گروه اجتماعی: زندگى سراسر افتخار حضرت فاطمه(ع) سرمشق جامعى براى همه زنان بافضيلت است زيرا كه در وجود ايشان عفت، فضيلت و پرهيزكارى مافوق تصورى تركيب يافته و يك بانوى ملكوتى و آسمانى با عالیترين سجاياى انسانى پديد آمده است.
شهادت بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه(ع) نيز خود فرصتی برای بيان شخصيت و زندگی ايشان است، وی بانوى نمونه، دختر نمونه، همسر نمونه، مادر نمونه و بالاخره انسان نمونه است كه بايد همه بانوان فضيلت طلب، درس انسانيت، و آئين همسردارى و شيوه تربيت اولاد را در مكتب وى بياموزند.
ايشان فكر بلند، ايمان راسخ، تقوا و شجاعت بىنظيرى را كه از پدر عاليقدرش به ارث برده بود، همه را به صورت سرمايههاى نفيس و پرارجى به فرزندانش منتقل نمود، او شخصيت و عظمت زن را در تجملات زندگى و جامههاى رنگارنگ نمىدانست، بلكه برترين زينت زن را در عفت، عصمت و تربيت فرزندان شايسته جستجو مىكرد و صفاى خانه را در فرشهاى گرانقيمت و كاخهاى سر به فلك كشيده جستجو نمىكرد، كه از تجملات و تشريفات پر زرق و برق به شدت برحذر بود.
حضرت فاطمه(ع) با زندگى ساده و سراسر فضيلتش ثابت كرد كه يك زن مىتواند تمام افتخارات انسانى را به دست آورد و در عين حال شيوه زندگىاش سرمشق همه مادران و همسران جهان باشد نام پرافتخار ايشان با خطوط زرين بر تارك صفحات طلائى ثبت شده و براى هميشه زينت بخش آن خواهد بود.
حضرت فاطمه(ع) در نزد مسلمانان برترين و والامقامترين بانوی جهان در تمام قرون و اعصار است و اين عقيده برگرفته از مضامين احاديث نبوی است، علو مقام حضرت فاطمه(ع( تنها محدود به عصر حيات آن بزرگوار نيست و در تمام اعصار جريان دارد بنابراين شناخت زندگی و تمام لحظات حيات ايشان از ارزش بسيار برخوردار است چرا كه آدمی با دقت و تأمل در آن میتواند به عاليترين رتبههای روحانی نائل گردد.
از سوی ديگر با مراجعه به قرآن كريم درمیيابيم كه آيات متعددی در بيان شأن و مقام حضرت فاطمه(ع( نازل گرديده است كه از آن جمله میتوان به آيه تطهير، آيه مباهله، آيات آغازين سوره دهر، سوره كوثر و... اشاره نمود كه خود تأكيدی بر مقام عميق آن حضرت در نزد خداوند است.
نام مبارك آن حضرت، فاطمه(ع) است و از برای ايشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صديقه، طاهره، مباركه، بتول، راضيه، مرضيه، نيز ذكر شده است. فاطمه در لغت به معنی بريده شده و جدا شده و علت اين نامگذاری بر طبق احاديث نبوی، آنست كه پيروان حضرت فاطمه زهرا(ع) به سبب او از آتش دوزخ بريده، جدا شده و بركنارند و زهرا نيز به معنای درخشنده است و از امام صادق(ع) روايت شده است كه چون دخت پيامبر در محرابش میايستاد (مشغول عبادت میشد)، نورش برای اهل آسمان میدرخشيد؛ همانطور كه نور ستارگان برای اهل زمين میدرخشد.
حضرت فاطمه(ع) در سال پنجم پس از بعثت(2) و در روز 20 جمادی الثانی در مكه به دنيا آمد. چون به دنيا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: شهادت میدهم كه جز خدا، الهی نيست و پدرم رسول خدا و آقای پيامبران است و شوهرم سرور اوصياء و فرزندانم سرور نوادگان میباشند.
