روز پنج شنبه، سی و سه نفر از والدين شهدا در اين بخش مراقبتهای ويژه مغزی بستری بودند كه حضرت آقا در كنار تخت تكتك اين عزيزان حاضر شدند و با آنها ملاقات كردند و حضرت آقا دست نوازش به سر اين عزيزان میكشيدند و ياد و خاطره شهدايشان را گرامی میداشتند و دعا میكردند كه «انشاالله خداوند، شهيد شما را با پيغمبر صلواتاللهعليهوآله محشور كند».
گروه سياسی: روز پنج شنبه، سی و سه نفر از والدين شهدا در اين بخش مراقبتهای ويژه مغزی بستری بودند كه حضرت آقا در كنار تخت تكتك اين عزيزان حاضر شدند و با آنها ملاقات كردند و حضرت آقا دست نوازش به سر اين عزيزان میكشيدند و ياد و خاطره شهدايشان را گرامی میداشتند و دعا میكردند كه «انشاالله خداوند، شهيد شما را با پيغمبر صلواتاللهعليهوآله محشور كند».
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله العظمی خامنهای، دكتر پيرحسين كوليوند مدير بيمارستان خاتمالأنبياء، روايتی از حضور رهبر معظم انقلاب در بخش آی.سی.يوی والدين شهدا در اين بيمارستان بيان كرده است كه به شرح ذيل است:
ساعت شش و نيم عصر پنج شنبه بود كه مطلع شديم حضرت آيتالله خامنهای سرزده و بدون اطلاع قبلی به بيمارستان خاتمالأنبياء تشريف آوردهاند. ايشان در بخش آی.سی.يو حضور يافتند و در ابتدا با حضرت آيتالله طاهری خرمآبادی ملاقات كردند. سپس به عيادت بيمارانی كه در بخش آی.سی.يوی ويژهی والدين شهدا بستری بودند رفتند و با آنها گفتوگو كردند. در نهايت مجدداً دقايقی از آيتالله طاهری عيادت كردند و با دعای خير برای كاركنان و پرستاران و ديگر عوامل، بيمارستان را ترك كردند.
عيادت از آيتالله طاهری خرم آبادی
وقتی كه حضرت آقا تشريف آوردند آيت الله طاهری هوشياريشان خيلی بالا نبود و در ابتدا متوجه حضور رهبر انقلاب نشدند. آقا آمدند كنار تخت و دست نوازش به سر و صورت آقای طاهری كشيدند و سلام كردند. دو فرزند آيتالله طاهری خرم آبادی هم در بيمارستان حضور داشتند و در مورد وضعيت آقای طاهری با رهبر انقلاب صحبت كردند. حضرت آقا از فرزند آقای طاهری پرسيدند چند روز است كه ايشان به اين وضعيت هستند و چطور شد كه اين اتفاق افتاد. آقازادهی آقای طاهری هم از وضعيت درمانی پدرشان گزارش مختصری ارائه كرد. بعد از اينكه رهبر انقلاب چند دقيقهای در كنار تخت آيتالله طاهری با فرزندان ايشان صحبت كردند فرمودند كه ما يك سری هم به بقيه بيمارانی كه در اين بخش بستری هستند ميزنيم و دوباره برمیگرديم اينجا.
بعد از اينكه حضرت آقا به ديدار والدين شهدای بستری در آی.سی.يو رفتند و سپس دوباره به بالای سر آيتالله طاهری بازگشتند، آقای طاهری كاملا چشمهايشان را باز كرده بودند و متوجه حضور حضرت آقا شدند. آقا هم دوباره سلام و احوالپرسی كرده و برای ايشان آرزوی شفا نمودند.
ماجرای تأسيس آی.سی.يو ويژهی والدين شهدا
سه سال پيش بود كه حدود نيمه شب پدر شهيدی را به اورژانس آوردند كه به تخت خالی احتياج داشت و بايد در بخش مراقبتهای ويژه بستری میشد. اما ما حتی تخت عادی خالی هم نداشتيم. با همكارانم در ديگر بيمارستانها تماس گرفتم و بالاخره يك جای خالی در آی.سی.يوی يكی از بيمارستانها هماهنگ شد. به آنها گفتم كه شما به فلان بيمارستان برويد و فردا كه در اينجا تخت آی.سی.يو خالی شد من هماهنگ میكنم كه با آمبولانس به اين بيمارستان بياييد.
فردا صبح تخت خالی شد و من تماس گرفتم كه آن پدر شهيد عزيز برگردد ولی با خبر شدم كه متاسفانه به رحمت خدا رفته است. اين ماجرا ما را تحت تاثير قرار داد. در آن زمان در اين طبقه آی.سی.يو فعلی قرار بود كه تالار همايش ساخته شود. اين تصميم را تغيير داديم و بنا گذاشتيم يك بخش مراقبتهای ويژهی مجهز ايجاد كنيم و فقط و فقط آن را به والدين شهدا اختصاص دهيم.
