حجتالاسلام والمسلمین مهدی مرادیان گفت: مسجد در منطق اسلام فراتر از یک بنای مذهبی، محل پیوند ایمان فردی با مسئولیت اجتماعی است؛ اما امروز با چالشهایی همچون فاصله گرفتن نسل جوان و غلبه نگاه صرفاً مناسکی، نیاز مبرمی به بازتعریف نسبت میان مسجد و نیازهای انسان معاصر احساس میشود.
مسجد فراتر از کالبدی برای اقامه نماز، همواره بهعنوان هسته مرکزی حیات اجتماعی و کانون تربیت انسانهای آگاه در تمدن اسلامی شناخته شده است. با این حال، در عصر معاصر، با تغییر الگوهای زیست اجتماعی و چالشهای پیش روی نسل جوان، ضرورت بازتعریف کارکردهای مسجد از «مراسممحوری» به سمت «مسئولیتپذیری اجتماعی» و «مرکزیت در حل مسائل زندگی» بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
در همین راستا، در روز جهانی مسجد در پاسخ به اینکه مسجد چگونه میتواند از یک فضای سنتی، به یک «مدرسه زندگی» و «مرکز گفتوگوی اقناعی» تبدیل شود تا بتواند با نیازهای انسان امروز، بهویژه نسل جوان، پیوند عمیق برقرار کند با حجتالاسلام والمسلمین مهدی مرادیان مسئول دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه فرهنگیان لرستان، به گفتگو نشستهایم که مشروح آن از نظر میگذرد:
مسجد در منطق اسلام صرفاً یک ساختمان برای اقامه نماز نیست؛ بلکه یکی از مهمترین نهادهای شکلدهنده به حیات دینی و اجتماعی مسلمانان است. اگر بخواهیم جایگاه مسجد را در یک جمله بیان کنیم، باید بگوییم: مسجد محل پیوند «ایمان فردی» با «مسئولیت اجتماعی» است.
قرآن کریم در توصیف آبادکنندگان مساجد، تنها به نماز اشاره نمیکند؛ بلکه در کنار ایمان و نماز، از زکات و مسئولیت اجتماعی نیز سخن میگوید: «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ...»؛ یعنی مسجد در منطق قرآن، با مجموعهای از ایمان، عبادت و مسئولیت اجتماعی معنا پیدا میکند.
در صدر اسلام نیز مسجد پیامبر(ص) چنین کارکردی داشت. مسجد، محل عبادت، آموزش، گفتوگو، تربیت، ارتباط اجتماعی و ساماندهی امور جامعه بود. مطالعات تاریخی نیز نشان میدهد که مسجد در سدههای نخست اسلامی یکی از اصلیترین مراکز انتقال دانش بوده و بعدها بخشی از کارکرد آموزشی آن به مدارس و دیگر نهادهای علمی منتقل شده است.
از این منظر، اهمیت راهبردی مسجد را باید در سه سطح دید:
نخست، هویتسازی: مسجد یکی از مهمترین مکانهایی است که فرد در آن خود را عضوی از یک جامعه ایمانی و اخلاقی تجربه میکند.
دوم، سرمایه اجتماعی: مسجد میتواند محل شکلگیری اعتماد، همدلی، تعاون و مسئولیتپذیری اجتماعی باشد. وقتی مردم یک محله در مسجد یکدیگر را میشناسند، بسیاری از مشکلات اجتماعی پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، قابل شناسایی و حل هستند.
سوم، تربیت: مسجد میتواند نسلی را تربیت کند که دینداری را فقط در مناسک فردی خلاصه نکند، بلکه دین را با اخلاق، علم، خدمت به مردم و مسئولیت اجتماعی پیوند بزند.
حادثه ۲۱ اوت ۱۹۶۹ و آتش زدن مسجدالاقصی توسط رژیم منحوس صهیونیستی از این جهت اهمیت تاریخی پیدا کرد که نشان داد تعرض به یک مکان مقدس، صرفاً مسئله یک ساختمان یا یک شهر نیست؛ بلکه میتواند به مسئلهای برای هویت و وجدان جمعی مسلمانان تبدیل شود. این حادثه در شکلگیری روند همکاری میان کشورهای اسلامی نیز مؤثر بود و در نهایت به تأسیس سازمان همکاری اسلامی در سالهای بعد انجامید.
