهت دارای ویژگیهای منحصر بهفردی بود که ایشان را از سایر علمای آن عصر متمایز و شایسته منصب شیخالاسلامی میکرد. اولین ویژگی، تخصص علمی ایشان در جمیع علوم عقلی و نقلی بود.
ایشان به علوم عقلی نظیر فلسفه و کلام احاطه داشت و نزد مرحوم ملامحسن فیض کاشانی - داماد اول و شاگرد مرحوم ملاصدرای شیرازی - تلمذ کرده بود هرچند که بیشتر گرایش ایشان به علوم نقلی همچون حدیث و درایه و رجال بود.
در عصر ایشان علمای امامیه بیشتر به حدیث و اخباریگری کشش داشتند و طبیعتاً برخی هم بهواسطه گسترش افکار صوفیانه افراطی از عقل و خردورزی فاصله گرفته بودند و همین باعث سربرآوردن برخی افکار افراطی به اسم تفکر شیعی و حتی از زبان ائمه معصومین(ع) شده بود. در چنین شرایطی مرحوم علامه مجلسی با برگزاری جلسات درس متعدد و تربیت شاگردان مبرز نقش مهمی در ترویج آموزههای اصیل تمدن شیعه و مبارزه با اینگونه افکار غلوآمیز افراطی ایفا کرد.
در مقالهای با عنوان «دین در ایران دوره قرون وسطی و برآمدن صفویان» نوشته کولن تیرنر که حقیر به فارسی ترجمه کردهام و در جلد دوم کتاب «گفتارهایی در تاریخ عصر صفوی» هم به چاپ رسیده در مورد وضعیت دینی و مذهبی ایران در عصر صفوی نکات جالب توجهی در خصوص اهل غلو و نقش مخرب آنان در فرهنگ ایرانی و شیعی ذکر شده است.
ویژگی مهم دیگر مرحوم علامه مجلسی که ایشان را لایق منصب شیخالاسلامی میکرد خاندان شامخ و مجتهدپرور ایشان بود که نقل است از این خاندان بیش از یکصد عالم برجسته تقدیم اسلام شده است. هم پدر ایشان مرحوم علامه محمدتقی مجلسی(مجلسی اول) و هم برادران و حتی خواهران و دختران و دامادهای ایشان همگی از سلک علمای مبرز دین بودهاند و همین امر جایگاهی شایسته و مقبولیتی بایسته و محبوبیتی تام نزد عوام برای ایشان حاصل کرده بود. همین مبارزه با اهل تصوف افراطی در دیگر علمای خاندان ایشان هم تسری داشت، بهطور نمونه مرحوم آیتالله سیدمحمد طباطبایی بروجردی(ره) که خواهرزاده مرحوم علامه مجلسی بوده برای مبارزه با تصوف به نقاط مختلفی همچون بروجرد سفر کرده و اقداماتی درخور انجام داده است و مرحوم سیدبحرالعلوم(ره) و مرحوم آیتالله العظمی بروجردی(ره) هم از نوادگان ایشان بهشمار میروند. به هر تقدیر تمامی این عوامل دست به دست هم داد تا پادشاه وقت با التماس از علامه مجلسی خواهش کند تا منصب شیخالاسلامی را بپذیرد و الحق و الانصاف ایشان در ادای وظایف دینی خود در این منصب از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.
احیای معارف اصیل اهل بیت(ع) در مقابل افکار افراطی غالیان و متصوفه و تربیت شاگردان مبارز فراوان که تعداد آنان را تا هزار نفر هم ذکر کردهاند و از همه مهمتر نگارش کتاب گرانسنگ بحارالانوار در ۱۱۰ جلد و جمعآوری کتب احادیث از اقصینقاط جهان همه و همه از خدمات ماندگار مرحوم علامه مجلسی(ره) بود که در قوام و استحکام تمدن شیعی ایرانی در مقابل افکار منحط افراطی نقشی بیبدیل ایفا کرد.
از دیده نباید پنهان داشت که دستاوردهای رونق مجدد علوم دینی و نشر معارف اهل بیت(ع) در دوره صفویه برای تمدن اسلامی - شیعی بسیار چشمگیر بود.
