سفر به کربلا برای «عمار محمدینژاد» یک زیارت معمولی نبود، او رفته بود تا پس از ۳۰ سال مجاهدت، سند شهادتش را از بینالحرمین بگیرد. هیچکس نفهمید در آن خلوت ششگوشه میان او و ارباب چه گذشت که دقیقاً یک هفته بعد از بازگشت، قرعه وصال به نامش افتاد و مسافر همیشگی نینوا شد.