بنابراین، نامگذاری روز جهانی مسجد باید یک پیام روشن داشته باشد: مسجدالاقصی مسئلهای متعلق به یک قوم یا یک کشور نیست؛ بخشی از میراث دینی و تاریخی جهان اسلام است و دفاع از حرمت آن باید در چارچوب عقلانیت، وحدت، دیپلماسی، آگاهیبخشی و مطالبهگری بینالمللی دنبال شود.
اما امروز مساجد جهان اسلام با چند دغدغه جدی مواجهاند: فاصله گرفتن بخشی از نسل جوان از مسجد، غلبه نگاه صرفاً مناسکی بر کارکرد مسجد، ضعف ارتباط میان مسجد و مسائل واقعی جامعه، فاصله گرفتن زبان برخی برنامههای مسجد از ادبیات نسل جدید، و در برخی موارد نیز کمرنگ شدن نقش مسجد در حوزه آموزش، خدمت اجتماعی و حل مسائل محله.
به نظر من، مسئله اصلی امروز مسجد کمبود مخاطب نیست؛ بلکه نیازمند بازتعریف نسبت مسجد با نیازهای انسان معاصر است.
یکی از اشتباهات ما این است که وقتی از «فعال کردن مسجد» سخن میگوییم، گاهی تصور میکنیم منظور فقط افزایش برنامههای مناسبتی و مذهبی است؛ در حالی که مسئله عمیقتر از این است.
مسجد در تمدن اسلامی یک نهاد چند کارکردی بوده است. پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که مساجد در دورههای مختلف علاوه بر عبادت، در آموزش، انتقال دانش، انسجام اجتماعی و حتی شکلگیری حیات علمی جامعه نقش داشتهاند.
به همین دلیل، برخی کارکردهای مهم مسجد که امروز نیازمند احیا هستند عبارتاند از:
۱. مسجد بهعنوان مدرسه زندگی
مسجد باید جایی باشد که انسان در آن فقط «اطلاعات دینی» دریافت نکند، بلکه مهارت زندگی مؤمنانه را بیاموزد؛ مهارت ارتباط با خانواده، تربیت فرزند، کنترل خشم، مواجهه با بحران، مسئولیت اجتماعی، اخلاق حرفهای و حتی سواد رسانهای.
۲. مسجد بهعنوان مرکز گفتوگو
نسل جوان امروز سؤالهای جدی دارد؛ درباره دین، عدالت، آزادی، خانواده، علم، فضای مجازی و آینده خود. مسجد اگر نتواند محل گفتوگوی صادقانه درباره این پرسشها باشد، جوان پاسخ خود را از جای دیگری خواهد گرفت.
بنابراین، مسجد امروز باید از منبر یکطرفه به سمت گفتوگوی عالمانه و اقناعی حرکت کند؛ البته بدون اینکه شأن علمی و دینی خود را از دست بدهد.
۳. مسجد بهعنوان پایگاه حل مسائل اجتماعی
مسجد باید از خود بپرسد: در این محله چند خانواده نیازمند داریم؟ چند سالمند تنها داریم؟ چند جوان با مسئله اشتغال مواجهاند؟ چند خانواده در آستانه طلاق هستند؟ چه تعداد دانشآموز نیازمند حمایت تحصیلیاند؟
اگر مسجد بتواند بخشی از این مسائل را شناسایی و برای آنها شبکهای از خیرین، متخصصان و نیروهای داوطلب ایجاد کند، آنگاه مردم مسجد را نه فقط محل عبادت، بلکه پناهگاه اجتماعی محله خواهند دانست.
۴. مسجد بهعنوان مرکز تولید و انتقال دانش
این کارکرد در تاریخ تمدن اسلامی سابقه جدی دارد. پژوهشهای تاریخی نشان میدهند که مساجد در دورههای طولانی، از مهمترین مراکز آموزش و انتقال دانش بودهاند و حتی علوم متنوعی در محیطهای علمی وابسته به مساجد تدریس میشده است.
امروز نیز میتوان مسجد را به محل نشستهای علمی، حلقههای مطالعه، آموزش سواد رسانهای، گفتوگوی بین نسلی و آموزشهای کاربردی تبدیل کرد.
۵. مسجد و نسل جوان
مهمترین راهبرد، به نظر من، جوانسپاری همراه با هدایت است.