صفویان در میان تمامی سلسلهها و حکومتهای شیعه مذهب در طول تاریخ اسلام، مهمترین و مؤثرترین نقش را در پیشرفت تشیع و نهادینه کردن آن داشتهاند. تفاوت عمده ایران صفوی با دورههای پیش از آن، در نقشی بود که مذهب شیعه در هویت جدید ایران بر عهده گرفت. در این میان، علامه مجلسی با استفاده از نفوذ سیاسی خود در دوره صفوی، خدمات بسیاری به فرهنگ و هویت ایران و تشیع کرد.
احترام ویژهای که صفویان برای علما قائل بودند، بستر مناسبی فراهم آورد تا علامه مجلسی بتواند با حمایت حکومت، به تألیف آثار گسترده و ترویج معارف شیعی بپردازد و بدینسان، تمدن اسلامی _ شیعی را در ابعاد علمی، فرهنگی و اجتماعی متحول کند.
دین اسلام بهعنوان موهبت الهی در هدایت انسانها به سرمنزل کمال بنا به حدیث مشهور ثقلین بر دو مبنای مهم بنا نهاده شده است: قرآن کریم و اهل بیت(ع) که نقششان تبیین معارف قرآن کریم در راستای جلوگیری از کژفهمی بشر از متن قرآن کریم و نیل انسان به کمال و شناختن راه از چاه بوده است. بشر از زمان حضرت خاتمالانبیا(ص) تاکنون به قرآن کریم مستقیماً دسترسی داشته؛ اما بهواسطه انحراف خلافت از مسیر نورانی ولایت، دستیابی به گنجینه بدیع و اقیانوس وسیع احادیث و روایات معصومین(ع) با مشکلات فراوانی روبهرو بوده است و طبیعتاً در این میان بازار جعل حدیث هم توسط فرصتطلبان در بسیاری از اعصار داغ و مزید بر علت بوده است. مسلم است که در چنین فضای غبارآلودی یا نمیتوان یا سخت میتوان به سرمنزل مقصود رسید. اما در چنین شرایطی هرگاه که دستگاه سیاسی حاکمه میدان را برای شیعیان باز میگذاشت علمای امامیه از فرصت پیش آمده در راستای ترویج معارف اهل بیت(ع) حداکثر استفاده را میکردند.
در عصر صفوی که چنین مجالی حاصل شد مرحوم علامه مجلسی با جمع آوری احادیث و روایات ثقه از سرتاسر جهان در جهت دستیابی شیعیان به معارف اصیل اهل بیت(ع) گامی بلند برداشتهاند.
کتاب گرانسنگ «بحارالانوار» بیگمان یکی از مبرزترین جوامع حدیثی شیعه بهشمار میرود که در قالب ۱۱۰ جلد، دایرةالمعارفی عظیم از معارف اهل بیت(ع) را پدید آورده و نقل است که مرحوم علامه مجلسی برای نوشتن این کتاب شاگردانش را به اقصی نقاط جهان فرستاد تا کتب و نسخههای موجود روایی را بیابند و گرد آورند و این روال بیش از ۳۰ سال به طول انجامیده است. برای نمونه، او حتی گروهی را با هدایای فراوان به یمن فرستاد تا کتاب «مدینة العلم» شیخ صدوق را به دست آورند.
در مورد جایگاه بحارالانوار همین بس که پس از کتب اربعه، در میان کتابهای حدیثی شیعه بهعنوان «دایرةالمعارف احادیث شیعه» شناخته میشود. این کتاب با گردآوری روایات معصومین(ع) در یک مجموعه عظیم، توانست بسیاری از روایات پراکنده را که در معرض نابودی و فراموشی قرار داشتند، حفظ کند. علامه مجلسی با گزینش دقیق متون و اسناد روایات و تنظیم آنها در ابواب مختلف، ساختاری منسجم و نظاممند برای این دایرةالمعارف عظیم پدید آورد و با عنایت به حدیث مشهور ثقلین، هر جلد کتاب را با آیاتی از قرآن کریم آغاز میکند و سپس اقوال و روایات متناسب با آن موضوع را ارائه میکند.