اين بانوی بزرگوار با آن همه فضيلت، همسری نيكو برای امير مؤمنان بود تا جايی كه روايت شده هنگامی كه حضرت علی(ع) به حضرت فاطمه(ع) مینگريست، غم و اندوهش زدوده میشد. ايشان هيچگاه حتی اموری را كه میپنداشت امام علی(ع) قادر به تدارك آنها نيست، از او طلب نمینمود.
رسول اكرم(ص)، بارها و بارها حضرت فاطمه(ع) را ستود و از او تجليل نمود در مواقع بسياری میفرمود: «پدرش به فدايش باد» و گاه خم میشد و دست او را میبوسيد به هنگام سفر از آخرين كسی كه خداحافظی مینمود، حضرت فاطمه(ع) بود و به هنگام بازگشت به اولين محلی كه وارد میشد، خانه او بود.
از طرفی ديگر، قرآن كريم پيامبر(ص) را از هر سخنی كه منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و به صراحت بيان میدارد كه هر چه پيامبر میفرمايد، سخن وحی است پس میتوان دريافت كه اين همه تجليل و ستايش از حضرت فاطمه(ع) علتی ماورای روابط عاطفی مابين پدر و فرزند دارد.
با وفات پيامبر اكرم(ص)، حضرت فاطمه(ع) غرق در سوگ و ماتم شد از يك طرف نه تنها پدر او بلكه آخرين فرستاده خداوند و ممتازترين مخلوق او، از ميان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود و هم او كه در وجود خويش برترين مكارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظيم، توسط خداوند ستوده شده بود.
سرانجام حضرت فاطمه(ع) بر اثر شدت ضربات و لطماتی كه به او بر اثر هجوم به خانهاش و وقايع پس از آن وارد گشته بود، بيمار گشت و در بستر بيماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمیخاست و كارهای خانه را انجام میداد و گاه به سختی و با همراهی اطفال كوچكش، خود را كنار تربت پيامبر(ص) میرساند و يا كنار مزار حمزه عموی پيامبر (صلی الله عليه و آله و سلم) و ديگر شهدای احد حاضر میگشت و غم و اندوه خود را بازگو مینمود.
در ايام بيماری حضرت فاطمه(ع) روزی امام علی(ع) را فراخواند و آن حضرت را وصی خويش قرار داد و به آن حضرت وصيت نمود كه پس از وفاتش حضرت را شبانه غسل دهد و شبانه كفن نمايد و شبانه دفن كند و احدی از كسانی كه در حق او ستم روا داشتهاند، در مراسم تدفين و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.
سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال يازدهم هجری فرا رسيد حضرت فاطمه(ع) آب طلب نموده و به وسيله آن بدن مطهر خويش را شستوشو داد و غسل نمود سپس جامهای نو پوشيد و در بستر خوابيد و پارچهای سفيد به روی خود كشيد؛ چيزی نگذشت كه دخت پيامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ايشان، دنيا را ترك نموده و به شهادت رسيد در حاليكه از عمر مباركش بنا بر مشهور، 18 سال بيشتر نمیگذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در اين دنيا زندگی نمود.
مردم مدينه پس از آگاهی از شهادت حضرت فاطمه(ع) در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشييع و تدفين ايشان بودند اما اعلام شد كه تدفين حضرت فاطمه(ع) به تأخير افتاده است لذا مردم پراكنده شدند. هنگامی كه شب فرا رسيد و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی(ع) بنا بر وصيت حضرت فاطمه(ع) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج ديده همسر خويش پرداخت و سپس او را كفن نمود.
هنگامی كه از غسل دادن این بانوی بزرگ فارغ شد، به امام حسن و امام حسين(ع) امر فرمود: تا عدهای از صحابه راستين رسول خدا(ص) را كه البته مورد رضايت حضرت فاطمه(ع) بودند، خبر نمايند تا در مراسم تدفين آن بزرگوار شركت كنند پس از حضور آنان، امير مؤمنان بر فاطمه(ع) نماز گزارد و سپس در ميان حزن و اندوه كودكان خردسالش كه مخفيانه در فراق مادر جوان خويش گريه مینمودند، به تدفين حضرت فاطمه(ع) پرداخت.
يادداشت از: ليلا شهمراد