نباید فقط برای جوان برنامه طراحی کنیم؛ باید بخشی از برنامه را با حضور خود جوانان طراحی کنیم.
جوان باید احساس کند مسجد خانه اوست، نه مکانی که صرفاً برای او برنامه برگزار میکند.
برای این منظور چند اقدام عملی پیشنهاد میکنم:
تشکیل هستههای مشورتی جوانان در مساجد؛
ایجاد حلقههای گفتوگوی فکری درباره مسائل روز؛
استفاده از ظرفیت دانشجویان و متخصصان هر محله؛
پیوند مسجد با مدرسه، دانشگاه و خانواده؛
ایجاد گروههای داوطلبانه برای خدمت اجتماعی؛
استفاده هوشمندانه از رسانه و فضای مجازی؛
آموزش ائمه جماعات برای ارتباط مؤثرتر با نسل جدید؛
توجه جدیتر به حضور بانوان و ظرفیتهای تربیتی آنان.
درواقع، مسجد موفق مسجدی نیست که صرفاً جمعیت بیشتری در آن نماز بخوانند؛ مسجد موفق مسجدی است که بتواند انسان مؤمن، آگاه، مسئول و امیدوار تربیت کند.
وظیفه رسانهها در روز جهانی مسجد صرفاً تولید چند خبر و انتشار چند تصویر نیست. رسانه باید دانش عمومی درباره جنایات رژیم صهیونیستی و وضعیت مسجدالاقصی را افزایش دهد.
بسیاری از نسل جوان فریب شبکهها و رسانههایی میخورند که رژیم صهیونیستی را میخواهد یک رژیم صلح دوست نشان دهد و خیلی اطلاعات تاریخی ندارند حتی تفاوت میان مسجدالاقصی، مسجد قبلی و قبهالصخره را بهدرستی نمیدانند. رسانه دینی باید از سطح شعار فراتر رود و تاریخ، جغرافیا، جایگاه قرآنی، میراث فرهنگی و تحولات سیاسی بیتالمقدس را با زبان دقیق و قابل فهم برای مردم تبیین کند.
از سوی دیگر، وضعیت انسانی غزه همچنان نشاندهنده عمق بحران است. گزارشهای سازمان ملل در سال ۲۰۲۶ از ادامه آوارگی گسترده، محدودیت دسترسی به خدمات اساسی، مشکلات آب و بهداشت و تداوم ناامنی برای غیرنظامیان خبر دادهاند.
در چنین شرایطی، جهان اسلام حداقل پنج وظیفه اساسی دارد:
اول؛ حفظ مسئله فلسطین در حافظه عمومی جهان اسلام.
نباید اجازه داد استمرار بحران موجب عادی شدن رنج مردم فلسطین در افکار عمومی شود.
دوم؛ حمایت مؤثر انسانی.
همبستگی اسلامی باید از سطح پیام و شعار به کمکهای پزشکی، غذایی، بازسازی و حمایت از نهادهای انسانی برسد.
سوم؛ پیگیری حقوقی و دیپلماتیک.
کشورهای اسلامی باید از ظرفیتهای حقوق بینالملل، سازمانهای بینالمللی و سازوکارهای دیپلماتیک برای حفاظت از اماکن مقدس و حقوق مردم فلسطین استفاده کنند.
چهارم؛ مقابله با تحریف تاریخی و اطلاعات نادرست.
جنگ امروز فقط جنگ میدان نیست؛ جنگ روایتها و اطلاعات نیز هست. بنابراین باید تاریخ بیتالمقدس با اسناد معتبر و زبان علمی برای نسل جدید روایت شود.
پنجم؛ تبدیل روز جهانی مسجد به روز وحدت و مسئولیت.
اگر روز جهانی مسجد فقط به برگزاری مراسم در مساجد محدود شود، بخش مهمی از فلسفه آن مغفول مانده است. این روز باید فرصتی باشد برای اینکه مسلمانان درباره نسبت خود با مسجد، جامعه، امت اسلامی و مسئله فلسطین دوباره بیندیشند.
در نهایت، به نظرم مهمترین پیام روز جهانی مسجد این است که مسجد نباید از جامعه جدا شود و جامعه اسلامی نیز نباید نسبت به سرنوشت مسجدالاقصی بیتفاوت باشد
انتهای پیام