کتاب گرانسنگ بحارالانوار از جنبه پژوهشی بسیار حائز اهمیت است؛ اولاً با فراهم آوردن دسترسی آسان به انبوهی از روایات در موضوعات گوناگون فقهی، اعتقادی، تاریخی و اخلاقی، به منبعی بینظیر برای محققان و طلاب علوم دینی در حوزههای کلام و حدیث تبدیل شده است. ثانیا، تنوع موضوعی این کتاب از فقه و اصول گرفته تا تاریخ، اخلاق، تفسیر و کلام، آن را به منبعی غنی برای مطالعات بین رشتهای در حوزه علوم انسانی - اسلامی تبدیل کرده و ثالثاً رویکرد علامه مجلسی هم در گردآوری روایات با تکیه بر اسناد معتبر، الگویی ارزشمند برای روششناسی تحقیق در علوم حدیث ارائه میدهد که همچنان برای پژوهشگران امروز راهگشاست.
حدیث «کلموا الناس علی قدر عقولهم...» از قول معصوم(ع) پاسخ کلیدی سؤال شماست؛ باید با مردم به اندازه توان فهمشان سخن گفت تا فحوای کلام به جانشان بنشیند. یک معلم توانمند معلمی است که بتواند دانش خود را با زبان فهم شاگردش به او منتقل کند. البته طبیعتاً شاگرد خاص زبان خاص خودش را میطلبد و نمیتوان با یک شاگرد برجسته و فرهیخته با همان زبانی سخن گفت که با یک شاگرد نوپا یا خسته. عالمان دین هم نقش معلمان جامعه را بر عهده دارند و باید کلامشان را متناسب با توان فهم اقشار مختلف جامعه تنظیم کنند تا به اهداف تربیتی خود در جامعه به احسن وجه نائل شوند.
علامه مجلسی هم از این قاعده مهم معلمی به نیکوترین وجه ممکن استفاده کرد و افزون بر نگارش متون تخصصی، با تألیف آثاری همچون «حقالیقین» و «حلیةالمتقین» به زبان فارسی، گامی بزرگ در ترویج معارف دینی در میان عموم مردم برداشت. همچنان که مرحوم علامه مجلسی در مقدمه کتاب «حقالیقین» که به زبان فارسی تألیف شده، عیناً و به وضوح به همین مطلب مهم تربیتی اذعان کرده است. در همین کتاب یک دوره کامل از مباحث اصول دین و ضروریات مذهب شیعه تبیین شده و حتی رد پای برخی از آموزههای مرحوم ملاصدرای شیرازی در حوزه اصول اعتقادی دین مثل اثبات معاد جسمانی و ... را هم میتوان در آن مشاهده کرد.
«حلیةالمتقین» نیز کتابی فارسی درباره اخلاق، آداب و سنن اسلامی است که به گفته خود علامه مجلسی، ترجمهای روان از روایات معتبر شیعه محسوب میشود و در ۱۴ باب و یک خاتمه تنظیم شده و موضوعاتی چون آداب لباس پوشیدن، خوردن و آشامیدن، ازدواج و معاشرت با مردم را در بر میگیرد. علامه مجلسی یکی از نخستین عالمانی است که بهطور گسترده اقدام به نوشتن به زبان فارسی کرد و به این واسطه، فاصله بین زبان فقها و تودههای مردم را پُر کرد.
رویکرد علامه مجلسی در سادهنویسی و ترویج معارف برای اقشار مختلف جامعه، درسها و الگوهای ارزشمندی برای عالمان و معلمان و مبلغان دینی امروز در انتقال پیام دین به نسل نو دارد. اولین پیام این است که او نشان داد که عمق و غنای محتوای دینی را نباید با زبان پیچیده و سخت برای مردم بیان کرد؛ چون یا آنان را خسته میکند یا گریزان. دوم آنکه او با تألیف آثاری متناسب با سطوح مختلف فهم مخاطبان، به این حقیقت توجه داشت که روش تبلیغ باید متناسب با شرایط و نیازهای جامعه تغییر کند سوم آنکه علامه مجلسی با نگارش کتابهای دینی به زبان ساده برای عامه مردم، ثابت کرد که ترویج معارف دینی مختص به خواص نیست؛ بلکه وظیفه هر عالم دینی است که معارف اهل بیت(ع) را در دسترس همگان قرار دهد. این رویکرد، بهویژه در عصر حاضر که نسل جوان با انبوهی از اطلاعات و شبهات مواجه است، بیش از پیش ضروری میکند. کاری که شهید مطهری(ره) با وجود مقام والای علمی به آن اهتمام تام داشت و مباحث حوزوی و فلسفی را به داخل دانشگاهها و محافل مختلف مردمی کشاند.
انتهای پیام