ما مديون اين بزرگواران هستيم و حتی اگر جانمان را هم بگذاريم در اين زمينه كم گذاشتهايم و نبايد اينها دغدغههای اينچنينی داشته باشند؛ لذا ما به سرعت اين بخش را ايجاد و از نظر تجهيزات، فضا، پرسنل و پزشك بهترينها را انتخاب كرديم و الحمدلله جواب هم گرفتيم. روز ولادت حضرت رسول اعظم صلواتاللهعليهوآله هم اين بخش افتتاح شد.
هماكنون اين بخش يكی از بزرگترين بخشهای آی.سی.يو يا مراقبتهای ويژهی منطقه است و از نظر تجهيزات و امكانات و نوع بيماران، كه همه خانواده شهيد هستند تقريبا در منطقه منحصر بهفرد است و اميدواريم اين نوع خدمترسانی به والدين شهدا، الگويی شود برای ديگر مراكز خدمات درمانی در سطح كشور.
من حس ميكنم اين آی.سی.يو به خاطر حضور اين همه پدر و مادر شهيد قطعهای از بهشت است.
ملاقات با والدين شهدا
روز پنج شنبه، سی و سه نفر از والدين شهدا در اين بخش مراقبتهای ويژه مغزی بستری بودند كه حضرت آقا در كنار تخت تكتك اين عزيزان حاضر شدند و با آنها ملاقات كردند. به دليل مشكلات مغزی اين بيماران، عدهای از آنها بیهوش بودند و آنهايی كه تقريبا بيدار بودند با حضرت آقا گفتوگوی مختصری انجام میدادند. حضرت آقا دست نوازش به سر اين عزيزان میكشيدند و ياد و خاطره شهدايشان را گرامی میداشتند و دعا میكردند كه «انشاالله خداوند، شهيد شما را با پيغمبر صلواتاللهعليهوآله محشور كند». برخی از بيمارانی هم كه به دليل قرارداشتن دستگاه تنفس مصنوعی در دهانشان نمیتوانستند صحبت كنند، با اشاره، به سخنان رهبر انقلاب پاسخ میدادند.
وقتی پرستاران هر تخت بيماری را معرفی میكردند و حضرت آقا متوجه میشدند كه آن بيمار دو شهيد در راه خدا تقديم كرده است با محبت بيشتری با آنها احوالپرسی میكردند و لحظات بيشتری در كنار آنها بودند.
يكی از بيماران، پدر دو شهيد بود كه از حضرت آقا بسيار تشكر كرد و خوشامد گفت. اشك شوق از چشمانش جاری شده بود و عرض كرد «آقای خامنهای من رو دعا كنيد». حضرت آقا هم فرمودند كه ما شما رو دعا ميكنيم، شما هم ما رو دعا كنيد.
ارائه گزارش به رهبر انقلاب دربارهی وضعيت بيمارستان و رؤيايی دربارهی شهدا
در هنگام ملاقات گزارش كوتاهی از وضعيت رسيدگی به والدين شهدا در آی.سی.يو، وضعيت تخصصی بيمارستان و فعاليتهای جانبی فرهنگی برای بيماران را خدمت رهبر انقلاب ارائه كردم.
به ايشان عرض كردم كه من قبل ازعيد داشتم از آی.سی.يوی والدين شهدا بازديد میكردم، ديدم كه همكاران دارند يكی از والدين شهدا را حمام میكنند (پرستاران عزيز اين بيماران را هر دو - سه روز يكبار حمام میكنند). وقتی اين صحنه را ديدم خيلی خوشحال شدم كه پرستاران ما اينگونه مؤمنانه وظايفشان را انجام میدهند. شب خواب ديدم كه دارم بخش را بازديد میكنم در حالی كه شهدا كنار تخت والدينشان ايستادهاند و نظارهگر زحمت پرستارانند. طوری به ما نگاه میكردند كه انگار همديگر را میشناختيم. ما با شهدا سلام و احوالپرسی كرديم و آنها هم با ما مصافحه كردند و دست دادند طوری كه در همان عالم رويا، گرمای دستشان را حس میكرديم. يكی از اين شهدايی كه كنار تخت ايستاده بود رو كرد به من و گفت دستتان درد نكند، شما خيلی زحمت ما را میكشيد. بنده وقتی اين رويا و زحمات پرستاران متعهد بيمارستان را خدمت آقا تعريف كردم، ايشان فرمودند «خوش به سعادت شما، واقعيت هم همين است». بعد هم پرستاران را چندبار دعا كردند.
توفيق بزرگ
«خداوند شما را موفق بدارد. خدمت به اين عزيزانی كه اينجا هستند توفيق بزرگی است از سوی خدا»؛ رهبر انقلاب اين دو جمله را هنگامی كه ملاقاتشان از والدين شهدا و آيتالله طاهری خرمآبادی به پايان رسيد، خطاب به مسئولان بيمارستان كه آنجا حضور داشتند، فرمودند و حوالی غروب بود كه بيمارستان را ترك كردند.